به گردو خوش آمدید

مایکل جکسون

سه شنبه 25 مهر 1391
11:30
alihoveida

 

زادروز:

محل تولد:

۲۹ آگوست ۱۹۵۸
۷ شهریور ۱۳۳۷
گری، ایندیانا، آمریکا

درگذشت:

محل مرگ:

۲۵ ژوئن ۲۰۰۹
۴ تیر ۱۳۸۸ (۵۰ سال)
لس‌آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا
علت مرگ: سکته قلبی بر اثر تزریق بالای داروی بی‌هوشی پروپوفول
آرامگاه: غرب لس‌آنجلس و در گورستان «فارست لاون»
محل زندگی مزرعه نورلند واقع در سنتا باربارا، کالیفرنیا (۱۹۸۸ تا ۲۰۰۵)
ملیت Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
نژاد آمریکایی آفریقایی‌تبار
پیشه

خواننده، موسیقی‌دان، ترانه‌سرا،آهنگ‌ساز، رقصنده، طراح

رقص،بازیگر، شاعر، نویسنده، نقاش،سرگرمی‌ساز، بازرگان،

 کارآفرین،نیکوکار، فعال حقوق بشر، تنظیم کننده، تاجر

سال‌های فعالیت ۱۹۶۴-۱۹۸۴ (گروه جکسون ۵)
۱۹۷۱-۲۰۰۹ (تک‌خوان)
سبک پاپ، آر اند بی، راک، سول،الکترونیک، دنس، فانک و...
قد ۱۷۸ سانتی‌متر[۱]
وزن ۶۱٫۷ کیلوگرم در هنگام مرگ
لقب سلطان پاپ
دین مسیحی
مذهب شاهدان یهوه
همسر لیزا پریسلی (۱۹۹۴ - ۱۹۹۶)
دبی رو (۱۹۹۶ - ۱۹۹۹
فرزندان پرنس جکسون
پاریس جکسون
بلنکت جکسون
والدین جوزف جکسون (پدر)
کاترین جکسون (مادر)
خویشاوندان جانت جکسون
گفتاورد

«اگر کسی بر ضد یک شخصیت جز آنچه که قابل اثبات بود نمی‌گفت،

تاریخ را نمی‌شد نوشت»

جایزه‌ها ۳۹۲ جایزه (بیشتر از هر هنرمند دیگری در طول تاریخ) از جمله:
۲۴ رکورد در 
کتاب گینس
۱۸ 
جایزهٔ گرمی
 
امضا امضا مایکل جکسون
 
وبگاه michaeljackson.com
 
مایکل جوزف جکسون (به انگلیسیMichael Joseph Jackson) (زاده: ۲۹ اوت ۱۹۵۸ – درگذشت: ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹خواننده، موسیقی‌دان،ترانه‌سرا، آهنگ‌ساز، تهیه‌کننده، رقصنده، طراح رقص، بازیگر، شاعر، نویسنده، نقاش، سرگرمی‌ساز، بازرگان، کارآفرین، نیکوکار و فعال حقوق بشراهل آمریکا بود. او با نام پادشاه پاپ (King of Pop) و ام جی (MJ) نیز معروف بود.[۱]
او از ۵ سالگی وارد صنعت موسیقی شد و به مدت ۴۶ سال فعالیت کرد. جکسون، بیتلز و الویس پریسلی با اختلاف بسیار زیاد از دیگر هنرمندان،پرفروش‌ترین هنرمند جهان هستند. در سال ۲۰۰۶ کتاب رکوردهای جهانی گینس، رکورد موفق‌ترین سرگرمی‌ساز و صحنه‌گران تاریخ را به نام مایکل جکسون ثبت کرد.[۲]
جکسون در طول ۴۶ سال دوران فعالیتش، ۱۰ آلبوم استودیویی منتشر کرد که ۵تایشان جزء پرفروش‌ترین آلبوم‌های جهان هستند. او تنها هنرمندی‌است که این تعداد آلبوم پرفروش دارد. همچنین آلبوم تریلر او که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، با فروش بیش از ۱۱۰ میلیون نسخه در جهان، پرفروش‌ترین آلبوم تاریخ است.[۳]
طبق بررسی‌های تالار مشاهیر راک اند رول، کتاب گینس، مجلهٔ وینتی فیر و چندی از منابع دیگر، مایکل جکسون محبوب‌ترین هنرمند تاریخ در صنعت نمایش، مشهورترین انسان مَرد تاریخ، نیکوکارترین ستارهٔ پاپ و پرجایزه‌ترین هنرمند جهان است.[۴][۵] او بیشتر ثروت خود را برای انجام کارهای نیکوکارانه خرج کرد و ۲ بار نیز نامزد جایزهٔ صلح نوبل شد؛ یکی در سال ۱۹۹۸ و دیگری در سال ۲۰۰۳. سازمان یونیسف آمریکا نیز از جکسون به عنوان بزرگ‌ترین بشردوست جهان نام می‌برد.[۶]
مایکل در طول عمرش به نمادی فرهنگی و جزئی از فرهنگ عامهٔ مردم جهان تبدیل شد. سبک منحصربه‌فرد او در موسیقی، رقص، آواز و مُـد، هنرمندان بی‌شماری همانند مدونا و بریتنی اسپیرز را در ۳۰ سال اخیر تحت تأثیر قرار داده و همچنان نیز در حال خط دادن به هنرمندان نوظهور همانند لیدی گاگا و جاستین بیبر است. با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او، همچون ظاهر در حال تغییر، رفتار و شایعات پیرامونش سبب ایجاد جنجال‌های غرض ورزانه‌ای از سمت رسانه‌ها شد که به چهرهٔ مردمی او صدمه زد. از اتهامات معروفی که به وی زده شده‌است می‌توان به ۲ اتهام کودک‌آزاری یکی در سال ۱۹۹۳ و دیگری در سال ۲۰۰۵ اشاره کرد که در هر دو مورد بی‌گناه شناخته شد.
او در اواسط سال ۲۰۰۹ بر اثر تزریق بیش از حد داروی قوی بی‌هوشی پروپوفول توسط دکترش، در سن ۵۰ سالگی درگذشت. پس گذشت ۲ سال از مرگ مایکل جکسون، دکتر او به ۴ سال حبس در زندان به خاطر قتل غیرعمد جکسون محکوم شد.[۷]
 
زندگی نامه 
۱۹۵۸ تا ۱۹۷۵: کودکی و آغاز فعالیت هنری با گروه جکسون فایو 

خانهٔ دوران کودکی جکسون در شهر گَری، ایالت ایندیانا، تقاطع خیابان «جکسون ۲۳۰۰» و بلوار «خانواده جکسون».
 
 
مایکل جوزف جکسون در تاریخ ۲۹ اوت ۱۹۵۸ (‎۷ شهریور ۱۳۳۷) در شهر صنعتی گَری در ایالت ایندیانا،آمریکا (نزدیک شیکاگو) و در خانواده‌ای از طبقهٔ کارگر و تهی‌دست زاده شد.[۸] نام پدرش، جوزف و مادرش، کاترین بود. او هفتمین فرزند از ۹ فرزند خانواده جکسون بود.[۹] جوزف، پدر خانواده، در استخدام معدن آهن بود و اغلب با برادرش به اجرا در کافه‌ها و دیسکوهای شهر گَری می‌پرداخت و اغلب در خانه و جلوی چشمان فرزندانشان تمرین می‌کردند.[۸] مادر مایکل بسیار مذهبی بود و فرزندانش را با باورهای سختگیرانهٔ فرقهٔ شاهدان یهوه از دین مسیحیت تربیت می‌کرد.[۱۰] خانوادهٔ ۱۱ نفری جکسون، در یک خانهٔ کوچک دو اتاق خوابه زندگی می‌کردند.[۱۱]

تصویری از اولین ویژه‌برنامهٔ جکسون فایو در سال ۱۹۷۱. (مایکل در وسط است)

 

مایکل استعدادش در موسیقی را خیلی زود بروز داد. او در سن ۵ سالگی در حضور همکلاسی‌ها و مردم به مناسبت مختلف اجرا می‌کرد و موجب تعجب همگان می‌شد. در سال ۱۹۶۴ و زمانی که مایکل تنها ۶ سال داشت، به عنوان خوانندهٔ پس‌زمینه به گروه برادران جکسون پیوستند. او در ۸ سالگی (سال ۱۹۶۶) در مقام خواننده و رقصندهٔ اصلی این گروه قرار گرفت. در همین زمان، برادران جکسون نام گروه را بهجکسون فایو تغییر دادند.[۸][۱۲]
برادران جکسون هر روز پس از بازگشت از مدرسه، به دستور پدرشان به تمرین‌های سخت می‌پرداختند. مایکل از همان دوران خردسالی مورد رفتار تند پدرش قرار داشت. او کار بی‌وقفه، شلاق و کلمات رکیک را تحمل می‌کرد. جوزف اغلب مچ‌گیری می‌کرد و یا فرزندان پسر را به دیوار فشار می‌داد.[۱۳] این سوء استفاده‌ها از مایکل، زندگی‌اش در بزرگسالی را تحت شعاع خود قرار داد.[۱۴]
جکسون فایو از ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ (۸ سالگی تا ۱۰ سالگی مایکل) در سطح وسیعی از ایالت‌های غرب میانه آمریکا به اجرای برنامه پرداخت. آن‌ها مکرراً در جایی اجرا می‌کرند که اغلب مقدمه‌ای برای شروع استریپ تیزها (رقص‌های برهنه) و نمایش‌های جنسی مربوط به بزرگسالان بود. در سال ۱۹۶۸ (۹ سالگی مایکل) رئیس شرکت موتاون رکوردز با مشاهدهٔ استعداد این گروه با آن‌ها قرارداد بست. در سال ۱۹۶۹ (۱۱ سالگی مایکل) ۴ تک‌آهنگ جکسون فایو پشت‌سرهم در آمریکا شماره یک شدند و رکوردی به نام آن‌ها ثبت شد. مایکل از سال ۱۹۷۲ (۱۴ سالگی)، در کنار فعالیت در گروه، حرفهٔ انفرادی خود را نیز آغاز کرد. او از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵، ۴ آلبوم استودیویی تک‌نفره منتشر کرد و حتی نامزد یک جایزه اسکار هم شد.[۱۵] جکسون فایو در سال ۱۹۷۵ از شرکت نشر موسیقی موتاون رکوردز به سی‌بی‌اس رکوردز نقل مکان کردند.[۱۶] گروه همچنان به اجراهای بین‌المللی خود ادامه می‌داد و از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۴ (از ۱۵ تا ۲۴ سالگی مایکل) شش آلبوم استودیویی دیگر منتشر کرد. در همین مدت، مایکل ترانه‌سرای اصلی جکسونز بود.
مایکل در این دوران به بلوغ رسید و او از تغییرات صورت و ظاهرش ناراضی بود. به همین دلیل رژیم غذایی خود را تغییر داد و گیاه‌خوار شد.
 
۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱: آلبوم غیر معمول 
 
 
در سال ۱۹۷۸، مایکل در فیلمی موزیکال به نام ویز در نقش یک مترسک ظاهر شد. موسیقی این فیلم توسط کوئینسی جونز، یکی از بزرگ‌ترین تهیه‌کنندگان آثار موسیقی جهان تنظیم شده بود. اما فروش این فیلم در گیشه یک فاجعه بود و موفقیتی به‌دست نیاورد. کوئینسی در مدت ساخت این فیلم به مایکل پیوست و تهیه‌کنندگی پنجمین آلبوم استودیویی او با نام غیر معمول را به دست گرفت.[۱۷]
در سال ۱۹۷۹، بینی مایکل در یکی از تمرینات پیچیدهٔ رقص شکست. جراحی بینی‌ای که در نتیجهٔ این حادثه انجام شد موفقیت‌آمیز نبود و مایکل از مشکلات تنفسی که می‌توانست فعالیت حرفه‌ای او را تحت تأثیر قرار دهد رنج می‌برد. او در اواسط دههٔ ۱۹۸۰ به دکتر استیو هوفلین معرفی شد که دومین جراحی بینی را برای او انجام دهد.[۱۸]
کوئینسی جونز و مایکل با همدیگر تهیه‌کنندگی آلبوم غیر معمول را بر عهده گرفتند. ترانه‌سرایان این آلبوم، مایکل، راد تمپرتون، استیو واندر و پل مک‌کارتنی (عضو اصلی بیتلز) بودند. غیر معمول در سال ۱۹۷۹ منتشر شد و به اولین آلبومی تبدیل شد که چهار تک‌آهنگ آن، در بین ۱۰ اثر برترِ جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد (تک‌آهنگ‌های آمریکا) قرار گرفت.[۱۹][۲۰] ۳ سال بعد و با انتشار آلبومتریلر، مایکل با داشتن ۷ تک‌آهنگ در بین ۱۰ اثر برتر جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد آمریکا، رکورد خود را می‌شکند. آلبوم غیر معمول رتبهٔ سوم را در جدول بیلبورد ۲۰۰ به‌دست آورد و در مدت ۳ سال و با فروش ۷ میلیون نسخه به پرفروش‌ترین آلبوم یک هنرمند سیاه‌پوست که تا آن زمان در جهان منتشر شده بود تبدیل شد. تا سال ۲۰۰۸ بیش از ۲۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیده‌است و آن را به یکی از پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی جهان تبدیل کرده‌است.[۲۱][۲۲]
انتشار این آلبوم با دریافت تعدادی جایزه از مراسم‌های معتبر موسیقی همانند یک جایزهٔ گرمی همراه بود اما با این حال، مایکل از دستاورد این آلبوم ناراضی بود و بر این باور بود که این آلبوم می‌بایست تأثیر بسیار فراتری می‌گذاشت. او احساس می‌کرد که صنعت موسیقی به او اهمیت نمی‌دهد. در سال ۱۹۸۰ زمانی که جکسون به روزنامه‌نگار مجلهٔ رولینگ استون گفت که اگر مایل هستند، تصویرش را برروی مجلهٔ‌شان چاپ کنند؛ با جواب منفی آن شخص مواجه شد و روزنامه نگار به او گفت: «من بارها و بارها گفتم، اگر عکس سیاه‌پوستان روی مجله‌ها چاپ بشه، فروش نمی‌ره». جکسون هم در جواب گفت: «صبر کن. روزی می‌رسه که همین روزنامه‌ها می‌یان و از من درخواست مصاحبه می‌کنن. شاید اون روز این کار رو انجام بدم. شایدم نه».[۲۳] به همین دلیل او مصمم شد که با انتشار آلبوم بعدی‌اش، به نقطه‌ای فراتر از انتظارات دیگران دست یابد.[۲۴]
نگاه کن؛ آلبوم بعدی را که من منتشر خواهم کرد. فقط نگاه کن... به آن‌ها نشان خواهم داد.[۲۴]
 
۱۹۸۲ تا ۱۹۸۳: آلبوم تریلر 
 
 
در برخی مواقع، فروش تریلر مثل یک کالای لوکس نیست، بلکه همانند یک کالای ضروری در هر خانه‌ای پیدا می‌شود ... تریلر احتمالاً شنیده شده‌ترین ضبط تمام تاریخ است.
جی. رندی تارابورلی، زندگی‌نامه‌نویس و خبرنگار.[۲۵]
در سال ۱۹۸۲، جکسون با همراهی استیون اسپیلبرگ، کتاب گویای ئی.تی. موجود فرازمینی را برای فیلمی علمی-تخیلی با همین نام تهیه نمود که در سال ۱۹۸۴ جایزهٔ گرمی «بهترین ضبط برای کودکان» را برای مایکل به ارمغان آورد.[۲۶] در همان ماه انتشار این کتاب گویا، مایکل ششمین آلبوم استودیویی خود با نام تِریلِر را منتشر کرد. تریلر تبدیل به جزئی از فرهنگ عامهٔ جهان و به خصوص آمریکا شد.[۲۷][۲۸] تریلر در سال اوّل انتشارش، بیش از ۲۵ میلیون کپی در جهان فروش داشت و در ۷ فوریه ۱۹۸۴ به پرفروش‌ترین آلبوم جهان در تمام دوران‌ها تبدیل شد و نامش درکتاب رکوردهای گینس ثبت شد.[۲۹]

تام کروز

سه شنبه 25 مهر 1391
11:9
alihoveida

 


نام اصلی توماس "تام" کروز ماپوتر چهارم
زمینه فعالیت سینما
ملیت Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
تولد ۳ ژوئیهٔ ۱۹۶۲ ‏(۵۰ سال)
سیراکیوز، نیویورک
پیشه بازیگر، تهیه کننده
سال‌های فعالیت ۱۹۸۱ تا کنون
همسر(ها) میمی راجرز (۱۹۹۰-۱۹۸۷)
نیکول کیدمن (۲۰۰۱-۱۹۹۰)
کیتی هلمز (۲۰۱۲-۲۰۰۶)
وب‌گاه رسمی www.tomcruise.com

 توماس "تام" کروز ماپوتر چهارم (به انگلیسیThomas Cruise Mapother IV) (زاده ۳ ژوئیه ۱۹۶۲) هنرپیشه و تهیه کننده سرشناس آمریکایی است.

زندگینامه 
 
تام کروز در سیراکیوز از شهرهای مرکزی ایالت نیویورک آمریکا به دنیا آمد. نام کامل وی توماس کروز ماپوتر چهارم Thomas Cruise Mapother IV است.
پدرش مهندس برق و مادرش معلم بود. خانواده آنها در اصل ریشه‌ای آلمانی، انگلیسی و ولزی دارند. تام دارای سه خواهر است که ماریان ، لی آن و کاس نام دارند. لی آن کار تبلیغات تام کروز را بر عهده دارد [۱].
زندگی آنها در مکان ثابتی نبود و خانواده آنها به شهرهای گوناگونی مهاجرت کردند. بنابر گفته تام کروز، وی تا به پایان رساندن دوره دبیرستان، در پانزده مدرسه مختلف درس خواند [۲]. تام دوازده ساله بود که والدینش از هم جدا شدند. وی و خواهرش تحت سرپرستی مادرشان قرار گرفتند و در سالهای بعد در شهرهای گوناگونی ساکن شدند. تام مدتی آموزش مذهبی دید و قصد داشت کشیش شود اما از این کار رویگردان شد و در نهایت در سال ۱۹۸۰ از دبیرستانی در نیوجرسی فارغ التحصیل شد.
تام کروز در سال ۱۹۸۷ با میمی راجرز هنرپیشه آمریکایی ازدواج کرد. میمی باعث آشنایی او با آئین مذهبی ساینتولوژی شد. این زوج در سال ۱۹۹۰ از هم جدا شدند. در همین سال به هنگام بازی در فیلم «روزهای تندر» با نیکول کیدمن بازیگر استرالیایی آشنا شد و مدتی بعد با وی ازدواج کرد. این ازدواج یازده سال دوام یافت. این زوج سرشناس، جذاب و محبوب، تا سالها از سرشناسترین زوجهای هالیوود به شمار می‌آمدند. آنها دو کودک را به فرزندی پذیرفتند. در سال ۲۰۰۱ در حالی که نیکول سه ماهه باردار بود از یکدیگر جدا شدند که موجب شد نیکول کودک مذکور را سقط کند. برخی نیز معتقدند دلیل جدایی وی از نیکول ناتوانی نیکول کیدمن در بچه دار شدن بوده است [۳].
 
وی تا سال ۲۰۰۴ با پنه‌لوپه کروز بازیگر اسپانیایی ارتباط داشت. در سال ۲۰۰۵ با کیتی هولمز بازیگر آمریکایی آشنا شد و مدتی بعد بر فراز برج ایفل به وی پیشنهاد ازدواج داد. مراسم عروسی آنها در دسامبر ۲۰۰۶ در براچیانو ایتالیا برگزار شد. این زوج هنری به اختصار با عنوان تام کت نیز شناخته می‌شوند . پیش از آن در ماه آوریل همان سال نخستین فرزند آنها به دنیا آمد که نام فارسی - عبری سوری را برای وی برگزیدند. سوری نخستین فرزند تنی تام و کیتی است و سومین فرزند تام کروز به حساب می‌آید.
 
زندگی هنری 
 
تام کروز در سالهای دبیرستان در فیلم موزیکالی از طرف مدرسه شرکت کرد و مورد تحسین قرار گرفت. همین مساله باعث شد وی به بازیگری بطور جدی علاقه مند شود. نخستین بازی جدی وی، تنها یک سال پس از به پایان بردن دوره دبیرستان، در فیلم «عشق بی پایان» به سال ۱۹۸۱ اتفاق افتاد. تا سال ۱۹۸۶ در چندین فیلم بازی کرد که چندان شهرتی برایش نداشت. اما در این سال وی به عنوان بازیگر اصلی فیلم تاپ گان برگزیده شد. داستان این فیلم حادثه‌ای در مورد آموزش خلبانان هواپیماهای شکاری در ارتش ایالات متحده بود. این فیلم پرفروشترین فیلم سال آمریکا شد و برای تام کروز شهرت فراوانی به همراه آورد.
سالهای بعد، حضور تام کروز در فیلم‌های مشهور نمایان تر شد. در سال ۱۹۸۹ به همراه داستین هافمن در فیلم مرد بارانی شرکت کرد که این فیلم نامزده هشت جایزه اسکار شد. اما وی یک سال بعد توانست نخستین بار نامزد جایزه اسکار بهتری بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم «متولد چهارم ژوئیه» شود. در همین سال با بازی در فیلم «روزهای تندر» با نیکول کیدمن آشنا شد و بعدها با وی ازدواج کرد. تام کروز در سال ۱۹۹۶ به عنوان تهیه کننده و بازیگر نقش اول در فیلم ماموریت غیرممکن حاضر شد که با اقبال فراوان مواجه شد. چشمان کاملاً بسته به کارگردانی استنلی کوبریک با حضور تام کروز و نیکول کیدمن در نقش یک زوج ثروتمند نقطه عطف دیگری در آثار هنری تام کروز به حساب می‌آید. این فیلم در سال ۱۹۹۹ اکران شد. قسمت دوم فیلم ماموریت غیرممکن در سال ۲۰۰۰ اکران شد و سومین فیلم پرفروش سال شد [۴].
تام کروز در سال ۲۰۰۲ در فیلم گزارش اقلیت ساخته استیون اسپیلبرگ بازی کرد. دو سال بعد فیلم جانبی یا کلترال از وی به نمایش درآمد که جوایز متعددی به همراه داشت. یک سال بعد در فیلم پرفروش جنگ دنیاها باز هم به کارگردانی استیون اسپیلبرگ نقش آفرینی کرد. سومین بخش از فیلم ماموریت غیر ممکن در سال ۲۰۰۶ به روی پرده رفت که همانند دو قسمت قبلی فروش بالایی داشت. وی در سال ۲۰۰۷ در فیلم شیرها برای بره‌ها بازی کرد.
علاوه بر بازیگری، تام کروز از سال ۱۹۹۶ به عنوان تهیه‌کننده در تعدادی از فیلم های سینمایی مشارکت کرده است. وی از سال ۲۰۰۶ همراه با پائولا واگنر صاحب شرکت فیلمسازی یونایتد آرتیستزشد [۵].
 
تام کروز در رسانه‌ها
 
شهرت و محبوبیت تام کروز باعث شده تا همواره در فهرست بازیگران برگزیده در مجلات گوناگون بدرخشد. وی در سال ۱۹۹۷ از سوی مجله امپایر به عنوان یکی از پنج بازیگر برتر تاریخ سینما برگزیده شد. دو سال قبل همین مجله وی را در فهرست یکصد بازیگر جذاب (سکسی) برتر سینما جای داده بود [۶]. در سالهای ۱۹۹۰، ۱۹۹۱ و ۱۹۹۷ در فهرست پنجاه انسان زیبای هفته نامه مردم قرار گرفت [۷]. در سال ۲۰۰۶ از سوی مجله فوربس برترین چهره سرشناس سال شناخته شد. در همان سال از سوی مجله پرمیر چهاردهمین چهره سرشناس قدرتمند جهان لقب گرفت [۸].
 
دانستنی‌ها
  • تام کروز پیرو آئین خاصی است که ساینتولوژی نام دارد.
  • انتشار کتاب «زندگینامه تام کروز» نوشته اندرو مورتون که در آن به روابط غیر اخلاقی تام کروز اشاره شده و وی را انسانی ناپایبند به مذهب و لاابالی نشان می‌دهد واکنش خشمگینانه کلیسای ساینتولوژی آمریکا را به دنبال داشت [۹].
  • تام کروز چپ دست است.
  • پسر عموی کروز، ویلیام میپاتر هم بازیگر بوده و بیشتر به خاطر نقش اتان رام در سریال لاست شناخته شده است.
افتخارات
 

تام کروز جوایز اسکار سال ۱۹۸۹

 

او تاکنون سه بار نامزد جایزه اسکار شده و ده‌ها جایزه مهم دیگر از جمله سه جایزه گلدن گلوب را به دست آورده است [۱۰]. وی با بازی در فیلم تاپ گان (۱۹۸۶) به شهرت جهانی رسید و از آن پس، بیش از دو دهه است که همچنان فعالانه در فیلمهای گوناگون حاضر می‌شود. بنابر گزارش مجله فوربس، میزان دارایی تام کروز در سال ۲۰۰۷ بیش از سی و یک میلیون دلار بوده است [۱۱].همنچنين تام كروز سه بار نامزد جايزه اسکار و ۳ بار برنده جایزه گلدن گلوب و ۲ بار برنده جايزه جوایز سینمایی ام‌تی‌وی و ۱ باز برنده جايزه ساترن و جالب تر اينكه ۷ بار هم نامزد دريافت جايزه جايزه ساترن شده است.
جوایزی که تام کروز تاکنون کسب کرده است: آی دی ام بی
 
فیلم‌شناسی 
 
فهرست فیلم هایی که تام کروز در آنها به ایفای نقش پرداخته است (برگرفته از: [۱۲]):


نیکولاس کیج

سه شنبه 25 مهر 1391
10:46
alihoveida

نام اصلی: نیکولاس کیم کاپولا
Nicolas Kim Coppola
ملیت: آمریکایی 
تولد: ۷ ژانویهٔ ۱۹۶۴ ‏(۴۸ سال)
لانگ بیچ، کالیفرنیا
پیشه: بازیگر، تهیه کننده و کارگردان
سال‌های فعالیت: ۱۹۸۰ تا کنون
همسر(ها): پاتریشیا آرکت
لیزا ماری پریسلی

 

نیکولاس کیج (به انگلیسیNicolas Cage) (زادهٔ: ۷ ژانویه ۱۹۶۴بازیگر و تهیه کنندهٔ آمریکایی می‌باشد. در سال ۱۹۹۵ او توانست جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای فیلم ترک لاس وگاس بدست آورد.

زندگی‌نامه 
 
نیکلاس کیج با نام اصلی نیکلاس کیم کاپولا، ۷ ژانویه‌ی سال ۱۹۶۴ در لانگ‌بیچ از توابع ایالت کالیفرنیای آمریکای شمالی متولد شد. پدر او آگوست کوپولا استاد ادبیات و برادر فرانسیس فورد کاپولا کارگردان مشهور «پدرخوانده»ها بود. مادرش هم طراح رقص بود. در نتیجه کیج خانواده‌ای فرهنگی و هنری داشت. (هر چند پدر و مادرش در سال ۱۹۷۶ از هم جدا شدند. به این دلیل که مادرش از افسردگی مزمن رنج می‌برد). کیج دو برادر دارد که هر دوی آن‌ها در زمینه‌های هنری فعالیت می‌کنند: کریستوفر کاپولا کارگردان است و مارک کاپولا از شخصیت‌های رادیویی در نیویورک است.
کیج در دبیرستان بورلی هیلز درس خواند و البته بعد از مدتی از آن جا بیرونش کردند. (این همان دبیرستانی است که لنی کراویتز و راب راینر و آنجلینا جولی هم در آن درس خوانده‌اند.) و اولین فعالیت‌های نمایشی غیر حرفه‌ای‌اش را هم در همین دبیرستان انجام داد. کیج بعدها تحصیلاتش را در زمینه سینما ادامه داد. او فارغ‌التحصیل مدرسه‌ی سینما و تلویزیون و تئاتر مشهور و معتبر UCLA است.
کیج همان اوایل فعالیتش نامش را تغییر داد تا زیر سایه‌ی نام کسی قرار نگیرد و به اعتبار نام خودش شهرت کسب کند. او با بازی در نقش‌های کلاسیک و جذاب در اواخر دهه‌ی ۸۰ میلادی توانست نامش را همان‌گونه که می‌خواست در دنیا مطرح کند. او نام کیج را از کاراکتر لوک کیج، یکی از شخصیت‌های کتاب‌های مارول کمیک، الهام گرفته است. (کلا کیج علاقه‌ی ویژه‌ای به کتاب‌های کمیک دارد و کلکسیونی از آن‌ها جمع‌آوری کرده است. به عقیده‌ی او اسطوره‌شناسی شخصیت‌های کتاب‌های کمیک می‌تواند بر روی آن چه که امروز در اطراف ما می‌گذرد تاثیر بگذارد. کیج حتی اسم پسرش را هم از روی یکی از شخصیت‌های کتاب‌های کمیک انتخاب کرده است.) بعد از اولین فیلمش به نام Fast Time in Ridgemont High که در آن چند دقیقه در مقابل شان پن ظاهر شد، در فیلم‌های متعددی بازی کرد که بعضی از آن‌ها متعلق به سینمای تجاری و پرفروش و بعضی هم فیلم‌های قابل توجه و غیرمعمولی بودند. او آرزو داشت که در فیلم outsider که عمویش کارگردانی می‌کرد نقش دالاس وینستون را بازی کند اما آن نقش را به مت دیلون دادند.
کیج دوبار کاندیدای جایزه‌ی اسکار شد و سرانجام هم برای بازیدر نقش یک الکلی ناامید که می‌خواهد دست به خودکشی بزند، برای فیلم «ترک لاس وگاس» توانست اسکار را از آن خود کند. نقش دیگری که برای آن نامزد جایزه‌ی اسکار شد، نقش چارلی کافمن و دوقلوی خیالی او در فیلم «اقتباس» بود. علیرغم این موفقیت‌ها، خیلی از بازی‌های او در فیلم‌های کم خرج در مقایسه با فیلم‌های تجاریش در اکران نادیده گرفته شد. برای مثال در سال ۲۰۰۵، کیج در دو فیلم شگفت‌انگیز «ارباب جنگ» و « هواشناس» بازی خارق العاده‌ای داشت که هر دوی این فیلم‌ها در گیشه شکست خوردند و فروش خوبی نداشتند و با وجود این که نقدهای خوبی هم بر آن‌ها نوشته شده بود و اکران جهانی هم داشتند ولی در عمل در برابر مخاطبان شکست خوردند. یا تریلر تعلیقی «8mm» محصول سال ۱۹۹۹ گیشه و اکران موفقی نداشت ولی امروز یک فیلم کالت به حساب می‌آید و طرفداران خاص خودش را دارد. این هم یکی از آن نقش‌آفرینی‌های کیج است که آن طور که باید دیده نشد.
بیشتر موفقیت مالی این بازیگر از تلاشش برای نقش‌آفرینی در فیلم‌های ژانر حادثه‌ای-اکشن ناشی می‌شود. در دومین فیلم پرفروش موفقش تا امروز یعنی فیلم «گنجینه‌ی ملی»، نقش یک تاریخدان عجیب و غریب را بازی می‌کند که برای پیدا کردن گنجینه‌ای که توسط یک سازمان آمریکایی پنهان شده، وارد ماجراهای خطرناکی می‌شود. یا در فیلم دیگرش «تغییر چهره» به کاگردانی جان وو که هم نقش قهرمان و هم بدمن داستان را دارد.
نیکلاس کیج سه بار ازدواج کرده است و همسر دوم او که مشهورترین آن‌ها هم هست، لیزا مری پریسلی دختر الویس پریسلی افسانه‌ای بود. و جالب است بدانید که او دوست صمیمی جانی دپ هم هست. در حقیقت کیج، جانی دپ را وقتی در فلوریدا گروه موسیقی داشته دیده و به گفته‌ی خودش: “وقتی داشتیم با هم مونوپلی بازی می‌کردیم فورا فهمیدم که او می‌تواند هنرپیشه‌ی فوق العاده‌ای شود. پس او را پیش مدیر برنامه‌هایم فرستادم.” از این بابت هم باید از کیج ممنون بود!
در سال‌های اخیر کیج به جز بازیگری حیطه‌های دیگری را هم تجربه کرده است. او برای اولین بار تجربه کارگردانی را با یک درام کم هزینه با بازی جیمز فرانکو تجربه کرده است. او همچنین تهیه‌کنندگی چند فیلم را نیز برعهده داشته است از جمله فیلم «سایه‌ی یک خون آشام» که اولین فیلمی است که توسط کمپانی Saturn تولید شده است. این کمپانی را کیج به همراه شریکش جف لواین تاسیس کرده است. «سایه‌ی یک خون آشام» نامزد جایزه‌ی اسکار هم شد. کیج همچنین تولید فیلم « زندگی دیوید گیل» با بازی کیت وینسلت و کوین اسپیسی را هم در کارنامه‌اش دارد که یک تریلر مرگبار است. خودش درباره‌ی تجربه‌های دیگری که می‌کند می‌گوید: “احساس می‌کنم که تا همین‌جا هم در فیلم‌های متعددی بازی کرده‌ام و می‌خواهم کارهای جدیدی را شروع کنم و دنیاهای دیگری را تجربه کنم تا از قابلیت‌های دیگری هم که دارم در راه رسیدن به موفقیت استفاده کنم. حالا این قابلیت‌ها می‌تواند نوشتن باشد یا هر چیز دیگری که باعث پیشرفتم می‌شود.”
کیج در تلاش برای پیشرفت در بازیگری مدتی هم روی صدایش کار کرد. به عقیده‌ی او: “بازیگران بزرگی مانند اسپنسر تریسی دارای صداهای خاص به یادماندنی بودند.” در نتیجه او هم مدتی روی صدایش کار کرد تا لحن و صدایش ویژگی‌های منحصر به فردیپیدا کند.
نقش آفرینی آینده‌ی کیج در فیلم «آگاهانه» به کارگردانی آلکس پرویا خواهد بود که قرار است ۲۰ مارچ ۲۰۰۹ به نمایش در آید. او در این فیلم نقش یک معلم را بازی می‌کند که می‌خواهد محتویات کپسول زمانی که در مدرسه پسرش کشف شده را آزمایش کند.
چند وقتی هست که فیلم‌های نیکلاس کیج دارند به شدت در هر دو جبهه تماشاگران و منتقدان شکست می‌خورند. با نگاهی به فیلم‌های آینده او و چند پروژه‌ای که با کارگردانان بزرگی همچون جان کارپنتر، ورنر هرتزوگ و رومن پولانسکی دارد می‌توان امیدوار بود که دوباره به دوران اوجش بازگردد. البته اگر اتفاقی مثل فیلم بسیار موفق «کشتی‌گیر» (دارن آرونوفسکی) که اخیرا جایزه اصلی جشنواره ونیز را برد و قرار بود در آن نقش اصلی را بازی کند (که نکرد و میکی رورک در آن درخشید) نیافتد.
کیج درباره‌ی بازیگری می‌گوید: “برای بازیگر خوب بودن باید شبیه یک مجرم عمل کنی یعنی مشتاق شکستن قوانین باشی تا چیز جدیدی را به دست آوری.”
نیکلاس کیج
نکات جذاب:
 
- نیکلاس نوجوان عاشق بازیگری بود . تا این حد که تحصیل در دوران دبیرستان را در سن ۱۵ سالگی رها کرد و وارد کنسرواتوار جوانان سان فرانسیسکو شد . در آنجا در نقش یک قهرمان بوکس در اجرایی از نمایشنامه پسر طلایی ظاهر شد.
- پس از سان‌فرانسیسکو به بورلی هیلز رفت و در کلاس‌های آمورش بازیگری شرکت کرد. از شاگردان استادان مشهور هنرهای نمایشی (پگی فوری) بود که در سال ۱۹۸۵ در یک سانحه تصادف اتومبیل در گذشت.
- پدر کیج (آگوست کوپولا) رییس واحد هنرهای خلاق دانشگاه سن فراسیسکو تاثیر زیادی روی او داشت. از جمله دیگر شخصیت‌هایی که در این دوره از آنان تاثیر پذیرفت می‌توان به مارلون براندو، جمیز دین و جری لوییس (به تعبیر خود کیج به خاطر آزادی و دیوانگی‌هایش) اشاره کرد.
- در سال ۱۹۸۹ برای فیلم «بوسه خون آشام» یک سوسک زنده را بلعید.
- از سوی منتقدان نیویورک برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شده است،
- در سال ۱۹۹۵ به خاطر بازی در «ترک لاس وگاس» برنده جایزه بهترین بازیگر درام مرد از سوی گلدن کلوب و برنده جایزه اسکار شد.
- او در دهه نود در چند کمدی‌ سبک، نقش‌های تحسین برانگیزی ایفا کرد به ویژه با اندرو برگمان کارهای خوبی انجام داد. او در «ماه عسل در لاس وگاس» نقش مردی را که نامزدش را در بازی پوکر از دست می‌دهد و بر وحشتش از ازدواج چیره می‌شود بازی کرد.
- کیج در فیلم «می‌توانست برای شما اتفاق افتاده باشد» نقش یک پلیس متاهل را بازی می‌کند که بلیت بخت آزمایی‌اش را که برنده شده به انعام به یک پیش خدمت می‌دهد. داستان فیلم از این قرار است که این پلیس آرام وارد رستورانی می‌شود و هنگام پرداخت صورت حساب متوجه می‌شود که همسرش تمام پول‌هایش را برداشته و به پیش خدمت قول می‌دهد که هر مقدار پولی که فردا دستش برسد مقداری از آن را به او خواهد داد و از قضا همان شب در قرعه کشی ده میلیون دلار برنده می‌شود. او مجبور می‌شود مقداری از این پول را به پیش خدمت بدهد.
- در سال ۱۹۸۱ با تلاش فراوان و با نام نیکلاس کوپولا در نخستین فیلمش که کاری تلویزیونی بود و «اوقات خوش در رمانت های» نام داشت بازی کرد و پس از آن بود که این شانس را پیدا کرد که در ساخته عموی نامدارش «ماهی مهاجم» در نقش یکی از اعضای گروه جوانان یاغی (کنار بازیگرانی مثل میکی رورک و مت دیلن ) نقشی را به عهده بگیرد.
- او در همان اوایل دهه ۸۰ تصمیم گرفت نام خانوادگی‌اش را تغییر دهد و دلیل اصلی این تصمیم را تاثیرپذیری فراوانش از شخصیت پدرش دانسته که مانع از آن می‌شده تا در مقام بازیگری مستقل به ارائه درک شخصی‌اش از نقش‌ها بپردازد . (به گفته خود او این تاثیرپذیری تا حد زیادی در «ماهی مهاجم» هم مشهود است). با وجود تغییر نام، در دو ساخته دیگر عمویش هم ظاهر شد: در «کاتن کلاب» نقش برادر کوچک‌تر ریچاردگیر را ایفا می‌کرد و در «پگی سو ازدواج کرد» نقش همسر کاتلین ترنر را به عهده داشت.
- در فیلمی با نام «بردی» در کنار ماتیو موداین (که در این فیلم حسابی درخشید) در قالب دو دوست زخم خورده روانی بازگشته از جنگ ویتنام حضوری موثر داشت.
- حضور او در «پرندگان آتشین» که تقلیدی سطحی از «تاپ گان» (تونی اسکات ۱۹۸۶) در نقش یک خلبان بی‌باک هلی‌کوپتر تا حد زیادی به موقعیت هنری او لطمه زد.
- در «ترک کردن لاس و گاس» در نقش مردی الکلی اجرایی متفاوت ازاین نقش تیپیک ارائه داد، اجرایی که با تصویر ثابت و کلیشه‌ای چنین نقشی در فیلم‌های آمریکایی، به عنوان قربانی الکلیسم که با تکیه بر نیروی عشق و وفاداری محبوبه‌اش سعی در اصلاح خویش می‌کند، تفاوت بسیار داشت. او در این فیلم شخصیتی یک مرد الکلی را در واپسین روزهای زندگی‌اش تصویر کرد که این شیوه زندگی را به میل خود انتخاب کرده است. او حتی به این شخصیت (که سرنوشت محتومش را پذیرفته) ابعادی حماسی بخشید. بازی در این فیلم جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول را نصیب کیج ساخت.
- در «صخره» کیج در کنار شان کانری در نقشی مرید گونه (در این جا یک مامور امنیتی) ظاهر شد که که با کمک گرفتن از پیری مجرب و دنیا دیده سعی در به انجام رساندن ماموریتش دارد. کیج این جا در نقشی بازی کرده طیف متنوعی از هم بازی‌های کانری در سال‌های اخیر از هریسون فورد، الک بالدوین و کوین کلاستنر گرفته تا کریستیان اسلیتر، کریستوفر لامبرت و وسلی اسنایپس ایفا کرده‌اند.
- کیج در هالیوود به جدی گرفتن نقش‌ها و زندگی کردن با آن‌ها و هم‌چنین انجام تمرین‌های دشوار شهرت دارد و هر نقشی را که بپذیرد در زندگی واقعی‌اش نیز در قالب آن فرو می‌رود. شواهد این مدعا کم نیستند. گفته می‌شود که به خاطر «مسابقه با ماه» بازویش را شکافت، دو دندانش را به خاطر «بردی» کشید و در «بوسه خون آشام» یک سوسک زنده را بلعید!
- از معدود بازیگران معاصر سینمای امریکاست که از ستاره شدن پرهیز کرده و با تغییر خصایص فیزیکی‌اش (مثل فرم آرایش موها و صدا و لهجه) از فیلمی به فیلم دیگر مانع از شکل‌گیری تصویری ثابت از خود در ذهن علاقه‌مندانش بوده است.
- نیکلاس کیج از سرگیجه مزمن رنج می‌برد.
- وی عاشق بداهه‌گویی می‌باشد.
- درآمد وی از فیلم WIND TALKERS در سال۲۰۰۲ بیست میلیون دلاربوده است .
- نیکلاس کیج و لیزا ماری پریسلی (دختر الویس پریسلی) در جزیره هاوایی با یکدیگر ازدواج کردند (یک هفته قبل از بیست و پنجمین سالگرد درگذشت الویس پریسلی). البته مراسم عروسی بعد از سالگرد درگذشت الویس پریسلی برگزار شد. (الویس پریسلی ۴۲ سال داشت که در اثر حمله قلبی در سال ۱۹۷۷ درگذشت. لیزا ماری در سال ۱۹۹۴ با مایکل جکسون ازدواج و کمتر از یک سال بعد از او جدا شد, آن دو بالاخره در سال ۱۹۹۶ از هم طلاق گرفتند و بعد از آن با Danny keough (موسیقی دان) ازدواج کرد که از این ازدواج دو فرزند دارد.) نیکلاس کیج بعد از ۶ سال, در سال۱۹۹۵ با پاتریشیا آرکت که خود هنرپیشه بود ازدواج کرد. در سال ۲۰۰۱ از پاتریشیا آرکت طلاق گرفت. او همچنین یک فرزند پسر از نامزد سابقش, Kristina Fulton دارد. نیکلاس کیج به طور اتفاقی با یک گارسن که اهل کشور فیلیپین بود آشنا شد و همین آشنای باعث ازدواج آن‌ها در سال ۲۰۰۴ گردید .
نیکلاس کیج
 
فیلم‌ها 
 
فیلم‌های معروف او عبارت‌اند از:

 


بروس ویلیس(جان سخت)

سه شنبه 25 مهر 1391
10:22
alihoveida

 

 
نام اصلی: والتر بوروس ویلیس

تولد:

محل تولد:

۱۹ مارس ۱۹۵۵ ‏(۵۷ سال)

پادگان ارتش آمریکا در باوم هلدر
راینلاند-فالتز , Flag of Germany.svg آلمان غربی

سال‌های فعالیت: تا کنون-۱۹۸۰
همسر(ها): دمی مور ۲۰۰۰-۱۹۸۷
اما همینگ تا کنون-۲۰۰۹
فرزندان: رومر ویلیس
تالولا ویلیس

 

 

زندگی هنری
 
بعد از يك موفقيت در يك شو بروس براي اولين بار در روزنامه ها مطرح شد. سال 1987 هم يك سال خوب و هم يك سال بد براي بروس بود و يك كار ضعيف در فيلم « Back Edwards Blin Date » ارائه داد اما  در سال 1988 وقتي كه در فيلم «جان سخت » در نقش « مك كلين »  يك پليس بي باك بازي كرد منتقدين راساكت كرد تا يسال 1990 در فيلم جالب توجهي بازي نكرد تا اينكه روباره در فيلم « سخت جان 2 » به سمت بچه هاي بد شليك كرد بروس در نقشهاي استالونه اي و شواتزنگري گير كرده بود او سعي كرد قالبي را كه در آن قرار گرفته است در سه فيلم"Bon Fire of THE Vanities" و "Billy Bathgate" و "Hudson Hawk" بشكند.
 
در سال 1991 او دوباره با فيلم "The Last Boy Scot" به سبك فيلمهاي اكشن بازگشت تا جاني به باجه بليط  ببخشد اما دوباره سه بمب ديگر به نامهاي "Death Becomes" و "Stricking Distance" و "North" منفجر كرد.
 
زمانيكه سال 1994 فرا رسيد احتياج به يك تثبيت موقعيت حرفه اي داشت. در فيلمهاي 12 ميمون و سخت جان و انتقام بروس وزنه سنگيني در موفقيت اين فيلمها بود او آنقدر شناخته شده بود كه نمي توان گفت كه فيلم معروف « لوك بسون » يعني « عنصر پنجم » يك موقعيت بزرگ براي معروفيت او بود.
 
بروس ويليس به نظر مي رسيد كه مانند « جان تراولتا » به حاشيه رانده شده است فيلمهايي مانند  "Jackal" و "The Seige"  باعث تضعيف او شد. او چندي بعد اين خاطرات را ذهنها پاك كرد البته با فيلم حس ششم كه ركورد فروش را براي چندين هفته در دست داشت در فيلم بعدي « داستان ما » كه با استقبال خوبي روبرو نشد و « صبحانه قهرمانان » كه او در سرمايه گذاري آنها كمك كرده بود خيلي مورد توجه مردم قرار نگرفت او هنوز مي رود كه يك وزنه پر قدرت در فيلمهاي مختلف باشد از آرماگدون تا فيلمهاي تجربي مانند « صبحانه قهرمانان » نشان مي دهد كه بروس مايل به بازي در سبكهاي مختلف است.
 
 
ویلیس در اواخر دهه ۸۰ و به ویژه به خاطر بازی در نقش جان مک‌کلاین در سری فیلمهای جان سخت به شهرت رسید.
ویلیس همچنین در چندین مجموعه تلوزیونی نیز حضوری موفق داشته و چند البوم موسیقی نیز منتشر نموده. وی در مجموع در بیش از ۶۰ فیلم سینمایی حضور داشته که از این بین می‌توان به قصه عامه پسند ٬ شهر گناه ٬ جان سخت ٬ آرماگدون و حس ششم اشاره نمود. معروفترین نقش او حضور در فیلمهای جان سخت وایفای نقش جان مک‌کلاین است
اثار ویلیس در مجموع و به طور خالص بین ۲.۵۵ تا ۳.۰۴ میلیارد دلار آمریکا در گیشه‌های منطقه آمریکای شمالی فروش داشته که از لحاظ پر کردن گیشه هفتمین هنرپیشه نقش اول و هشتمین هنرپیشه نقش مکمل می‌باشد.[۱][۲]
ویلیس همچنین دو بار برنده جایزه امی، یک بار برنده جایزه گلدن گلوب و چهار بار نامزد دریافت جایزه ساترن شده است.
 
زندگی شخصی 
 
 فرزند بزرگ خانواده ارتشي بروس در يك پايگاه آمريكا در آيدار ابراشتين آلمان در مارس سال 1955 بعد از اينكه پدرش ارتش را در سال 1957 ترك كرد آنها به نيوجرسي آمريكا رفتند بروس در مدرسه بسيار فعال بود و همچنين در چندين برنامه دراماتيك ظاهر شد.
 
او تصميم نداشت كه بعد از دبيرستان مستقيماً به دانشگاه برود و يك كار رانندگي پيدا كرد اما بعد از اتفاقي كه براي يكي از همقطارانش افتاد اين كار را رها كرد و مدتي در بارهاي محلي سرگردان بود علاقه بروس به موسيقي اقزايش يافته بود همچنين شروع به زدن ساز دهني در يك گروه كه « لوز گوز » نام داشت كرد.
 
بروس مطالعاتش را در زمينه تئاتر ادامه داد و دوره هايي را در زمينه درام در كالج مونتكلر آغاز كرد بروس براي چند تست بازيگري به نيويورك نامه هايي فرستاد او بلاخره به منهتن رفت و يك آپارتمان كوچك اجاره كرد.
 
بروس براي تأمين مخارج زندگي در رستوران مركزي شروع به كار كرد در سال 1984 يك نقش مهمان در فيلم صداي ميامي بازي كرد كه نقش يك قاچاقچي اسلحه را بازي مي كرد.
 
وی در سال ۱۹۸۷ با هنرپیشه معروف هالیوود یعنی دمی مور ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر می‌باشد. ازدواج مور و ویلیس بیشتر از ۱۳ سال دوام نیافت و این دو در سال ۲۰۰۰ از یکدیگر جدا شدند.
 
فیلم‌شناسی
 
فهرست برخی از فیلم‌هایی که بروس ویلیس در آنها به ایفای نقش پرداخته است:

 


مستربین

شنبه 22 مهر 1391
19:26
alihoveida

 

 
نام در تولد روآن سباستین اتکینسون

زاده

محل تولد

۶ ژانویهٔ ۱۹۵۵ ‏(۵۷ سال)

کانست٬ کانتی دورهام٬

ملیت

Flag of England.svg انگلستان

سال‌های فعالیت ۱۹۷۹ تا کنون
ژانر کمدی کمدی سیاه , طنز
همسر سونترا ساستری (۱۹۹۰ تا کنون)
کارها و نقش‌های برجسته نه اخبار ساعت نُه
بلک اَدر پیش می تازد

 روآن سباستین اتکینسون (به انگلیسیRowan Sebastian Atkinson) (زادهٔ ۶ ژانویه، ۱۹۵۵) یک بازیگر و نویسندهٔ بریتانیایی است که برای ایفای نقش آقای بین و بلک اَدر در تلویزیون بریتانیا مشهور شده است. نام او به عنوان یکی از پنجاه نفر در میان فهرست بامزه ترین کمدین های بریتانیا در مجلّهٔ آبزرور به چشم می‌خورد.[۱] او همچنین به عنوان یک از پنجاه نقش برتر کمدی همهٔ تاریخ در نظرسنجی میان افراد کمدین در سال ۲۰۰۵ انتخاب شد.[۲]

 

شغل: بازیگر، كمدین، نویسنده.
 
تحصیلات: مهندسی الكترونیك از دانشگاه نیوكاسل و آكسفورد.
 
علت شهرت: MR..BEAN
 
قد: 183 سانتی متر.
 
پدر: ERIC ATKINSO
 
شغل: كشاورز
 
مادر: ELLA MAY ATKINSON
 
برادرها: RYBERT-RODNEY.
 
همسر: SUENTRA SASTRY--
 
شغل: آرایشگر و گریمور
 
ازدواج:1990.
 
پسر: BENJAMIN
 
دختر: LILY
 
جوایز دریافتی:
 
BRIT ACADEMY AWARDS
 
OLIVIER THEATRE AWARDS
 
 
 
* وی در دوران دبستان با تونی بلر هم كلاسی بوده است.
 
* وی از سال 1979 فعالیت هنری خود را آغاز كرد.
 
* وی از كودكی دچار لكنت زبان می باشد. وی قادر به تلفظ صحیح حرف B نمیباشد.
 
* وی صاحب چندین اتوموبیل ریسر و اسپورت می باشد. تفریح و سرگرمی وی مسابقات اتومبیل رانی سرعت می باشد. وی در این زمینه مهارت زیادی نیز داراست..
 
 
 
روان آتكینسون معروف به مستربین كمدین معروفی كه سال هاست خنده را بر لبان مردم دنیا می نشاند، در 6 ژانویه 1955 در نیوكاسل انگلیس در منطقه تینه متولد شد. پدرش اریك آتكینسون و مادرش الامی نام داشت. او دو برادر بزرگ تر به نام های روبرت و رودنی دارد. پدرش یك مزرعه دار ساده بود. روان بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در دانشگاه نیوكاسل در رشته مهندسی برق مشغول به تحصیل شد. مدتی بعد دانشگاهش را به آكسفورد منتقل كرد و تحصیلاتش را در همان رشته در دانشگاه آكسفورد به پایان رساند.
 
 
 
او از نوجوانی به بازی در نقش های كمدی علاقه فراوانی داشت و در این زمینه از استعداد خاصی برخوردار بود. روان در دانشگاه آكسفورد با فیلمنامه نویس طنز معروف ریچارد كورتس آشنا شد و فعالیت هایش را در زمینه بازیگری كمدی زیرنظر این فیلمنامه نویس آغاز كرد. او در چند نمایش كوتاه طنز كه در سالن آمفی تئاتر دانشگاه اجرا شد ایفای نقش كرد و بسیار مورد توجه تماشاچیان قرار گرفت. روان كار حرفه ای خود را در این زمینه در سن 23 سالگی و در سال 1978 با ایفای نقش در یك نمایش كمدی با نام oclock news شروع كرد..
 
 
 
این نمایش یك تقلید خبر طنزآمیز بود كه از شبكه BBC انگلیس پخش می شد. این نمایش كمدی كه پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت موفقیت چشمگیری به دست آورد و در این مدت چهار سال روان جوایز ملی و بین المللی فراوانی را از اتحادیه های مختلف از آن خود كرد. روان كه با بازی در این سریال محبوبیت خاصی در انگلیس پیدا كرده بود در سال 1980 به این ترتیب عنوان بازیگر سال BBC را از آن خود كرد و مورد تقدیر قرار گرفت.
 
 
 
روان در سال 1981 در یك نمایش تك نفره طنز در تئاتر وست اند لندن بازی كرد و بعد از اتمام یك فصل كامل بازی جایزه بازیگر كمدی سال اتحادیه تئاتر وست اند لندن را از آن خود كرد. او جوان ترین فردی بود كه تا آن زمان تئاتر تك نفره طنز بازی كرده بود. دومین نمایش تك نفره او در سال 1988 نه فقط در لندن بلكه در نیویورك، استرالیا، نیوزلند و خاورمیانه بسیار موفقیت آمیز بود و مورد استقبال قرار گرفت.او در سال 1983 با همكاری فیلمنامه نویس ریچارد كورتیس نمایش طنز Black Adder افعی سیاه را برای BBC ساخت كه این سریال نیز برنده جوایز فراوانی در سطح بین المللی شد و روان به واسطه بازی در نقش اول این سری نمایش ها برای دومین بار عنوان بهترین بازیگر سال BBC را از آن خود كرد. این سریال در چهار دوره متوالی پخش شد.
 
 
 
معروف ترین كار تلویزیونی بزرگ او در سال 1989 ساخته شد. این سریال كمدی صامت، مجموعه نمایش های مستربین بود كه برای شبكه های ITV و HBO توسط شركت تایگر اسپكت ساخته شد. در این مجموعه نمایش های طنز، روان نقش یك شهروند انگلیسی دست و پا چلفتی را بازی می كرد كه بدون كلام و بیشتر با شكلك های صورت و حركات خنده دار، خنده را بر لبان تماشاگران می نشاند. این سریال برنده جوایز بین المللی فراوانی از جمله رز طلایی مونترایكس شد و در سال 1995 نیز عنوان بهترین نمایش كمدی را از آن خود كرد.
 
 
 
این سریال از شروع ساختش بسیار مورد توجه كشورهای مختلف دنیا قرار گرفت و در بیش از دویست كشور مهم دنیا فروخته شد و از آن به بعد روان به عنوان مستربین در سطح بین الملل معروف شد. این مجموعه نمایش ها از لحاظ اقتصادی برای تلویزیون انگلیس پرفروش ترین سریال دهه نود به شمار می رفت. این مجموعه از سال 1989 تا 1995 در تلویزیون بریتانیا ساخته و پخش می شد. در سال 1997روان یك فیلم سینمایی را نیز با این نقش بازی كرد كه بین، نمایش واقعه ناگوار نام داشت و در سطح جهان موفقیت های فراوانی را از آن خود كرد...
 
 
 
روان آتكینسون نه تنها یك بازیگر بلكه یك نویسنده، تهیه كننده و دوبلر معروف فیلم های كمدی در اروپا به شمار می رود وی می گوید: یك فیلم كمدی خوب علاوه بر بازی خوب یك كمدین نیاز به یك موسیقی زیبا، یك كارگردانی خوب و یك فیلمنامه زیبا دارد.
 
او در مورد مجموعه مستربین می گوید: من هرگز دوست ندارم از مستربین كه با آن در سطح دنیا شناخته شده ام جدا شوم. من از بازی در این نقش لذت فراوانی می برم. روان علاوه بر این مجموعه های تلویزیونی، فیلم های سینمایی بسیار موفقی را هم در كارنامه هنری خود دارد.
 
 
 
روان در سال 2006 ساخت دومین مجموعه مستربین را آغاز كرده است كه در 29 مارس 2007 به سینماها آمد. این مجموعه تعطیلات مستربین نام دارد.
 
 
 
روان در فوریه 1990 با سانترا سایستی ازدواج كرد كه حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های بنیامین و لیلی می باشد. قابل ذكر است كه مستربین عاشق ماشین های سریع السیر از جمله استون مارتین است. وی در خصوص ماشین های تندرو مقالاتی را در مجلات ماشین منتشر كرده است.
 


ویل اسمیت

شنبه 22 مهر 1391
19:3
alihoveida

 

ویل اسمیت

نام اصلی ویلارد کریستوفر «ویل» اسمیت جونیور
ملیت آمریکایی
تولد ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸ ‏(۴۴ سال)
فیلادلفیا (پنسیلوانیا
پیشه بازیگر و خواننده، دوبلور
سال‌های فعالیت ۱۹۸۷- تاکنون
همسر(ها) جادا پینکت اسمیت
فرزندان جیدن اسمیت
ویلو اسمیت
وب‌گاه رسمی www.willsmith.com

 

ویلارد کریستوفر «ویل» اسمیت جونیور (به انگلیسیWillard Christopher "Will" Smith, Jr) ‏ (زاده ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸) که با نام ویل اسمیت شناخته می‌شود، بازیگر و خواننده، هیپ هاپ، دوبلور و هم چنین تهیه کنندهٔ آمریکایی است.

 
زندگینامه
 
ویل اسمیت در فیلادلفیا در ایالت پنسیلوانیای آمریکا به دنیا آمده است.
وی تاکنون دوبار نامزد جایزه اسکار برای فیلم‌های علی(۲۰۰۱)و به دنبال خوشبختی (۲۰۰۶)شده است .
او در فیلم به دنبال خوشبختی به همراه پسرش ایفای نقش کرده است .
او در سال ۲۰۰۸ پر درآمدترین بازیگر هالیوود شناخته شد.
 
 
 
ويل‌ اسميت‌ يك‌ سياهپوست‌ دوست‌ داشتني‌
 
ويل‌ اسميت‌ يكي‌ از هنرپيشه‌هاي‌ سياه‌پوست‌مطرح‌ هاليوود است‌. او با نقش‌آفريني‌ درفيلم‌هايي‌ چون‌ وصلت‌،(پسران‌ بد) و(مردان‌سياه‌پوش‌) توانست‌ به‌ موفقيت‌ بين‌المللي‌ دست‌يابد.
اين‌ هنرپيشه‌ سياه‌پوست‌ نه‌ تنها در عرصه‌ سينمابلكه‌ در صحنه‌ خوانندگي‌ نيز حضوري‌ پررنگ‌دارد. ويل‌ اسميت‌ يكي‌ از هنرپيشه‌هايي‌ است‌ كه‌با تبعيض‌ نژادي‌ در آمريكا مبارزه‌ مي‌كند و تاكنون‌چندين‌ بار دست‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ بشردوستانه‌ به‌ويژه‌ براي‌ سياه‌پوستان‌ زده است.
 
بايد افزود كه‌ همسر و پسر كوچك‌ ويل‌ اسميت‌نيز از بازيگران‌ خوب‌ هاليوود مي‌باشند. او در فيلم‌علي‌ در كنار همسرش‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كرد و در فيلم‌در تعقيب‌ خوشبختي‌ به‌ همراه‌ پسرش‌ جيدن‌اسميت‌ به‌ بازي‌ پرداخت‌. اكنون‌ نگاهي‌ به‌ زندگي‌ اين‌ هنرپيشه‌ خواهيم‌داشت‌. زندگي‌ شخصي‌ ويل‌ اسميت‌ ويل‌ اسميت‌ با نام‌ ويلارد كريستوفر اسميت‌ دوم‌25 سپتامبر 1968 در يك‌ خانواده‌ متوسطجامعه‌ در پنسيلوانيا در آمريكا چشم‌ به‌ جهان‌گشود. پدرش‌ مهندس‌ راه‌ و ساختمان‌ و مادرش‌ مديريك‌ مدرسه‌ بود.ويل‌ در كودكي‌ مي‌گفت‌:(من‌سياه‌پوست‌ نيستم‌. من‌ تاريك‌ و كثيفم‌.) در واقع‌ اواحساس‌ مي‌كرد رنگ‌ سياه‌ پوستش‌ به‌ دليل‌ كثيفي‌مي‌باشد و در دنياي‌ كودكي‌اش‌ مرتب‌ به‌ حمام‌مي‌رفت‌ و بدنش‌ را با ليف‌ و صابون‌ محكم‌مي‌شست‌ تا رنگ‌ پوستش‌ تغيير كند. اما به‌ مرورمتوجه‌ شد او كثيف‌ نيست‌ بلكه‌ از نژاد سياه‌پوستان‌مي‌باشد ويل‌ از زماني‌ كه‌ وارد مدرسه‌ شد طعم‌تبعيض‌ نژادي‌ را چشيد. وي‌ از كودكي‌ علاقه‌ به‌موسيقي‌ و نواختن‌ گيتار داشت‌. لذا در دوران‌دبيرستان‌ به‌ همراه‌ چند تن‌ از همكلاسي‌هايش‌يك‌ گروه‌ جاز كوچك‌ ترتيب‌ داد و در 18 سالگي‌وارد يك‌ گروه‌ رپ‌ شد و اولين‌ آلبومش‌ را درسال‌ 1987 يعني‌ در سن‌ 19 سالگي‌ به‌ بازارعرضه‌ كرد. چند ميليون‌ كپي‌ از اين‌ آلبوم‌ به‌فروش‌ رفت‌. يكي‌ از بهترين‌ آثارش‌ در آن‌ دوران(زمان‌ تابستان‌) و(والدين‌ نمي‌دانند) بود. در سال‌ 1990 با كمبود مالي‌ روبه‌رو شد لذابه‌دنبال‌ دريافتن‌ شغلي‌ مناسب‌ و پردرآمد بود. ازاين‌ رو با كمك‌ يكي‌ از دوستانش‌ كه‌ در گروه‌ جاز بااو آشنا شده‌ بود توانست‌ با شبكه‌ تلويزيوني‌ NBCقرارداد امضا كند و به‌ اجراي‌ موسيقي‌ وخوانندگي‌ بپردازد كه‌ خوشبختانه‌ به‌ موفقيت‌رسيد. صعود سريع‌ او در سلسله‌ مراتب‌ حرفه‌اي‌در بين‌ هم‌قطارانش‌ حتي‌ افراد با تجربه‌تر از او رانيز مبهوت‌ ساخت‌. او در تلويزيون‌ به‌ يك‌ ستاره‌ مبدل‌ شده‌ بود. اواولين‌ سياهپوست‌ تاريخ‌ سينما است‌ كه‌ نامش‌ درراس‌ فهرست‌ تيتراژ يك‌ فيلم‌ با فروش‌ 350ميليون‌ دلاري‌(روز استقلال‌) قرار گرفت‌. با ورود به‌ تلويزيون‌ راه‌ به‌ سينما پيدا كرد اماخوانندگي‌ و موسيقي‌ را كنار نگذاشت‌. دومين‌آلبومش‌ جايزه‌ بهترين‌ اجراي‌ رپ‌ را از آن‌خودش‌ كرد. با بازي‌ در فيلم‌ درجه‌هاي‌ ششم‌ جدايي‌ درسال‌ 1993 استعداد هنرپيشگي‌ خود را نشان‌داد. او از معدود سياه‌پوستاني‌ است‌ كه‌ توانسته‌است‌ در سه‌ رشته‌ محبوب‌ هنري‌ همچون‌ سينما،تلويزيون‌ و موسيقي‌ به‌ موفقيت‌ برسد. فيلم‌ مردان‌ سياه‌پوش‌ در سال‌ 1997 او را به‌اوج‌ شهرت‌ رساند در واقع‌ اولين‌ فيلم‌هاي‌ ويل‌اسميت‌ بهترين‌ فيلم‌هاي‌ او محسوب‌ مي‌شوند.مردان‌ سياه‌پوش‌ 2 نيز با حضور ويل‌ اسميت‌ساخته‌ شد. بايد متذكر شد كه‌ فيلم‌(من‌ روبوت‌) و(علي‌) كه‌ در نقش‌ محمدعلي‌ كلي‌ بازي‌ كرد ازجمله‌ بدترين‌ فيلم‌هاي‌ وي‌ به‌ شمار مي‌رود. ويل‌اسميت‌ در 2 جولاي‌ 2005 يك‌ كنسرت‌ لايو درفيلادلفيا بر پا كرد و عايدي‌ درآمد فروش‌ بليت‌آن‌ را صرف‌ كمك‌هاي‌ خيريه‌ و بشردوستانه‌ كرد. ازدواج‌  ويل‌ اسميت‌ در سال‌ 1992 با شري‌ زامپينوازدواج‌ كرد. ثمره‌ اين‌ ازدواج‌ يك‌ پسر به‌ نام‌ويلارد كريستوفر سوم‌ بود. متاسفانه‌ ويل‌ باهمسرش‌ سر سازگاري‌ نداشت‌; لذا در سال‌1995 بعد از 3 سال‌ زندگي‌ مشترك‌ از هم‌ جداشدند.
 
ويل‌ در سال‌ 1997 با جادا پينكت‌ هنرپيشه‌هاليوود نامزد شد و بعد از مدت‌ كوتاهي‌ ازدواج‌كرد و صاحب‌ 2 فرزند به‌ نام‌هاي‌ جيدن‌ كريستوفرمتولد 1998 و ويلوكاميل‌ متولد 2000 شد ويل‌اسميت‌ با بازي‌ در فيلم‌هاي‌ من‌ روبوت‌ و پسرهاي‌بد و مردان‌ سياهپوش‌ در ليست‌ فهرست‌ثروتمندان‌ 40 ساله‌ قرار گرفت‌.
ويل‌ اسميت‌ در زمينه‌ اقتصادي‌ نيز فعاليت‌دارد. در فيلادلفيا چندين‌ رستوران‌ زنجيره‌اي‌ بازكرده‌ است‌ كه‌ مشتريان‌ زيادي‌ دارد. او در سال‌2006 مي‌خواهد با فيلم‌ مردان‌ سياهپوش‌ 3ظاهر شود به‌ احتمال‌ زياد اين‌ فيلم‌ در سال‌2007 به‌ نمايش‌ در مي‌آيد در واقع‌ درست‌ 10سال‌ بعد از ساخته‌ شدن‌ اولين‌ فيلم‌ مردان‌سياهپوش‌.
البته‌ ويل‌ اسميت‌ با بازي‌ در فيلم‌ وصلت‌مي‌خواست‌ با تبعيض‌ نژادي‌ به‌ مبارزه‌ كند. او دركنار ايوامندز توانست‌ با زبان‌ بازيگري‌ عقايدتبعيض‌ نژادي‌ را سركوب‌ كرده‌ و نشان‌ دهد كه‌ درآمريكاي‌ مدرن‌ هنوز تبعيض‌ نژادي‌ به‌ وفوراحساس‌ مي‌شود.
 
فعاليت‌ بشردوستانه‌ اسميت‌
 
ويل‌ اسميت‌ بازيگر سياهپوست‌ شهرت‌ خود رادر خدمت‌ اهداف‌ انسان‌دوستانه‌ پزشكي‌ قرارداده‌ است‌. او به‌ سازمان‌ بهداشت‌ جهاني‌ كمك‌مالي‌ مي‌كند و همچنين‌ به‌ آفريقا سفر مي‌كند ومردم‌ را در زمينه‌ پيشگيري‌ و درمان‌ بيماري‌ ايدزراهنمايي‌ كرده‌ و آگاهي‌ مي‌دهد. چندي‌ پيش‌ويل‌ اسميت‌ مجري‌ يك‌ مراسم‌ ويژه‌ در آفريقاي‌جنوبي‌بود كه‌ از سوي‌ نلسون‌ ماندلا برپا شده‌ بودو ماندلا براي‌ آگاهي‌ بخشيدن‌ به‌ مردمان‌آفريقاي‌ جنوبي‌به‌ سخنراني‌ پرداخت‌. ويل‌اسميت‌ تاكنون‌ چندين‌ هزار دلار دارو براي‌بيماران‌ ايدزي‌ تهيه‌ كرده‌ و به‌ سازمان‌ بهداشت‌جهاني‌ اهدا نموده‌ است‌. 
 
 
نكته‌هايي‌ جالب‌ از ويل‌ اسميت‌ 
 
- ويل‌ اسميت‌ براي‌ ايجاد ارتباط هنري‌ بهترميان‌ هالوود و باليوود به‌ هند سفر مي‌كند. ويل‌اسميت‌ در مصاحبه‌اي‌ اظهار داشته‌ كه‌ مي‌خواهدبا كارگردانان‌ و بازيگران‌ بزرگ‌ هند همكاري‌داشته‌ باشد و آرزويش‌ بازي‌ دركنار آميتا باچان‌مي‌باشد. 
- ويل‌ اسميت‌ اوقات‌ فراغتش‌ را به‌ بازي‌شطرنج‌ مي‌گذراند. او از كودكي‌ علاقه‌ زيادي‌ به‌شطرنج‌ داشته‌ و گاه‌گاهي‌ با پدرش‌ بازي‌ مي‌كرده‌.ت به‌ راحتي‌ به‌ زبان‌ اسپانيايي‌ صحبت‌ مي‌كند. 
- از آهنگ‌هاي‌ سوئدي‌ها لذت‌ مي‌برد. اواخيرا خانه‌اي‌ بزرگ‌ در سوئد خريداري‌ كرده‌ وبه‌ هنگام‌ برگزاري‌ كنسرت‌هادر سوئد به‌ آنجامي‌رود. 
- قد او 1 متر و 80 سانتي‌ متر است‌ در حقيقت‌از 15 سانتي‌ او به‌ چنين‌ قدي‌ رسيد. 
- در سال‌ 1997 بازي‌ در فيلم‌ مردان‌سياهپوش‌ منصرف‌ شد اما به‌ اصرار همسرش‌جاداپينكت‌ دراين‌ فيلم‌ نقش‌آفريني‌ كرد و به‌ اوج‌شهرت‌ رسيد. 
- مادر او در آريزونا زندگي‌ مي‌كند. ويل‌اسميت‌ هفته‌اي‌ يكبار به‌ ديدن‌ مادرش‌ مي‌رود. اواحترام‌ به‌ پدر و مادر را بسيار واجب‌ مي‌داند.
 
- قرار بود در فيلم‌ آقا و خانم‌ اسميت‌، ويل‌اسميت‌ نقش‌آفريني‌ كند اما در لحظات‌ آخر،برادپيت‌ اين‌ نقش‌ را به‌ عهده‌ گرفت‌. 
- به‌ زودي‌ در فيلم‌ مالكيت‌ نوبتي‌ در كنارنيكلاس‌ كيج‌ ظاهر مي‌شود. نيكلاس‌ كيج‌ از اين‌ كه‌در كنار ويل‌ اسميت‌ اين‌ هنرپيشه‌ خوش‌رو وخوش‌اخلاق‌ نقش‌آفريني‌ مي‌كند بسيار راضي‌است‌. 
- ويل‌ اسميت‌ به‌ دليل‌ داشتن‌ صداي‌ صاف‌ ورسا دوبلور خوبي‌است‌ و دركارتون‌ داستان‌ كوسه‌به‌ جاي‌ ماهي‌ اوسكار صداگذاري‌ كرده‌ است‌. 
- ويل‌ اسميت‌ با تشكر از نلسون‌ ماندلا اعلام‌كرد كه‌ موفقيت‌هايش‌ در گونه‌ سينماي‌ كمدي‌ رامرهون‌ اين‌ چهره‌ سياسي‌ است‌. نلسون‌ ماندلا نيزفيلم‌هاي‌ ويل‌ اسميت‌ را دوست‌ دارد. ويل‌اسميت‌ اظهار دارد كه‌ نلسون‌ ماندلا به‌ او فهمانده‌كه‌ ايفاي‌ نقش‌ در فيلم‌هاي‌ كمدي‌ كار بيهوده‌اي‌نيست‌. 
- با بازي‌ در فيلم‌ جست‌ و جوي‌ خوشبختي‌شخصيت‌ واقعي‌ خود را نشان‌ داد. اين‌ فيلم‌درباره‌ زندگي‌ يك‌ بازيگر سياهپوست‌ و پولسازسينما است‌. 
- بيشترين‌ دستمزدي‌ كه‌ اسميت‌ تا به‌ حال‌دريافت‌ كرده‌ 28 ميليون‌ دلار براي‌ ايفاي‌ نقش‌(من‌ روبوت‌ در سال‌ 2004) بوده‌ است.
 
 
فیلم‌شناسی
 
از فیلم‌های معروف او عبارت‌اند از:


جانی دپ

شنبه 22 مهر 1391
17:6
alihoveida

 نام اصلی: جان کریستوفر دپ دوم

 
زمینه فعالیت:  بازیگر، موسیقی‌دان، تهیه‌کننده، کارگردان، نمایشنامه‌نویس
 
ملیت: آمریکایی
 
تولد: ۹ ژوئن ۱۹۶۳ ‏(۴۹ سال)
 
محل تولد: کنتاکی، آمریکا
 
والدین: سنیور جان کریستوفر دپ ، بتی سو ولز
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۸۴ تاکنون
 
همسر(ها): لوری آن آلیسون (۱۹۸۵–۱۹۸۳)
 
شریک(های)زندگی: شریلین فن (۱۹۸۸–۱۹۸۵)وینونا رایدر (۱۹۹۳–۱۹۸۹)کیت ماس (۱۹۹۸–۱۹۹۴)
ونسا پارادی (۲۰۱۲–۱۹۹۸)
 
فرزندان: لیلی رز ملودی دپ (زادهٔ ۱۹۹۹)جان کریستوفر «جک» دپ سوم (زادهٔ ۲۰۰۲)
 
وب‌گاه رسمی: http://www.deppimpact.com
 
جان کریستوفر «جانی» دپ دوم (به انگلیسی: John Christopher "Johnny" Depp II؛ زادهٔ ۹ ژوئن ۱۹۶۳) بازیگر، تهیه‌کننده، موسیقی‌دان وکارگردان آمریکایی‌است. او تاکنون توانسته‌است جایزهٔ گلدن گلوب و جایزهٔ انجمن بازیگران نمایش را برای بهترین بازیگر مرد از آن خود کند. آغاز موفّقیت‌های او به دههٔ ۱۹۸۰ میلادی و مجموعهٔ تلویزیونی خیابان جامپ شمارهٔ ۲۱ باز می‌گردد. او در این مجموعه به یک بازیگر نوجوان محبوب تبدیل شد. پس از آن در سال ۱۹۹۰ در فیلم ادوارد دست‌قیچی بازی کرد و بعد با فیلم‌هایی مانند اسلیپی هالو، چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی، سری دزدان دریایی کارائیب، سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت، آلیس در سرزمین عجایب، رنگو و سایه‌های سیاه به موفّقیت‌های بزرگی در گیشه دست یافته‌است. جانی دپ برای به تصویر درآوردن شخصیت‌هایی مانند ادوارد دی وود در اد وود، جوزف دی پیستن در دنی براسکو، هانتر اس تامپسون در ترس و نفرت در لاس‌وگاس، جورج جانگ در کوکائین و جان دلینجر در دشمنان مردم تحسین شده‌است.
فیلم‌های جانی دپ بیش از ۳٫۱ میلیارد دلار در آمریکا و بیش از ۷٫۶ میلیارد دلار در جهان فروش داشته‌است.[۲] او بارها نامزد دریافت بهترین جایزه‌ها از جمله گلدن گلوب و اسکار شده‌است و جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد را برای سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت و جایزهٔ انجمن بازیگران نمایش را برای دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه برنده شده‌است. مجلهٔ پیپل تاکنون دو بار در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۹ او را به عنوان جذاب‌ترین مرد معرفی کرده‌است.[۳] نام جانی دپ در کتاب رکوردهای گینس به عنوان گران‌ترین بازیگر با دستمزد ۷۵ میلیون دلار ثبت شده‌است.[۴] در سال ۱۹۹۵ مجلهٔ امپایر جانی دپ را به عنوان یکی از ۱۰۰ ستارهٔ تاریخ سینما انتخاب کرد و مقام ۶۷ را در بین ۱۰۰ ستارهٔ همیشگی سینما به او داد. در سال ۲۰۰۱ یکی از ۲۰ چهرهٔ دنیای سرگرمی شناخته شد.[۵] و در سال ۲۰۱۲ IMDB جانی دپ را به عنوان بهترین بازیگر سینمای جهان در ۱۰ سال گذشته معرفی‌کرد.[۶]
 
زندگی‌نامه 
 
کودکی
 
او در کنتاکی به دنیا آمد. پدرش سنیور جان کریستوفر دپ مهندس شهرسازی و مادرش بتی سو ولز یک پیش‌خدمت بود.[۷] او یک برادر به نام دنیل دارد که رمان‌نویس است و نیز دو خواهر به نام‌های کریستی (که اکنون مدیر شخصی‌اش است) و دبی دارد. خانوادهٔ او از مهاجران فرانسویپروتستان بودند که در حدود سال ۱۷۰۰ در ویرجینیا ساکن شدند. جانی دپ همچنین گمان می‌کند که یک سرخ‌پوست است و در سال ۲۰۱۱ عنوان کرد: «فکر می‌کنم کمی در درونم سرخ‌پوست هستم. مادر مادربزرگم کمی سرخ‌پوست بود و در چروکی بزرگ شد. اهل کنتاکی بودنم نیز با این قضیه جور در می‌آید. آنجا پر از چروکی و سرخ‌پوست است.»[۸]
خانوادهٔ او در دوران کودکی‌اش اغلب نقل مکان می‌کردند به طوری‌که او و برادر و خواهرانش در بیش از ۲۰ مکان مختلف زندگی کرده‌اند و در نهایت در سال ۱۹۷۰ در فلوریدا ساکن شدند.[۹][۷] در سال ۱۹۷۸ والدینش از هم جدا شدند[۹][۷] مادرش سپس با رابرت پالمر (متوفی سال ۲۰۰۰) ازدواج کرد. او همیشه از رابرت پالمر به عنوان «الهام بخش من» یاد می‌کند.[۱۰]
او در کودکی‌اش به خاطر استرس ناشی از رو به رو شدن با مشکلات خانوادگی دست به خودآزاری می‌زد و هفت یا هشت اثر زخم به جا مانده از آن زمان دارد.[۷] در مصاحبه‌ای که سال ۱۹۹۳ داشت، عنوان کرد: «بدن من نوعی مجله‌است. مانند کاری که سربازها می‌کنند، هر خالکوبی معنی خاصی دارد، چه می‌خواهد توسط خودت با چاقو صورت گرفته باشد یا توسط یک هنرمند این رشته.»[۱۱]
 
دههٔ ۱۹۸۰
 
وقتی ۱۲ سالش بود مادرش به او یک گیتار هدیه داد و او شروع به نواختن در گاراژ راک‌های مختلف کرد.[۷][۹] یک سال پس از جدایی والدینش، دبیرستان را رها کرد تا نوازندهٔ راک شود.[۹] دو هفته بعد سعی کرد به مدرسه بازگردد اما مدیر به او گفت که به دنبال رویایش برود و موسیقی‌دان شود.[۹] او با گروه بچه‌ها شروع به نواختن کرد.[۱۲] این گروه موفقیت محلی نسبتاً کمی را تجربه کرد. اعضای گروه بچه‌ها برای دستیابی به قراردادی برای ضبط موسیقی، راهی لس آنجلس شدند و نام گروه را به روش شش تیر تغییر دادند ولی پیش از ضبط آهنگ، این گروه متلاشی شد.[۱۲] او بلافاصله به گروه راک سیتی انجلز پیوست و در نوشتن آهنگ مری همکاری کرد.[۱۳] که در اولین اجرای این گروه برای شرکت نشر گفن رکوردز با نام اندوه مرد جوان ثبت شد.
در ۲۴ دسامبر ۱۹۸۳ با لوری آن آلیسون خواهر خواننده و نوازندهٔ باس گروه ازدواج کرد.[۷] در دوران تأهل، همسرش به چهره‌پردازی می‌پرداخت در حالی که او به انواع شغل‌های عجیب و غریب اشتغال داشت، از جمله این شغل‌ها می‌توان به بازاریابی از راه دور برای فروش خودکار اشاره کرد. همسرش او را به نیکولاس کیج معرفی کرد و کیج به او پیشنهاد کرد تا وارد عرصهٔ بازیگری شود.[۷][۹] او و همسرش در سال ۱۹۸۵ از هم طلاق گرفتند.[۱۴] سپس سر صحنهٔ فیلم کوتاه احمق‌ها با شرلین فن آشنا و نامزد شد. جانی دپ و شرلین فن برای فیلم تراشین در سال ۱۹۸۶ تست دادند و هر دو پذیرفته شدند. کارگردان فیلم جانی دپ را به عنوان ستارهٔ اصلی برگزید. این نقش دومین نقش اصلی او محسوب می‌شد. اما بعداً تهیه کنندهٔ فیلم با انتخاب کارگردان مخالفت و او را رد کرد.[۱۵][۱۶]
 
شغل بازیگری
 
جانی دپ در جشنوارهٔ فیلم کن۱۹۹۲
 
تلویزیون 
 
جانی دپ نقش اصلی سریال تلویزیونی خیابان جامپ شماره ۲۱ را برای شبکهٔ رسانه‌ای فاکس در سال ۱۹۸۷ بازی کرد. او به این علت بازی در این فیلم را پذیرفت تا بتواند با فردریک فورست که الهام‌بخش او بوده‌است هم‌بازی شود. نقش مکمل او، سل جنکو دوست قدیمی‌اش بود که در نقش خدمتکاری به نام بلوفیش بازی کرد. موفقیت این سریال، او را به یک بازیگر محبوب نوجوان در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ تبدیل کرد.[۹] اما با این وجود مدتی بعد احساس کرد که مجبور به بازی در این نقش شده‌است.[۱۷][۱۸] پس از آن تصمیم گرفت فقط در فیلم‌هایی که احساس می‌کند مناسب اوست بازی کند.[۱۷]
 
نقش‌های فیلم 
 
اولین نقش اصلی جانی دپ در فیلم ترسناک و کلاسیک کابوس در خیابان الم در سال ۱۹۸۴ بود. او نقش دوست قهرمان فیلم، نانسی تامپسون (با بازی هدر لنگنکمپ) و یکی از قربانیان فردی کروگر را بازی کرد.[۹] او اولین گزینهٔ کارگردان برای ایفای نقش یک اسکیت‌باز آمریکایی در فیلم درام تراشینمحصول سال ۱۹۸۶ بود، اما بعداً توسط تهیه‌کنندهٔ فیلم کنار گذاشته شد.[۱۵][۱۶] همچنین در این سال در نقش دوم فیلم جوخه به کارگردانی الیور استون ظاهر شد. در سال ۱۹۹۰ در فیلم ادوارد دست‌قیچی به کارگردانی تیم برتون بازی کرد که موفقیت فیلم به ارتباط طولانی مدت آن دو انجامید[۹] و آیندهٔ حرفه‌ای جانی دپ را تحت تأثیر قرار داد.
در سال ۱۹۹۸ جانی دپ، که طرفدار و دوست قدیمی نویسنده‌ای به نام هانتر اس تامپسون بود، در فیلم ترس و نفرت در لاس‌وگاس که بر اساس رمانی به همین نام از تامپسون ساخته شد، بازی کرد.[۱۹] در سال ۲۰۰۸ راوی فیلم مستند گونزو:زندگی و کار دکتر هانتر اس تامپسون بود. او بیشتر هزینه‌های مراسم یادبود دکتر تامپسون را پرداخت. او این مراسم را با آتش‌بازی و شلیک خاکستر تامپسون با توپ در اسپن، کلرادو، جایی که دوستش زندگی می‌کرد، کامل کرد.[۲۰] کار بعدی جانی دپ از آثار تامپسون فیلم خاطرات عجیب و غریب بود که در سال ۲۰۱۱ اکران شد که از یکی از رمان‌های تامپسون اقتباس شده بود.
منتقدین نقش‌های جانی دپ را «شخصیت‌های دوست‌دار تنهایی» توصیف کرده‌اند.[۲۱] دپ این دوره از حرفه‌اش را پر از «شکست‌های تعریف شده از طرف استودیوها» و «فیلم‌هایی که برای گیشه مثل سم بودند» ذکر کرده‌است[۲۲] اما او فکر می‌کند استودیوها هرگز فیلم‌ها را درک نکردند و بازاریابی خوبی نداشتند.[۲۱] جانی دپ نقش‌هایی را که جالب دانسته انتخاب کرده‌است نه نقش‌هایی که فکر می‌کرده پرفروش خواهند بود.[۲۱]
فیلم ۲۰۰۳ کمپانی والت دیزنی، دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه یک موفقیت بزرگ برای او بود.[۲۱] او، نقش کاپیتان جک اسپرو، دزد دریایی جذاب و مؤدب با شیوهٔ راه رفتنی خاص را ایفا کرد که بسیار مورد ستایش قرار گرفته‌است. مدیران کمپانی والت دیزنی در ابتدا دربارهٔ موفقیت این نقش تردید داشتند[۲۳] اما با اکران عمومی فیلم، این شخصیت در بین مردم محبوبیت زیادی پیدا کرد.[۲۱] طبق نظرسنجی شرکت فندنگو (شرکت فروش بلیط سینما) نقش کاپیتان جک اسپرو بیشترین جذابیت را برای مخاطبان داشته‌است.[۲۴] کارگردان فیلم گور وربینسکی گفته‌است که این شخصیت، بسیار شبیه به شخصیت خود جانی دپ است اما دپ عنوان کرد که این شخصیت را از کیت ریچاردز، گیتاریست گروه رولینگ استونز الگو برداری کرده‌است.[۲۲]
پیاده‌روی مشاهیر هالیوود، ستارهٔ جانی دپ (۱۹ نوامبر ۱۹۹۹)
او در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای ایفای نقش جی ام بری، نویسندهٔ اسکاتلندی در فیلم در جستجوی سرزمین خیالیشد.[۲۵] پس از آن، در نقش ویلی وانکا در فیلم چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی، محصول سال ۲۰۰۵، ظاهر شد که موفقیت زیادی در گیشه کسب کرد[۲] و او به خاطر ایفای این نقش نامزد جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی شد.[۲۶]
جانی دپ به نقش کاپیتان جک اسپرو در دزدان دریایی کارائیب: صندوق مرد مرده برگشت[۲۷] که در ۷ ژوئیه ۲۰۰۶ اکران شد و ۱۳۵٫۵ میلیون دلار در سه روزاول اکران در آمریکا فروش کرد و رکورد فروش گیشه را در بالاترین فروش آخر هفته شکست.[۲] دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان هم در ۲۴ مه ۲۰۰۷ اکران شد. دپ گفته‌است: «کاپیتان اسپرو بخش بزرگی از من است»[۲۸] و او دوست دارد که این نقش را در سری‌های بعد هم بازی کند.[۲۸] همچنین او صداپیشهٔ کاپیتان اسپرو در بازی کامپیوتری دزدان دریایی کارائیب: افسانهٔ جک اسپرو بوده‌است.[۲۹]
استعداد چشمگیر شمشیربازی جانی دپ که برای نقش کاپیتان اسپرو پیشرفت کرد، در فیلم مستند بازپس گرفتن شمشیر برجسته شد. در این فیلم، استاد شمشیرزنی باب اندرسون تجربیاتش را به او در طراحی حرکات شمشیرزنی برای فیلم دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه می‌آموخت.[۳۰]
جانی دپ برای ایفای هنرمندانهٔ نقش سوئینی تاد در فیلم ترسناک و موزیکال سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت به کارگردانی تیم برتون، برندهٔجایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی شد.[۳۱] او در مراسم اهدای جوایز از انجمن مطبوعات خارجی هالیوود تشکر کرد و از تیم برتون برای اعتماد زیاد و پشتیبانی‌اش تقدیر کرد.[۳۲]
در سال ۲۰۰۹ جانی دپ به همراه جود لا و کالین فارل در قسمت‌های باقی مانده از نقش هیث لجر در فیلم تخیلات دکتر پارناسوس که به دلیل مرگ ناگهانی‌اش ناتمام مانده بود، بازی کرد. هر سه بازیگر دستمزدشان را به ماتیلدا، دختر هیث لجر دادند.[۳۳] او در نقش کلاهدوز دیوانه در فیلم آلیس در سرزمین عجایب به کارگردانی تیم برتون بازی بسیار درخشانی ارائه کرده‌است و صداپیشهٔ نقش رنگو در فیلم رنگو به کارگردانی گور وربینسکی بوده‌است. فیلم رنگو برندهٔ جایزهٔ اسکار بهترین فیلم پویانمایی آکادمی اسکار در سال ۲۰۱۲ شد و گور وربینسکی در مراسم اسکار از جانی دپ تشکر کرد.[۳۴][۳۵]
در سال ۲۰۱۱ جانی دپ به نقش کاپیتان جک اسپرو در فیلم دزدان دریایی کارائیب: سوار بر امواج ناشناخته برگشت. این فیلم در اولین هفتهٔ اکران در سطح جهانی ۳۴۶٫۴ میلیون دلار در گیشه فروش کرد و رکورد زد.[۲۷][۳۶]
 
همکاری با تیم برتون 
 
او با تیم برتون کارگردان سینما و دوست صمیمی‌اش، تا کنون در ۸ فیلم همکاری کرده‌است. اولینش ادوارد دست قیچی ساختهٔ سال ۱۹۹۰ است که در آن نقش ادوارد، اختراع جدید مخترعی عجیب وغریب را بازی کرده‌است. ادوارد در ظاهر انسان است اما به دلیل مرگ ناگهانی سازنده‌اش به جای دستانش قیچی دارد. در این فیلم وینونا رایدر و وینسنت پرایس نقش‌های مقابل او را ایفا کرده‌اند. در چندین نقد، ادوارد دست قیچی یکی از بهترین فیلم‌های برتون معرفی شده‌است.[۳۷]
او دربارهٔ نقش ادوارد گفته‌است:
« من عاشق ادوارد دست قیچی بودم چون هیچ چیز بدبینانه، خسته کننده و ناپاکی در مورد او وجود نداشت. به یاد دارم وقتی برای آخرین بار برای نقش ادوارد گریم می‌شدم، به خودم در آینه نگاه کردم و با خودم فکر کردم که من دارم با ادوارد خداحافظی می‌کنم و از این فکر ناراحت شدم. اما در واقع فکر می‌کنم همهٔ نقش‌هایم هنوز یک جوری وجود دارند.[۳۸]  »
 
همکاری بعدی آنها فیلم اد وود (۱۹۹۴) بود[۹] که جانی دپ نقش اد وود، فیلمسازی که بعضی وقت‌ها از او به عنوان «بدترین کارگردان تاریخ» نام می‌برند را بازی کرده‌است.[۳۹] دپ دربارهٔ این فیلم بعداً گفت: «فقط با شنیدن ۱۰ دقیقه دربارهٔ پروژه، آن را قبول کردم.»[۴۰] آن زمان او از فیلم و فیلم‌سازی ناامید بود. این نقش برای او شانس داشتن زمانی لذت‌بخش را فراهم کرد. او در این باره گفته‌است: «کار با کالسکهٔ کروکی عشق من به بازیگری را دوباره جوان کرد.»[۴۰]
جانی دپ در افتتاحیهٔ نمایش دشمنان مردم در پاریس (۲۰۰۹)
تهیه کننده، اسکات رودین، زمانی عنوان کرد: «در واقع جانی دپ در تمام فیلم‌هایش تیم برتون را بازی می‌کند.»[۴۱]
همکاری بعدی جانی دپ با تیم برتون فیلم اسلیپی هالو (۱۹۹۹) بود. این فیلم داستانی ماورائی دارد و هنرنمایی دیگری از جانی دپ در نقش ایکابد کرین، کارآگاهی علاقه‌مند به تحقیقات جرم‌شناسی است. نقش مقابل او را کریستینا ریچی ایفا کرده‌است. اسلیپی هالو نشان دهندهٔ مبارزهٔ تیم برتون با سیستم هالیوود بود.[۴۲] جانی دپ برای این نقش از آنجلا لنسبری، رادی مک دوال و بیسیل راتبون الهام گرفته‌بود.[۴۱] او گفته‌است: «من همیشه ایکابد را شخصیتی حساس و شکننده که شاید کمی بیش از حد در تماس با شخصیت زنانهٔ درونی خود است، مثل دختربچه‌ای که ترسیده، تصور می‌کردم»[۴۳]
او دیگر با تیم برتون همکاری نکرد تا اینکه سال ۲۰۰۵ در چهارمین همکاری‌اش با برتون، در فیلم چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی در نقش ویلی وانکاظاهر شد. او مدل موی این شخصیت را از آن وینتور الگو برداری کرد. فیلم فروش موفقیت‌آمیزی داشت و نقدهای مثبتی بر آن شد.[۴۴][۴۵] جین وایلدرکه نقش ویلی وانکا را در نسخهٔ پیشین فیلم، محصول ۱۹۷۱، به تصویر کشیده‌بود، نسخهٔ جدید فیلم را مورد انتقادی تند قرار داد.[۴۶]
انیمیشن عروس مرده پنجمین همکاری او با تیم برتون است که جانی دپ در آن صداپیشهٔ شخصیت ویکتور ون دورت بوده‌است. این انیمیشن سپتامبر۲۰۰۵ به دنبال فیلم چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی که ماه ژوئیه اکران شده بود، روی پردهٔ سینما رفت.
او سپس به خاطر نقش‌آفرینی هنرمندانه در فیلم موزیکال و ترسناک سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت (۲۰۰۷) برندهٔ دومین جایزهٔ بزرگ خود یعنی جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی و برای سومین بار نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.[۳۱] او همچنین برای این فیلم برندهٔ جایزه بهترین نقش منفی از جوایز سینمایی ام‌تی‌وی در سال ۲۰۰۸ و برندهٔ جایزهٔ ملی فیلم انگلیس شد.[۳۱] در سال ۲۰۰۰ ابتدا تیم برتون یک اجرای ضبط شدهٔ موسیقی فیلم که مربوط به سال ۱۹۷۹ می‌شد را به او داد. اگرچه جانی دپ به ژانر موزیکال علاقه نداشت اما کم‌کم نسبت به داستان فیلم علاقه‌مند شد. او گفته‌است که برای این نقش از پیتر لری در فیلم عشق دیوانه (۱۹۳۵) الهام گرفته‌است. دپ آوازهای این شخصیت را در زمان فیلم‌برداری دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان تمرین می‌کرد.[۴۷] با اینکه او در گروه‌های موسیقی فعالیت کرده بود اما در ابتدا مطمئن نبود که بتواند آوازهای استفن ساندهیم را اجرا کند. او نسخه‌های نمایشی را ضبط و با بروس ویتکین تمرین می‌کرد تا بتواند آوازهایش را بدون یک مربی آواز حرفه‌ای به درستی شکل دهد.
کریس نشاویتی در نقدش در مجلهٔ انترتینمنت ویکلی به این فیلم نمرهٔ A منفی داده‌است و بیان کرد: «بالا و پایینی صدای دپ هنگام آواز خواندن باعث تحیر می‌شود و با خودت فکر می‌کنی که او دیگر چه مهارت‌هایی دارد که نشان نداده‌است. دیدن دپ در نقش آرایشگری که با تیغ کار می‌کند تو را یاد ۱۸ سال پیش می‌اندازد که ادوارد دست قیچی به سرعت درختان را به شکل‌های مختلف در می‌آورد و اگر تیم برتون و جانی دپ با هم آشنا نمی‌شدند ما همهٔ این زیبایی‌های عجیب را از دست می‌دادیم»[۴۸]
همکاری بعدی جانی دپ با تیم برتون فیلم آلیس در سرزمین عجایب بود که در نقش کلاهدوز دیوانه بازی درخشانی را ارائه کرده‌است. در این فیلم هلنا بونهام کارتر، آن هاتاوی و آلن ریکمن با او هم‌بازی بوده‌اند. او دربارهٔ این نقش گفته‌است: «کلاهدوز دیوانه شخصیت جذابی است. او دیوانه و غیر قابل پیش بینی است. بازی در نقش کلاهدوز دیوانه و جان بخشیدن به تخیل تیم مثل رویایی بود که به واقعیت پیوست.»[۴۹]
جدیدترین همکاری او با تیم برتون، فیلم کمدی-ترسناک سایه‌های سیاه است که غروب ۱۰ مه ۲۰۱۲ اکران شد. جانی دپ در این فیلم علاوه بر تهیه‌کنندگی، نقش اول فیلم یعنی خون‌آشامی ۲۰۰ ساله به نام بارناباس کالینز را نیز ایفا کرده‌است. دیگر بازیگران این فیلم هلنا بونهام کارتر، اوا گرین و میشل فایفر هستند.
جانی دپ با تیم برتون دوستی بسیار نزدیکی دارد و پدرخواندگی فرزندان او را به عهده گرفته‌است.

شرکت فیلم‌سازی
 
در سال ۲۰۰۴ جانی دپ شرکت فیلم‌سازی اینفینیتم نیهیل را برای پروژه‌هایی که خودش بازیگر و/یا تهیه کنندهٔ آنهاست تأسیس کرد.[۵۱] نام این شرکت، لاتین و به معنای «هیچِ بی‌نهایت» است.[۵۲] جانی دپ مدیرعامل شرکت است و خواهرش کریستی امور اجرایی شرکت را به عهده دارد.[۵۱]
اولین محصول این شرکت فیلم خاطرات عجیب و غریب بود که در سال ۲۰۱۱ تولید شد و از رمانی با همین نام نوشتهٔ هانتر اس تامپسون اقتباس شده بود. نویسنده و کارگردان این فیلم بروس رابینسون است.[۵۳]
دپ دربارهٔ این فیلم گفته‌است: «خاطرات عجیب و غریب عمل کردن به قولی بود که به هانتر داده بودم. من این رمان را قبل از اینکه چاپ شود پیدا کردم. هانتر آن را در آرشیوش در زیرزمین گذاشته بود. از نثر زیبای آن متعجب شدم. نمی‌توانستم باور کنم که در سن ۲۲ سالگی آن را نوشته‌است. با هم تصمیم گرفتیم که آن را به فیلم تبدیل کنیم. از اول این یک کار مشترک بود. حالا به قولم عمل کردم.»[۵۴]
فیلم بعدی این شرکت هوگو به کارگردانی مارتین اسکورسیزی در سال ۲۰۱۱ ساخته‌شد. این فیلم برندهٔ ۵ جایزهٔ آکادمی اسکار در بخش‌های: بهترین جلوه‌های ویژه، بهترین تدوین صداگذرای، بهترین صداگذاری، بهترین فیلم‌برداری و بهترین کارگردان هنری در سال ۲۰۱۲ شد.[۵۵] محصول بعدی این شرکت فیلم سایه‌های سیاه به کارگردانی تیم برتون است که ۱۰ مه ۲۰۱۲ اکران شد.[۵۳]
 
علاقه‌مندی‌های دیگر
 
جانی دپ در افتتاحیهٔ نمایش دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان (۱۹ مه ۲۰۰۷)
موسیقی
یکی از علاقه‌مندی‌های جانی دپ، موسیقی است. او از سن ۱۲ سالگی نواختن گیتار را شروع کرد.[۷]

انریکه ایگلسیاس

شنبه 22 مهر 1391
16:48
alihoveida

انریکه ایگلسیاس

نام: انریکه میگل ایگلسیاس پریسلر 

 
زادروز:  ۸ مه ۱۹۷۵
 
محل تولد:مادرید
 
اهل: کشور اسپانیایی
 
سبک‌ها: پاپ, لاتین, آر اند بی
 
کار(ها): خواننده
 
مدت کار: ۱۹۹۵ تا کنون
 
وب‌گاه: www.enriqueiglesias.com
 
انریکه میگل ایگلسیاس پریسلر (به اسپانیاییEnrique Miguel Iglesias Preyslerخواننده و ترانه سرا در هشتم ماه مه ۱۹۷۵ در مادرید(اسپانیا) از تبار اروپایی-آسیایی دیده به جهان گشود.
پیشهٔ انریکه ایگلیساس در کمپانی مستقل فنوسویا شروع شد که به او یاری کرد تا به یکی از محبوب‌ترین هنرمندان آمریکای لاتین و بازار لاتینایالات متحده تبدیل شود، با فروشی که بیش‌تر از اکثر آلبوم‌های اسپانیولی دیگر هنرمندان در آن دوره زمانی بود. پیش از سال ۲۰۰۰ او گذاری به جریان اصلی بازار انگلیسی زبان کرد و یک قرارداد منحصر به فرد را برای چند-آلبوم با شرکت یونیورسال میوزیک به مبلغ بی‌سابقهٔ ۴۸٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار امضا کرد تا بخش لاتین این شرکت آلبوم‌های اسپانیولی وی و شرکت اینتراسکپ آلبوم‌های انگلیسی او را منتشر نماید.
۵ آهنگ ایگلسیاس در جایگاه شماره یک در ردهٔ جدول بیلبورد دارد، و رکورد ارائه ۱۷ تک آهنگ شماره یک اسپانیولی را در جدول ترک‌های داغ لاتین بیلبورد را داراست. آلبوم‌های او هم اینک بیش از 100 میلیون نسخه فروخته‌اند که او را پرفروش‌ترین هنرمند موسیقی اسپانیولی‌زبان در جهان می‌گرداند.
 
آغاز فعالیت
 
ایگلسیاس پسر خوانندهٔ معروف اسپانیایی خولیو ایگلسیاس و روزنامه نگار فیلیپینی، ایزابل پریسلر است. او در مادرید اسپانیا به دنیا آمد و والدین او وقتی سه ساله بود، از هم جدا شدند. پس از خبر وسیع ربوده شدن پدر بزرگ او دکتر خولیو ایگلسیاس پوگا توسط اتا باسک (که البته دو هفته بعد بدون هیچگونه صدمه‌ای پیدا شد)، او در سال ۱۹۸۳ در سن ۸ سالگی به میامی، فلوریدا، در ایالات متحده، نقل مکان کرد تا با پدر خود زندگی کند.با این حال پدرش به ندرت در خانه بود و او توسط دایه‌ای به نام الویرا الوارز پرورش یافت. و به مادر خود در هر تابستان سر می‌زد.
در میامی، ایگلسیاس از نعمت و تجمل فرزند یک میلیونر بودن لذت می‌برد ولی بعدها ذوق و قریحهٔ خود را برای چیزهای ساده تری توسعه داد، حقیقتی که بعدها نمای کنسرت او را با ظاهر شدن در البسهٔ ساده مانند تی شرت‌های نخی سپید و جین جلوه گر شد.
 
پیشه هنری
 
در هنگامیکه در دانشگاه میامی، مشغول به تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی بود، تصمیم گرفت حرفهٔ موسیقی خود را دنبال کند اما فاقد سرمایه لازم برای ضبط یک نمونه نوار بود. چون خواسته بود که بلند پروازی خود را از خانواده‌اش پنهان نگه دارد از دایه خود، الیوارس، ۲۰۰۰ دلار قرض کرد. آزمایش خوانندگی او را، مدیر برنامهٔ آیندهٔ او، فرمن مارتی‌نز انجام داد و تحت تأثیر کار انریکه قرار گرفت. با نام مستعار «انریکه مارتی نز»، این دو ترانه نمونه او را برای شرکت‌های مختلف ضبط فرستادند. ماه‌ها بعد، ایگلسیاس قرار دادی با فونوسیوا امضاء کرد و سپس به تورنتو، کانادا رفت تا نخستین آلبوم خود را در کمال گمنامی ضبط کند.
به خواست وی برای کم اهمیت کردن نسب خانوادگی وی، ایستگاه‌های رادیو او را تنها با نام انریکه معرفی نمودند.
 
 
وضعیت شهرت
او چند بار در رسانه‌ها به‌صورت مهمان خود را نشان داده‌است. او در برنامه تلویزیونی (تاک شو) اپرا وینفری مهمان بوده که با غافل‌گیری یکی از طرفداران خود، همهٔ روز را با او گذراند. همچنین در پریمیوس یووتنود نیز حضور پیدا کرده و مهمان موسیقی آخرین پخش شوی تلویزیونی دیگو مارادونا در آرژانتین بوده‌است.
او در چندین آگهی تبلیغاتی برای عطر تامی هیلفیگر به نام True Star Man (ستارهٔ راستین مرد) ظاهر شده‌است که آن را تصدیق می‌کند در حال پخش آهنگ زمینهٔ «Ring My Bell» (صدای زنگ من ) که یکی از ترانه‌های آخرین آلبوم او می‌باشد. هم چنین در سری آخر Extreme Makeover:Home Edition (بازسازی شدید: ویرایش خانگی) با خواندن ترانه‌ای به نام «Somebody's Me» (اون یه نفر منم) باز از آخرین آلبومش حضور داشته‌است.
اخیراًٌ در کنسرت‌های یکبارهٔ خود در ایتالیا، اروگوئه و اسرائیل هم چنین در جشنی از شبکه تلویزیونی MTV در بندر مالاگا در جنوب اسپانیا همراه با پائولینا روبیو زنده خوانده‌است و سری کنسرت‌های خود را در ایالات متحده اتمام کرده‌است. «تور برای طرفداران» او شامل مجموعهٔ بسیاری از آهنگ‌های قدیمی‌تر وی و نیز ترانه‌های تازهٔ او در انگلیسی و اسپانیایی بود.
ایگلسیاس در قسمت مورخ ۷ مه ۲۰۰۷ «دوتا و نصفی مرد» (Two and a half men) با نقش یک تعمیرکار بنام«فرناندو» ظاهر شد.
نخستین تک آهنگ از آلبوم تازهٔ او اینسومنیاک به نام « آیا می‌دونی؟ (ترانهٔ پینگ پنگ)» منتشر شده در ۱۲ ژوئن ۲۰۰۷ اولین بار در رادیوی رایان سیکرستKIS-FM در ۱۰ آوریل ۲۰۰۷ پخش گردید. همچنین در کنسرت Live Earth ,German leg در هامبورگ در ۱۵ مه ۲۰۰۷ اجرا داشته‌ است. انریکه ترانهٔ «آیامی‌دونی؟» (Do you know?) و «Hero (قهرمان)» را در نوار زندهٔ سری تلویزیونی آمریکایی رقص با ستارگان (Dancing with Stars) خوانده‌است.
 
زندگی شخصی
 
او با آنا کورنیکوا تنیسور اهل روسیه دارای روابط عاطفی است، در سال‌های گذشته شایعه‌های زیادی در رابطه با رابطه این دو و ادامه و یا پایان این رابطه در رسانه‌ها مطرح گشته که به گفته آنا کورنیکوا به‌زودی قصد ازدواج با یکدیگر را ندارند و به احتمال زیاد انا باردار است. در این چند وقت هرگاه در این مورد از آنها سئوالی پرسیده می‌شود تکذیب نمی‌کنند و همه‌ی رسانه‌ها منتظرند که این خبر را انا و انریکه رسما منتشر کنند اما به احتمال زیاد آنها می‌خواهند همه را غافلگیر کنند.
 
آلبوم‌ها
  • (۱۹۹۵) Enrique Iglesias (انریکه ایگلسیاس)
  • (۱۹۹۷) Vivir (زیستن)
  • (۱۹۹۸) Cosas del Amor (چیزهایی از عشق)
  • (۱۹۹۹) Enrique (انریکه)
  • (۲۰۰۱) Escape (گریز)
  • (۲۰۰۲) Quizas (شاید)
  • (۲۰۰۳) Seven (۷) (هفت)
  • (۲۰۰۷) Insomniac (بی خواب)
  • (۲۰۰۸) Greatest Hits (بهترین عناوین)
  • (۲۰۱۰) Euphoria (خوشحالی)

ساموئل ال جکسون

پنج شنبه 20 مهر 1391
16:35
alihoveida


ساموئل ال. جکسون  

 

نام: ساموئل لروی جکسون

تولد: 21 دسامبر سال1948 

محل تولد: دستزیکت کلمبیای آمریکا

نام مستعار: سام، king of cool و Mr. Cool

قد: 1.89 متر

 

همسر(ها): لاتانیا ریچاردسون

سال‌های فعالیت: ۱۹۶۹ میلادی تا کنون

بیوگرافی 

او تا قبل از تبدیل شدن به قهرمان اکشن با کارکتر میچ هنسی در فیلم long kiss goodnight در سال 96 و در فیلم جان سخت: با یک انتقام در سال 95، معمولا نقش های منفی و معتادان مواد مخدر را داشت. ایفای نقش جولز وینفیلد در فیلم pulp fiction او را در سال 94 نامزد جایزه ی اسکار کرد. او در ده ی هفتاد به همراه مورگان فری من به کمپانی نگرو انسمبل پیوست. در دهه ی هشتاد با سه فیلم اسپایک لی: Do the right thing در سال 89، Mo' better blues در سال 90 و تب جنگل در سال 91 بسیار مشهور شد. او با نقش اردل رابی در فیلم جیکی براون در سال 97 خرس نقره ای برلین را دریافت کرد.

در سال 98 با بازیگران برجسته ای همچون شارون استون و داستین هافمن در فیلم کره و با کوین اسپیسی در فیلم مذاکره کننده(که نقش نماینده ی گروگان ها را زمانی که به اشتباه متهم به قتل و اختلاص شده بود داشت) هم بازي بود. در سال 99 او در فیلم ترسناک دریای آبی عمیق و همینطور در نقش جدی مستر میس ویندو در فیلم جرج لوکاس(جنگ ستارگان 1: The phantom menace) بازی درخشانی داشت.

در سال 2002 او در فیلم Changing Lanes نقش یک الکلی در حال ترک را بازی می کرد که حین جنگی هوشمندانه با کارکتر بن افلک سعی می کرد از فرزندانش محافظت کند. او با تبدیل نقش مکملش به نقش اصلی در اپیزود 2 جنگ ستارگان: The attack of the clone هم ایفای نقش کرد. شمشیر بنفش رنگ میس ویندو در فیلم به پیشنهاد ساموئل بود. او می خواست تا کارکترش در صحنه های شلوغ جنگ هم مشخص و بارز دیده شود. او سپس در xXx در نقش یک نماینده ی NSA به همراه وین دایسل و در فیلم The 51th State هم در نقش یک قاچاقچی مواد ظاهر شد که دامن مردانه می پوشید.

بنابر نظرات جمع آوری شده توسط روتن توماتس، او در سال 2004 هم در بهترین و هم در بدترین فیلم های دوره ی بازیگریش حضور داشت. در فیلم تریلر Twisted او مربی اشلی جود بود. این فیلم در نظرسنجیه وبسایت تنها 2% آرای مثبت بازدیدکنندگان را بدست آورد و بازدیدکنندگان بازی او را تاریک و بیهوده نامیده بودند. سپس او در فیلم انیمیشن باورنکردنی ها دوبلر «فورزون» ابرقهرمان شد. این فیلم 97% آرای مثبت بازدیدکنندگان را بدست آورد و عملکرد جکسون، نامزدی جایزه ی آنی را برای بهترین صدا به همراه داشت. او سپس به کار برجسته ی دیگری در فیلم دیگری از کوئنتین تارانتینو (کیل بیل) مشغول به كار شد.

او سال 2005 را با درام ورزشی مربی کارتر آغاز کرد که بر اساس داستان واقعی کن کارتر مربی بوده که به بازیکنانش می آموخت آموزش مهم تر از بسکتبال است. اگرچه فیلم نظرات مختلفی را به همراه داشت اما بازی جکسون برخلاف داستان فیلم مورد تحسین قرار گرفت. آخرین فیلم 2005 او فیلم مرد بود که به همراه یوژن لوی بازی کرد و در فستیوال بین المللی فیلم هاوایی در بخش جوایز بازیگران، معرفی شد.

در 30 ژوئن سال 2006 در مراسم گراما تاتر چینی جاي پا و دستانش به يادگار گذاشته شد ؛ او هفتمین آفریقا-آمریکایی و صدونود یکمین بازیگری بود که به این افتخار دست می یافت.

در 30 ژوئن 2007 او در فیلم (Farce of the penguins) به عنوان گوينده ظاهر شد. این فیلم نوعی تقلید از نقش  راوی مورگان فری من در فیلم موفق باکس آفیس March of the penguins بود.همچنین در سال 2007 او در فیلم Black snake moan نقش یک بازیگر بلوز را داشت که زن جوانی را بازداشت کرد و همینطور در فیلم ترسناک 1408 که اقتباسی از داستان کوتاه استفن کینگ بود هم بازی کرد. در سال 2008 ساموئل در فیلم The spirit نقش یک شرور را داشت که از دید منتقدان و باکس افیس بسیار ضعیف توصیف شد.وي در سال 2009 حین روایت صحنه هایی ازجنگ جهانی دوم در فیلم لعنتی های بی آبرو دوباره با کوئنتین تارانتینو کار کرد.

او طی دوران بازیگریش در خیلی از فیلم ها با رپرهای برجسته کار کرده است که از آن جمله : توپاک شاکور(جویس)، کوئین لاتیفا( جویس/اسفیر) و متدمن(187) هستند.

 

 

عملکرد او در باکس آفیس

جکسون می گوید نقش های هیجان انگیز را انتخاب می کند. نقش کارهایی که در کودکی آرزو داشته انجام دهد و حال فرصت انجام آنها را پیدا کرده است. در فیلم هایی که نقش اصلی یا مکمل اصلی را داشته است، فیلم های او در باکس آفیس آمریکای شمالی فروش 2.38 و4.48 میلیارد دلاری داشته که او را در جایگاه نهم(نقش اصلی) و دوم نقش های مکمل پرفروش تاریخ قرار می دهد( پس از فرانک واکر دوبلر). در آگست سال 2007 او در مصاحبه ای اعلام کرد که می خواهد نقش کوچکی در فیلم های ایندیانا جونز و The kingdom of the crystal skull جرج لوکاس داشته باشد تا جایگاه باکس آفیسش را بالاتر از هریسون فورد حفظ کند. ویراست 2009 کتاب گینس که محاسبه ی متفاوتی برای تعیین فروش فیلم ها داشت نوشته بود که جکسون با درآمد 7.42 میلیارد دلاری از 68 فیلم پردرآمدترین بازیگر دنیاست.

ترجمه: ميلاد خراسانيان


چارلی چاپلین

پنج شنبه 20 مهر 1391
14:14
alihoveida

 

 

 
نام در تولد: سر چارلز اسپنسر چاپلین
 
زاده: ۱۶ آوریل ۱۸۸۹
 
محل تولد:خیابان ایست، والورثلندن، انگلیس
 
مرگ: ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷(سن :۸۸ سال)
 
محل مرگ : ووی، سوئیس
 
رسانه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده
 
ملیت:  Flag of England.svg انگلستان
 
سال‌های فعالیت ۱۹۷۶ - ۱۹۱۴
 
همسر: میلدرد هریس ۱۹۲۰-۱۹۱۸لیتا گری ۱۹۲۸-۱۹۲۴پائولت گدارد ۱۹۴۲-۱۹۳۶اونا اونیل ۱۹۷۷-۱۹۴۳
 
 
امضا:  Firma de Charles Chaplin.svg
 
جایزه افتخاری: در سالهای ۱۹۲۹ و ۱۹۷۲بهترین موسیقی متن اورژینال
 
سال ۱۹۵۲ برای فیلم روشنایی‌های شهر
 
 
 
سِر چارلز اسپنسر چاپلین (۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان و همچنین آهنگساز برجستهٔ هالیوودو برندهٔ جایزه اسکار است. بیشتر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند.
چاپلین در زمینه سینما بیش از ۶۵ سال فعالیت کرد که شروع فعالیتهای وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۸۸ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ همراه با تعدادی از دوستان سینمایی خود اتحادیه سینماگران را تاسیس کرد.
چاپلین یکی از محبوب ترین و بزرگترین هنرمندان قرن بیستم میلادی و تاریخ سینما است.

 

 

 

دوران جوانی


پلیس فدرال آمریکا یا 
اف بی آی معتقد بود چارلی چاپلین در واقع یک یهودی روس با نام اصلی اسرائیل تورنشتین بوده‌است. از سوی دیگراسکاتلندیارد با ارائه اطلاعاتی از سوی یک منبع اظهار کرد که ممکن است وی در فرانسه متولد شده باشد. اما اداره اطلاعات بریتانیا هیچگاه نتوانست مدارک تولد مربوط به چنین شخصی را پیدا کند و با وجود تحقیقات وسیع، هیچ نوعی مدارک و شواهدی در جهت اثبات این ادعاها پیدا نکرد. قدیمی ترین مدرکی که از وی پیدا شده‌است، گذرنامه‌ای است که در سال ۱۹۲۰ صادر شده‌است. [۱]چاپلین خود ادعا می‌کرد که در سال ۱۸۸۹ در محله‌ای در جنوب لندن متولد شده‌است. یعنی تنها چهار روز پیش از تولد هیتلر که چاپلین وی را دردیکتاتور بزرگ مورد تمسخر قرار داد. اما سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا٬ فرانسه و آمریکا که در مورد وی تحقیق کرده‌اند تاکنون به مدرک دقیقی مبنی بر مکان و زمان تولد وی دست نیافته‌اند. خانواده چاپلین بیش از ۴۰ سال پس از مرگ وی نامه‌ای در کشویی قفل شده پیدا کردند که در آن اشاره شده بود که چاپلین در کمپ کولی‌ها در اسمسویک در نزدیکی بیرمنگام متولد شده‌است. این نامه در اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط جک هیل به چاپلین فرستاده شده‌است. در این نامه گفته شده‌است که عمه او یک ملکه کولی بوده‌است و او در کاروان عمه‌اش متولد شده‌است.

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان، اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. مشهور است که نام مادر چاپلین هنا است. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. پدرش الکلی شد و کمتر با چارلی ارتباط داشت. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی شد و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری گردید. مستخدمهٔ پدر، چارلی را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد و پدر چارلی زمانی که او ۱۲ ساله بود درگذشت.

بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز شد که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد، یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادرش برخورد کرد و مادر چاپلین خون آلود و اشک‌ریزان به پشت صحنه رفت و چاپلین پنج ساله به روی صحنه آمد تا تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کند.

با بستری شدن مادر، چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند، مشغول به کار شدند. در سال ۱۹۲۸ مادر چارلی ۷ سال پس از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود مرد. سال‌های پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تاثیر زیادی بر فضای فیلم‌های چاپلین در سال‌های بعد گذاشت. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به نام ویلر دریدن که بعدها این برادر به برادران دیگر در هالیوود و استودیو چاپلین می‌پیوندد.

چاپلین در مورد مادرش می‌گفت: اگر مادرم نبود شک دارم که می‌توانستم در پانتومیم موفقیتی کسب کنم.او یکی از بزرگترین هنرمندان پانتومیم بود که تاکنون دیده‌ام.[۲]

مهاجرت به آمریکا

چاپلین از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به همراه فرد کارنو سراسر آمریکا را دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. چاپلین در زمان همکاری با شرکت کارنو در آمریکا هم‌اتاقی استن لورل بود. استنلی به انگلیس بازگشت اما چاپلین در آمریکا ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم‌سازان قرار گرفت و از آن پس با شرکت فیلم‌سازی کی استون همکاری کرد. وی نخستین فیلم خود را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغازکرد. چاپلین در این شرکت و با این فیلم به سرعت به شهرت رسید.

بازیگر پیشرو 

در سال ۱۹۱۴ با شرکت کی استون چاپلین سه فیلم بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. خود در زندگی‌نامه‌اش چنین می‌نویسد:

من هیچ ایده‌ای دربارهٔ چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس‌خانه به این نتیجه رسیدم کهشلوار بگی گشاد بپوشم و کفش‌های بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم، پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم، اما زمانی که لباس‌ها را پوشیدم، خودِ لباس‌ها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم، کاملاً متولد شده بود.

فیلم‌های نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود، از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق شده استفاده می‌کرد. کم کم چاپلین برای این شرکت فیلم‌سازی کرد و به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم‌سازان و نویسندگان قرار گرفت.

شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبان‌های مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک شرکت تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد.

در سال ۱۹۱۶ شرکت فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم‌های که در این شرکت ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانیشد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانش آغاز کرد. چاپلین از سال ۱۹۱۸ در استودیوی خود مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین٬ دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.

شیوه فیلم‌سازی 


آنچه در بالا گفته شد یکی از دلایلی است که ساخت یک فیلم برای چاپلین نسبت به رقیبانش زمان بیشتری می‌گرفت. دلیل دیگر آن این بود که چاپلین کارگردان بسیار دقیقی بود و اصرار داشت که هنرپیشه‌ها دقیقاً همان گونه بازی کنند که منظور اوست و اصلاً هم برای او مهم نبود که چقدر طول بکشد تا بتواند بازی مورد نظرش را از هنرپیشه‌اش بگیرد. 
چاک جونز که در زمان کودکی نزدیک کارگاه فیلم‌سازی چاپلین [۳] زندگی می‌کرده گفته‌ است: به یاد می‌آورد که پدرش هنگام گرفتن یکی از صحنه‌های فیلم چاپلین در آنجا حاضر بوده و دیده که چاپلین یک قسمت را بیش از ۱۰۰ بار تکرار کرده تا در نهایت از کار هنرپیشه‌اش راضی شده و آن قسمت را پذیرفته‌ است.چاپلین همیشه بسیار اشاره‌وار در مورد روش‌های فیلم‌سازی خود سخن می‌گفت، اگر غیر از این عمل می‌کرد مانند این بود که یک شعبده‌باز حقه‌های خود را افشا کند. در واقع تا قبل از ساخت فیلم‌های صدادار مانند دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۰، او هیچ وقت یک فیلم‌نامهٔ کامل از ساخت فیلم در اختیار نداشته‌ است. روش چاپلین این گونه بود که طرحی در ذهنش پرورانده می‌شد و بر اساس آنچه ارائه می‌کرد با او قرارداد بسته می‌شد و در این مسیر او می‌توانست آزادانه بنویسد و خود کارگردان فیلم خود باشد. بعد چاپلین گروه همکاری خود را تشکیل می‌داد و محیط داستان و شخصیت‌های آن را می‌ساخت و تقریباً در طول فیلم بود که ابتکارها و ظرافت‌های داستان به ذهنش می‌رسید و آن‌ها را به طرح خود اضافه می‌کرد. گاهی با قسمت‌هایی از فیلم که قبلاً پذیرفته شده بود مخالفت می‌شد یا در روایت داستان ضرورتی ایجاد می‌شد و چاپلین مجبور می‌شد قسمت‌هایی را که قبلا فیلم‌برداری کرده را تکرار کند؛ مگر قسمت‌هایی که با کل مجموعه داستان در تناقض بود. روش فیلم‌سازی یکتای چاپلین تنها پس از مرگش شناخته شد، زمانی که صحنه‌های بریده شدهٔ فیلم‌ها و خروجی‌های نهایی آن‌ها بوسیله گروه بریتانیایی «مستند چاپلین ناشناخته» در سال ۱۹۸۳ بررسی شد.

ترکیب هم زمان داستان‌پردازی و میل به کمال‌گرایی در چاپلین که منجر می‌شد به روزها تلاش و هزاران فوت فیلم گرفته شدهٔ بی‌استفاده، باعث می‌شد تا فیلم‌سازی برای او بسیار پرهزینه تمام شود و کلافگی او باعث پراکندگی و دلگیری هنرپیشه‌ها و سایر عوامل فیلم‌هایش شود و یا باعث شود آن‌ها ساعت‌ها انتظار بکشند و یا حتی در مواردی کل کار تعطیل شود.

مقایسه با سایر طنزهای صامت 
این سه طنزپرداز هریک سبک خاص خود را داشت: چاپلین تاکید زیادی بر عواطف و گیرایی فیلم داشت (به همین دلیل در دههٔ ۱۹۲۰ بسیار معروف بود)؛ لوید به داشتن شخصیت‌های عامه‌پسند در فیلم‌هایش شناخته شده بود و کیتون به خاطر داشتن بردباری همراه با لحنی غرغرو در میان مخاطبان خود مورد پذیرش بود.از دههٔ ۱۹۶۰ به بعد فیلم‌های چاپلین با فیلم‌های دو طنزپرداز دیگر، باستر کیتون و هارولد لوید، مقایسه می‌شده‌اند، این مقایسه به خصوص در میان طرفداران وفادار دو گروه مطرح بود.

از نظر تجاری، تعدادی از سودآورترین فیلم‌های صامت اثر چاپلین است، فیلم جویندگان طلا، با فروش ۴٫۲۵ میلیون دلار آمریکا پنجمین فیلم پرسود وسیرک با فروش ۳٫۸ میلیون دلار آمریکا هفتمین فیلم پرفروش بود. درحالی که فیلم‌های چاپلین در مجموع ۱۰٫۵ میلیون دلار امریکا سود کردند، هارول لوید، درآمدی در حدود ۱۵٫۷ میلیون دلار داشت همچنین لوید تعداد فیلم‌های بیشتری می‌ساخت؛ او دز طول دههٔ ۱۹۲۰، ۱۲ فیلم منتشر کرد درحالی که چاپلین در این مدت تنها ۳ فیلم را منتشر کرد. فیلم‌های باستر کیتون به اندازهٔ فیلم‌های چاپلین و لوید از نظر تجاری موفق نبود. وی حتی در زمانی که در اوج شهرت خود بود در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰، تنها دست آوردش، تشویق دیرهنگام منتقدان بود.

واضح است که چاپلین و کیتون که هر دو از Vaudeville کار خود را شروع کردند زیاد به یکدیگر توجه داشته‌ باشند. کیتون در سرگذشت خود از چاپلین با نام بزرگترین طنزپرداز که تا به حال زندگی کرده و بزرگترین کارگردان طنز یاد کرده‌ است. چاپلین نیز در ۱۹۲۵ از کیتون در United Artists استقبال کرد و او را از رفتن به مترو گلدن مایر در سال ۱۹۲۸ برحذر داشت و برای آخرین فیلم او با نام «شهرت»[۵] متنی ویژه برای کیتون نوشت و از او با عنوان شریک طنزپرداز خود از سال ۱۹۱۵ یاد کرد.

کار خلاقانه 

دیکتاتور بزرگ 

دیکتاتور بزرگ نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل میلادی، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به کشتار یهودی‌ها می‌زند و اروپا را درگیر جنگ می‌کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را هم‌چنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.

 

عصر جدید 

موضوع فیلم عصر جدید در مورد کارگرانی است که از آن‌ها زیاد کار می‌کشند و در فکر افزایش ساعت کاری آنان است ولی با تعطیل شدن کارخانه‌ها بیکاران زیادی در شهر هستند که برای گذراندن زندگی خود مجبور به دزدی می‌شوند. این فیلم یکی از زیباترین فیلم‌های چارلی است.

جویندگان طلا 

چاپلین فیلم جویندگان طلا را در مورد رنج‌های کسانی ساخت که در آن زمان به دنبال طلا در معادن بودند. چارلی فقیر در این فیلم برای برگزار کردن یک مهمانی شام به خاطر دختر مورد علاقه‌ٔ خود و دوستان او دچار مشکلات بی‌شماری شد. هیچ یک از مهمان‌ها نمی‌آیند. نقطه اوج فیلم رقص نان‌های استوانه‌ای٬ توسط چاپلین است که در آن نبوغ فوق‌العاده‌اش را به‌نمایش در می‌آورد. نقطه اوج دیگر فیلم٬ پختن و خوردن یک چکمه توسط چاپلین است.

سیاست 

دوره مک کارتی 

در حدود سال ۱۹۵۰ جنگ سرد به اوج خود رسیده بود و در آمریکا ترس شدیدی از کمونیست‌ها بوجود آمده بود. در آن سال سناتوری به نام جوزف مک کارتی (به انگلیسیJoseph Mc Carthy) اعلام کرد لیستی بلند بالا از چند کمونیست معروف دارد. نام چارلی چاپلین نیز در آن لیست بود. او زمانی که برای اولین نمایش فیلم لام لایت (به انگلیسیLime Light) به لندن سفر می‌کرد از اخراج خود از آمریکا با خبر شد. به این ترتیب چاپلین به همراه خانواده‌اش از ژانویهٔ ۱۹۵۳ در خانهٔ زیبایی در کورسیر-سور-ووی (به انگلیسیCorsier - Sur -Vervey) در کشور سوئیس زندگی کرد.

چاپلین در جواب اتهام‌ها گفت: «من یک هنرپیشه هستم نه سیاست‌مدار»

در سال ۱۹۵۴ مک کارتی و همراهانش رسوا شدند. زیرا مشخص شد مدارکی که برای افشای کمونیست‌ها به کار برده بودند جعلی بود. آن سال، سال بازگشت شکوهمند چارلی به آمریکا بود و در نیویورک هدیه باران شد و مدال ارزشمند هندل به او اهدا گردید. [۶]

در اوایل سال ۲۰۱۲، اداره اطلاعات داخلی بریتانیا (MI5) گزارشی را منتشر کرد که نشان می‌داد چارلی چاپلین به درخواست آمریکا و به خاطر «گرایش‌های کمونیستی» در دوره‌ای توسط این اداره تحت نظر و بازرسی قرار داشته‌است. اما هیچ‌گاه نتوانستند مدرکی دال بر ارتباط چارلی چاپلین و گروه‌های کمونیستی بیابند. همچنین در این مدارک عنوان شده که اداره ام‌آی‌فایو، موفق نشده که محل اصلی تولد چارلی چاپلین را کشف کند. [۷] همچنین جمع‌بندی MI6 این بود که چاپلین ممکن است از طرفداران کمونیست‌ها باشد ولی در این مورد رادیکال نیست. اما نام چاپلین به نفعکمونیزم و به عنوان یکی از قربانیان مک کارتیزم مورد سوء استفاده قرار گرفته‌است. [۸]

زندگی شخصی 

چاپلین در زندگی شخصی چندین بار ازدواج کرد. اولین ازدواج چارلی در اکتبر سال ۱۹۱۸ با میلدرد هریس (به انگلیسیMildred Harris) بود. دختر بانمکی که چارلی را یاد عشق نافرجامش٬ هتی کلی (به انگلیسیHetty Kelly) می‌انداخت که در سال ۱۹۰۸ عاشق او شده بود. عشقی که از همان ابتدا مورد مخالفت خانوادهٔ هتی قرار گرفت. ازدواج چارلی با میلدرد پس از دوسال یعنی در آوریل ۱۹۲۰ به جدایی کشیده شد. نتیجهٔ این ازدواج یک فرزند پسر بود که تنها سه روز عمر کرد.

چارلی در نوامبر ۱۹۲۴ با هنرپیشهٔ نقش اول فیلم جویندگان طلا (به انگلیسیGold Rush) یعنی لیتا گری (به انگلیسیLita Grray) ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام‌های سیدنی و چارلز بودند. اما تنها بعد از دو سال این ازدواج نیز به جدایی کشیده شد.

در سال ۱۹۳۶ چاپلین بار دیگر با یک بازیگر ازدواج کرد. پائولت گودارد (به موضوعات مرتبط: بیوگرافی هنرمندان خارجیچارلی چاپلین

جکی چان

چهار شنبه 19 مهر 1391
14:30
alihoveida

 جکی چان

نام اصلی: چان کونگ-سانگ 陳港生
 
زمینه فعالیت: بازیگر، کارگردان، تهیه‌کننده، بدل‌کار و خواننده
تولد: ۷ آوریل ۱۹۵۴ (میلادی)
محل تولد: هنگ کنگ
نام(های)دیگر: فُونگ سی لونگ، یوئن لو
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۶۲ تاکنون
همسر(ها): لین فونگ جیائو
فرزندان: جیسی چان
تأثیرات: بروس لی ، باستر کیتون ، هارولد لوید و جیم کری
 
 
 
وب‌گاه رسمی www.jackiechan.com
 
چان کُونگ سانگ (به چینی: Chan Kong Sang، 陳港生) مشهور به جکی چان متولد هفت آوریل سال ۱۹۵۴ یک هنرپیشه، کارگردان،تهیه‌کننده، فیلم‌نامه نویس، بدل‌کار و خواننده هنگ‌کنگی است. او بخاطر فیلم‌های کمدی-اکشن خود مشهور است.
 
زندگی‌نامه 
 
«جکی چان» بازیگر معروف فیلم‌های اکشن درسال ۱۹۵۴ در هنگ کنگ به‌دنیا آمد. پدرش«چارلز چان» و مادرش «لی‌لی چان» در سفارت فرانسه درهنگ‌کنگ کار می‌کردند. جکی از هفت‌سالگی به مدت ده سال، یعنی تا سال ۱۹۷۱ نزداستادی به‌نام «یوشان یوان» عملیات آکروبات، کونگ‌فو، اپرای چینی، پانتومیم و آواز راآموخت. ۸ ساله بود که در فیلم «هفت شانس‌کوچولو» نقش کوتاهی را بازی کرد. سپس‌به‌عنوان بازیگر خردسال در فیلم‌های موزیکال‌هنگ کنگی فعالیت داشت.
کارها
 
او در دوران کودکی‌در ۱۱ فیلم بازی کرد. اولین تجربه بازیگری وی در بزرگسالی در سال ۱۹۷۱ بود که فیلم «ببرکوچولوی کانوتن» نام داشت. او در سال ۱۹۷۲ در فیلم «مشت خشم» که‌یکی از فیلم‌های مشهور بروس‌لی بود، به‌عنوان‌بدل کار بازی کرد. البته درصحنه‌ای که‌مرتفع‌ترین سقوط سینمایی آسیا بود، جان سالم به‌در برد. او در این سال در فیلم پرفروش «مار در سایه‌عقاب» و کمدی کونگ‌فوی «استادمست» رابازی کرد و خود را به‌عنوان مشهورترین ستاره‌هنرهای رزمی آسیا پس از بروس‌لی تثبیت کرد. در سال ۱۹۸۰ برای اولین بار در یک فیلم‌آمریکایی به نام «دعوای بزرگ» ظاهر شد.
درسال ۱۹۸۶ سومین فیلم پرفروش دهه ۸۰هنگ کنگ را با نام «زره خدا» بازی کرد. درهمین فیلم بود که هنگام یک بدل‌کاری در زمان‌فیلمبرداری در یوگسلاوی سقوط کرد و استخوان‌جمجمه‌اش خرد شد و تحت عمل جراحی مغزقرار گرفت. جکی چان در سال ۱۹۹۵ در هنگام بازی درفیلم «غرش در برانکس» مچ پایش شکست. او تاکنون در بیش‌از ۱۵۰ فیلم بازی کرده است. جکی چان هنرپیشه فیلم‌های اکشن سینمای‌آمریکا، از سوی سازمان ملل متحد به‌عنوان سفیرحسن نیت صندوق حمایت از کودکان‌بی‌سرپرست (یونیسف) و انجمن کمک به کودکان‌مبتلا به بیماری ایدز این سازمان انتخاب شد.
جکی چان یک شرکت تولیدی پیراهن و بلوزمردانه تاسیس کرده است. نام خط تولید لباس‌مردانه وی متشکل از دو حرف نام خود او می‌باشدو برروی پیراهن‌های شرکت تولیدی جکی چان‌طرحی از اژدهای چینی حک شده است. او در روز افتتاح شرکت تولیدی‌اش چندین‌پیراهن به هنرمندان هالیوودی هدیه داد. جکی‌چان می‌گوید: می‌خواهد همه طرح‌های‌بلوزهایش برگرفته از معیارها و آداب و سنن چینی‌باشد و از تصاویر غربی استفاده نکند.
 
فیلم‌شناسی
 
فیلمهای مهم
 

سیلوستر استالونه

چهار شنبه 19 مهر 1391
14:4
alihoveida

 

سیلوستر استالونه
 
نام اصلی: سیلوستر گاردنز استالونه
 
زمینه فعالیت: سینما
 
ملیت: آمریکایی
 
تولد: ۶ ژوئیه ۱۹۴۶
 
محل تولد:نیویورک سیتی
 
پیشه: بازیگر ,کارگردان و تهیه کننده
 
سال‌های فعالیت: تاکنون-۱۹۷۰
 
همسر(ها): ساشا چاک (۱۹۷۴-۱۹۸۵)بریجیت نیلسون (۱۹۸۵-۱۹۸۷)جنیفر فلیون (۱۹۹۷-تاکنون)
 
 وب‌گاه رسمی:  www.sylvesterstallone.com

سیلوستر اِستالونه یا سیلوستر استالون (در آمریکا و سایر کشورها سیلوستر استالون گفته می‌شود) (زادهٔ ۶ ژوئیه ۱۹۴۶) متولد نیویورک،بازیگر و کارگردان و تهیه‌کننده مشهور آمریکایی است .

 

زندگی 
سیلوستر گاردنز استالونه در نیویورک سیتی به دنیا آمد. نام پدرش فرانک استالونه و مادرش جکی لابوفیش می باشد. پدر استالونه یک مهاجرسیسیلی است و مادرش آمریکایی می‌باشد ولی یکی از مادربزرگ‌های مادری استالون، اوکراینی‌تبار است. وقتی پانزده ساله بود، هم‌کلاسی‌هایش می‌گفتند در بین بچه‌ها از همه بیشتر احتمال دارد که با صندلی الکتریکی اعدام شود! استالونه در دهه شصت وارد دانشگاه میامی شد و سه سال در آنجا تحصیل کرد ولی پس از مدتی درس را رها و به بازیگری روی آورد.
تقریبا تمام خانواده سیلوستر استالونه هنرمند هستند . برادرش فرانک جونیور استالونه، خواننده و بازیگر می باشد، مادرش بازیگر و فالگیر است و پسر ارشدش که سیج استالونه نام دارد، بازیگر و کارگردان است . سیج در فیلم راکی ۵ در نقش پسر راکی بازی کرده است .
ازدواج 
استالون سه بار ازدواج کرده است. همسر اولش ساشاچاک ( از ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۵ ) که یک عکاس بود و در نگارش فیلمنامه راکی، کمک‌های شایانی به استالون کرد. ساشا پس از قبول شدن در تست بازیگری در نقش اول فیلم play it as it lays با مخالفت استالونه رو به رو شد . استالونه به او اجازه خروج از نیویورک را نداد! و بهانه‌اش هم این بود که برای تایپ فیلمنامه‌هایش به او نیاز دارد...!
 
همسر دوم استالونه بریجیت نیلسون ( از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ ) نام داشت که یک بازیگر بود . او در فیلم راکی ۴ و سپس کبری با استالونه هم‌بازی بود. این ازدواج همانند ازدواج های دیگر بریجین نیلسون خیلی زود به طلاق منجر شد . ازدواج اول بریجیت با کاسپر ونیرنیگ موزیسین، دانمارکی بود. او پس از جدایی از استالونه نیز با مارک گاستینو فوتبالیست آمریکایی نامزد شد و یک پسر از او دارد. بریجیت پس از آن با سباستین گوپلند ، کارگردان و عکاس که پسرعموی اوراندو بلوم ( یکی از بازیگران سری ارباب حلقه ها و دزدان دریایی کارائیب ) محسوب می شود، زناشویی کرد و در ماه مارس ۲۰۰۵ و در ازدواج پنجم خود با ماتیا دسی، که یک کافه دار بیست و هشت ساله ایتالیایی تبار بود ازدواج کرد. ولی این ازدواج هیچ‌گاه رسمی قلمداد نشد زیرا در آن هنگام او رسما از همسر چهارمش طلاق نگرفته بود.
همسر سوم استالونه جنیفر فلیون ( از ۱۹۹۷ تا کنون ) نام دارد یک مدل می باشد و آمریکایی ایرلندی است . فلیون در چهارده اگوست سال ۱۹۶۸ در شیکاگو به دنیا آمده و مدرک دانشگاهی وی در رشته اقیانوس‌شناسی می‌باشد. او دو خواهر بازیگر به نام‌های جولی فلیون و تریشیا فلیون دارد . استالونه و فلیون در قصر بلنهایم واقع در آکسفورد شایر انگلستان ازدواج نمودند.
فرزندان 
استالونه پنج فرزند دارد. سیج استالونه و سرجو استالونه از همسر اولش ساشا چاک هستند و در سال‌های ۱۹۷۶ و ۱۹۷۹ به دنیا آمدند. دختران استالونه سوفیا رز - که بیماری قلبی مادرزادی دارد و یک سوراخ در قلب اوست -، سیستین رز و اسکارلت رز از همسر سومش جنیفر فلیون می‌باشند که به ترتیب در سال‌های ۱۹۹۶، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ متولد شدند. استالونه فرزندی از بریجیت نیلسون ندارد .
بازیگری 

Flickr - nicogenin - 66ème Festival de Venise (Mostra) - Sylvester Stallone (26).jpg

اولین کار سینمایی او بازی در فیلم مهمانی در خانه کیتی نام داشت . سالها بعد، زمانیکه استالون به شهرت رسید، سازندگان این فیلم آن را با نام جدید مرد ایتالیایی - اشاره به نام مستعار کاراکتر راکی بالبوآ در فیلم راکی - روانه بازار کردند.
نقش‌های اولیه استالونه بسیار کوتاه و کم اهمیت بودند که از آنها می توان به فیلم موزها ساخته وودی آلن اشاره کرد که استالون در یک پلان در نقش یک جیب بُر ظاهر شده است .
راکی 
استالونه بعد از بازی در چند فیلم ضعیف دیگر، شبی با دیدن مسابقه بوکس محمد علی کلی به فکر نوشتن فیلمنامه راکی افتاد. همان شب شروع به نوشتن فیلمنامه راکی کرد و آن را سه روزه به پایان رساند. استالونه تلاش بسیاری کرد فیلمنامه راکی را بفروشد ولی برای فروش آن شرطی هم داشت . شرط استالون این بود تا خودش نقش اصلی را بازی کند ولی جان آویلدسن (کارگردان) و تهیه‌کننده مایل بودند برای بازیگر نقش راکی از یک هنرپیشه مطرح استفاده کنند . کاندیدای این نقش برت رینولد و یجیمزکان بودند اما استالونه سرانجام موفق شد آنها را متقاعد کند و خودش نقش راکی بالبوآ را بازی کند .
موفقیت بی‌نظیر

سرمایه فیلم ۱ میلیون دلار بود ولی فروش خیره کنندهٔ ۲۱۳ میلیون دلاری آن، استالون را یک شبه به عرش رساند. راکی نه تنها از لحاظ تجاری بلکه از لحاظ هنری یک موفقیت بی‌نظیر بود. راکی در سال ۱۹۷۶ جایزه اسکار بهترین فیلم را کسب کرد.
نامزدی جایزه اسکار

استالونه در جوایز اسکار ۱۹۷۸
بعد از اکران فیلم راکی، راجر ایبرت منتقد سرشناس سینمای جهان، استالونه را مارلون براندو ی جدیدسینما خواند . استالونه برای این فیلم نامزد جایزه اسکار شد . قسمت های دوم، سوم و چهارم راکی را خود استالون کارگردانی کرد.
اوج موفقیت این سری (از لحاظ فروش) قسمت چهارم بود که به فروش فوق العاده ۳۰۰ میلیون دلار دست یافت. اما قسمت پنجم را که جان آویلدسن(کارگردان قسمت نخست) کارگردانی کرد، در گیشه شکست سختی خورد.
در سال ۲۰۰۶ استالون قسمت ششم راکی را تحت عنوان راکی بالبوآ کارگردانی کرد که مورد توجه منتقدین قرار گرفت.
در میان بهترین قهرمانان فیلم‌های هالیوود نام استالونه در نقش راکی بالبوآ پس از گریگوری پک در نقش آتیسوس فینچ، هریسون فورد در نقش ایندیانا جونز، شان کانری در نقش جیمز باند، همفری بوگارت در نقش ریک بلین، گری کوپر در نقش ویل کین و جودی فاستر، در نقش کلاریس استارلینگ، درمقام هفتم قرار دارد.
رمبو 
او در سال ۱۹۸۰ در فیلم اولین خون نقش جان رمبو را که یک سرباز جنگ ویتنام بود بازی کرد . نقشی که قرار بود در ابتدا استیو مک کوئین آن را بازی کند که با مرگ مک کوئین، این نقش به استالون رسید . این فیلم و دنباله هایش ( به خصوص قسمت دوم ) به موفقیت بی نظیری دست یافتند . رمبو: اولین خون قسمت دوم سیصد میلیون دلار و رمبو ۳ صد و نود میلیون دلار در جهان فروش رفتند . استالونه در سال ۲۰۰۸ قسمت چهارم این سری را تحت عنوان جان رمبو کارگردانی کرد .
کارگردانی
استالونه کارگردانی را با فیلم کوچه بهشت محصول سال ۱۹۷۸ آغاز کرد در حالیکه فیلمنامه‌نویس و بازیگر آن نیز بود. پس از آن فیلم‌های زنده ماندن ( دنباله ای بر فیلم تب شنبه شب )، راکی ۲،راکی ۳، راکی ۴، راکی بالبوآ (راکی ۶)، جان رمبو (رمبو ۴) و یکبار مصرف ها را کارگردانی کرد.
رد پیشنهادهای بزرگ
استالونه پیشنهاد بازی در فیلم های نابودگر و جان سخت را رد کرده است .
سیاره هالیوود
علایق 
استالونه یکی از طرفداران سینمای بالیوود است . او در یک فیلم هندی نیز در سال ۲۰۰۹ به ایفای نقش پرداخت .
از گفته های او 
"مردم فکر میکنند من عقل چندانی ندارم، پس چرا تصورشان را بهم بزنم؟!"
 
فیلم‌ها
 
فیلمهای مهم
- * همچنین نویسنده فیلمنامه
 
گفتاورد 
موفقیت معمولاً خانهٔ آخر کنترل شکست‌خوردن است.
 

 


بروس لی

سه شنبه 18 مهر 1391
19:59
alihoveida

 بروس لی

زمینه فعالیت استاد هنرهای رزمی، بازیگر فیلم‌های رزمی
ملیت امریکایی-چینی
تولد ۲۷ نوامبر ۱۹۴۰ (میلادی)
چیناتون سانفرانسیسکو
والدین لی هو چون
گریس هو
مرگ ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳ (۳۲ سال)
هنگ کنگ
مدفن سیاتل آمریکا
نام(های)
دیگر جون فان
پیشه استاد هنرهای رزمی، بازیگر، فیلسوف، کارگردان، مبدع جیت کاندو
شریک(های)
زندگی لیندا اِمِری
فرزندان براندون , شانون
 
بروس لی (۲۷ نوامبر ۱۹۴۰ - ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳) استاد هنرهای رزمی، بازیگر فیلم‌های رزمی، نظریه‌پرداز و بنیانگذار سبک رزمی جیت کان دو است. بسیاری او را یکی از تاثیرگذارترین رزمی‌کاران قرن بیستم و نماد فرهنگی شناخته شده‌است.[۱] او همچنین پدر دو بازیگر به نام‌های براندون لی وشانون لی بود.
لی در محله چینی‌های سانفرانسیسکو در کالیفرنیا به دنیا آمد اما در هنگ کنگ بزرگ شد و در ۱۸ سالگی دوباره برای تحصیل در دانشگاه به سانفرانسیکو بازگشت. فیلم‌های رزمی که او در سینمای هالیوودی و سینمای هنگ کنگ بازی کرد موجب ارتقای سطح فیلمهای رزمی هنگ کنگ شده و تحسین عامه را برانگیخت و موجی از علاقه‌مندی به فیلم‌های هنرهای رزمی چینی را در جهان غرب به وجود آورد. کارگردانی و جو فیلم‌های او هم بر روی هنرهای رزمی و هم بر روی فیلم‌های رزمی چه در هنگ کنگ و چه در بقیه جهان تاثیر گذاشت.
لی به یک چهره نمادین تبدیل شد به خصوص برای چینی‌ها، زیرا در فیلم‌هایش به عنوان افتخار ملی برای چین و ملی‌گرایی چینی ظاهر شد.[۲]
بروس لی از ۱۳ سالگی شاگرد ییپ من استاد وینگ چون کونگ‌فو شد. پس از ورود به آمریکا آموزش هنر رزمی خود با نام جان فن کونگ‌فو را آغاز کرد. او هرچند در وینگ چون آموزش دیده بود اما به پیروی از یک سبک اعتقاد نداشت و معتقد به استفاده از بهترین تکنیک‌ها از سبک‌هخای مختلف رزمی بود.
 
مراحل اولیه زندگی 
بروس لی در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۰ ساعت اژدها بین ساعت ۷ تا ۹ صبح در سال اژدها طبق تقویم طالع‌بینی چینی در یک بیمارستان چینی در محله چینی‌های سانفرانسیسکو به دنیا آمد.[۳] پدرشلی هو چون (Lee Hoi-Chuen) (李海泉) چینی بود. مادر کاتولیکش گریس هو یک چینی آلمانی تبار بود.[۴][۵][۶][۷][۸][۹] وقتی بروس لی سه ماه داشت والدینش به هنگ کنگبرگشتند.[۱۰][۱۱][پیوند مرده]
 
تحصیلات و خانواده 
 
نام ها 
 
نام کوچک کانتونی بروس لی، جان فان (Jun Fan) بود. وقتی بروس لی متولد شد، نام انگلیسی بروس (Bruce) به نظر می‌رسد توسط پزشک یا پرستار بیمارستان، دکتر ماری گلاور برروی بروس لی گذاشته شد. اگرچه خانم لی در بدایت امر چندان به فکر گذاشتن اسم انگلیسی روی نوزادش نبود ولی این نام را متناسب انگاشت و با نام دکتر گلاور موافقت کرد.[۱۲] به هر حال نام انگلیسیاو هرگز به همراه نام فامیلی او استفاده نشد تا این که در یک دبستان که یکی از بخش‌های کالج لاسال(یک دبیرستان در هنگ کنگ) بود در سال ۱۰ یا ۱۲ سالگی ثبت نام کرد و بعدا در دبستانی دیگر. (کالج فرانسیس خاویر در کولون) که در آنجا لی به نمایندگی تیم بوکس در مسابقات بین مدارس برگزیده می‌شود.
 
حرفه بازیگری 
 
پدر بروس لی هوی چون یک ستاره مشهور اپرای کانتون بود. لذا بروس لی از طریق پدرش وارد سینما شد و وقتی کودک بود در چند فیلم سیاه و سفید کوتاه بازی کرد. لی اولین نقشش را به عنوان نوزاد در کالسکه بازی کرد. وقتی که او ۱۸ سال داشت ۱۲ فیلم بازی کرده بود.[۳]
در ۱۹۵۹–۱۹۶۴ در ایالات متحده بروس لی سودای بازی کردن در فیلمها را از سر به در کرده و هنرهای رزمی را پی گیری کرد.
 
آغاز کار و ورود به هنرهای رزمی 
 
اولین آشنایی بروس با هنرهای رزمی توسط پدرش - لی هوی چون- صورت گرفت. او در ابتدا مهارتهای پایه‌ای در سبک تای چی را از پدرش فرا گرفت.سی فوی بروس لی یعنی استاد بزرگ وینگ چون - ییپ من - همکار و دوست پدر او بود. بروس از سن ۱۳ تا ۱۸ سالگی تحت تعلیم استاد هنگ کنگی خویش ییپ من بود.
مانند اکثر مدارس هنرهای رزمی چینی در آن زمان، کلاس‌های سیفو ییپ من توسط شاگردان ارشد و درجه بالا اداره می‌شد. یکی از شاگردان ارشد ییپ من «وانگ شون لئونگ» بود. بر طبق گفته‌ها او بیشترین تأثیر را بر کونگ فوی وینگ چونِ بروس لی داشته‌است. پس از اینکه تعدادی از شاگردان پپپ من به دلیل بعضی آداب و رسومات چینی از آموزش به بروس لی خودداری کردند، ییپ من به طور خصوصی شروع به آموزش بروس لی کرد. بروس همچنین بوکس غربی را نیز یاد گرفت و مسابقه فینال قهرمانی بوکس در سال ۱۹۵۸ را با ناک اوت کردن «گری الم» که قهرمان سه بارهٔ مسابقات بود، در راند سوم به پایان رساند. قبل از مسابقهٔ نهایی بروس سه حریف قبلی اش را مستقیماً در همان راند اول ناک اوت کرده بود. بعلاوه بروس تکنیکهای شمشیرزنی غربی را از برادرش «پیتر لی»- که قهرمان شمشیرزنی در زمان خودش بود- یاد گرفت.
 
ورود به آمریکا 
 
بروس لی در سن ۱۹ سالگی به منظور ادامه تحصیل و تنها با ۱۰۰ دلار با کشتی وارد ایالات متحده آمریکا شده و در مدرسه فنی ادیسون ثبت نام کرد. سپس به تحصیل در رشته فلسفه مشغول گردید.
 
آموزش کونگ فو به غیر چینی‌ها
 
بروس لی در ابتدای ورودش به آمریکا و برای تامین هزینه تحصیلش ناگزیر در رستوران کار می‌کرد اما چون احساس می‌کرد این کار در شان وی نیست این کار را رها کرده و تصمیم به آموزش کونگ فوگرفت و با استقبال فراوان دوستانش مواجه شد.
 
جان فان کونگ فو 
 
بروس لی آموزش هنرهای رزمی در آمریکا را از سال ۱۹۵۵ شروع کرد. در آغاز کار او وینگ چون آموزش می‌داد. هنری که بر پایه برداشت‌ها و آموخته‌هایش در هنگ کنگ بود. جان فان کونگ فو (که معنای لغوی آن کونگ فوی بروس لی است.)در واقع نامی بود که بروس لی بر روی هنر رزمی خودش گذاشته بود، که اساساً روش تعدیل یافته او در وینگ چون بود. اولین شاگرد بروس یک جودو کار به نام «جس گلاور» بود که بعدها دستیار او شد. قبل از نقل مکان به کالیفرنیا، لی اولین مدرسهَ هنرهای رزمی اش را در سیاتل با نام «موسسهٔ جان فان کونگ فوی لی»را افتتاح کرد. لی همچنین روش لگد زنی اش، که شامل لگد مستقیم وینگ چون و لگد قدرتی کونگ فوی شائولین شمالی می‌شد را ارتقا بخشید.
اما بعد از مدتی با مخالفت چینی‌های مقیم آمریکا مواجه گشت و آنها از وی خواستند دست از آموزش به خارجی‌ها بر دارد اما بروس لی در تصمیمش مصمم بود و آنها برای تعطیل کردن باشگاه وی مبارزی ماهر به نام «وانگ جک مان» را به منظور مبارزه با بروس لی فرستادند که در این مبارزه وانگ به سختی شکست خورد و دندانهای جلویش را از دست داد.
 
اجرای چند حرکت نمایشی و مقدمه‌ای بر مطرح شدن بروس لی در ایالات متحده 
 
بروس لی بعد از آموزش تصمیم به شرکت در مسابقات کاراته و نشان دادن توانایی‌های خود در هنرهای رزمی گرفت. بدین منظور در سال ۱۹۶۴ در میدان ورزشی لانگ بیچ با اجرای چند حرکت نمایشی با سرعت و قدرتی خیره‌کننده نامش بر سر زبان‌ها افتاد.
 
ورود به سینما
 
بعد از نمایش لانگ بیچ یک کارگردان که اتفاقاً در سالن حضور داشت به ملاقات بروس لی رفت و از وی خواست در سریال «زنبور سبز» به ایفای نقش بپردازد و بروس هم پذیرفت و این مقدمه‌ای شد برای ورود بروس لی به سینما.(البته بروس لی در کودکی نیز در چند فیلم ایفای نقش کرده بودچون پدر او بازیگری هنگ کنگی بود او در ۶ ماهگی گریم شد و نقش شاهزاده را بازی کرد و در ۶ سالگی نقش کودک دزدی را و در ۱۱ سالگی فیلم غازهای وحشی را بازی کرد)
 
ابداع سبک جیت کان دو 
 
به دلیل عدم دسترسی به سیفو «ییپ من» که در هنگ کنگ زندگی می‌کرد، بروس لی نمی‌توانست وینگ چون را ادامه دهد، هنر اصیلی که حالا تنها در اختیار استادش بود، اما بروس هنوز مشتاقانه به دنبال یادگیری وینگ چون بود تا جاییکه او حتی پس از باز گشت به هنگ کنگ به استاد ییپ من پیشنهاد خرید یک آپارتمان شخصی داد... در مصاحبه استاد بزرگ وینگ چون «لو مان کام» که یکی از همرزمان بروس لی در کلاس استاد ییپ من بوده، می‌خوانیم:
بروس لی در حال تمرین چی سائو با استاد فقیدییپ من
شما این شانس را داشتید که در کنار بروس لی باشید، چه ارتباطی با او برقرار کرده بودید؟
- اغلب با هم تمرین می‌کردیم، بویژه در چی سائو. بروس لی از من جوان تر بود. وقتی هنگ کنگ را ترک کرد، کار آموزی خود را نزد ییپ من به پایان نرسانده بود. یک روز که دیگر معروف شده بود به هنگ کنگ برگشت و از ییپ من خواست تا کار آموزی اش را به پایان برساند، اما چون خیلی مشغول بود نمی‌توانست در هنگ کنگ بماند.
بروس لی از ییپ من خواست به او نشان دهد که چگونه می‌تواند با آدمک چوبی تمرین کند، زیرا او می‌خواست در فیلم‌هایش از آدمک چوبی استفاده کند. در عوض او پیشنهاد یک آپارتمان را به ییپ من -که آدم پولداری نبود- داد. اما ییپ من پیشنهاد او را رد کرد و گفت:
اگر می‌خواهی کونگ فوی مرا یاد بگیری به کلاسم بیا (منبع مجله رزم آور شماره ۱۳۵)
{البته بعدها بروس لی ضعف‌هایی از این سبک اصیل پیدا کرد. پی بردن به این ضعف‌ها و اصلاح آنها مقدمه‌ای شد بر ابداع سبک مخصوص خودش:جیت کان دو}
ایده‌های جیت کان دو در سال ۱۹۶۵ در ذهن بروس لی متولد شد. مبارزه با وان جک مان تأثیر بسزایی بر فلسفه مبارزه بروس لی گذاشت. با آن که بروس حریفش را به طرز فجیعی شکست داد، اما معتقد بود که آن مبارزه بیش تر از حد معمول طول کشیده و او نتوانسته‌است آنطور که انتظار دارد از تکنیکهای وینگ چون استفاده کند، بعلاوه او دیگر نمی‌توانست به یادگیری و تکمیل هنر رزمی وینگ چون بپردازد چون فرسخها از استادش دور بود.
او به سیستمی احتیاج داشت تا به شکوفایی هرچه بیشتر داشته‌هایش بپردازد. به همین خاطر با تاکید بر «کاربردی بودن، انعطاف پذیری، سرعت و کارآمدی» به توسعهٔ سیستم جدیدی پرداخت. او شروع به استفاده از روش‌های آموزشی متفاوتی کرد: بدنسازی برای افزایش قدرت، دویدن برای افزایش استقامت، تمرینات کششی برای انعطاف پذیری و بسیاری از روش‌های دیگر که او دائماً در حال منطبق کردن با سیستمش بود.
لی بر آنچه که «روش بی روشی» می‌نامیدش بسیار تاکید داشت. ایده‌ای که بیانگر رهایی از روشهای فرمالیته -همان سبکهای سنتی- بود. بروس لی احساس می‌کرد سیستمی که او «جان فان کونگ فو» نامیده‌است، محدود کننده‌است و به همین خاطر آن را به آنچه که با نام جیت کان دو توصیفش کرد، تغییر شکل داد. نامی که بعدها از مطرح کردن آن اظهار پشیمانی کرد چون از نام جیت کان دو نیز ویژگی‌های خاصی برداشت می‌شد که هر سبکی به نوبه خود ادعا می‌کرد، درحالیکه ایدهٔ هنر رزمی او خروج از هر گونه عوامل محدود کننده بود.
 
بازگشت به هنگ کنگ و تصمیم در ایفای نقش در چند فیلم 
 
مجسمه بروس لی در هنگ کنگ
بروس لی بعد از بازی در چند سریال و فیلم سینمایی مانند سریال زنبور سبز، فیلم سینمایی مارلو، مجموعه تلویزیونی لانگ استریت و.... در آمریکا تصمیم گرفت به هنگ گنگ بازگردد و برای هم میهنانش نیز چند فیلم بازی کند که بلافاصله با استقبال شرکت‌های فیلم سازی روبه رو شد اول فیلم راهب کوهتانگ و توسط استدیوگلدن هاروست و کارگردانی «لو وی» کارگردان معروف چینی به ایفای نقش در فیلم‌های رئیس بزرگ و ضربه نهایی پرداخت که این فیلم‌ها رکورد فروش تمامی فیلم‌های هنگ کنگی را شکست.
بعد از این فیلم‌ها همه به این نتیجه رسیدند که بدون شک بروس لی برترین رزمی کار دنیاست. سپس بروس لی خود تصمیم گرفت فیلم بسازد بدین منظور در سال ۱۹۷۲ شرکت فیلمسازی خود به نام «شرکت فیلمسازی کنکورد» را دایر کرد و خود کارگردانی فیلم «راه اژدها» یا <<بازگشت اژدها>> را به عهده گرفت. این فیلم در هنگ کنگ مجدداً رکورد فروش فیلم‌های قبلی بروس را شکست.
در این دوران بروس لی با موج پیشنهادهای شرکت‌های فیلم سازی مواجه گشت و وی در چهارمین فیلم معروف خود «بازی مرگ» به ایفای نقش پرداخت. در این فیلم توسط دشمنانش زخمی گشت اما درهنگ کنگ به دلیل فوت ناگهانی بروس لی از دنیا رفت و فیلم نا تمام باقی ماند.
 
مطرح شدن در سراسر جهان و ایفای نقش در هالیوود 
 
بعد از موفقیت بروس لی در هنگ کنگ هالیوود به سراغ بروس لی آمد و کمپانی برادران وارنر از وی خواست در فیلم «اژدها وارد می‌شود» به ایفای نقش بپردازد به همین دلیل بروس لی «بازی مرگ» را رها کرده و در «اژدها وارد می‌شود» که اولین فیلم جهانی وی به شمار می‌رفت به ایفای نقش پرداخت.
آرامگاه بروسلی در کنار پسرش براندون لی
 
مرگ 
 
بروس لی به تومور مغزی دچار شده بود و هنگامی که می‌خواسته برای تمرین فیلم بازی مرگ برود بی هوش شده و تلاش پزشکان بی نتیجه بود و تیم پزشکی بروس لی ۵ دلیل برای مرگ نابهنگام او ارائه دادند. یکی از دلایل اصلی مرگ زودرس بروس تورم و رشد یک غده در مغز او بود. به گفته همسرش لیندا، بروس با تهیه کننده فیلم ریموندجو در ساعدت ۲ بعدازظهر قرار داشت.
آن دو در مورد ساخت فیلم بازی مرگ با یکدیگر مشورت کردند و تا ساعت ۴ بعدازظهر با هم صحبت کردند و بعد به خانه بتی تینگچی بازیگر تایوانی الاصل که نقش اصلی زن فیلم بازی مرگ را داشت رفتند. بعد از ساعتی چو آنجا را ترک می‌کند و بروس و بتی با هم شام می‌خورند.
در آنجا بروس احساس سردرد می‌کند و بتی یک قرص Eguagesic (آسپرین قوی) به او می‌دهد. حدود ساعت ۷ شب بروس به خواب می‌رود. چو به خانه بتی تلفن می‌زند تا با بروس حرف بزند اما بتی می‌گوید بروس به خواب عمیقی رفته و نمی‌تواند او را بیدار کند. بلافاصله او را به بیمارستان می‌رسانند. پزشکان به معاینه دقیق می‌پردازند. او به کما رفته بود بعد از مدت کوتاهی نیز حتی نفس هم نمی‌کشید. پزشکان متوجه شدند که مغزش تورم دارد. وزن مغز او از ۱۴۰۰ به ۱۵۷۵ گرم رسیده بود.
هیچ یک از رگهای خونی بسته یا پاره نشده بود. تمام اعضا و جوارح بدن مورد معاینه قرار گرفته و کالبد شکافی شد. در معده اش همان قرص آسپرین قوی بود که بتی به او داده بود. علاوه بر این چند دانه شاهدانه در معده اش یافت شد که مشخص نشد این شاهدانه‌ها را از دست چه کسی خورده‌است. عده‌ای از پزشکان معتقد بودند که شاهدانه‌ها به زهر آغشته شده بود و همین امر سبب مرگ وی شده‌است. اما پزشک اصلی او معتقد بود که به دلیل خوردن آسپرین قوی، تومور فعال شده و مرگش فرار رسیده بود. در واقع چنین فردی با داشتن تومور مغزی نباید چنین آسپرینی مصرف می‌کرد.
چاک نوریس در سال ۱۹۷۵ با اشاره به شایعات مربوط به این موضوع مرگ بروس لی را در اثر تورم مغزی و ناشی از مصرف قرص‌های مسکنی می‌داند که وی پس از آسیب دیدگی در ناحیه کمر (به هنگام تمرینات بدن سازی) از آنها استفاده می‌کرد.[۱۳]
همسرش لیندا می‌گفت: او هیچ گاه دوست نداشت عمر طولانی داشته باشد. زیرا او نمی‌توانست تحمل کند که قدرت بدنیش با کهولت سن روز به روز تحلیل رود. بروس لی می‌گفت اگر من باید فردا بمیرم هیچ شکایتی ندارم. من به آرزوهایم دست یافته‌ام و در دنیا آنچه را که می‌خواستم انجام داده‌ام. از زندگی انتظار بیشتری ندارم.[۱۴] قبر او در سیاتل آمریکا در خیابان گارفیلد می‌باشد در هنگام مرگ بروس لی پسرش براندون لی ۸ سال داشت که ۲۰ سال بعد از مرگ پدرش یعنی در سن ۲۸ سالگی او به طرز مشکوکی در گذشت. قبر او در کنار قبر پدرش است.
 
فیلمشناسی
 
سینمایی 
 
سال نام فیلم کارگردان نقش نکات مهم
۱۹۶۹ مارلو Winslow Wong
۱۹۷۱ رئیس بزرگ لو ووی چنگ چائو-آن تحت عنوان مشت های خشم نیز شناخته میشود
۱۹۷۲ ضربه نهایی لو ووی چن زن تحت عنوان ارتباط چینی نیز شناخته میشود، همچنین در ایران معروف به خشم اژدها
راه اژدها بروس لی تانگ لونگ تحت عنوان بازگشت اژدها نیز شناخته میشود
۱۹۷۳ اژدها وارد می‌شود رابرت کلوز لی تحت عنوان عملیات اژدها نیز شناخته میشود
۱۹۷۳ بازی مرگ بروس لی لی به دلیل مرگ بروس ، ناتمام باقی ماند
۱۹۷۸ بازی مرگ رابرت کلوز بیلی لو از برخی از سکانس های بازی مرگ استفاده و در باقی صحنه ها از بدل برای بروس استفاده شد
تلویزیون [ویرایش]

آرنولد شوارتزنگر

سه شنبه 18 مهر 1391
19:15
alihoveida

 آرنولد شوارزنگر

 
نام: آرنولد آلویس شوارزنگر
القاب Arnie , Austrian Oak , Conan the Republican , Styrian Oak , The Governator , The Running Man , Conan the Governor
ملیت اتریش-آمریکاییFlag of Austria.svg
زادروز: ۳۰ ژوئیهٔ ۱۹۴۷ ‏(۶۵ سال)
زادگاه: Thal, اشتایرمارک ,  اتریش
قد:  ۱.۸۸ سانتی متر
وزن:  ۱۰۸ کیلوگرم
همسر: ماریا شرایور کندی (۲۰۱۱-۱۹۸۶)
فرزندان: کاترین (۱۹۸۹)کریستینا (۱۹۹۱)پاتریک (۱۹۹۳)کریستوفر (۱۹۹۷)ژوزف (۱۹۹۷)
والدین: گوستاو  آئورلیا
فعالیت ها: بدنساز، بازیگر، سیاست‌مدار نویسنده، تهیه کننده و کارگردان
سال‌های فعالیت سینما: (تاکنون-۱۹۶۹)
دین:  مسیحی کاتولیک
مدرک تحصیلی: کالج سانتامونیکا دانشگاه ویسکانسین-سوپریور
 
حزب سیاسی: حزب جمهوری‌خواه
امضاء:Arnold Schwarzenegger Signature.svg
۳۸ مین: فرماندار کالیفرنیا(۲۰۱۱-۲۰۰۳)پس از گری دیویس و پیش از جری براون
 
آرنولد آلویس شوارزنگر (به آلمانیArnold Alois Schwarzenegger) (زاده ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۷) بدن‌ساز اتریشی-آمریکایی، برنده جایزه گوی طلاییبازیگری، و سیاست‌مدار جمهوری‌خواه آمریکا است و فرماندار سابق ایالت کالیفرنیا می‌باشد.
 
زندگینامه 
 
زندگی ورزشی 
او ۷ بار قهرمانی در مسابقات مستر المپیا(معتبرترین مسابقات پرورش اندام)در سالهای ۱۹۷۰-۱۹۷۱-۱۹۷۲-۱۹۷۳-۱۹۷۴-۱۹۷۵-۱۹۸۰ را دارد و یکی از پرافتخارترین قهرمانان جهان است.
او بدنسازی را از ۱۴ سالگی شروع کرد و در ۲۳ سالگی اولین قهرمانی خود را در مستر المپیا بدست اورد. البته در سال ۱۹۶۹ و در ۲۲ سالگی در مستر المپیا مقام دوم را بدست اورد.
طبق گفته ی خود آرنولد او زیاد طعم شکست را در مسابقات نچشیده است و واقعا نیز همچین است زیرا از ۲۵ مسابقه ی رسمی و بین المللی که داشته است فقط ۲ مسابقه را اول نشده است و در ان دو مسابقه به مقام ۲ رسیده است. نام او در کتاب رکورد های گینس به عنوان بهترین و کاملترین بدن انسانی امده است..اندازه ی بدن او در زمانیکه در اوج شهرت و قهرمانی بود بدین شرح است:
بازوها: ۵۷ سانتی متر سینه: ۱۴۶ سانتی متر کمر: ۸۵ سانتی متر رانها: ۷۴ سانتی متر ساق پا: ۵۰ سانتی متر وزن بدن: ۱۰۸ کیلوگرم قد: ۱۸۸ سانتی متر
عناوین قهرمانی 
  • سال ۱۹۶۳ مسابقه استرهاف اتریش نفر دوم
  • سال ۱۹۶۵ مسابقه جونیور (المان) نفر اول و مستر اروپا
  • سال ۱۹۶۶ عنوان بهترین بدنساز اروپا (المان)
  • سال ۱۹۶۶ قهرمان مستر اماتور اروپا
  • سال ۱۹۶۶ مسابقه NABBA (مستر یورنیوس) نفر دوم
  • سال ۱۹۶۷ مسابقه NABBA نفر اول
  • سال ۱۹۶۸ نفر اول مسابقات پاورلیفتینگ المان
  • سال ۱۹۶۸ نفر اول مسابقه IFBB مستر اینترنشنال (مکزیک)
  • سال 1970 نفر اول مستر المپیا در نیویورک
  • سال 1971 نفر اول مستر المپیا در فرانسه
  • سال 1972 نفر اول مستر المپیا در آلمان
  • سال 1973 نفر اول مستر المپیا در نیویورک
  • سال 1974 نفر اول مستر المپیا در نیویورک
  • سال 1975 نفر اول مستر المپیا در آفریقای جنوبی
  • سال 1980 نفر اول مستر المپیا در استرالیا
زندگی شخصی 

 
آرنولد و همسرش
او هم اکنون ۴ فرزند دارد (۲ دختر و ۲ پسر) و همسر او نیز ماریا شرایور کندی (خواهر زاده ی جان.اف. کندی) است..
از بهترین دوستان او میتوان به فرانکو کلمبو - فرانک زین - چارلز گینز و جورج باتلر اشاره کرد که در دوران ورزشی زندگی او خیلی تاثیرگذار بودند..
زندگی سیاسی 

ArnoldSchwarzeneggerSDJun10.jpg

او در هفتم اکتبر ۲۰۰۳ فرماندار کالیفرنیا به جای گری دیویس شد و در هفدهم نوامبر ۲۰۰۳ سوگند خورد تا راه گری دیویس را ادامه دهد. در شانزدهم سپتامبر ۲۰۰۵ اعلام کرد که می‌خواهد درسال ۲۰۰۶ دوباره فرماندار کالیفرنیا شود. او در سال ۲۰۰۵ بهترین و محبوبترین سیاست‌مدار سال انتخاب شد.
مردم از او به عنوان فرشته نجات کالیفرنیا نام می‌بردند که همانند ترمیناتور با مشکلات مبارزه می‌کرد.
مردم به او القابی چون «درخت زیتون اتریشی»، «نابودگر»، «گاورنِیتور» (واژه مشتق از کلمات انگلیسی «گاورنِر» به معنای فرماندار و «ترمینِیتور» به معنای نابودگر) داده‌اند، او در جوانی در پرورش اندام شهرت زیادی کسب کرد.
زندگی هنری 
 
فیلم‌شناسی 

 


استیون سیگال

سه شنبه 18 مهر 1391
17:33
alihoveida


استیون سیگال

سال عنوان سریال نقش نکات مهم
 
نام اصلی استیون فردریک سیگال
زمینه فعالیت بازیگر
موسیقی‌دان
تهیه‌کننده فیلم
استادورزش 
آیکیدو(دان۷)
ملیت لنسینگ، میشیگان، پرچم ایالات متحده آمریکاآمریکا
تولد ۱۰ آوریل ۱۹۵۲ ‏(۶۰ سال)
لنسینگ، میشیگان
سال‌های فعالیت ۱۹۸۷-تاکنون
وب‌گاه رسمی http://www.stevenseagal.com

 

 

 

 استیون فردریک سیگال (به انگلیسیSteven Frederic Seagal) (متولد ۱۰ آوریل ۱۹۵۲ در لنسینگ، میشیگانتهیه‌کننده فیلم، گیتاریست وبازیگر حرفه‌ای آمریکایی است.

اولین فیلم سیگال با نام «Above the Law» در سال ۱۹۸۸ که یک فیلم موفق بود. در دهه نود زمانی بود که سیگال با بازی در فیلم‌های «Hard to Kill»، «Under Siege» ،«The Patriot» در بین مردم مشهور شد.
سیگال در سال ۲۰۰۹ در فیلم «ماشته» در کنار افرادی چون جسیکا آلبا به ایفای نقش پرداخت.
همچنین برنامه‌ای با نام «Steven Seagal: Lawman» از سال ۲۰۰۹ تا کنون پخش می‌شود که در مورد وی می‌باشد.

استيون سيگال يكي از كم كارترين هنرپيشه هاي هاليوود محسوب مي شود. او عليرغم محبوبيت و شهرت زيادي كه در ميان مردم به ويژه جوانان اكشن پسند دارد، در فيلم ها كمتر ظاهر مي شود. استيون سيگال تنها يك هنرپيشه نيست او يك ورزشكار و موسيقيدان نيز هست. او در زمينه كاراته و چند ورزش رزمي ژاپني به درجه حرفه اي رسيده و كمربند مشكي گرفته و استاد كاراته شده است. او دوست دارد در فيلم هايي نقش بازي كند كه كاملا پليسي و اكشن است و بسياري از فيلم هاي او شباهت زيادي به فيلم هاي جيمز باند دارد. در اين مقاله به شرح حال زندگي اين هنرپيشه رزمي كار مي پردازيم.

 
● كودكي سيگال
استيون سيگال در ۱۰ آوريل ۱۹۵۱ در لانسينگ ميشيگان آمريكا چشم به جهان گشود. پدرش كنتارو سيگال انگليسي و مادرش پاتريشيا با اصليت ايرلندي، كاتوليك بودند. پدر استيون معلم رياضي دبيرستان و مادرش تكنسين اتاق عمل بود.
استيون كوچك پسري خوش زبان و زيرك و با اعتماد به نفس بود. وقتي هفت سال داشت به تقاضاي دوست پدرش در يك فيلم ايفاي نقش كرد. او از همان دوران كودكي به ورزشهاي رزمي ژاپني علاقمند شد.
استيون در عين حال كه كم سن و سال بود اما رفتاري بزرگانه داشت و همچون يك فرد عاقل فكر مي كرد و حرف مي زد.
 
 
او در مدرسه نيز از بهترين شاگردان
كلاس به شمار مي رفت. مادر و پدرش براي ايجاد يك زندگي بهتر تصميم گرفتند به لس آنجلس كاليفرنيا نقل مكان كنند. از اين رو استيون دوران دبيرستانش را در لس آنجلس گذراند و همانجا نيز تحت تعليم استاد هنرهاي رزمي رود كوباياشي قرار گرفت و چند ورزش رزمي ژاپني از جمله كاراته و آبكيدو را آموخت. در حقيقت با ورود به كلاس اين استاد، گويي وارد فرهنگ آسيايي شد و تحت تاثير سنتهاي ژاپني قرار گرفت.
در سال ۱۹۷۴ در حاليكه ۲۳ سال بيشتر نداشت به درجه حرفه اي در ورزش آبكيدو رسيد.پس از فارغ التحصيلي از مدرسه براي يافتن شغل به هر كجا سر زد تا بالاخره در رستوران كينگ برگر كاري پيدا كرد.او به دانشگاه رفت و در رشته تاريخ به تحصيل پرداخت و بعد از پايان تحصيلاتش راهي ژاپن شد. در آنجا با دختري به نام آياكو فوجيتاني آشنا شد. پدر آياكو مدرسه تعليم هنرهاي رزمي داشت.
 
 ● ازدواج با آياكو
استيون با آياكو ازدواج كرد و صاحب دو فرزند دختر و پسر شد. او تحت تعليم پدر آياكو قرار گرفت و چند هنر ورزشي ژاپني را آموخت. متاسفانه پدر همسرش قمارباز و مشروب خوار بود و استيون از رفتار و اخلاق او ناراحت مي شد، لذا تصميم گرفت به آمريكا بازگردد. آياكو نيز حاضر به زندگي در آمريكا نبود و از استيون جدا شد. او به نيومكزيكو رفت و يك مدرسه هنرهاي رزمي ژاپني در آنجا باز كرد.
بعد از مدتي دوباره براي كسب تجربيات بيشتر به اوزاكاي ژاپن رفت و اين بار ورزش هاي ديگري را از رشته كاراته آموخت. او درباره آن روزگار مي گويد: به خود افتخار مي كردم كه در ژاپن به آموزش هنرهاي رزمي مي پردازم.
او علاقه زيادي به فرهنگ و سنت ژاپني ها پيدا كرده بود. سيگال به آمريكا بازگشت و در بوربانك كاليفرنيا به بازگشايي يك مدرسه ورزشي اقدام كرد. او اولين فيلمش را با نام فراتر از قانون يا نيكو در همان دوران بازي كرد و مورد توجه كارگردانان مشهور قرار گرفت و به او لقب (هنرمند قهرمان) دادند. او دستمزدهاي بالايي دريافت مي كرد زيرا بدل نداشت و خودش كارهاي سخت و خطرناك را يك تنه در فيلم ايفا مي كرد.پس از مدتي با (آدريان لاراسا) هنرپيشه هاليوود ازدواج كرد. اما اين ازدواج دوامي نداشت. بعد از مدتي با كلي لبروك هنرپيشه و مدل هاليوود آشنا شد و عليرغم اينكه حاصل اين ازدواج سه فرزند بود اما اين ازدواج نيز فرجام خوشي نداشت و به جدايي ختم شد. سيگال براي فرزندانش يك پرستار گرفت. آريساولف فقط پرستار فرزندان سيگال نشد بلكه به همسري او درآمد و صاحب يك فرزند شدند. دو فرزند سيگال كه ثمره ازدواج اول وي بودند بعد از بزرگ شدن تصميم گرفتند نزد مادرشان به ژاپن بروند. آنان دين بودايي را برگزيدند و به ژاپن بازگشتند. اما بقيه فرزندان سيگال در لس آنجلس مشغول به زندگي هستند. سيگال در طول سالهاي ۱۹۹۸ به بعد در چند فيلم اكشن و پليسي ايفاي نقش كرد. مدتي نيز به تبليغ چند نوشابه انرژي زا و روغن هاي مكمل ورزشي پرداخت.
 
كمپاني موبايل اورنج SA آمريكا نيز از چهره سيگال براي تبليغات محصولاتش استفاده كرد.سيگال كم كم بازيگري را كنار گذاشت و وارد تجارت شد. بعد از طوفان مصيبت بار نيواورلئان، استيون سيگال تصميم به باز سازي اين شهر گرفت. او مي خواهد يك فيلم در نيواورلئان بازي كند و به اين ترتيب موجب بازسازي اين سرزمين طوفان زده شود.پروژه جديد او (شاهزاده هفت تيركش) نام دارد. موضوع فيلم كمي غم انگيز است از اين رو استيون سعي دارد از صحنه هاي غم بار اين شهر استفاده كند و فيلم خود را بسازد و در آن ايفاي نقش داشته باشد. حتي موسيقي اين فيلم هم قرار است توسط سيگال تنظيم شود و عايدي فروش بليت اين فيلم صرف مردم نيواورلئان شود.
● كوتاه از زندگي سيگال
▪ او اولين آمريكايي بود كه ورزش آبكيدوجودو را در ژاپن آموخت.
▪ صاحب كمربند مشكي در كاراته و آبكيدو است.
▪ گياه خوار است و گوشت نمي خورد.
▪ او علاقه زيادي به نواختن موسيقي با گيتار دارد و چند سبك موسيقي را با گيتار ابداع كرده است. او يك معلم موسيقي داشته كه جامائيكايي بوده و آموزش موسيقي خود را مديون معلمش است.
▪ خانه اي در سانتا اينز با دويست هكتار مساحت دارد و در حياط خانه اش به پرورش درخت انگور پرداخته است.
▪ مدتي بادي گارد بوده و به كارهاي بدلكاري مي پرداخته.
▪ استيون سيگال در حين تمرين با شون كانري، مچ دست وي را شكست و به وي آسيب رساند.
▪ از دوستان صميمي جكي چان و پادشاه كارل گوستاو سوئدي است.
▪ در سال ۲۰۰۵ آلبوم موسيقي خود با نام (از دل غار كريستال بخوان) را وارد بازار كرد.
▪ علاقه زيادي به حيوانات دارد و حامي حمايت از حقوق حيوانات است. او در گوشه اي از حياط خانه اش انواع حيوانات خانگي را نگهداري مي كند.
▪ چند مدرسه زنجيره اي آموزش هنرهاي رزمي در ايالتهاي مختلف آمريكا بر پا كرده است.
▪ علاقه زيادي به جمع آوري گيتار در مدل هاي مختلف و شمشيرهاي سامورايي دارد.
▪ به او استاد استيون و يا استاد آبكيدو نيز مي گويند.
▪ تسلط كامل به زبان ژاپني دارد.
▪ به نظريه تناسخ بوداييان معتقد است.
▪ كتابي در زمينه نكته هاي هنرهاي رزمي ژاپن به رشته تحرير درآورده است.
 
فيلم ها
 
نيمه جان، نفوذناپذير، ساعت، آتش زير خاكستر، خارجي، امروز خواهي مرد، ماموريت در تايلند، زخم هاي التيام ناپذير، خروج براي يك قتل، بيل وحشي، نيكو، جاسوس بيگانه، ميهن پرست و خارج از دسترس از جمله فيلم هاي استيون سيگال است
 
فیلم شناسی
 
سال نام اثر نقش
1988 Above the Law Nico Toscani
1990 Hard to Kill Mason Storm
علامت مرگ John Hatcher
1991 در جستجوی عدالت Det. Gino Felino
1992 Under Siege Casey Ryback
1994 On Deadly Ground Forrest Taft
1995 Under Siege 2: Dark Territory Casey Ryback
1996 Executive Decision Lt. Colonel Austin Travis
The Glimmer Man Lt. Jack Cole
1997 Fire Down Below Jack Taggart
1998 The Patriot Dr. Wesley McClaren
1999 بروس را بگیرید (himself)
2001 Exit Wounds Orin Boyd
Ticker Frank Glass
2002 Half Past Dead Sasha Petrosevitch
2003 The Foreigner Jonathan Cold
Out for a Kill Prof. Robert Burns
Belly of the Beast Jake Hopper
2004 Out of Reach William Lansing
Clementine Jack Miller
2005 Into the Sun Travis Hunter
Submerged Chris Cody
Today You Die Harlan Banks
طلوع سیاه جاناتان کولد
2006 Mercenary for Justice John Seeger
مرد سایه ای (فیلم)مرد سایه ای جک فاستر
Attack Force Cmdr. Marshall Lawson
2007 Flight of Fury John Sands
Urban Justice Simon Ballister
2008 Pistol Whipped Matt Conlin
The Onion Movie Cock Puncher
Kill Switch Jacob
2009 Against the Dark Tao
Driven to Kill Ruslan
The Keeper Roland Sallinger
2009– Steven Seagal: Lawman (himself)
2010 A Dangerous Man Shane Daniels
ماشته تورز
2011 Born to Raise Hell Samuel Axel
2012 Maximum Conviction Tom Steele
TBA Tip Of The Spear Unknown
TBA بی ارزش ها ۳ Unknown

 


ژان کلود ون دم

سه شنبه 18 مهر 1391
17:8
alihoveida

 ژان کلود ون دام

 
ژان کلود ون دام، ۲۰۰۷
نام اصلی ژان-کلود کمیل فرانسوا ون ورنبرگ
زمینه فعالیت بازیگر، ورزشکار
ملیت بلژیک
تولد ۱۸ اکتبر ۱۹۶۰ ‏(۵۱ سال)
سنت آگاتا برخم، بروکسل، بلژیک
همسر(ها) کاتلین تریدو
وب‌گاه رسمی www.jeanclaudevandamme.be
 
JEAN CLAUDE CAMILLE FRANCOIS VAN VARENBERG- معروف به فرانکی متولد 18 اکتبر 1960 (26 مهر 1339) در بروکسل پایتخت بلژیک می باشد. بدلیل داشتن اسنعداد خیره کننده در ورزش کیک بوکسینگ علاوه بر بدست آوردن عناوین ملی وی توانست به فیلمهای رزمی اروپا وارد شود اما این تمام افتخارات  جان کلود نیست وی در رشته های ورزشی همچون ژیمناستیک و مشت زنی دارای مفامهایی است. جان با عضلاتی ورزیده و اندامی متناسب لقب عضلات بروکسل را به خود اختصاص داد و با راهیابی به سینمای حرفه ای امریکا و بازی در فیلمهای بین المللی به پادشاه بلژیک مشهور شد. با وروذ وی به عرصه سینما و مشغله ی فراوان جان نتوانست ورزش حرفه ای را ادامه دهد.با بازی در فیلمهایی ماننده شیردل و کیک بوکسور وی موفق شد رقیبی سرسخت برایجیسون اسکات لی و جو بو فت از ستارگان فیلمهای رزمی به سبک شرقی باشد. همچنین با بازی در فیلمهای ماجرایی اکشن ماننده سرباز جهانی و بدل توانست خود را در حد آرنولد شوارتزنگر و سیلوستر استانلونه(راکی) برساند. وی همچنین در فیلمهایی به سبک استیون سیگال ماننده حادثه در ترن و راهی برای نیستنیز موفق بود. فرانکی با جهره ای آرام و لبخده زیبایش خیلی زود خود را در هالیبود تثبیت کرد. در ضمن وی با نقش آفرینی بیادماندنی در فیلم دوقلوها هنر بازیگری خود را به رخ همگان کشید.در فیلمهای فرانکی یک نوع روح انسان دوستانه موج میزند و همیشه خوبها در مقابل بدی و پلیدی ایستادگی میکنند.جان کلود ون دام با بازی در فیلمپلیس مرزی نشان داد در سن 47 سالگی هم میتواند اون نشاد و تحرک را در آثارش به مخاطب القا کند.
 
فیلمشناسی 
سال نام فیلم نقش  
1984 Breakin' Guy dancing in the background  
Monaco Forever Karate Man
Missing in Action Car Driver  
1986 نه سازش، نه تسلیم Ivan Krushensky  
1988 رینگ خونین Frank Dux  
عقاب سیاه Andrei
1989 سیبورگ Gibson Rickenbacker
کیک بوکسور Kurt Sloane  
1990 حکم مرگ Louis Burke
شیردل Lyon Gaultier  
1991 ضربه دوجانبه Alex Wagner/Chad Wagner
 
1992 سرباز جهانی Luc Deveraux/GR44
1993 هدف سخت Chance Boudreaux  
Nowhere to Run Sam Gillen  
آخرین حرکت قهرمان Himself  
سیبورگ ۲ Gibson Rickenbacker  
1994 مبارز خیابانی Colonel William F. Guile  
پلیس زمان Max Walker  
کیک بوکسور ۴ Kurt Sloane  
1995 مرگ ناگهانی Darren McCord
1996 نهایت خطر Alain Moreau/Mikhail Suverov  
جستجو Christopher Dubois
 
1997 تیم دونفره Jack Quinn  
1998 لژیونر Alain Lefevre  
گرمای بیابان Marcus Ray
1999 سرباز جهانی: بازگشت Luc Devereaux  
Inferno Eddie Lomax  
2001 The Order Rudy Cafmeyer/Charles Le Vaillant  
بدل Edward "The Torch" Garrotte/Replicant  
2002 Derailed Jacques Kristoff
2003 در جهنم Kyle LeBlanc
2004 بیداری مرگ Ben Archer
نارکو Jean's ghost by Lenny
2006 The Hard Corps Phillip Sauvage
Second in Command Sam Keenan
The Exam Charles
2007 تا دم مرگ Anthony Stowe
2008 The Shepherd: Border Patrol Jack Robideaux  
جی‌سی‌وی‌دی JCVD  

آنجلینا جولی

سه شنبه 18 مهر 1391
16:29
alihoveida

 

آنجلینا جولی
نام اصلی: آنجلینا جولی ویت
 
تولد: ۴ ژوئن ۱۹۷۵(سن:۳۷ سال)
 
محل تولد: لس آنجلس، کالیفرنیا
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۹۳ - تا کنون
 
همسر(ها): جان لی میلر (۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹)بیلی باب تورنتون(۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳)
 
 
شریک(های)زندگی: برد پیت(۲۰۰۵-تاکنون)
 
فرزندان: شیلو، ناکس لئون، ویوین مارشلین مدوکس، پکس، زهرا ( فرزند خوانده )
 

 

آنجلینا جولی ویت (به انگلیسیAngelina Jolie Voight) زادهٔ ۴ ژوئن ۱۹۷۵ بازیگر و مدل آمریکایی و " سفیر حسن نیت " سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است . او بارها و بارها توسط مجله‌ها و مراسم‌های مختلف به عنوان زیباترین، سکسی‌ترین و بهترین مادر بازیگر و ... انتخاب شده است. هم‌چنین او توانسته سه بار جایزه گلدن گلوب، دو بار جایزه اتحادیه بازیگران سینما و یک بار جایزه اسکار را تصاحب کند. 

زندگی‌نامه 

وی در شهر لس آنجلس متولد شد.پدر وی اصالتی آلمانی اسلواک ,[۱][۲]و مادرش اصالتی هلندی و فرانسوی کانادایی دارد.[۱]او فعالیت به عنوان مدل را از دوازده سالگی شروع کرد و در شهرهایی مثل لندن و لس‌آنجلس مدل مشهوری شد. او در جوانی در کلیپ‌های خوانندگانی چونرولینگ استونز، میت لوف، لنی کراویتز، انتولینو وندیتیو بازی کرد، اولین نقش سینمایی وی در فیلم «هکرها» بود که داستان پنج دانش‌آموز هکر را روایت می‌کند.
آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آوارگان و پناهندگان مشغول است.
وی آخرین بار در روز ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ با حضور در کمپ پناهندگان سوری در شهر آلتین اوزو از توابع ترکیه با پناهندگان سوریه ای دیدار کرد. [۳]
ازدواج 

 
همسر اوّل وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد، همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند، ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.
پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه‌شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.آنحلینا جولی به همراه براد پیت علاوه بر سه فرزند طبیعی خود سرپرستی مدوکس پسر بچه یتیم اهل کامبوج، پکس کودک ویتنامی و یک دختر یتیم اهل اتیوپیبه نام زهرا را بر عهده دارند.
براد پیت در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۲ رسماً اعلام کرد که او و جولی تصمیم به ازدواج دارند. او گفت: «ما تصمیم گرفته بودیم ازدواج نکنیم تا زمانی که برای هیچ زوجی منع ازدواج وجود نداشته باشد ولی گمان نمی‌کنم دیگه بتوانیم بیش از این مقاومت کنیم. ازدواج ما برای بچه هایمان خیلی مهم است و همیشه در این باره از ما سؤال می‌کنند. برای من هم مهم است. دوست دارم آن نوع تعهد ایجاد بشود.» در ادامه گفتگو زمانی که از او پرسش شد آیا رسماً از جولی خواستگاری کرده یا نه، وی جواب داد: «دیگر از این فراتر نمی‌روم... ولی زمانی که عاشق کسی هستی و با او یک خانواده تشکیل بدهی و خودت هم دوست داری یک تعهد بین‌تان ایجاد بشود و نتوانی خیلی خنده‌دارست، فقط مضحک.گفته می شود آنجلینا جولی از زن های معروف آمریکا است »[۴]
 
5نکته جالب و خواندنی درمورد آنجلینا جولی!
 
آنجلینا در دوران نوجوانی وقتی نتوانست در کار مدل شروع به فعالیت کند، افسردگی پیدا کرد و وقتی این افسردگی‌اش به اوج رسید اقدام به خودکشی و بریدن رگ دستش کرد...
 
آنجلینا در دوران نوجوانی وقتی نتوانست در کار مدل شروع به فعالیت کند، افسردگی پیدا کرد و وقتی این افسردگی‌اش به اوج رسید اقدام به خودکشی و بریدن رگ  دستش کرد. همانطوریکه خودش می‌گوید: به خاطر بعضی دلایل زمانیکه من در حال انجام مراسم خودکشی بودم! و درد را حس می‌کردم می‌توانستم زنده بودن را حس کنم و می‌توانستم نوعی از آزادی را احساس کنم و به هرجهت این کار خودش نوعی درمان برای من به حساب می‌آمد.
 
آنجلینا 13 تاتوی مشهور را روی بدنش خاکوبی کرده. دو تا ازخالکوبی‌ها جمله‌های زیبای تنسی ویلیامز می‌باشد و همین طور مکان تولد بچه‌هایش را هم روی بازویش چپش خالکوبی کرده است.
 
وقتیکه با بیلی باب ترونتون بازیگر ازدواج کرد، هردو خون یکدیگر را داخل شیشه‌ای کوچک به گردنشان آویزان می‌کردند و آن را نمادی از عشقشان به یکدیگر می‌دانستند.
 
آنجلینا اصلا از جلب توجه کردن و عجیب بودن خجالت نمی‌کشد. در سال 1996 وقتیکه با جانی لی میلر بازیگر بریتانیایی ازدواج کرد، یک شلوار چرم مشکی و تی شرتی سفید را برای لباس عروسی انتخاب کرد و با خون خودش روی تی شرتش اسم شوهرش را نوشت.
 
وقتیکه شیلو به دنیا آمد عکاسی که اولین عکسها را از شیلو انداخت مجموعا از این عکسها 10 میلیون دلار سود کرد و خود آنجلینا و پیت هم سهم خودشان را تماما به موسسات خیریه بخشیدند. 
 
 
در رسانه‌ها 
 
در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۸۹، سایت spoof در خبری طنزآمیز اعلام کرد که مطابق اسناد افشا شده توسط ویکی لیکس آنجلینا جولی جاسوس سازمان سیایوده‌است. با وجود تاکید سایت spoof در مورد طنز بودن خبر خود، رسانه‌ها این خبر را به عنوان یک خبر جدی منتشر کردند.[۵]

فیلم‌ها
 
تندیسهای زوج آنجلینا جولی و برد پیت در موزه مادام توسو لندن.

 

جوایز
 
چپ‌دستان سرشناس
 
بازیگران برنده جایزه ساترن نقش اول زن

 


سه شنبه 18 مهر 1391
16:29
alihoveida

 

آنجلینا جولی
نام اصلی: آنجلینا جولی ویت
 
تولد: ۴ ژوئن ۱۹۷۵(سن:۳۷ سال)
 
محل تولد: لس آنجلس، کالیفرنیا
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۹۳ - تا کنون
 
همسر(ها): جان لی میلر (۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹)بیلی باب تورنتون(۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳)
 
 
شریک(های)زندگی: برد پیت(۲۰۰۵-تاکنون)
 
فرزندان: شیلو، ناکس لئون، ویوین مارشلین مدوکس، پکس، زهرا ( فرزند خوانده )
 

 

آنجلینا جولی ویت (به انگلیسیAngelina Jolie Voight) زادهٔ ۴ ژوئن ۱۹۷۵ بازیگر و مدل آمریکایی و " سفیر حسن نیت " سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است . او بارها و بارها توسط مجله‌ها و مراسم‌های مختلف به عنوان زیباترین، سکسی‌ترین و بهترین مادر بازیگر و ... انتخاب شده است. هم‌چنین او توانسته سه بار جایزه گلدن گلوب، دو بار جایزه اتحادیه بازیگران سینما و یک بار جایزه اسکار را تصاحب کند. 

زندگی‌نامه 

وی در شهر لس آنجلس متولد شد.پدر وی اصالتی آلمانی اسلواک ,[۱][۲]و مادرش اصالتی هلندی و فرانسوی کانادایی دارد.[۱]او فعالیت به عنوان مدل را از دوازده سالگی شروع کرد و در شهرهایی مثل لندن و لس‌آنجلس مدل مشهوری شد. او در جوانی در کلیپ‌های خوانندگانی چونرولینگ استونز، میت لوف، لنی کراویتز، انتولینو وندیتیو بازی کرد، اولین نقش سینمایی وی در فیلم «هکرها» بود که داستان پنج دانش‌آموز هکر را روایت می‌کند.
آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آوارگان و پناهندگان مشغول است.
وی آخرین بار در روز ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ با حضور در کمپ پناهندگان سوری در شهر آلتین اوزو از توابع ترکیه با پناهندگان سوریه ای دیدار کرد. [۳]
ازدواج 

 
همسر اوّل وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد، همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند، ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.
پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه‌شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.آنحلینا جولی به همراه براد پیت علاوه بر سه فرزند طبیعی خود سرپرستی مدوکس پسر بچه یتیم اهل کامبوج، پکس کودک ویتنامی و یک دختر یتیم اهل اتیوپیبه نام زهرا را بر عهده دارند.
براد پیت در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۲ رسماً اعلام کرد که او و جولی تصمیم به ازدواج دارند. او گفت: «ما تصمیم گرفته بودیم ازدواج نکنیم تا زمانی که برای هیچ زوجی منع ازدواج وجود نداشته باشد ولی گمان نمی‌کنم دیگه بتوانیم بیش از این مقاومت کنیم. ازدواج ما برای بچه هایمان خیلی مهم است و همیشه در این باره از ما سؤال می‌کنند. برای من هم مهم است. دوست دارم آن نوع تعهد ایجاد بشود.» در ادامه گفتگو زمانی که از او پرسش شد آیا رسماً از جولی خواستگاری کرده یا نه، وی جواب داد: «دیگر از این فراتر نمی‌روم... ولی زمانی که عاشق کسی هستی و با او یک خانواده تشکیل بدهی و خودت هم دوست داری یک تعهد بین‌تان ایجاد بشود و نتوانی خیلی خنده‌دارست، فقط مضحک.گفته می شود آنجلینا جولی از زن های معروف آمریکا است »[۴]
 
در رسانه‌ها 
 
در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۸۹، سایت spoof در خبری طنزآمیز اعلام کرد که مطابق اسناد افشا شده توسط ویکی لیکس آنجلینا جولی جاسوس سازمان سیایوده‌است. با وجود تاکید سایت spoof در مورد طنز بودن خبر خود، رسانه‌ها این خبر را به عنوان یک خبر جدی منتشر کردند.[۵]

فیلم‌ها
 
تندیسهای زوج آنجلینا جولی و برد پیت در موزه مادام توسو لندن.

جوایز
 
چپ‌دستان سرشناس
 
بازیگران برنده جایزه ساترن نقش اول زن


ونتورت میلر / مایکل اسکولفید

سه شنبه 18 مهر 1391
15:28
alihoveida

 

ونتورت میلر / مایکل اسکولفید

 نام اصلی: ونت وُرت ارل میلر سوم

ملیت: آمریکایی بریتانیایی‌تبار
 
تولد: ۲ ژوئن ۱۹۷۲ ‏(۴۰ سال)
 
محل تولد: چیپینگ نورتون, آکسفوردشایر انگلستان
 
پیشه: بازیگر
 
سال‌های فعالیت: تاکنون-۱۹۹۸
 
ونت وُرت ارل میلر سوم (به انگلیسیWentworth Earl Miller III) متولد ۲ ژوئن ۱۹۷۲ در انگلستان  هنرپیشهٔ امریکاییِ بریتانیایی‌تباری است که در پی ایفای نقش «مایکل اسکوفیلد» در سریال فرار از زندان که از شبکهٔ تلویزیونی «فاکس» پخش شد، شهرت بسیاری پیدا کرد.او دو خواهر به نام‌های گیلیان و لی دارد.
 
زندگی و حرفه
 
 
اوایل زندگی
 
میلر در «چیپینگ نورتون، آکسفوردشر انگلستان» به دنیا آمد. او فرزند «جوی ماری پالم» دبیر آموزش استثنایی و «ونت ورث ارل میلر دوم» وکیل و معلم است. پدرش هنگام تولد وی از طریق بورسیهٔ رودز، در دانشگاه آکسفورد تحصیل می‌کرد. او می‌گوید که پدرش از تبار آفریقایی ـ امریکایی، جاماییکایی، بریتانیایی، آلمانی و یهودی و مادرش از تبار روسی، فرانسوی، هلندی، سوری و لبنانی است. هنگامی که یک ساله بود، خانواده‌اش به «پارک اسلوپ، بروکلینِ نیویورک» نقل مکان کردند. بنابراین تابعیت دو گانهٔ خود را حفظ کرد. دو خواهر به نامهای «گیلیان» و «لی» دارد. در بروکلین به دبیرستان «میدوود» رفت و به عضویت گروه تولیدات سالانهٔ موسیقی «سینگ!» درآمد که در میدوود آغاز به کارکرده بود. در مقطع کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه «پرینستون» فارغ‌التحصیل شد و در حین تحصیل در آنجا، به عضویت گروه «پرینستون تایگر تونز» و باشگاه «کوآدرانگل» درآمد.
 
حرفه
 
در سال ۱۹۹۵به لس‌آنجلس رفت تا حرفهٔ هنرپیشگی را دنبال کند. او در توصیف راه پر پیچ و خمی که در مسیر ستاره شدن طی کرده، چنین می‌گوید: «راه درازی در پیش رو داشتم که با ناکامی، شکست و موانع بسیاری همراه بود؛ اما هرگز نتوانستم از آن دست بکشم. هنرپیشگی برای من به منزلهٔ هوا برای تنفس است. بنابراین کاری بود که باید انجام می‌دادم.»
ایفای نقش «دیوید» حساس و درونگرای سریال تلویزیونی «داینوتوپیا»، نخستین حضور میلر در قالب نقش اصلی به حساب می‌آید. پس ازظاهرشدن درتعدادی نقش فرعی در تلویزیون، در سال ۲۰۰۳، در فیلم «ننگ بشری» به عنوان جوانیِ شخصیت «کولمن سیلک» آنتونی هاپکینز، ایفای نقش کرد و در قالب نقش فردی که با گذشتهٔ خود در حال مبارزه است، قاطعانه به عنوان مرکز اصلی فیلم شناخته شد. میلر به صورت گسترده‌ای روی نقش کار کرد به طوری که برای به تصویر کشیدن شخصیت «سیلک» در قالب یک بوکسور علاوه بر کندوکاو شخصیت آنتونی هاپکینز، اقدام به گرفتن رژیم غذایی چهار ماهه کرد. او به طور کلی خاطرات شیرین بسیاری از این تجربیات دارد و به گفتهٔ [تونی موریسون] در رمان معشوق: «شرحیات متعلق به شارح‌اند، نه مشروح.»
ایفای نقش «گیج پترونزی» دانش‌آموزی که به هیولای دریایی تبدیل می‌شود، در سریال «بوفی، قاتلِ خون‌آشام» (۱۹۹۸) اولین حضورش در تلویزیون بود.
در سال ۲۰۰۵ برای بازی در نقش «مایکل اسکافیلد» در سریال فرار از زندان شبکهٔ تلویزیونی فاکس انتخاب شد. او نقش برادر مهربانی را بازی کرد که نقشهٔ پیچیده و دقیقی را برای رهایی برادرش «لینکولن باروز» دومینیک پرسل از اعدام به جرمی که مرتکب نشده بود، طراحی می‌کند و با اجرای بی‌نظیرش جایزهٔ بهترین بازیگر سریالهای هیجانیِ «گلدن گلوب»(۲۰۰۵) را از آن خود کرد.
میلر در دو موزیک ویدئوی ماریا کری که «برت رتنر» کارگردان اپیزود آغازین (Pilot) از سریال فرار از زندان کارگردانی آنها را به عهده داشت، در نقش مهمان حضور پیدا کرد. «رتنر» ایدهٔ استفاده از میلر در موزیک ویدئو را مطرح کرد و بعد از نشان دادن عکس او به «کری» و موافقت وی، هردو پروژه همزمان فیلمبرداری شد. بنابراین امکان حضور توأم در هر دو پروژه را به دست آورد. او در این باره می‌گوید: «ماریا چهره‌ای جهانی است. همکاری دو روزه‌ای که در این پروژه با هم داشتیم، به من فرصت بیشتری برای دیده شدن داد و از این بابت سپاسگزارم.»
میلر پس از «فرار از زندان» به عنوان بازیگر مهمان در فصل یازده سریال تلویزیونی “ Law and Order” حضور پیدا کرد.
 
فیلم شناسی
 
سال عنوان فیلم(فارسی) عنوان فیلم(انگلیسی) نقش نوع نمایش
۱۹۹۷ بوفی، قاتل خون آشام Buffy the Vampire Slayer سریال تلویزیونی
۲۰۰۰ عامه‌پسند Popular سریال تلویزیونی
۲۰۰۲ داینوتوپیا Dinotopia سریال تلویزیونی
۲۰۰۳ ننگ بشری the Human Stain فیلم سینمایی
۲۰۰۳ زیر دنیا Underworld فیلم سینمایی
۲۰۰۵ اعتراف the Confession فیلم کوتاه
۲۰۰۵ نهان Stealth
۲۰۰۵ نجواگر روح Ghost Whisperer سریال تلویزیونی
۲۰۰۹-۲۰۰۵ فرار از زندان فرار از زندان مایکل اسکافیلد سریال تلویزیونی
۲۰۱۰ رزیدنت ایول: زندگی پس از مرگ Resident Evil:AfterLife کریس ردفیلد فیلم سینمایی
 
موزیک ویدئو
 
۲۰۰۶: ماریا کری (It’s Like That)، (Mariah Carey).
۲۰۰۶: ماریا کری (We Belong Together)، (Mariah Carey).

انتونی کویین

سه شنبه 18 مهر 1391
15:16
alihoveida

 

 

 
آنتونی کویین
نام اصلی: آنتونیو رودولفو اوکزاکا کوئین
 
زمینه فعالیت: بازیگر، نویسنده، نقاش و کارگردان
 
تولد: ۲۱ آوریل ۱۹۱۵
 
محل تولد: مکزیک
 
مرگ: ۳ ژوئن ۲۰۰۱ (۸۶ سال)
 
محل مرگ: بوستون، ایالت ماساچوست
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۳۶-۲۰۰۱
 
آنتونی کوئین (Anthony Quinn) (زاده ۲۱ آوریل ۱۹۱۵ - درگذشت ژوئن ۲۰۰۱بازیگر، نویسنده و نقاش مکزیکی و آمریکایی‌تبار بود. او یکی از بازیگران نامدار هالیوود بود.
 
زندگی
 
وی با نام آنتونیو رودولفو اوکزاکا کوئین در در منطقه فقیرنشین چیاهوای مکزیک از پدری ایرلندی-مکزیکی و مادری مکزیکی-سرخ پوست به دنیا آمد. در یکی از مناطق نزدیک لوس آنجلس بزرگ شد و مدرسه را زودتر از وقت موعود ترک کرد. در ۱۰ سالگی پدرش را از دست داد. قبل از اینکه هنرپیشه شود، بوکسر و نقاش بود و به کارهای گوناگون از جمله کارگری کشتارگاه پرداخت. علاقه اش به تحصیل، او را به رشته معماری کشاند. دلش می‌خواست بازیگر شود اما هیچ کس حاضر نبود به جوانی که هنوز انگلیسی را با لکنت حرف می‌زد، نقش بدهد. در ۱۹۳۶ به طور اتفاقی چند دقیقه نقش یک سرخ پوست را بازی کرد و چنان خوب که تحسین کوپر اسطوره سینمای وسترن را برانگیخت.
بعد از آن کارگردان‌ها به سراغ او آمدند اما فقط برای ایفای نقش سرخ پوست‌ها یا بزهکارها. تا این که در سال ۱۹۴۷ به همراه مارلون براندو«اتوبوسی به نام هوس»? را روی پرده برد و به شهرت رسید. پنج سال بعد (۱۹۵۲) به خاطر بازی در نقش برادر زاپاتا در فیلم زنده باد زاپاتا برندهاسکار شد. «جاده» و «گوژ پشت نتردام» بازی‌های درخشان بعدی او بودند. حالا همه می‌دانستند که کویین از پس هر نقشی برمی آید. آنتونی کویین اسکار دومش را در سال ۱۹۵۶ برای هشت دقیقه بازی در نقش پل گوگون در «شور زندگی» گرفت! دهه ۶۰ دهه کویین بود. «توپ‌های ناوارون»، «لورنس عربستان» و «زوربای یونانی» باعث شهرت او در سراسر جهان شد.
در سال ۱۹۷۵ زمانی که ۶۰ سال داشت نقش حمزه عموی پیامبر اسلام را در فیلم «پیام» (محمدرسول الله ) بازی کرد و سه سال بعد در نقش عمر مختار در «شیر صحرا» ظاهر شد. او با ۶۰ سال تجربه و بازی در ۳۱۲ فیلم، رکورد بازیگری را شکست. در جلد سرخ پوست‌ها، مکزیکی‌ها، اسکیموها، یونانی‌ها و حتی چینی‌ها رفت و نماینده جماعتی شد که در حاشیه‌اند و مورد تحقیر اما هرگز تسلیم نمی‌شوند. بسیاری از منتقدان، نقش او در فیلم زوربای یونانی (۱۹۶۴) را به یاد ماندنی ترین کار او می‌دانند. این نقش، نقش محبوب او نیز بود. آنتونی کویین ستاره نامدار هالیوود۳ ژوئن ۲۰۰۱ از دنیا رفت.
 
Anthony Quinn.jpg
فیلم‌شناسی
افتخارات و آثار هنری آنتونی کویین:
  • برنده اسکار برای فیلم زنده‌باد زاپاتا در سال ۱۹۵۳
  • برنده اسکار برای فیلم شور زندگی در سال ۱۹۵۶
  • نامزدی گلدن گلاب برای فیلم شور زندگی در سال ۱۹۵۷
  • نامزدی اسکار برای فیلم بادهای وحشی در سال ۱۹۵۸
  • نامزدی بافتا در سال ۱۹۶۳ برای فیلم لورنس عربستان
  • جایزه بهترین بازیگر برای فیلم زوربای یونانی در سال ۱۹۶۴
  • نامزدی گلدن گلاب برای فیلم زوربای یونانی در سال ۱۹۶۵
  • نامزدی بافتا برای فیلم زوربای یونانی در سال ۱۹۶۶
  • نامزدی گلدن گلاب برای فیلم راز سانتا ویتوریا در سال ۱۹۷۰
  • برنده جایزه سیسیل ب دومیل در سال ۱۹۸۷
  • نامزدی جایزه امی برای حضور در مجموعه تلویزیونی اوناسیس، ثروتمندترین مرد جهان در سال ۱۹۸۸
  • نامزدی گلدن گلاب برای فیلم تلویزیونی گوتی در سال ۱۹۹۷
  • جایزه شهر هلوا در سال ۲۰۰۱
  • جایزه یک عمر فعالیت هنری در سال ۲۰۰۳
علاقه به همسر
 
كويين در رابطه با مرگ همسرش مي‌گويد: آه، سبك، سنگين كردن اين كه كاترين چه بوده و چقدر شده، چه آزاردهنده‌است. آخرين بار كه‌ديدمش، در چشمانش از زندگي كه با روزي با هم‌داشتيم نشاني نبود.
آلزايمر بيماري هولناكي است كه آرام‌آرام‌همسر اولم را مي‌كشد، همچنان كه خانواده‌اش راكشت. از آنچه بر سر روحيه و حافظه كاترين‌آورده، قلبم به درد مي‌آيد، اما ذهنم در عين‌حال خالي است. از برخي لحاظ حالا او را بيش از زماني كه با هم بوديم دوست دارم؛ از لحاظ ديگر مي‌كوشم او را همان آدم سابق بدانم. عشقم به او امروز واقعي است. نه عشق هاليوودي كه چون‌مردي جوان سال‌ها پيش از جا خوش‌ كردن‌آلزايمر در جسم او حس مي‌كردم. به گذشته كه‌برمي‌گردم، نمي‌دانم آيا هرگز او را از جان و دل‌در آغوش كشيده‌ام يا نه. به هيچ يك از دو تن‌مان‌مجال نداده‌ام. آنچه بين ما مانده فرزندان ماست‌و آن بسته زنج آور كه براي محكوم كردن من‌فرستاده‌است. امروز تنها نشان از گذشته نام‌اوست، اما زود فهميدم كه (كاترين دوميل‌) كمتراز آنچه بود كه مي‌نمود. چهره‌اي پنهاني پشت‌ ظاهرش نهفته بود: چهره‌اي ترس خورده، ناايمن‌و بزدل.
در سال ۱۹۳۶ كه از آمريكاي لاتين برگشت، ازدواجش سرنگرفته بود. من از اين فرصت‌استفاده كردم تا با او باشم، بي‌آنكه به بهايش فكركنم. رفته بود تا با يك كلمبيايي وصلت كند، امارابطه به بن‌بست رسيده بود. هرگز از دليلش‌ سر در نياوردم و به فكر پرسيدن هم نبودم. مگر من‌كي بودم كه از روياي كلمبيايي كاترين بپرسم‌؟
وقتي بار ديگر كاترين پيدايش شد، سرنوشت‌مرا به بازي در يكي ديگر از توليدات سيسيل ب.دوميل - حماسه بي‌باكانه (دزد دريايي) كشاند.مرا براي بازي در نقش اصلي فيلم، يعني (ژان‌لافيت‌) در نظر گرفته بوند، اما دوستان و خانواده‌مي‌خواستند مرد بزرگ را از به كارگرفتن من‌منصرف كنند. دوميل مثل بيشتر تهيه‌كنندگاني كه‌ديگر نمي‌توانند صاحب‌نظر باشند، همه را به اتاق‌برنامه‌ريزي خصوصي خود دعوت مي‌كرد تانمونه‌هاي آزمايشي بازيگران را بررسي كند.بعدها فهميدم كه كاترين يكي از مخالفان من بود و(كلارك گيبل‌) را براي اين نقش پيشنهاد كرد. به‌نظرش من براي نقش راهزني چنين پرمايه زيادي‌جوان بودم و شايد هم حق داشت.
 
منابع
 
Anthony Quinn by Silvia Garcia Jerez and Miguel J. Payan, Dastin Export S.L. Press, 2004
Anthony Quinn's Eye: A Lifetime of Creating and Collecting Art by Donald Kuspit, Jay Parini, and Tom Roberts, W. W. Norton & Company Press, ۲۰۰۴

 


آلن دلون

سه شنبه 18 مهر 1391
11:26
alihoveida

کهن سالی  میان سالی جوانی

 

 آلن دلون

 

زمینه: فعالیت بازیگر
 
ملیت: فرانسوی  / سوئیسی 
 
تولد: ۸ نوامبر ۱۹۳۵ (میلادی)
 
محل تولد: سو، نزدیک پاریس فرانسه
 
همسر(ها):  ناتالی کانوواس ۱۹۶۸-۱۹۶۴ رزالی وان بیرمن ۲۰۰۱-۱۹۸۷
 
شریک(های): زندگی رومی اشنایدر (نامزد)
 
فرزندان: آنتونی (از همسر اول) آنوشکا و فابیانی (از همسر دوم)
 
آلن دلون (به فرانسویAlain Delon) بازیگر مشهور فرانسوی، و زاده ۸ نوامبر سال ۱۹۳۵ است. وی در طول زندگی حرفه‌ای خود با کارگردان‌های شناخته‌شده‌ای همچون لوکینو ویسکونتی، ژان لوک گودار، ژان پیر ملویل، میکل‌آنجلو آنتونیونی و لویی مال کار کرده است و افتخار دریافت جوایز معتبر سینمایی مانند جایزه سزار را داشته است.دلون در ایران با صدای خسرو خسرو شاهی شناخته شده است و تنها صدایی است که با استقبال سینماروها روبرو شده است. البته در سالهای دور مرحوم کاوس دوستدار، منوچهر زمانی، محمود قنبری و ژرژ پطرسی نیز بجای او صحبت کرده اندکه در دوبله مجدد آن آثار خسروشاهی حرف زده است.
آلن دلون از سال ۱۹۹۹ در کشور سوییس ساکن است.
 
زندگی‌نامه 
 
آلن دلون (زاده ۸ نوامبر سال ۱۹۳۵) در دهکده‌ای به نام «سو» در حوالی پاریس به دنیا آمد. نام پدرش "فایبان" و مادرش "ادیت" بود. زمانی که آلن ۴ سال بیشتر نداشت پدر و مادرش از هم جدا شدند و به ناچار سرپرستی اش به خانواده‌ای دیگر واگذار شد. او در خانه‌ای رشد کرد که روبه روی یک زندان بود و آلن با بچه‌های نگهبان زندان هم‌بازی بود. پس از چند سال پدر و مادر خوانده‌اش بر اثر حادثه‌ای کشته شدند و وی دوباره تحت سرپرستی مادرش که با یک قصاب محلی ازدواج کرده بود قرار گرفت. او در دوران کودکی به دوچرخه سواری، فوتبال و رفتن به سینما علاقه وافری داشت. او دوران تحصیلی خود را در مدارس کاتولیک گذراند و از آنجا که پسر شلوغی بود چندین بار از مدرسه اخراج شد و در ۱۵ سالگی به کلی درس و تحصیل را ترک کرد پس به ناچار ناپدری‌اش او را به مغازه قصابی برد تا این حرفه را به او بیاموزد اما آلن هیچ علاقه‌ای به این حرفه نداشت و در سن ۱۷ سالگی خانه را ترک کرده و به ارتش پیوست.
وی در ارتش در یگان تفنگداران دریایی به عنوان چترباز به خدمت ادامه داد و در سال ۱۹۵۴ در جنگ هند و چین حضور داشت. او دوران خدمت خود را در ارتش با اشتیاق ادامه داد. او در مورد خاطراتش در آن زمان می‌گوید: «در آنجا دوستانی پیدا کردم، کسانی که با آنها حرف می‌زدم و به حرف‌هایم گوش می‌دادند».
آلن در ۱۹۵۶ از خدمت ترخیص شد و به عنوان باربر و سپس نیز به عنوان پیش‌خدمت در کافه‌های مختلف پاریس به کار پرداخت. او درآمد ثابتی نداشت و مستقل از خانواده‌اش زندگی می‌کرد. طی همین مدت با بسیاری از بازیگران که در کافه‌های محل کارش رفت و آمد داشتند آشنا شد. یکی از بازیگران ژان کلود بریالی بود. آنهایی که درباره زندگی او تحقیق کردند می‌گویند که او با دنیای زیر زمینی جنایتکاران در ارتباط بوده و مدتی هم با آنها زندگی می‌کرد. این دو دوست در سال ۱۹۵۷ تصمیم گرفتند با هم به جشنواره فیلم کن بروند. این تصمیم زندگی آلن را برای همیشه تغییر داد. آلن که یک آدم معمولی بود و هیچ گونه تجربه بازیگری نداشت و آن شب هم با یک دست لباس کرایه‌ای به جشنواره رفته بود اما پس از بازگشت از جشنواره به یک فوق‌ستاره تبدیل شده بود. چهره فوق‌العاده جذاب او در آن مجلس کاملاً سرآمد همگان بود در آنجا بود که کارگردانان مختلف به سراغ او آمدند. او بیشتر در نقش دزد و یا آدمکش اجیر شده بازی می‌کرد.
در دهه ۱۹۷۰ علاوه بر بازی در فیلم، دومین کمپانی تولید فیلم خود را تأسیس کرد و به جمع آوری ثروت پرداخت. وی دیگر یکی از ثروتمندان جهان بود و فیلم‌هایی که او تهیه می‌کرد با آرم AD بودند. او سپس یک شرکت هواپیمایی تأسیس کرد و بخشی از ثروت خود را در زمینه مورد علاقه‌اش یعنی جمع آوری آثار هنری و پرورش اسب‌های مسابقه سرمایه گذاری کرد. گنجینه شخصی او کم‌نظیر است و صاحب عتیقه‌هایی است که بسیاری از آن‌ها در موزه‌ها به نمایش گذاشته شده است. او در دههٔ ۱۹۸۰ به سوئیس نقل مکان کرد تا بر عملکرد شرکتی که محصولاتش را به نام «آلن دلون» به فروش می‌رساند نظارت بهتری داشته باشد. دفتر این شرکت در شهر ژنو در کشور سوییس است.
زندگی خصوصی آلن دلون
اولین نامزد او «رومی اشنایدر» بازیگر معروف بود که قبل از آنکه کارشان به ازدواج کشیده شود از هم جدا شدند. «آلن دلون» سپس در سال ۱۹۶۴ با «ناتالی کانوواس»ازدواج کرد و از او صاحب یک پسر به نام «آنتونی» شد. در سال ۱۹۶۹ این دو از هم جدا شدند. اما یک حاثه مهم در زندگی آلن در سال ۱۹۶۸ به وقوع پیوست. در این سال جسد «استفن مارکوویچ» در گاراژ خانهٔ وی پیدا شد. شایعات حاکی از آن بود که آلن دلون وی را به دلیل علاقه به «ناتالی» کشته. به هر حال هیچ گاه زاویه تاریک آن قتل روشن نشد و آلن هم تبرئه شد. آنتونی در حال حاضر بازیگر سینما است اما هنوز نتوانسته مانند پدرش معروف شود. البته او تا حدی شبیه پدرش است اما مانند او جذابیت ندارد. خود دلون هم می‌گوید: «پسرم با من متفاوت است».
آلن دلون در سال ۱۹۹۰ در سن ۵۶ سالگی با یک مانکن آلمانی به نام «رزالی وان بیرمن» ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام «آنوشکا» و پسری به نام «فابیانی» شد. آلن در سال ۱۹۹۸ در فیلم «نیمه شانس» در کنار «ژان پل بلوموندو» بازی کرد و سپس اعلام بازنشستگی کرد و گفت: «من در اکثر فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام یا دزد بوده‌ام یا پلیس، اما جالب این است که فرقی نمی‌کرده است که چه کاره بوده‌ام، در همهٔ فیلم‌ها تنها بوده‌ام. نمی‌دانم اما فکر می‌کنم کارگردان‌ها و حتی تماشاگران همیشه دوست دارند مرا تنها ببینند».
 
فیلم‌شناسی

 

 


جورج کلونی

سه شنبه 18 مهر 1391
11:10
alihoveida

 جورج کلونی

نام اصلی: جورج تیموتی کلونی

ملیت: ایالات متحده آمریکا
 
تولد:۶ مهٔ ۱۹۶۱ ‏(۵۱ سال)
 
محل تولد: لکزینگتون، ایالت کنتاکی
 
پیشه: بازیگر، نویسنده و کارگردان
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۷۸ تا کنون
 
همسر(ها):تالیا بالسام (۱۹۹۳ - ۱۹۸۹)
 
جورج تیموتی کلونی (به انگلیسیGeorge Timothy Clooney) (زادهٔ ۶ مه، ۱۹۶۱ در ایالت کنتاکیبازیگر، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه کننده وکارگردان آمریکایی برندهٔ جایزه اسکار و گلدن گلوب است
 
زندگی شخصی 
 
جورج کلونی یک ایرلندی-آمریکایی و متولد لکزینگتون در ایالت کنتکاکی در ایالات متحده است. پدربزرگ وی، نیکلاس کلونی، به همراه خانواده اش، از ایرلند به ایالات متحده مهاجرت کرده است...
مادر وی نینا بروس، مدل و ملکه زیبایی سابق امریکایی و پدرش نیک کلونی یک روزنامه نگار و مجری تلویزیون و سیاستمدار آمریکایی میباشد.
جورج کلونی یک بار ازدواج کرده‌است و همسر او هنرپیشه آمریکایی تالیا بالسام بود. وی هم‌چنین یک رابطه پیوسته/گسسته پنج‌ساله با مدل بریتانیایی لیزا اسنودان داشت. او مسیحی و از پیروان کلیسای کاتولیک رم میباشد.
 
فعالیت ها
در ۱۸ ژانویه ۲۰۰۸، سازمان ملل متحد جورج کلونی را عنوان یکی از سفیران صلح خود برگزید.[۱]
وی تلاش‌های بشردوستانه گوناگونی نیز انجام می‌دهد از جمله کوشش برای چاره‌یابی نزاع دارفور، گردآوری پول برای قربانیان زمین‌لرزهٔ ۲۰۱۰ هائیتی و ساخت فیلم‌های مستند هم‌چون «شن و اندوه» برای افزودن آگاهی در مورد بحران‌های جهانی.
 
فیلمشناخت
 
بازیگر 
کارگردان
جوایز 
کلونی به دفعات نامزد و برنده جایزه های اسکار، امی، گلدن گلوب، بافتا و ... شده است. موارد زیر شرح تعدادی حضور او در چند جایزه معدود سینمایی است.

 
جوایز جورج کلونی
 
بازیگران برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
 
بازیگران برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
 
بازیگران برنده جایزه ساترن نقش اول مرد

 


دنیل رادکلیف - هری پاتر

سه شنبه 18 مهر 1391
9:42
alihoveida

 نام : دانیل راد کلیف

نام  اصلی : دانیل جاکوب راد کلیف

تاریخ تولد : 23 جولای 1989

محل تولد : فولهام ،لندن ،انگلستان

دنیل جیکوب ردکلیف (به انگلیسیDaniel Jacob Radcliffe) (زاده ۲۳ ژوئیه ۱۹۸۹ در فولام، لندن) یک بازیگر انگلیسی است که برای بازی در نقش هری پاتر در سری فیلم‌های هری پاتر شناخته شده‌است. این فیلم‌ها از روی سلسله رمان‌هایی به همین نام ساخته شده که توسط جی کی رولینگ نوشته شده‌است.

زندگی نامه 
کودکی 
دنیل تک فرزند آلن ردکلیف و مارسیا گریشام (یک بازیگردان که در چند فیلم از بی بی سی نیز همکاری داشته‌است) است. در سن ۵ سالگی علاقه خود را به بازیگری ابراز کرد. در دسامبر سال ۱۹۹۹ اولین فیلم خود را در برای بی بی سی در نقش دیوید کاپرفیلد اجرا کرد.
فعالیتها
در سال ۱۹۹۹ او برای بازی در سری فیلم‌های هری پاتر انتخاب شد که از روی داستان موفقی از جی کی رولینگ نوشته شده بود. اولین فیلم اوهری پاتر و سنگ جادو سال بعد از آن نمایش داده شد که از نظر مالی نیز موفقیت‌آمیز بود.
در سال ۲۰۰۱ در فیلم هری پاتر و تالار اسرار در همین نقش دوباره ظاهر شد. او همین نقش را در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ در فیلمهای هری پاتر و زندانی آزکابان و هری پاتر و جام آتش ادامه داد که در تمام دنیا موفقیتی دیگر در سری فیلم‌های هری پاتر بود.
فیلم دیگر ردکلیف هری پاتر و محفل ققنوس است که در سال ۲۰۰۷ به نمایش عمومی درآمد. جدیدترین و در واقع آخرین نسخه از سری هری پاتر در دو قسمت با نام یادگاران مرگ به نمایش درآمد قسمت اول در سال ۲۰۱۰ و قسمت دوم در سال ۲۰۱۱
زندگی شخصی
دنیل رادکلیف دوران ابتدایی را در مدرسه خصوصی ساسکس درس خوانده‌است و در حال حاضر (سال ۲۰۰۶) در مدرسه همگانی شهر لندن (public City of London School) به ادامه تحصیل مشغول است. او از دو سگ به نامهای بینکا و ناگت نیز نگهداری می‌کند. البته در سال‌های ۲۰۰۷ هم به عنوام ثروتمدترین نوجوان انگلیس شناخته شد.
او گیتار باس می‌نوازد و از طرفداران سبک راک است و به گروه‌های بیتلز و آرکتیک مانکیز (The Arctic Monkeys) گوش می‌دهد. همینطور که از طرفداران کلوب فوتبال فولهام است از تماشای مسابقات ماشین رانی فرمول یک نیز لذت می‌برد. او برای گذراندن، تنیس روی میز و بازی رایانه‌ای همراه دیگر دوستانش استفاده می‌کند. هم اکنون، درآمد او در حدود ۳۰ میلیون پوند است که یکی از پولدارترین جوانان انگلستان است. دنیل در مکانی به نام خانه دلمزا عضو است تا طرفدارانش به جای کادو تولد به این مرکز کمک کنند.
او به تازگی اعلام نموده‌است که از کودکی دچار بیماری دیسپراکسیا بوده است
جایزه ها
نامزد 
۲۰۰۶
۲۰۰۵
۲۰۰۴
۲۰۰۳
  • Best Young Actor (SyFy Portal's SyFy Genre Awards)
  • Best Actor (Roadshow Cinema Grand Prix Awards, ژاپن)
  • Best Junior Achiever (for viewers' favorite under-21 guest on the show Relly Awards)
۲۰۰۲
۲۰۰۱
برنده 
۲۰۰۶
۲۰۰۵
۲۰۰۴
۲۰۰۳
  • Best Young Actor (SyFy Portal's SyFy Genre Awards)
  • Best Actor (Roadshow Cinema Grand Prix Awards, ژاپن)
  • Best Junior Achiever (for viewers' favorite under-21 guest on the show Relly Awards)
۲۰۰۲
۲۰۰۱


مارلون براندو

دو شنبه 17 مهر 1391
18:57
alihoveida

مارلون براندو

 نام :مارلون براندو

 
تاریخ تولد : سوم آپریل 1924
 
محل تولد : اوهامای نبراسکا
 
تاریخ فوت : جولای 2004
 
مارلون براندو (به انگلیسیMarlon Brando) (تولد: ۳ آوریل، ۱۹۲۴ - درگذشته: ۱ ژوئیه، ۲۰۰۴بازیگر آمریکایی برندهٔ جایزه اسکار و ستایش شده‌ترین بازیگر تاریخ سینمای جهان است.
مارلون براندو ساعتی پس از نیمه شب سوم آوریل ۱۹۲۴ در اوماها در ایالت نبراسکا به دنیا آمد. او یکی از تاثیرگزارترین بازیگران تاریخ سینما است. بسیاری بهترین نقش او را پدر خوانده می‌دانند. این بازیگر آمریکایی در بین بسیاری از علاقمندان به سینما و منتقدان به عنوان «بهترین بازیگر تاریخ سینما» شناخته می‌شود.آنچنان که خودش بیان کرده هرگز فکر نمی کرده در جهان سینما به چنین شهرتی برسد و می گوید همه چیز اتفاقی شد.او در دوران نوجوانی به اجبار پدر وارد آکادمی نظامی شد ، ولی آن را نیمه تمام گذاشت و بعد ها به آکادمی بازیگری استلا آدلر (زنی که تا کنون یکی از بزرگترین استادان بازیگری مخصوصا در رشته تاتر شناخته می شود) رفت ، و سپس به تاتر برادوی راه یافت.در واقع بیشتر بازیگران بزرگ هالبوود مدتی را در تاتر برادوی خاک خورده اند.با نمایش اتوبوسی به نام هوس که بعد ها در فیلم آن را نیز نقش آفرینی کرد نامش سر زبانهاافتاد.همچنین بنا به گفته خودش نقد هایی که بعد از تاتر اتوبوسی به نام هوس در روزنامه ها نوشته شد یکی از دلایلی هست که او در تمام عمر خود رابطه ی خوبی با روزنامه ها و مجلات نداشت ، روزنامه ها در مورد این نمایش که مارلون در آن نقش یک مرد نظامی بی احساس و وحشی خوی را بازی میکرد نوشته بودند که مارلون براندو در حقیقت شخصیت خود را در این نمایش به صحنه برده است. اون بعد از سه سال پیایی بازی در نمایش اتوبوسی به نام هوس بالاخره قراردادهایی با کمپانی های سازنده فیلم نوشت و در اولین فیلم سینمایی اش به نام مردان که در آن نقش یک سرباز جانباز را بازی میکرد ظاهر شد. او خیلی زودتر از هر کسی در جهان سینما راه خود را به سوی ترقی و شهرت باز کرد و طی سالها نقش آفرینی در مقابل دوربین همیشه به سلطان صحنه ها مشهور بود
آثار به یادماندنی 
از فیلم‌های مشهوری که وی در آن‌ها ایفای نقش کرده‌است می‌توان به آثار زیر اشاره کرد
جوایز
فیلم‌ها 
سال نام فیلم نقش توضیحات
۱۹۵۰ مردان کن
۱۹۵۱ اتوبوسی به نام هوس استنلی کوالسکی نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
۱۹۵۲ زنده باد زاپاتا! امیلیانو زاپاتا بفتا، گلدن گلوب، جشنواره کن نامزد جایزه اسکار
۱۹۵۳ جولیوس سزار مارک آنتوان نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
بهترین بازیگر خارجی از بفتا
وحشی جانی استرابلر (راوی)
۱۹۵۴ در بارانداز تری مالوی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام
بهترین بازیگر خارجی از بفتا
دزیره ناپلئون بوناپارت
۱۹۵۵ مردان و عروسک‌ها اسکای مسترسون
۱۹۵۶ چایخانه ماه اوت ساکینی نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی
۱۹۵۷ سایونارا سرگرد لوید گروور نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
۱۹۵۸ شیرهای جوان ستوان کریستین دیستل
۱۹۵۹ نسل فراری والنتین هاویر
۱۹۶۱ سربازهای یک چشم ریو همچنین کارگردان
۱۹۶۲ شورش در کشتی بونتی ستوان فلچر کریستین
۱۹۶۳ آمریکایی زشت مک‌وایت سفیر آمریکا نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام
۱۹۶۴ داستان وقت خواب فردی بنسون
۱۹۶۵ موریتوری رابرت کرین
۱۹۶۶ آپالوزا مت فلچر
تعقیب کلانتر کلدر
۱۹۶۷ کنتسی از هنگ کنگ آگدن میرز
انعکاس در چشمان طلایی سرگرد ولدان پندرتون
۱۹۶۸ کَندی گراندل
شب روز بعد شوفر
۱۹۶۹ بسوزان! سر ویلیام واکر
۱۹۷۲ شب‌روها پیتر کوینت نامزد بهترین بازیگر از بفتا
پدرخوانده ویتو کورلئونه جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام
نامزد بهترین بازیگر از بفتا
آخرین تانگو در پاریس پل نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
۱۹۷۶ آب بندهای میسوری رابرت لی کلیتون
۱۹۷۸ سوپرمن جورِل
۱۹۷۹ اینک آخرالزمان کلنل والتر کولتز
۱۹۸۰ فرمول آدام استیفل
۱۹۸۹ فصل سفید خشک یان مک‌کنزی نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
نامزد جایزه بفتا
۱۹۹۰ تازه کار کارمین ساباتینی
۱۹۹۲ کریستوف کلمب: اکتشاف توماس دی تورکامادا
۱۹۹۵ دون خوان دمارکو دکتر جک میکلر
۱۹۹۶ جزیره دکتر مورو دکتر مورو
۱۹۹۷ شجاع مک‌کارتی
۱۹۹۸ پول بادآورده واردن سورنسن
۲۰۰۱ امتیاز مکس
جملات قصار 
ترجیح می دهم روی موتور سیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه در کلیسا باشم و به موتور سیکلتم فکر کنم
 

جیم کری

دو شنبه 17 مهر 1391
17:33
alihoveida

 

 
نام اصلی جیمز یوجین "جیم" کری
زمینه فعالیت سینما
ملیت Flag of Canada.svg کانادا
Flag of the United States.svg 
ایالات متحده آمریکا
تولد ۱۷ ژانویهٔ ۱۹۶۲ ‏(۵۰ سال)
نیومارکت، اونتاریو، کانادا
پیشه بازیگر، کمدین
سال‌های فعالیت ۱۹۷۹ تا کنون
همسر(ها) ملیسا وومر (از ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۵)
لائورن هولی (از ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۷)
وب‌گاه رسمی www.jimcarrey.com

 

جیمز یوجین "جیم" کری (به انگلیسیJames Eugene "Jim" Carrey) (زاده ۱۷ ژانویه ۱۹۶۲) هنرپیشه و کمدین کانادایی-آمریکایی است. وی ۲ بار برنده جایزه گلدن گلوب برای فیلم‌های نمایش ترومن و مردی روی ماه شده‌است.
زندگینامه 
جیم کری با نام «جیمز یوجین کری» به‌دنیا آمد. پدرش ساکسیفونیست جاز بود و به همین دلیل از کودکی در نمایش‌ها و برنامه‌های کمدی حضور داشت. با بی کاری پدرش وضعیت خانواده نا مساعد شد و وی مجبور شد بعد از مدرسه در یک کارخانه کار کند. به همین دلیل دبیرستان را رها کرد و پس از مدتی کارگری در ۱۹ سالگی از تورنتو به لس آنجلس نقل مکان کرد.
در هالیوود مدتی اجراهای کمدی تک نفره را در کلوب‌های شبانه تجربه کرد و آرام آرام وارد سینما شد.
تا یک دهه پس از انجام فعالیت‌های سینمایی نقش مهمی را بدست نیاورد. در اولین فیلمهایش هیچ نشانی از استعدادهای نمایشی خود بروز نداد و در سالهای بعد شاید مهمترین فیلم کارنامه‌اش پگی سو ازدواج کرد از فرانک کوپولا باشد که نقش حاشیه‌ای را در آن بعهده داشت. تا پایان سال ۱۹۹۲ جمعا در هشت فیلم و چند مجموعه تلوزیونی ایفای نقش کرد و در بعضی از آنها با نام جیمز کری ظاهر شد.
اما «ایس ونچورا» پایان این دوره از فعالیت‌هایش بود. در این فیلم شادیاک جیم کری هم یکی از سه فیلمنامه‌نویس بود و نقش نخست را نیز بر عهده داشت و برای هر دو این کار تنها ۳۵۰ هزار دلار دستمزد گرفت.
در اینجا بود که برای نخستین بار قابلیت‌های فراوان کمدی‌اش را به نمایش گذاشت و همین سبب شد با دستمزد کمی بیشتر نقش اول فیلم ماسک را از آن خود کند.
نمایش این دو فیلم در فاصله‌ایی کوتاه و فروش بالای هردو کری را تبدیل به یک ستاره کرد. برای احمق و احمق‌تر در همان سال ۷ میلیون دلار دستمزد گرفت و با قبول نقش ریدلر در فیلم همیشه بتمن که قبلا توسط رابین ویلیامز رد شده بود نشان داد که می‌خواهد متفاوت نیز باشد. در ۱۹۹۵ با نمایش قسمت دوم «ایس ونچورا» محبوبیتش بیشتر شد. در همین سال پس از هشت سال زندگی با «ملیسا وومر» که پیشخدمتی ساده بود از وی طلاق گرفت و یک سال بعد با لورن هالی همبازی‌اش در احمق و احمق‌تر ازدواج کرد که این هم یکسالی بیشتر دوام نیاورد.
پس از موفقیت ۴ کمدی پی در پی‌اش برای فیلم «نصب کننده تلویزیون کابلی» (مرد کابلی) ۲۰ میلیون دلار دستمزد گرفت تا لقب گرانترین ستاره کمدی را از آن خود کند.
شکست تجاری «نصب کننده...» که بیشتر بدلیل چرخش او از طنز سطحی به طنز تلخ بود بلافاصله با فیلم «دروغ گو دروغ گو» با همان چهره قبلی جیم کری دوباره موقعیت کاری او را مستحکم کرد.
پس از این فیلم نشان داد که جایگاهی که در آن قرار گرفته‌است راضی‌اش نمی‌کند و سعی فراوانی کرد تا در فیلم کارگردان‌های مطرح تر ظاهر شود و حاصل این تلاش بازی در نمایش ترومن از پیتر ویر بود که با شکستن دستمزدش به آن رسید.
نقش آفرینی کری در این فیلم خیره کننده بود و جایزه گلدن گلوب را برایش به ارمغان آورد. در دو فیلم بعدی او یعنی «مردی در ماه» و فیلم «من، خودم و آیرین» نیز خوب ظاهر شد و برای «مردی در ماه» دوباره جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد و با دومی نیز محبوبیت بیشتری در بین سینماروها و صاحبان کمپانی‌ها بدست آورد.
از آغاز فیلم‌برداری «من، خودم و آیرین» با همبازی‌اش رنی زلوگر رابطه‌ایی نزدیک داشت که تا آستانه ازدواج هم پیش رفت اما جنجال‌ها و حواشی رسانه‌ایی سبب شد این ازدواج منتفی شود.
اگر جری لوییس جایگزین ستاره‌های کمدی سینمای صامت بود جیم کری هم همان خصوصیات را از وی به عاریت گرفت و به آنها روح زمانه و سینمای مدرن دهه ۱۹۹۰ را دمید. در کمدی‌های جیم کری پرده دری‌های اخلاقی و شوخی‌های گاه وقیح به شلوغی و طنز بزن و بکوب جری لوییس و هم دوره‌هایش اضافه شده‌است.
در سالهای پایانی دهه ۱۹۹۰ کری سعی فراوانی کرد تا تنها یک کمدین موفق در گیشه نباشد. پذیرفتن نقش «ریدلر» در «همیشه بتمن» که نه نقش اول بود و نه دستمزد بالایی داشت و بعد از «نصب کننده تلویزیون کابلی» و عدم موفقیت هردو او را نا امید نکرد و با بازی در «نمایش ترومن» و «مردی در ماه» به آن هدف خود رسید.
هر چند در این سالها آکادمی، او را حتی شایسته دریافت کاندیدایی اسکار هم ندانست اما او هم از سوی کانون‌های منتقدان و هم از سوی جشنواره‌ها و هم در مراسم اهدای جوایز سالیانه مورد تقدیر قرار گرفت.
با بازی در فیلم خیره کننده «درخشش ابدی یک ذهن پاک» تجربه جدیدی را پشت سر گذاشت و نشان داد که در غیر کمدی نیز می‌توانند خوش بدرخشد.
کری با دو چهره متفاوت و حرکات مخصوص به خود در آسمان سینمای امروز ستاره‌ای محبوب است و همین دو چهره باعث می‌شود وی بازیگر مطرحی در سینمای معاصر به شمار آید.
فیلم‌شناسی


 جوایزجیم کری
بازیگران برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
بازیگران برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
بازیگران برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
جایزه سینمایی ام‌تی‌وی برای بهترین بوسه
چپ‌دستان سرشناس

 


الیور نورل هاردی

دو شنبه 17 مهر 1391
17:26
alihoveida

 بیوگرافی الیورنورل هاردی

نام : الیور نورل هاردی

محل تولد :هارلم جورجیا

تاریخ تولد :18 ژانویه 1892
 
تاریخ مرگ:7 آگوست 1957 در سن 65 سالگی
 
الیورنورل هاردی در 18 ژانویه 1892 در هارلم جورجیا به دنیا آمد مادر و پدرش اسکاتلندی بودند ،پدر الیور هاردی در جنوب جورجیا سر کارگر خطوط راه آهن بود  و راه اندازی خطوط بین شهرهای جورجیا را به عهده داشت . او در سال 1890 با امیلی مادر الیور که بیوه بود ازدواج کرد که در واقع دومین ازدواجش بود. امیلی 4 فرزند داشت که با ورود الیور جمع بچه ها به 5 رسید . الیور در کودکی بسیار شیرین و با مزه بود . خواهر و برادرهای نا تنی اش او را دوست داشتند و او را نورل خطاب می کرند . وقتی 10 ماهه بود در 23 نوامبر 1892 پدرش به طور ناگهانی از دنیا رفت و مادرش زندگی را به تنهایی اداره می کرد . لذا برای سیر کردن  شکم بچه ها در یک هتل در جورجیا مشغول به خدمتکاری شد.اما بد شانسی آورد و اخراج شد و به ناچار همراه خانواده به سوی آتلانتا حرکت کردند و به امید یافتن کار در آنجا سکنی گزیدند . امیلی خوشبختانه توانست در یکی از هتلهای آتلانتا کار بیابد . نورل همیشه دنبال مادرش بود زیرا کوچکترین عضو خانواده به شمار می رفت . او از کودکی به آواز خوانی علاقه داشت . در هتلهایی که مادرش کار می کرد ، آواز می خواند . صدای دلنشینی هم داشت.او مهمانان و مسافران هتل را سرگرم می کرد و آن ها هم برای تشویق او پول یا هدیه می دادند. وقتی امیلی علاقه و استعداد او را دید  نورل 8 ساله را در مدرسه موسیقی آتلانتا ثبت نام کرد.
نورل علاوه بر موسیقی به ارتش و نظامی گری علاقه مند بود . او می خواست وارد ارتش شود اما خواهر ناتنی اش الیزابت او را تشویق کرد تا در همان مدرسه موسیقی بماند. او تا سال 1910 در مدرسه موسیقی به تحصیل پرداخت . در آن زمان نادرش در هتل بالدوین سرپرست خدمتکاران شده بود.
 
 
 
نورل در یک تئاتر متحرک (سینمای ابتدای آن زمان ) مسئول راه اندازی  و پروژکتور شد . همچنین آواز هم می خواند به دلیل داشتن صدای صاف و دلنیشینش  عضو گروه آماتوری به نام قرن بیستم شد . همان زمات نام الیور را که نام پدرش بود برای خود گزید . اما خانواده اش او را نورل صدا می کردند. مادرش از اینکه می دید فرزندش در موسیقی موفق است خوشحال بود.
مادرش می گفت :نورل کودکی بیش نبود که با هم نزدیک فال بین رفتیم . فال بین به او گفت روزی فرا  رسید که نامت آوازه جهان خواهد شد. تو به زودی محبوب همگان در سراسر عالم می شوی.
او در سال 1913 به فلوریدا رفت و در چند فیلم کوتاه بازی کرد و همچنین در کلوب های شبانه نمایشهایی همراه با آواز و رقص برگزار می کرد.
او در سن 21 سالگی با مادلین سالوشین آشنا شد .او نیز آواز خوان اپرا و نوازنده پیانو بود ،به این ترتیب اولین ازدواجش صورت گرفت.
مدتی در فلوریدا زندگی می کرد و لقب babe  را بر خود گذاشت او در این زمینه  چنین نظری داشت در فلوریدا وقتی در تئاتر کار می کردم ،برای کوتاه کردن موهایم  به یک سلمانی نزدیک محل کارم می رفتم صاحب سلمانی یک مرد ایتالیایی بود که با لهجه خاصی انگلیسی حرف می زد . با هم دوست شده بودیم . او وقتی موهایم را کوتاه می کرد و صورتم را اصلاح می نمود به من می گفت nice babe یعنی خوب شدی بچه . از همان زمان دوستانم مرا بچه صدا می زدند .
الیور قد بلند و درشت هیکل بود 185 سانتی متر و قد و 136 کیلو وزن داشت. به  گفته خودش خانواده اش درشت هیکل بودند. او با قیافه ای بشاش و خنده رو ،صورتی گشت آلود و شکمی بزرگ می توانست کمدین خوبی باشد .اما هیچگاه نمی توانست در نقش های منفی بازی کند زیرا صورتی مهربان و خونگرم داشت.
الیور در فلوریدا متولد شد. او در سال 1916 در به نیوجرسی سفر کرد و در کمپانی فیلم سازی کینگ بی استخدام شد و به همراه گروه فیلم سازان به کالیفرنیا رفت تا در آنجا فیلم بازی کند . او در سال 1919 در جنوب کالیفرنیا سکنی گزید و فیلم های تجاری بازی کرد . در همانجا بود که به طور اتفاقی با استن لورل آشنا شد و به دلیل متضاد بودن اندامش توانستند در کنار یکدیگر طنز پردازان خوبی باشند و مورد توجه قرار گیرند.لذا آن دو در فیلم سگ خوش شانس در واقع اولین فیلم شان بازی کردند و مورد تشویق مردم قرار گرفتند.
این فیلم نقطه عطفی برای آشنایی این دو یکدیگر شد.این دو فهمیدند بهتر است در کنار هم به خلق فیلم های کمدی بپردازند.
الیور با همسرش اختلاف سلیقه داشت لذا در سال 1921 از هم جدا شدند و با میرتل لی آشنا شد و ازدواج دومش پذیرفت. در سال 1926 الیور و استن یک قرار داد طولانی مدت با استودیوی هال روچ در هالیوود امضا کردند که سوپ اردک دومین فیلم شان بود. تا سال 1929 آن دو کمدین در 13 فیلم خلق کردند . بعضی از فیلم هایشان صامت بود . متاسفانه الیور در دومین  ازدواجش هم شانس نیاورد . میرتل زنی بی بند و بار و شراب خوار بود و بیشتر وقتش را در کافه ها می گذراند. از این رو الیور تصمیم به جدایی گرفت. او در آن زمان با ویولا مورس آشنا شد در سال 1931 استن و الیور در فیلم ما را ببخشید بازی کردند.
در سال 1932 فیلم جعبه موسیقی را ساختند و هنر نمایی نمودند.این فیلم به دلیل بازی طبیعی و بی نظیر کمدی استن و لورل جایزه اسکار را دریافت کرد.
از سال 1926 تا آن زمان لورل و استن بی وقفه در کنار هم کار کردند. 7 سال کار پر در پی آن دو را خسته و تصمیم گفتند به سفر بروند.الیور به انگلیس رفت و از آنجا به اسکاتلند . سرزمین پدرش سفر کرد . او علاقه ای خاصی به بازی گلف داشت . او در مدت سفرش توانست مدتی به ورزش گلف بپردازد . میرتل خود را به الیور رساند و تلاش کرد که رضایت او را جلب کند و با هم آشتی کنند . الیور هم به شرط اینکه میرتل دست از میخوارگی  بردارد. زندگی مشترکشان را از سر گرفتند و با هم یک کشتی بخار به نیویورک رفتند. الیور در طی سفرش مورد استقبال مردم به ویژه خبرنگاران قرار گرفت . او فهمیده بود که دیگر یک ستاره سینما کمدی شده است.و از این موضوع خوشحال بود او به هر شهری که می رسید جمعیت زیادی برای دیدنش می آمدند و او را تمجید می کردند. مسافرت الیور 6 هفته به طول انجامید . او در این سفر متوجه شد که چه قدر به استن  لورل علاقه دارد و نمی تواند حتی یک لحظه بدون او زندگی کند. در مدت 12 سال کار با یکدیگر یک رابطه صمیمی و دوستانه میانشان به وجود آمده بود.ان دو جدا از همکاربودن مانند دو برادر یکدیگر را دوست داشتند و به هم احترام می گذاشتند.
آن دو روز به روزمیان مردم مشهورتر می شدند و طرفداران زیادی پیدا می کردند به گفته میرتل الیور اصلا حس نمی کرد فردی کمدی باشد اما ذاتا حالنی طنز داشت.
در سال 1935 الیور و استن در چهار فیلم نقش آفریدند . هنوز الیور با میرتل زندگی می کرد اما میرتل به قولش عمل نکرد و دوباره دست به مشروب خواری زد و به مکانهای نامناسب رفت و آمد داشت. مردم او را به عنوان همسر الیور می شناختند و از دیدن او ناراحت می شدند الیور هم شرمنده بود از این رو سرانجام در سال 1937 به طور رسمی از هم جدا شدند.
در سال 1938 به بعد در دو فیلم احمقها در آکسفورد و دو بد شانس در هواپیما را بازی کردند که یکی از جالب ترین فیلم هایشان محسوب می شد.علیرغم اینکه همه فکر می کردند الیور با ویولامورس ازدواج می کنتد اما در سال 1940 هنگام تمرین فیلم احمقها در دریا با لوسیلا هنرپیشه هالیوود آشنا شد و با هم ازدوج کردند و در واقع این ازدواج بهترین ازدواج الیور بود.
استن و الیور همچنان با هم کار می کردند . آن دو با کمپانی فوکس قرارداد بستند و به همراه گروه خود به اروپا سفر کردند . ابتدا به انگلیس رفتند و سپس به پاریس و در آنجا مرود استقبال گردم مردم روبرو شدند.بعد به هلند و در نهایت به سوئد سفر کردند و به هر کجا که پا می گذاشتند شادی و خنده را به ارمغان می آوردند.
در سال 1952 الیو.ر بیمار شد . درد در ناحیه چپ بدنش زندگی را برایش مختل کرده بود . لذار الیور و استن مجبور شدند به آمریکا بازگردند و به این ترتیب مسافرتشان 9 ماه طول کشید. او در می 1954 دچار حمله قلبی شد و پزشکان به او توصه کردند که رژیم غذایی بگیرد.در 14 سپتامبر 1956 دوباره دچار حمله قلبی شد و حالش رو به وخامت رفت  او حتی نمی توانست تکلم کند. در خانه بستری شد لوسیلا در کنارش بود. او در آگوست 1957 دچار چند حمله پی در پی قلبی شد و به حال کما رفت و دیگر چشم باز نکرد. الیور هاردی در 7 آگوست 1957 در سن 65 سالگی دیده از جهان فروبست و او را در باغ والهالا در قسمت شمالی هالیوود در قسمت هنرمندان دفن کردند. در مراسم تدفینش استن لورل بسیار بی تابی می کرد. او بهترین دوست و همکارش را از دست داده بود . البته استن لورل نیز در آن زمان از ناراحتی فلبی رنج می برد و پزشکان او را منع کردند که در مراسم تدفین الیور شرکت کند. اما استن لورا نمی توانست مرگ دوستش را فراموش کند.

ادام سندلر

دو شنبه 17 مهر 1391
17:8
alihoveida

 

 

نام اصلی آدام ریچارد سندلر
ملیت پرچم ایالات متحده آمریکا آمریکایی
تولد ۹ سپتامبر ۱۹۶۶ ‏(۴۶ سال)
نیویورک سیتی
پیشه بازیگر
سال‌های فعالیت تاکنون-۱۹۸۷
همسر(ها) جکی سندلر
فرزندان دو فرزند
وب‌گاه رسمی وب‌گاه رسمی آدام سندلر

 

 

« آدام ریچارد سندلر » در 9 سپتامبر سال 1966 در « بروکلین » نیویورک متولد شد او سومین فرزند خانواده بود . پدرش « استنلی » مهندس و مادرش « جودی » خانه دار بودند . برادر بزرگترش « اسکات » وکیل است و خواهر بزرگترش « الیزابت » داندانپزشک ... خواهر کوچکترین نیز در یک رستوران فعالیت می کند . چند سال پس از تولد « آدام » خانواده به « نیوهمپشایر» نقل مکان کردند .
آدام در سالهای کودکی به دو رشته ورزشی کشتی و بسکتبال و نیز موسیقی علاقه مند بود . در 11 سالگی در عروسی خواهرش الیزابت آواز خواند . او به هنگام نوجوانی با چند تن از دوستانش یک گروه موسیقی راک تشکیل داد .
نگاهی به زندگی خصوصی سندلر
همسر :
آلیشیا سیلو راستون ( 1996 – 1999)
ژاکلین تیتون ( 2002)
فرزند :
سادی مدیسون تیتون
 
آدام فیلم های کمدی را نیز با اشتیاق تماشا می کرد . بازیگر محبوب او « مل بروکس» بود با پایان دوره دبیرستان و با تشویق برادرش اسکات برای اجرای برنامه های کمدیو نمایش های طنز آمیز به کلوب کمدی « بوستون » رفت . به تدریج با تکیه بر قریحه طنز پردازانه و شوخ طبعی خاص خود ، متن نمایشنامه های کمدی را برای اجراء در مراکز مختلف و دانشکده ها می نوشت.
آدام سندلر در سال 1989 مدت کوتاهی با مدیر یکی از شرکتها ی تولیدی لوازم آرایشی با نام « مارگارت رودن» نامزد شد .
آدام در سال 1994 در فیلم « اشغالگران» بازی کرد . فیلم تصویری از تلاش یک گروه موسیقی سه نفره جاز را برای رسیدن به شهرت نشان می داد . یک سال بعد آدام با دریافت یک میلیون و 700 هزار دلار دستمزد در فیلم « بیلی مدیسون » بازی کرد .
آدام سندلر در سه فیلم « خواننده عروسی» « سقا» و « کلیک » با « فرانک کوراسی» بع عنوان کارگردان همکاری کرده است . آدام نوشتن فیلمنامه و تهیه کنندگی آثارش را خود برعهده دارد . او برای بسیاری از فیلم های خود آهنگ و ترانه هایی تصنیف کرده و در سالهای اخیر به دنبال تثبیت جایگاهش به عنوان سلطان کمدی است .
مدل موهای این بازیگر اغلب مورد تمسخر مجلات مد است . عده ای از منتقدین سینمایی نیز او را « دلقکی بی استعداد » می دانند . اما او تلاشی برای از بین بردن این تصویر ندارد و می گوید : « بعد از عمل جراحی لیزری بر روی چشم ، تازه فهمیده ام که چه اندازه زشت هستم . من فقط دلقک هستم ، به آینده نگاه می کنم و سیمای یک دلقک را می بینم . باور کنید همه آنچه را که می خواهم ببینم همین است »
 
زندگی هنری 
 
سندلر پس از حضور موفق در یک برنامه زنده تلوزیونی به نام saturday night live در چندین فیلم هالیوودی حضوری موفق داشت به طوری که مجموع این فیلمها فروشی در حدود ۱۰۰میلیون دلار آمریکا داشت.[۱]
 
برخی از آثار معروف سندلر عبارتند از آقای دیدز (۲۰۰۲)، پنجاه قرار اول (۲۰۰۴)، کلیک (۲۰۰۶) و تو سر به سر زوهان نمی‌ذاری (۲۰۰۸)وقصه‌های وقت خواب (۲۰۰۸).
 
جوایز آدام سندلر
 
نامزد جوایز :گلدن گلاب ( عشق مستی آور )
 
فیلم شناسی سندلر
 
کله مخروطی ها ( 1993)/اشغالگران ( 1994)/آجیل مخلوط ( 1994)/بیلی مدیسون( 1995)/گیامورشاد ( 1996) /ضد گلوله ( 1996)/خواننده عروسی ( 1998) /سقا ( 1998)/ بابای گنده 1999) /نیکی کوچولو( 2000)/آقای دیدز( 2000)/عشق مستی آور( 2002) /آدام سندلر و هشت شب مضحک( 2002 ، کارتونی ، فقط صدا )/مهار خشم ( 2003)/پنجاه قرار اول( 2004)/اسپانیایی انگلیسی( 2004)/بزرگترین محوطه – طولانی ترین مسافت( 2005)/کلیک( 2006)/بر من حکم بران( 2007)

 

آلبوم‌ها 
 
آلبوم فارسی عنوان سال انتشار
They're All Gonna Laugh at You ۱۹۹۳
What the Hell Happened to Me ۱۹۹۶
What's Your Name اسمت چیه ۱۹۹۷
Stan and Judy's Kid فرزند استن و جودی ۱۹۹۹
Shhh...Don't Tell هیس...نگو ۲۰۰۴
Click کليک ۱۳۸۵

 

 

 


اپرا گِیل وینفری

دو شنبه 17 مهر 1391
16:3
alihoveida
 
اپرا گِیل وینفری
نام : اپرا گیل وینفری
 
زادروز: ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ (۵۸ سال) ‎۹ بهمن ۱۳۳۲
 
محل تولد: میسیسیپی، ایالات متحده آمریکا
 
محل زندگی: شیکاگو، ایلینوی، ایالات متحده آمریکا
 
لقب: ملکهٔ میزگرد روزها
 
شریک زندگی: استدمن گراهام
 
وبگاه: www.oprah.com
 
اپرا گِیل وینفری (به انگلیسی: Orpah Gail Winfrey) (زادهٔ ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در می‌سی‌سی‌پی) تهیه کننده، بازیگر، مجری، خیرخواه و از مشهورترین و مطرح‌ترین مجریهای تلویزیونی آمریکا و جهان است.
 
اپرا وینفری به عنوان ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌تبار قرن بیستم رتبه بندی شده‌است. او فعالیت‌های زیادی در زمینه‌های مختلف انسان دوستانه انجام داده و بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ آمریکا به‌شمار می‌رود. او برای مدتی، تنها میلیاردر سیاهپوست جهان بوده‌است  و بر اساس برخی ارزیابی‌ها، با نفوذترین زن در جهان محسوب می‌شود. وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبه ۴۵ قرار دارد و از چنان نفوذ چند جانبه‌ای در میان افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رییس جمهور را در این کشور به موفقیت برساند.
 
او تا کنون در کارهای فراوانی فعالیت داشته‌است اما مهم‌ترین کار وی برنامهٔ تلویزیونی «اپرا» است. این برنامه بالاترین در نوع خود در تاریخ شناخته شده است که از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۱ پخش می‌شد.
 
محتویات 
۱ زندگی
۲ آغاز فعالیت
۳ برنامه تلویزیونی اپرا
۴ شبکه OWN
۵ فعالیت‌های نیکوکاری
۶ تاثیرات
۷ جستارهای وابسته
۸ پانویس
۹ منابع
 
زندگی
 
اپرا وینفری در ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در می‌سی‌سی‌پی، از مادری نوجوان به دنیا آمد. مادرش ورنیتا لی ۱۸ ساله خدمتکار بود. پدرش ورنن وینفری ۲۰ ساله در ارتش خدمت می‌کرد. تا ۶ سالگی نزد مادربزرگش در روستایی در می‌سی‌سی‌پی زندگی کرد. با کمک مادربزرگ توانست در کودکی خواندن و نوشتن را بیاموزد او در ۳ سالگی انجیل و سرودهای مذهبی در کلیسا را از حفظ می‌خواند.
 
۶ تا ۱۲ سالگی را با مادرش در میلواکی گذراند. ۹ ساله بود که مردی از اقوام به او تجاوز کرد و مدتی بعد هم مورد آزار جنسی دوست مادر و اقوام دیگر قرار گرفت. هر چند از درون رنج می‌برد اما هرگر این مسائل را باکسی در میان نگذاشت. مادرش تصمیم داشت او را به کانون اصلاح و تربیت بفرستد، ولی شانس با اوپرا یار نبود و ظرفیت مدرسه تکمیل بود. دیگر راهی نبود جز اینکه با پدرش زندگی کند. به همین دلیل در سال ۱۹۷۱ نزد پدرش در نشویل رفت.
 
او در سال ۱۹۶۷ از خانه گریخت. در سال ۱۹۶۸ در پی آزارهای جنسی در ۱۴ سالگی باردار شد ولی بچه خود را از دست داد و پسری مرده به دنیا آورد. مرگ فرزند برای او ضربه سختی بود ولی با خود عهد کرد که زندگی‌اش را تغییر دهد. پدر هم تصمیم گرفت با انضباط و سخت گیری به او کمک کند تا بتواند زندگی‌اش را دگرگون کند. او تحصیلاتش را ادامه داد و پدرش او را تشویق می‌کرد که همیشه بهترین باشد. اوپرا مجبور بود هفته‌ای یک کتاب بخواند و مطلبی درباره آن بنویسد.
 
در ۱۷ سالگی گزارشگر رادیو نشویل شد. برای اینکه بتواند به کار در رادیو وتلوزیون ادامه دهد، برای تحصیل به دانشگاه تنسی رفت و در رشته هنرهای نمایشی و ارتباط کلامی مشغول به تحصیل شد و همزمان، به طور نیمه وقت در رادیو محلی مشغول به کار شد.
 
آغاز فعالیت 
 
در همان نخستین سال تحصیل در دانشگاه دو جایزه برای دو نمایش به او تعلق گرفت. در ۱۹۷۶ مجری خبر تلویزیونی در بالتیمور شد. در ۱۹۷۸ علاوه بر گزارشگری و گویندگی به اجرای یک برنامه تلویزیونی هم پرداخت که بسیار موفقیت‌آمیز بود. سپس در ۱۹۸۳ به اجرای برنامه صبحگاهی ای ام شیکاگو پرداخت. این برنامه با برنامه پرطرفدار دانا هیو رقابت می‌کرد و در ظرف کمتر از یک سال به یکی از پرطرفدارترین برنامه‌ها تبدیل شد. این برنامه پس از گسترش در سپتامبر ۱۹۸۵ به «شوی اپرا وینفری» تغییر نام داد.
 
او در همان سال ۱۹۸۵ در فیلم رنگ ارغوان که بر اساس رمان الیس واکر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ ساخته می‌شد بازی کرد و برای بازی در نقش مکمل فیلم، نامزد جایزه اسکار شد و همچنین از او برای بازی در فیلم پسر بومی قدردانی شد.
 
در سال ۱۹۸۶ نخستین برنامه اپرا به صورت سراسری در آمریکا پخش شد.
 
برنامه تلویزیونی اپرا 
نوشتار اصلی: اپرا (شو)
شوی تلویزیونی اپرا از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۱ به مدت ۲۵ سال پخش شد و در سال‌های آخر در ۱۴۵ کشور جهان پخش می‌شد. این برنامه تغییرات بنیادینی در ژانر گفت‌وگوهای تلویزیونی ایجاد کرد و سبب شد که وینفری یکی از اثرگذارترین زنان در آمریکا و نیز ثروتمندترین زن سیاهپوست در جهان شود.
 
به گفتهٔ خود اپرا، وقتی اولین برنامه‌اش را اجرا می‌کرد، فقط خوشحال بود که در تلویزیون برنامه دارد. در سال ۱۹۸۶ پس از کمتر از یک سال نخستین برنامه «اپرا» به صورت سراسری در آمریکا پخش شد و به زودی برنامهٔ اپرا به موفق‌ترین برنامهٔ میزگرد تلویزیونی تبدیل شد.
 
اپرا می‌گوید:
 
در ابتدا هدفم از اجرای این برنامه این بود که به وسیله رسانه تلویزیون بتوانم مردم را تشویق کنم به آنها روحیه داده و سطح آگاهی آنها را بالا ببرم اما اکنون ماموریتم این است که زندگی دیگران را دگرگون کنم و به آنها کمک کنم تا خودشان را جور دیگر ببینند و برای آنها شادی و رضایت خاطر به ارمغان آورم.
شوی اپرا وینفری در کمتر از یک سال به یک برنامه سراسری، زنده و درجه یک تبدیل شد. در ژانویه ۱۹۸۷ سه جایزه امی به او تعلق گرفت. جایزه بهترین اجرا، کارگردانی و برنامه گفتگو. سال بعد دوباره این موفقیت تکرار و جایزه گوینده سال به اپرا اهدا شد. او در میان تمام زنانی که تا آن تاریخ آن جایزه را دریافت کرده بودند از همه جوان‌تر بود. تاکنون ۳۴ جایزه امی به اپرا اهدا شده علاقه او به بازیگری او را تشویق کرد که در سال ۱۹۸۶ موسسه فرهنگی هنری هارپو را تاسیس کند. هارپو یکی از بزرگترین تولید کنندگان برنامه‌های تلویزیونی است. در سال ۱۹۸۸ جایزه موفقیت در زندگی به او اهدا گردید.
 
وینفری که در کودکی و نوجوانی زندگی تلخ و سختی را پشت سر گذاشته است و از پیشکسوت‌های برنامه‌های اعترافی به‌شمار می‌آید. برنامه‌هایی که در آن مصاحبه شوندگان با صداقت تمام از تجربیات زندگی خود حرف می‌زنند. او از کسانی بود که مسائل تلخ اجتماعی همچون افسردگی و سوءاستفاده از کودکان را در برنامه‌اش مطرح کرد. علاوه بر این «برنامه اپرا وینفری» محل حضور افراد مشهور و سیاستمداران صاحب‌نام بود، حتی گاهی در این برنامه‌ها٬ ستاره‌ها و سیاستمداران از اشتباهاتی که مرتکب شده بودند از بینندگان عذرخواهی کردند.
 
 
 
اپرا وینفری در کنار باراک و میشل اوباما در دسامبر ۲۰۰۷. او در انتخابات سال ۲۰۰۸ ریاست جمهوری آمریکا از باراک اوباما حمایت کرد و این در موفقیت او بی‌تاثیر نبود.
او با نام ملکه میزگرد روزها مشهور شد. و با اجرای برنامه‌های رده بالا از جمله تهیهٔ فیلم موزیکال رنگ بنفش و برنامهٔ دکتر فیل و ریچل ری بیش از ۲۶۰ میلیون دلار درامد کسب کرد.
 
در یکی از برنامه‌های سال ۲۰۰۴، وینفری به تمام ۲۷۶ مخاطب حاضر در سالن یک اتوموبیل هدیه کرد. همچنین در بیست و پنجمین و آخرین سری برنامهٔ خود، روی صحنه با جان تراولتا رقصید و تمام حاضران در آن برنامه را به سفر به استرالیا مهمان کرد. از دیگر لحظه‌های به یاد ماندنی در این سری برنامه‌ها، گفت‌وگوی او با باراک و میشل اوباما، جورج بوش، رییس جمهور سابق آمریکا و خانواده مایکل جکسون بود.
 
آخرین برنامه اپرا وینفری، پس از ۲۵ سال کار مداوم، روز چهارشنبه ۲۵ مه ۲۰۱۱ پخش شد. در آخرین برنامه که در مقابل چشم ۱۳۰۰ نفر برگزار شد، بخش‌هایی از سخنان تام کروز، آرتا فرانکلین، تام هنکس و استیوی واندر درباره اپرا وینفری پخش شد.
 
او در آخرین برنامه شوی خود در اواخر برنامه یک ساعته‌ای که اجرا کرد به ریشه خودش و زندگی در می‌سی‌سی‌پی اشاره کرد و گفت:
 
اتفاقی نیست که دختر تنهای کوچکی که محبتی ندید، حتی بااینکه والدین و پدربزرگ و مادربزرگش تمام تلاش خود را کردند...اتفاقی نیست که من وقتی بزرگ شدم مورد محبت، مهربانی، اعتماد و تائید میلیون‌ها نفر از سراسر جهان قرار بگیرم.
 
شبکه OWN 
 
اپرا وینفری در نوامبر سال ۲۰۰۹ اعلام کرد برنامه‌اش پس از ۲۵ سال پایان می‌یابد. او چند سال بر روی برپایی شبکه خودش متمرکز بود، این شبکه در ماه ژانویه ۲۰۱۱ راه‌اندازی شد. این شبکه بیست و چهارساعته به پخش برنامه‌هایی در حوزه سبک زندگی می‌پردازد.
 
این شبکه که OWN، یا شبکه اپرا وینفری نام دارد، حاصل سرمایه‌گذاری مشترک با شبکه دیسکاوری است.
 
فعالیت‌های نیکوکاری
 
خاطرات آزارهای جنسی دوران کودکی اپرا را برانگیخت که از ۱۹۹۱ قبل از اینکه کمیسیون قضایی سنای امریکا قانون حمایت کودکان را تصویب کند برای ایجاد پایگاه اطلاعاتی از محکومان آزارهای جنسی کودکان شروع به فعالیت کند.
 
او همچنین با پخش برنامه زنده‌ای به نام «باشگاه کتابخوانان» یا «باشگاه کتاب اپرا» به صنعت چاپ و نشر هم خدمت کرده است. معرفی هر کتاب در این برنامه با تضمین فروش بالا روبه‌رو بوده‌است. این باشگاه تقریبا دو میلیون نفر عضو دارد. در سال ۱۹۹۹ بنیاد ملی کتاب برای قدردانی از او مدال طلا به او اهدا کرد اما او تصمیم گرفت که باشگاه را تعطیل کند با این فرض که یافتن کتاب جذاب کار مشکلی است. چند سال بعد از تعطیلی باشگاه بیش از ۱۰۰ نویسنده از جمله جومپا لاهیری و جین اسمایلی در نامه‌ای سر گشاده از او خواستند تا بار دیگر کتاب‌های معاصر را در برنامه تلویزیونی خود معرفی کند تا از افت فروش کتاب‌ها جلوگیری شود. اپرا در مصاحبه‌ای اعلام کرد که تصمیم گرفته در دوره جدید برنامه به معرفی کتاب‌های غیر داستانی بپردازد و در نهایت با معرفی رمان کلاسیک آناکارنینا اثر تولستوی در برنامه‌اش به عنوان بهترین عاشقانه‌های تاریخ این رمان را به صدر پرفروشترین رمان سال رساند.
 
اپرا همچنین در شبکه‌ای مختص زنان (oxygen media) فعالیت هنری دارد وی در سال ۲۰۰۰ در شبکه operaangel جایزه ۱۰۰ هزار دلاری برای افرادی که زندگی خود را صرف بهبود زندگی دیگران می‌کنند اختصاص داد. اپرا با اهدای ۱۰ میلیون دلار به ساخت مدرسه‌ای کمک کرد این مدرسه در مرتون انگلیس می‌باشد و مدرسه مختص به افرادی است که استطاعت مالی ندارند.
 
موسسه خیریه اپرا با هدف توانمندسازی آموزش و تامین سلامت و رفاه زنان و کودکان فقیر در سراسر دنیا تاسیس شده‌است. این موسسه خیریه به مواردی از این دست می‌پردازد:
 
۱. میلیون‌ها دلار صرف بهبود آموزش دانش‌آموزان
 
۲. اعطای بورس تحصیلی
 
۳. تلاش‌های بشر دوستانه
 
۴. اهدا و تامین غذا، لباس، کفش، لوازم‌التحریر، اسباب بازی و کتاب به بچه‌های آفریقایی او به این منظور در دسامبر ۲۰۰۲ به آفریقا رفت
 
۵. اهدای مدرسه نظامی برای دختران
 
۵. تاسیس مدرسه برای دختران در آفریقای جنوبی
 
تاثیرات 
 
خانهٔ عظیم اپرا وینفری در موناسیتای کالیفرنیا
اپرا وینفری به عنوان یکی از اثرگذارترین زنان جهان شناخته می‌شود و برخی ارزیابی‌ها او را با نفوذترین زن در جهان شمرده‌اند. مجله تایم اپرا وینفری را یکی از ۱۰۰ شخصیت بانفوذ قرن بیستم معرفی کرده است. وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبه ۴۵ قرار دارد و از چنان نفوذ چند جانبه‌ای در میان افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رییس جمهور را در این کشور به موفقیت برساند. وی محبوب‌ترین شخصیت تلویزیونی آمریکا و یکی از ثروتمندترین تهیه کنندگان است.
 
اپرا درآمدی افسانه‌ای داشته و ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌تبار قرن بیستم است.او اولین بیلیونر سیاهپوست در جهان است. ثروت اپرا ۲/۴ میلیارد دلار است. درآمد او در سال ۲۰۱۰ میلادی ۳۱۵ میلیون دلار بوده‌است و این بیشترین درامد در بین برنامه‌های تلویزیونی امریکایی به نقل از مجلهٔ فوربس است.
 
به گفتهٔ مجلهٔ بیزنس ویک (Business Week) اپرا بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ کشور آمریکا است.او در فعالیت‌های بشر دوستانه متعدد و گسترده‌ای مشارکت دارد.

 


وین دیزل

دو شنبه 17 مهر 1391
15:32
alihoveida

 ون دیزل

Vin Diesel
 
نام اصلی: مارک سینکلر وینسنت
 
زمینه فعالیت: بازیگری, فیلمنامه نویسی و تهیه کنندگی
 
ملیت: آمریکایی
 
تولد: ۱۸ ژوئیهٔ ۱۹۶۷(۱۹۶۷-07-۱۸) ‏(۴۳ سال)
 
محل تولد :نیویورک سیتی، ایالت نیویورک
 
والدین: پالوما خیمنز
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۹۰ — کنون
 
ون دیزل (به انگلیسی: Vin Diesel) با نام اصلی Mark Sinclair Vincent (زاده ۱۸ ژوئیه ۱۹۶۷) بازیگر، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده آمریکایی است .
 
معروف‌ترین فیلم‌های او سریع و خشمگین و سه ایکس است
 
او موسس کمپانی تولیدی One Race Films است[۱].
 
مادر او یک روانشناس و ستاره شناس ایتالییایی-یهودی و پدرخوانده اش در ساخت خانه‌های هنرمندان در روستای Greenwich نیویورک بود، او هرگز پدر زیست شناسش را نشناخت. دوره پیشرفت زندگی وین از زمان کار کردن با کمپانی New York repertory شروع شد. در 17 سالگی او به ورزش و بدنسازی پرداخت و پس برای اینکه درآمد بیشتری بدست بیاورد نگهبان کلوپ‌های معروف شهر شد، و در این زمان بود که او نام خود را به Vin Diesel (وین دیزل) تغییر داد. وی با فیلم سیاه مثل زغال در نقش یک قهرمان ترانس پا به عرصه ی سینما گذاشت.[۲].
 
اين قهرمان جديد اكشن سينما كه بسياري او را جانشين آرنولد شوارتزنگر مي*دانند، هجدهم ژولاي سال 1967 در شهر نيويورك به دنيا آمد. نام اصلي*اش مارك سينكلر وينسنت است و اين روزها با فيلم علمي تخيلي و ماجراجويانه «بابيلون آ.دي» دوباره مورد توجه دوستداران سينماي اكشن قرار گرفته است. ديزل كه سر تراشيده*اش وجه مشخصه سينمايي*اش است، علاقه به كار هنري را از پدرش آموخت كه در رشته تئاتر كار مي*كرد.
 
مادرش روان*شناس بود و دوست داشت فرزندش مهندس شود. كسي چيز زيادي از دوران كودكي، نوجواني و حتي جواني وين ديزل نمي*داند، زيرا وي در گفتگوهايش خيلي كم درباره اين دوران صحبت كرده است. بنا به دلايلي كه براي رسانه*هاي گروهي مشخص نيست، او ترجيح مي*دهد درباره گذشته غيرهنري*اش سكوت كند. با اين حال، همه مي*دانند كه وي سال 1994 از كالج اخراج شد، زيرا اصرار داشت كه فيلم «چند چهره*اي» را بسازد. اين فيلم يك كار كوتاه درباره بازيگر پرتلاشي بود كه مي*خواست موفقيت را تجربه كند. اين فيلم ساخته شد و سال 1995 در جشنواره بين*المللي فيلم كن به نمايش درآمد. استيون اسپيلبرگ كه آن سال مهمان كن بود، اين فيلم را ديد و پسنديد. توجه اين كارگردان سرشناس به فيلم ديزل باعث شد تا وي اين جوان پرانرژي را براي ايفاي يكي از نقش*هاي درام جنگي*اش «نجات سرباز رايان» (1998)* انتخاب كند. از همين جا فعاليت رسمي و حرفه*اي وين ديزل شروع شد. اين فيلم تعداد زيادي بازيگر جوان داشت و ديزل در آن نقش اول را نداشت. به اين ترتيب چهره او خيلي خوب در فيلم ديده نشد، ولي او توانست در كارهاي بعدي*اش موفقيت بيشتري را تجربه كند. با آن كه پدرش يك كمپاني كوچك تئاتري در برادوي داشت، ولي ديزل هيچ وقت با پدرش كارهاي تئاتري نكرد. از همان سن 17 سالگي بدن ورزيده*اي داشت و در كنار فوتبال، در رشته بدن*سازي هم فعال بود. نمي*خواست سربار خانواده باشد و همين باعث شد در همان دوران به دنبال كار بگردد و حرفه*هاي معمولي مختلفي را تجربه و كار كرد كه همه آنها براي كسب درآمد و گذران زندگي بود. در هاليوود به دنبال حرفه بازيگري رفت و در چند نمايش مستقل هم بازي كرد.
 
سال 1997 با سرمايه شخصي*اش اولين فيلم بلند حرفه*اي خود «استري*ها» را كارگرداني كرد. اين فيلم در جشنواره ساندنس پذيرفته شد و علي*رغم استقبال منتقدين، در نمايش عمومي (برخلاف تصور ديزل)* با موفقيت مالي روبرو نشد. اولين فيلم موفق ديزل در مقام بازيگر، اكشن «سه*ايكس» (2002)* است. پس از آن او در فيلم*هايي مثل «مرا مقصر پيدا كن»، «پاسي فير»، «جدا افتاده»،*«پيچ بلك» و «سريع و آتشي» ظاهر شده كه برخي از آنها كمدي و نوجوانانه بوده*اند. برادر دوقلويش پل ديزل تدوينگر سينماست. اين بازيگر عضلاني اكنون قسمت جديد فيلم* «سريع و آتشي» را آماده نمايش دارد. او در انيميشن جديد «راك فيش» هم به جاي يكي از كاراكترهاي اصلي صحبت مي*كند.
 
فیلم ها
 
سریع و خشمگین - (۲۰۰۱)
نجات سرباز رایان - (۱۹۹۸)
سریع و خشمگین۴ - (۲۰۰۹)
سریع ۵ - (۲۰۱۱)

کلینت ایستوود

دو شنبه 17 مهر 1391
15:24
alihoveida
   
 
بیوگرافی كلينت‌ ايستوود
 
کلینت ایستوود
   
 (كلينتون‌ ايستوود جي‌ آر) در 31 مي‌1930در بيمارستان‌ (سنت‌ ماري‌) سان‌ فرانسيسكو درايالت‌ (كاليفرنيا) چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌(كلينتون‌ ايستوور) و مادرش‌ (مارگارت‌ روت‌رانر) از تولد فرزندشان‌ خوشحال‌ شدند و طبق‌رسوم‌ خانوادگي‌ نام‌ پدر خانواده‌ بر روي‌ فرزندتازه‌ بدنيا آمده‌ گذاشتند. كلينت‌ فرزند اول‌خانواده‌ بود و سه‌ سال‌ بد دختري‌ با موهاي‌ بور وچشماني‌ آبي‌ پا به‌ عرصه‌ خانواده‌ (ايستوود)گذاشت‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ كلينت‌ صاحب‌ خواهري‌شد كه‌ نام‌ او را (جين‌ روت‌) نهادند.

گفتني‌ است‌ كه‌ در رگهاي‌ كلينت‌ خون‌اسكاتلندي‌ و هلندي‌ جريان‌ دارد. پدرش‌ هلندي‌تبار و مادرش‌ اسكاتلندي‌ بودند. كلينت‌ كه‌ عزيزدردانه‌ خانواده‌ بود به‌ بهترين‌ مدرسه‌سان‌فرانسيسكو فرستاده‌ شد. در مدرسه‌ واحدآموزش‌ بازيگري‌ داشت‌. (ديويدكهر) استاد وي‌شد و به‌ اين‌ ترتيب‌ كلينت‌ از همان‌ دوران‌ ابتدايي‌با بازيگري‌ آشنا شد. وي‌ علاقه‌ و استعدادي‌ كه‌داشت‌ در چند فيلم‌ وسريال‌ نقشي‌ كوچكي‌ ايفاكرد. او توانست‌ در فيلم‌ سواحل‌ سال‌فرانسيسكونقش‌ يك‌ بچه‌ كارگر را به‌ خوبي‌ اجرا كند. 
كلينت‌ نوجوان‌ هدف‌ بزرگي‌ را دنبال‌ مي‌كرد.او مي‌خواست‌ پا در عرصه‌ سينما بگذارد. لذاتصميم‌ گرفت‌ براي‌ تحصيل‌ در دبيرستان‌ راهي‌شهر هنر هفتم‌، لس‌ آنجلس‌ شود. پدرش‌ در يك‌آپارتمان‌ دانشجويي‌ براي‌ كلينت‌ اتاقي‌ اجاره‌كرد تا در لس‌آنجلس‌ به‌ راحتي‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ وهنر بازيگري‌ بپردازد. 
كلينت‌ با ورود به‌ مدرسه‌ هنر پيشگي‌ درلس‌آنجلس‌ تازه‌ متوجه‌ شد از اين‌ هنر چيزي‌نمي‌داند، اما نااميد نشد و با بازي‌ در چند تئاترخياباني‌ به‌ تجربياتش‌ افزود و چند نقش‌ كوچك‌ وپيش‌ پا افتاده‌ در فيلمهايي‌ چون‌ چراغ‌ و شهرآشوبگران‌ داشت‌. 
(كلينت‌ ايستوود) كارگردان‌ 74 ساله‌ سينما،مسن‌ترين‌ فيلمسازي‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ اسكارجايزه‌ بهترين‌ فيلم‌ را از آن‌ خود كرده‌ است‌. اين‌هنرپيشه‌ و بازيگر مطرح‌ دنياي‌ هاليوود از دوران‌جواني‌ تا به‌ امروز كه‌ پا به‌ ميان‌سالي‌ گذاشته‌ است‌،چه‌ در فيلم‌هاي‌ وسترن‌ و چه‌ با كارگرداني‌هاي‌خود، فردي‌ برجسته‌ بوده‌ و توجه‌ همگان‌ را به‌خود جلب‌ كرده‌ است‌، جوانان‌ ديروز نيز او را درفيلم‌ (خوب‌ بد زشت‌) تحسين‌ مي‌كنند. 
او تاكنون‌ چندين‌ بار به‌ عنوان‌ بهترين‌ هنرپيشه‌مرد نقش‌ اصلي‌ و بهترين‌ هنرپيشه‌ مرد نقش‌ مكمل‌جوايز زيادي‌ را دريافت‌ كرده‌ است‌. كلينت‌ايستوور هميشه‌ نقش‌ محوري‌ را در فيلمها داشته‌است‌ اما اكنون‌ غبار سفيد پيري‌ بر روي‌ موهاي‌اين‌ هنرپيشه‌ جوانان‌ پسند نشسته‌ اما ذره‌اي‌ ازجذابيت‌ چهره‌اش‌ كم‌ نشده‌ است‌. 
 
پس‌ از دهه‌ طلايي‌ هاليوود، تااواسط دهه‌1950، ايستوود در فيلم‌ معروف‌ و قابل‌ توجهي‌بازي‌ نكرده‌ بود. اولين‌ فيلم‌ ايستوور با نام‌ (رطيل‌)در سال‌ 1955 ساخته‌ شد و نقش‌ بسيار كمرنگي‌ رابر عهده‌ داشت‌. البته‌ بازي‌ در اين‌ فيلم‌ پس‌ از به‌اتمام‌ رسيدن‌ دوران‌ سربازي‌اش‌ بود. 
و در سال‌ 1951 وارد ارتش‌ شد. در آن‌ رازمان‌ جنگ‌ شبه‌جزيزه‌ كره‌ در اوج‌ خود بود لذاكلينت‌ از سوي‌ ارتش‌ آمريكا به‌ سواحل‌ مونتري‌كاليفرنيا فرستاده‌ شد تا آموزش‌ نظامي‌ ببيند. 
سپس‌ به‌ كره‌ رفت‌ تا در جنگ‌ شركت‌ كند.محيط خشك‌ نظامي‌ با روحيه‌ لطيف‌ و هنري‌كلينت‌ مغايرت‌ داشت‌، از اين‌ رو او دچارافسردگي‌ و اضطراب‌ شده‌ بود و مي‌خواست‌ هرچه‌ زودتر به‌ خانه‌اش‌ بازگردد. شانس‌ با او يار بودو فرمانده‌ گروه‌ نظامي‌ با مرخصي‌ او موافقت‌ كردو كلينت‌ به‌ آمريكا بازگشت‌. در آن‌ زمان‌خانواده‌اش‌ در سياتل‌ ساكن‌ بودند. اما از يك‌مرخصي‌ كوتاه‌ دوباره‌ به‌ ارتش‌ بازگشت‌ و اين‌ باردر آشتبار نيروي‌ دريايي‌ آمريكا مشغول‌ به‌ خدمت‌شد .او در دوران‌ خدمت‌ سربازي‌اش‌ با چندهنرپيشه‌ مطرح‌ آن‌ روزگار همچون‌ مارتين‌ ميلنر،ديويدجانسن‌ و ريچاردلانگ‌ آشنا شد. همين‌دوستي‌ سبب‌ كسب‌ تجربه‌ بيشتر براي‌ كلينت‌ بود. 
با به‌ پايان‌ رسيدن‌ دوران‌ سربازي‌، كلينت‌ به‌لس‌آنجلس‌ بازگشت‌ و در دانشگاه‌(لس‌آنجلس‌سيتي‌) در رشته‌ بازيگري‌ وكارگرداني‌ به‌ تحصيل‌ پرداخت‌ و مدرك‌ خود را بانمرات‌ عالي‌ دريافت‌ كرد. 
او تا زماني‌ كه‌ در سريال‌ تلويزيوني‌ rawhide در سالهاي‌ 1959 تا 66 بازي‌ نكرده‌ بودهمچنان‌ در گمنامي‌ بسر مي‌برد. 
كلينت‌ ايستوود شهرت‌ واقعي‌ خود را با بازي‌(فيلم‌ دروسترن‌هاي‌ اسپاگتي‌) بدست‌ آورد. 
(يك‌ مشت‌ دلار) در سال‌ 1964 و بخاطر(چند دلار بيشتر) در سال‌ 1965 و (خوب‌ بدزشت‌) به‌ سال‌ 1966 به‌ او شهرت‌ جهاني‌ بخشيداو در اين‌ فيلم‌ زياد حرف‌ نمي‌زد و چون‌ اسم‌خاصي‌ هم‌ نداشت‌ به‌ مردي‌ بدون‌ نام‌ يا
man with no name شهرت‌ پيدا كرد. 
او براي‌ شروع‌ كار با (پونيورسال‌ پيكچرز) قرارداد بست‌. 
(ايستوود) شخصيت‌ خود را در هاليوود فقطبه‌ عنوان‌ يك‌ كابوي‌ نگه‌ نداشت‌ او در سال‌1971 با بازي‌ در نقش‌ (هري‌ كثيف‌) ژانرجديدي‌ در فيلمهاي‌ پليسي‌ بنانهاد. شخصيت‌(هري‌ كثيف‌) پليسي‌ بود كه‌ براي‌ اجراي‌ قانون‌ ازكارهاي‌ غير قانوني‌ استفاده‌ كرد. 
    
    
ازدواج‌ ايستوود
    
او در آن‌ زمان‌ با (ركساناتويس‌) هنرپيشه‌زيبايي‌ هاليوود ازدواج‌ كرد و صاحب‌ فرزندي‌ به‌نام‌ (كيمبر) شد. اما اين‌ ازدواج‌ دوام‌ نيافت‌ و پس‌از جدايي‌، با (مگي‌ جانسون‌) آشنا شد و پيمان‌زندگي‌ مشترك‌ بست‌. دو فرزند به‌ نام‌هاي‌ (تايلي‌)و (آليسون‌) ثمره‌ اين‌ ازدواج‌ مي‌باشد. اما اين‌ازدواج‌ هم‌ مانند ديگر ازدواج‌هاي‌ هاليوودي‌دوام‌ نداشت‌ وي‌ پس‌ از جدايي‌ از (مگي‌جانسون‌)، دلباخته‌ (ديناريوز) شد و با وي‌ازدواج‌ كرد. كاترين‌ و اسكات‌ نيز ثمره‌ ازدواج‌ اوبا دينا مي‌باشد. در مورد وي‌ مي‌گويند: او تاكنون‌5 بار ازدواج‌ كرده‌ و از اين‌ ازدواجها 9 فرزنددارد. وي‌ در حال‌ حاضر با (ديناريور) زندگي‌مي‌كند و از داشتن‌ فرزندان‌ متعدد احساس‌رضايت‌ دارد. در ضمن‌ دو فرزند خوانده‌ به‌نامهاي‌ (فرانچسكا) و (مورگان‌) نيز دارد. وي‌چندي‌ پيش‌ براي‌ يافتن‌ يك‌ زندگي‌ آرام‌ و بدون‌هياهو مدتي‌ را به‌ دهكده‌ كوچكي‌ در اسكاتلندپناه‌ برد تا در آنجا بدور از زندگي‌ ماشيني‌ وفرزندان‌ متعددش‌ در آرامش‌ بسر برد.گرچه‌ بايدگفت‌: كلينت‌ از لحاظ مالي‌ همه‌ فرزندانش‌ راتامين‌ كرده‌ است‌ و براي‌ هر كدام‌ در بهترين‌منطقه‌ بورلي‌ هيلز و سانفرانسيسكو خانه‌اي‌ ويلايي‌خريداري‌ كرده‌ است‌. 
    
    
بزرگترين‌ موفقيت‌ ايستوور
    
بزرگترين‌ موفقيت‌ (كلينت‌ ايستوود) در جايگاه‌كارگرداني‌ رقم‌ خورد. وي‌ در سال‌ 1992 باساختن‌ فيلم‌ (نابخشوده‌) و در سال‌ 2004 با(عزيز ميليون‌ دلاري‌) هر بار موفق‌ شد جايزه‌اسكار بهترين‌ كارگردان‌ و بهترين‌ تهيه‌ كنندگي‌ رااز آن‌ خود كند. آكادمي‌ اسكار در سال‌ 1995 بادادن‌ اسكاري‌ ديگر به‌ او براي‌ كار تهيه‌ كنندگي‌ ازاو تشكر كرد.

حضور (ايستوود) در فيلمها به‌ 5 دهه‌ مي‌رسد.او در اين‌ مدت‌ يكي‌ از پركارترين‌ها بوده‌ است‌. 
گفتني‌ است‌ وي‌ 14 بار مسئوليت‌ كارگرداني‌،تهيه‌ كنندگي‌ و بازيگري‌ را در يك‌ فيلم‌ بطورهمزمان‌ انجام‌ داده‌ است‌. همچنين‌ يكي‌ ازموفقيتهاي‌ او هدايت‌ قطعه‌ موسيقي‌ Kellys hero بود. او حتي‌ مدتي‌ را به‌ خوانندگي‌پرداخت‌ و سپس‌ از سوي‌ مردم‌، شهردار (كارمل‌)در كاليفرنيا شد. او در يك‌ راي‌گيري‌ 72 درصدآراء را آورد و به‌ مدت‌ 2 سال‌ در مقام‌ شهردار به‌فعاليت‌ پرداخت‌. اما به‌ عقيده‌ خودش‌ دنياي‌سينما و هنر بازيگري‌ دلچسب‌تر از سياست‌مي‌باشد. از اين‌ رو خود را از سياست‌ دور كرد ودوباره‌ جذب‌ سينما شد. 
    
    
نكاتي‌ از زندگي‌ او 
    
كلينت‌ ايستوود با 5 بار انتخاب‌ شدن‌ به‌ عنوان‌محبوب‌ترين‌ بازيگربه‌ همراه‌ (برت‌ رينولدز)محبوب‌ترين‌ هنرپيشه‌ طول‌ تاريخ‌ است‌. 
- داشتن‌ جايگاه‌ دوم‌ در مجله‌ (امپايرانگليس‌) در بين‌ 100 ستاره‌ هاليوود. 
    در طول‌ بازي‌ در فيلمهاي‌ (خوب‌، بد، زشت‌،)و (سه‌ گانه‌ مردي‌ بدون‌ نام‌) كه‌ فيلمبرداي‌اش‌ 3سال‌ به‌ طول‌ انجاميد، حتي‌ يكبار هم‌ پالتوي‌ خودرا نشت‌. برگزيده‌ شدن‌ نشست‌. 
- از نام‌ او در ترانه‌ها و شوهاي‌ مختلف‌استفاده‌ شده‌ است‌. 
- وي‌ در سال‌ 2000 از سوي‌ انجمن‌ جان‌اف‌ كندي‌ مدال‌ افتخار دريافت‌ كرد. 
- برداشتهايش‌ به‌ ندرت‌ به‌ پيش‌ از سه‌برداشت‌ مي‌رسد 
- بزرگترين‌ درخت‌ (اكاليپتوس‌) قاره‌ آمريكادر زمين‌ محل‌ زندگي‌ او است‌. 
- مسن‌ترين‌ كارگرداني‌ است‌ كه‌ دو بار اسكارگرفته‌ است‌ اما براي‌ بازي‌ در حسرت‌ اسكار است‌.
- از فيلم‌هاي‌ معروف‌ وي‌ مي‌توان‌ به‌:فيلمهاي‌ هنگ‌ جانبازان‌، هيچ‌ وقت‌ خداحافظي‌نكن‌، فرار از آلكاتراز، جوكيد، كاديلاك‌ صورتي‌،نابخشوده‌، در خط آتش‌، جهان‌ كامل‌، قدرت‌مطلق‌، جنايت‌ واقعي‌، كابوهاي‌ فضايي‌، دخترميليون‌ دلاري‌ و....

لئوناردو دی کاپریو

دو شنبه 17 مهر 1391
14:51
alihoveida

 

 نام تولد:لئوناردو ويلهلم دي کاپريو

تاريخ تولد:۱۱ نوامبر1972
مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا
لئوناردو دی کاپریو ،پدیده چند سال اخیر هالیوود که به سرعت پله های شهرت و محبوبیت را راطی کرد ، در یازدهم نوامبر 1972 به دنیا آمد . او بازیگری را در سال 1991 و با حضور در فیلم در موجودات 3 شروع کرد و بعد از فیلم  پویزن آیوی در سال 1993 ادامه داد و بعد از این دو نقش کوتاه بود که بخت به او روی کرد و هنگامی که برای بازی فیلم زندگی این پسر تست داد و توجه رابرت دنیرو جلب کرد و برای بازی در این فیلم انتخاب شد . به این ترتیب لئوناردو نه تنها نخستین نقش قابل توجهش را در فیلم مطرح بدست آورد بلکه این فرصت را هم پیدا کرد تا در برابر بازیگر محبوبش ، رابرت دنیرو قرارگرفته و از او بسیار بیاموزد . او بلافاصله بعد از این فیلم برای ایفای نقش برادر عقب افتاده جانی دپ در فیلم چه چیز گیلبرت را می خورد ؟  انتخاب شد لئو برای ایفای این نقش چهار روز خودش را دریک بیمارستان روانی زندانی کرد و تلاش زیادی برای اجرای بهتر آن انجام داد که حاصل بازی درخشانش نامزدی جایزه اسکار و گلدن کلاب بهتربن بازیگر نقش مکمل بود. بسیاری این فیل را درخشانترین کار او در بین 13فیلمی که تا به حال بازی کرده می دانند .او پس این علیرغم اعتباری که نامزدی جایزه اسکار برایش به ارمغان آورده بود چند سالی در دوران افول را می گذراند و درچند فیلم بی ارزش و کم فروش ظاهر شد که در این تنها استثنا فیلم چابک دست مرده ساخته سم ریمی (1996) است . او در این فیلم نقش هفت تیر کش جوانی را در برابر شارون استون بازی می کند و در اواخر فیلم توسط پدرش که کلانتر است (جین هکمن) کشته می شود . شارون استون او را برای بازی در این فیلم پیشنهاد کرد و اولین رویکرد او به سینمای تجاری هالیوود است که به فروشش هم کمتر از حد انتظار بود. در سال 1996 بار دیگر رابرت دنیرو به سراغ دیکاپریو می آید . اوکه تنها تهیه کننده فیلم اتاق ماروین است در آن بازی هم  می کند ، نقش یک جوان شرور و غیر قابل کنترل را به او پیشنهاد می کند این فیلم یکی ار کارهای قابل توجه لئو است که در برابر بزرگانی چون مریل استری ،دایان کیتون و دنیرو بازی درخشانی ارائه داد.
 
 
 
سرانجام در سال 1997 لئو دو بازی در دو فیلم رومئو و ژولیت شکسپیر و تایتانیک تبدیل به محبوبترین و گرانترین بازیگر جهان  می شود . رومئو و ژولیت اثر غیر متعارف و برداشتی پست مدرنیستی ازداستان معروف شکسپیر است که در یمن کارگردانی خوب، ساختار کلپ وار و مدرن و بازی خوب لئوو کلر دنیز به موفقیت زیادی رسید. هنوز موج موفقیت این فیلم فروش نکرده بود که تایتانیک جیمز کامرون عالم سینما را زیر و رو کرد. لئو در کنار کیت وینسلت تصویر حماسه عظیم کامرون شد تا با استفاده از موفقیت فراوان هنری و تجاری فیلم به اوج برسد . دیگر تمام جهان لئو را می شناختند و تنها نام او کافی بود که میلیونها نفر را به سالن های سینما بکشد . پس از تایتانیک لئو کم کار شد و اواخر سال 1997 فیلم مردی با نقاب آهنین اکران شد که فیلمی متوسط بود . دیکاپریو هم علی رغم بازی در دو نقش تقربیبا متضاد بازی متوسط داشت.
یکی از آخرین فیلم های دیکاپریو شهرت ساخته وودی آلن است. او در این فیلم نقش کوتاه یک بازیگر جوان و محبوب هالیوودی را دارد که به نوعی هجو خود اوست . به هر حال حتی با وجود شکست نسبی دو فیلم آخرش او هنوز در اوج است و تبدیل به اولین بازیگری شده است که دستمزدی بالای 20 میلیون دلار به او پیشنهاد شده است، آن هم با این سن و سال کم
 

لئوناردو ديکاپريو(جک) 

نام تولد:لئوناردو ويلهلم دي کاپريو 

قد: ۱۸۵ 

مليت:امريکايي 

تاريخ تولد:۱۱ نوامبر1972 

مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا 

نامزديهاي نافرجام:گيسله بانداچن(مدل برزيلي) 

کريستين زانگ(مدل بين سالهاي ۹۶ تا ۹۷) 

ونسا هايدن(مدل) 

پدر: جورج دي کاپريو(فروشنده کميک استريپ) 

مادر:ايرملين دي کاپريو(منشي دادگاه) 

خواهر: ادام(سابقا هنرپيشه بوده) 

نام مستعار: لئو 

شروع شهرتش: نقش توبي در زندگي اين پسر (سال ۱۹۹۳) 

در بين ساخت فيلم ساحل (۲۰۰۰) در سواحل تايلند لئوناردو و سايرين به همراه عوامل فيلمبرداري در کشتي در کشتي مشغول ساخت فيلم بودند که دچار موج سهمگيني شده و واژگون مي شوند مي شوند اين حادثه که در ??اپريل سال ???? هيچ يک از عوامل فيلم را دچار سانحه نکرد 

اولين نقطه شروع کار اجتماعي او واولين بازي که توسط اجتماع ديده شد براي يگهي شير بود 

مقام ۷۵را در لست صد ستاره هميشه سينما در تاريخ اکتبر ۹۷ از سوي مجله امپاير (چاپ انگلستان) به دست اورد. 

توسط مجله پيپل در سال ۹۷ به عنوان يکي از ۵۰ چهره زيباي جهان انتخاب شد. 

در مارچ ۱۹۹۸ به علت چاپ تصاوير نامناسب از او توسط خانمي مدل پايش به دادگاه کشيده شد 

نقش روبين در فيلم افسانه تخيلي بتمن و رابين به او پيشنهاد شده بود که انرا رد کرد 

پدرش فروشنده کتابهاي کميک بود. 

س از دعوايي که بين دي کاريو و نويسنده فيلم نامه اي به نام روجر ويلسون در گرفت. دادگاه دي کاپريو را به پرداخت به پرداخت ۴۵ ميليون دلار محکوم کرد 

قرار بود در فيلم دانشجوي هاروارد بازي کند اما اين فيلم کم بودجه از دادن دستمزد بسيار زياد او ناتوان بود بنابراين شخصي به نام ادريان گريند جايگزين وي شد. 

در ژانويه ۱۹۹۹ اجازه اين مطلب را گرفت تا استفاده از اسم او داراي حق کپي رايت شود. 

وقتي لئو در رحم مادرش بود مادر وي در مقابل يک تابلوي نقاشي از لئوناردو داوينچي بود که اين بچه شروع به لگد زدن مي کند اين نشانه اي شد تا مادرش نام لئوناردو را برايش انتخاب کند. 

پدرش يک ايتاليايي امريکايي بود مادرش الماني امريکايي است 

در دوران کودکي دوست و همبازي توبي مگواير(مردانکبوتي) و کريستو زپتي بود که پتي چندي پيش در گذشت. 

کودکي را در محله پست و ناجور گزراند. 

پدرش اندکي بعد از تولد او و مادرش را تنها گذاشت. 

دستمزد 

خاطرات بسکتبال سال ۹۵ مبلغ ۱ ميليون دلار 

تايتانيک سال ۹۷ مبلغ ۵/۲ ميليون دلار 

ساحل سال ۲۰۰۰ مبلغ ۲۰ ميليون دلار 

دارودسته هاي نيويورک سال ۲۰۰۲ مبلغ ۱۰ ميليون دلار به اضافه درصدي از فروش 

اگه مي توني منو بگير ۲۰۰۲ مبلغ ۲۰ ميليون دلار 

کيت وينسلت او گفته: دي کاپريو عين بچه هاست ولي تا با او صحبت نکنيد حس نمي کنيد بزرگ شده 

جمله معروف: مردم مي خواهند تو را ديوانه ببينند? انها نمي خواهند قهرمان مشاهده کنند? انچه انها مي خواهند سقوط توست. 

اولين فيلم: نقش جاش در کريترز۳ سال ۱۹۹۱ 

اخرين فيلم:پروژه هنوز نامگذاري نشده اسکندر(۲۰۰۵) 

از فيلم ها:گيلبريت گريپ چه خورد ؟ چابک دست مرده٬ مردي با نقاب اهنين٬ شهرت٬ رمئو ژوليت 

به ياد ماندنيترين نقش: نقش جک در تايتانيک مقابل کيت ينسلت (۱۹۹۷)

جان تراولتا

دو شنبه 17 مهر 1391
14:43
alihoveida

 


نام: جان جوسف تراولتا

تاریخ تولد: 18 فوریه سال 1954(1954-02-18) (57 ساله)
محل تولد: Englewood، نیوجرسی، ایالات متحده
حرفه: بازیگر، خواننده، رقاص، تهیه کننده، نویسنده
همسر: کلی پرستون (1991- تا کنون)
فرزندان: جت تراولتا (متولد 1992 ، در سال 2009 درگذشت) ، الا بلو تراولا (متولد 2000) ، بنجامین تراولتا (متولد 2010)

بیوگرافی مختصر

جان تراولتا- -John Travolta شهرتش را با شخصیتی متکبر در سریال تلویزیونی "Welcome Back, Kotter" در سال 1975 و در نقش Vinnie Barbarino کسب کرد. در سال 1977، وی شهرت کوچک خود را با کاری بسیار موثر به نام Saturday Night Fever -در سال 1977- گسترش داد. در دهه 80، وی درگير نمايش‌ها و فيلم‌های ناچيز تلويزيونی بود؛ ولی در سال 1989 با فیلم Look Who's Talking دوباره راه افتاد. بعدها او موقعیت شغلی خود را با Pulp Fiction -فیلمی که در آن به خاطر نقشش نامزد جایزه اسکار شده بود- در سال 1994 نجات داد.


زندگینامه

وی یکی از 6 فرزند "هلن تراولتا" و "سالواتور تراولتا" است. فرزندان دیگر خانواده، "سام تراولتا"، "جویی تراولتا"، "الن تراولتا"، "اَن تراولتا"، و "مارگارت تراولتا" هستند. جان تراولتا در "Englewood" –نیوجرسی- بزرگ شد. پدرش در آنجا صاحب یک آپاراتی بود. جان در یک کار محلی به نام "Who'll Save the Plowboy?" حضور یافت. مادرش او را در یک مدرسه درام در نیوجرسی ثبت نام کرد؛ که در آنجا خوانندگی، رقاصی و بازیگری خواند. وی تصمیم گرفت تا این سه توانایی را با هم درآمیزد و هنرپیشه کمدی موزیکال شود. در 16 سالگی بهترین کارش را در یک برنامه موزیکال تابستانی به نام "Bye Bye Birdie" انجام داد. در 16 سالگی ترک تحصیل کرد و به نیویورک رفت و در آنجا در برنامه‌های تابستانی و آگهی‌های تبلیغاتی مشغول به کار شد. وقتی که دیگر در نیویورک وضع کار کساد شد، وی به هالیوود رفت و در نقش‌های کوچکی در چند مجموعه بازی کرد. در دهه 1950، نقشی در فيلم موزيكال «گريس» او را به نيويورك بازگرداند. اكران فيلم در نيويورک اولين ايفای نقش او در تئاتر را در سن 18 سالگي به همراه داشت. بعد از "Grease" وی یکی از اعضای گروه تئاتر Over Here –اینجا-شد، که خواهران اندروز نیز در آن بازی میکردند. بعد از گذشت 10 ماه در "Over Here" او تصمیم گرفت تا یک بار دیگر بازی در هالیوود را امتحان کند. هنگامی که به هالیوود بازگشت، برای گرفتن نقش در کارهای تلویزیونی بزرگ و پرطرفدار دچار مشکلاتی شد. او در "The Rookies" (سال 1972)، و "Emergency!" (سال 1972) و "Medical Center" (سال 1969) بازی کرد و نیز یک فیلم به نام , "The Devil's Rain" در سال 1975 ساخت که در نیو‌مکزیکو فیلمبرداری شده بود. هنگامی که از نیو‌مکزیکو به هالیوود بازگشته بود، برای تست یک مجموعه کمدی به نام "Welcome Back, Kotter" (سال 1975) فراخوانده شد. در این مجموعه وی نقش "وینی باربارینو" را بر عهده گرفت. این مجموعه در فصل زمستان در سال 1975 پخش شد.
بعد از فیلم Urban Cowboy، تراولتا در یک سری فیلم دیگر بازی کرد که کار بازیگری وی را خدشه دار کردند. از آن‌جمله می‌توان به "Perfect"، به همراه "جیمی لی کورتیس" و "Two of a Kind" -یک کمدی رمانتیک- که در کنار "الیویا نیوتون جان" بازی کرد، اشاره داشت. در آن زمان، به او برای نقش‌های اول فیلم‌هایی که در باکس آفیس گل کردند تعدادی پیشنهاد شد، ولی آنها را رد کرد که در آن بین ""American Gigolo و "An Officer and a Gentleman" بودند که هردو نقش هم به "ریچارد جر" رسید.
در سال 1989، تراولتا در "Look Who's Talking" ظاهر شد که 297,000,000 دلار فروش کرد، و بعد از فیلم Grease"" بهترین و موفق‌ترین کار وی از آب درآمد. تراولتا در دو نسخه بعدی این فیلم با نام‌های "Look Who's Talking Too" و Look Who's Talking Now"" نیز بازی کرد. اما این‌ها قبل از آن زمان بودند که در نقش "وینسنت وگا"، در فیلمی ساخته دست "کونتین تارانتینو" به نام Pulp Fiction بازی کند. فیلمی که به خاطر آن نامزد جایزه جشنواره آکادمی شد. این فیلم، وی را دوباره به لیست نفرات برتر سینما کشاند و در پیشنهادات مختل و بسیار زیادی که داشت، غرق شد.
نقش‌های جالب توجهی که بعد از Pulp Fiction"" بازی کرد، شامل مامور اف بی آی در فیلم "Face/Off"، نقش یک وکیل بیچاره در "A Civil Action" و نقش یک افسر ارتشی در "The General's Daughter" بودند.
تراولتا در ""Battlefield Earth هم بازی کرد -کاری علمی تخیلی از ال. ران هابرد- که در آن رهبر گروهی بیگانه است و انسان‌ها را در سیاره زمین، که کاملا متروک شده، به بردگی میگیرند. این محصول نظرات منفی‌ای به خود کسب کرد و در باکس آفیس هم اصلا کاری از پیش نبرد. تراولتا، در نسخه بازسازی شده "Hairspray"، در نقش "خانوم ادنا توربلید" بازی کرد، که بعد از Grease، اولین کار موزیکال وی بود.

[Only admins are allowed to see this image][Only admins are allowed to see this link] border="0" alt="" />

سبک بازیگری

از‌ آنجا که تراولتا، سَری در تمام حرفه‌هایی که در سینما به درد بخور هستند دارد، می‌تواند از عهده هر نقشی برآید. اما بیشتر کارهایش در نقش‌های اکشن رقم میخورند. البته از کارهای درام نیز کم نگذاشته است.
اوایل، کار خود را با کارهای کمدی شروع کرد، اما کم کم به سمت هالیوود و سبک‌های اکشنش کشیده شد.


زندگی شخصی

تراولتا، در فیلمبرداری فیلم "The Boy in the Plastic Bubble"، یکی از بازیگران زن آن فیلم، به نام "دایانا هایلند"، را ملاقات کرد و با وی رابطه داشت. ولی متاسفانه در سال 1977، هایلند بر اثر سرطان سینه درگذشت.
در سال 1991 با یک هنرپیشه به نام "کلی پرستون" ازدواج کرد. آن دو صاحب پسری بودند به نام "جت" (که در سال 2009 فوت کرد)، دختری به نام "الا بلو" که در سال 2000 متولد شد و پسری دیگر به نام "بنجامین" که در سال 2010 متولد شد. 
تراولتا و همسرش مشاوره ازدواج هم می‌کنند.
تراولتا تصدیق خلبان خصوصی دارد و صاحب 5 هواپیما هم هست، که شامل یک بویینگ 707 است. وی بر روی این هواپیما به افتخار پسر از دست رفته اش نام، Jett Clipper Ella را نهاده است.
در طول اولین قسمت فصل پایانی "her talk show" در 13 سپتامبر 2010، "اُپرا وینفری" اعلام کرد که تمامی افرادی که در استودیو‌ اش حضور دارند را به یک مسافرت 8 روزه به استرالیا که مخارج آن نیز پرداخت شده، خواهد برد؛ که در این سفر تراولتا خلبان هواپیما است. تراولتا به "وینفری" در تدارکات سفر، که یک سال به طول انجامید، کمک کرد.
در 24 نوامبر سال 1992، هنگامی که تراولتا داشت با هواپیمای "Gulfstream N728T" خود پرواز میکرد، هواپیما دچار نقصی در سیستم الکتریکی شد، و During the emergency landing there was a near mid-air collision with USAir Boeing 727, due to a risky decision by an air traffic controller.
از سال 1975، که در "دورانگو" –مکزیک- فیلم ""The Devil's Rain را تصویر برداری می‌کردند، یک کتاب به نام Dianetics به وی داده شد، او تصمیم گرفت که در مذهب ساینتولوجیست (کسی که به مشهودات اعتقاد دارد) به کارورزی بپردازد.


مرگ پسرش

در دوم ژوئن سال ،2009 پسر تراولتا و پرستون –جت- در طول تعطیلاتی که در "باهاما" داشتند درگذشت. در گواهی فوتش، گزارش شده که وی بر اثر حمله یک بیماری فوت کرده. "جت" که سابقه این نوع حملات را داشته، هنگامی که یک کودک بوده به بیماری "کاواساکی" مبتلا بوده است.
در 24 نوامبر 2009، تراولتا و پرستون تایید کردند که پسرشان اوتیسم داشته. تراولتا با ایمان و تکیه به خانواده‌اش توانست از زیر بار غم مرگ پسرش رهایی یابد و در کارش نیز پیشرفت داشته باشد.

[Only admins are allowed to see this image][Only admins are allowed to see this link] border="0" alt="" />

فعالیت‌های اجتماعی

از فعالیت‌های اجتماعی و انسانی وی -همان‌گونه که تمام افراد مشهور نیز همین کار را چه با هدفی برای موقعیت خود و یا بدون این اهداف انجام دادند- کمک به مردم زلزله زده هایتی بود. بعد از زلزله‌ی سال 2010 در هایتی، وی به افراد مشهور دیگر پیوست تا به زلزله زدگان امداد رسانی کند. تراولتا، هواپیما‌ی‌ بویینگ 707 خود را پر از لوازم، تجهیزات، پزشک و کشیشان داوطلب کرد و به سمت منطقه زلزله زده حرکت کرد.


فیلم‌ها و کاراکترهای معروف

از فیلم‌ها و همچنین نقش‌های معروف تراولتا، می‌توان به ""Pulp Fiction و ""Grease اشاره کرد؛ و نقش‌هایی که در آن‌ها بازی کرد، به ترتیب "وینسنت وگا" و "دنیل زوکو" بودند. با توجه به زندگی‌نامه وی، فیلم پالپ فیکشن، آینده شغلی وی را حفظ کرد. چه بسا بدون آن فیلم، ما هرگز نام جان تراولتا را نمی‌شنیدیم. این فیلم، نقطه عطف بازیگری تراولتا به شمار می‌آید.
بازی وی در Face/Off نیز ستودنی است. بازی کردن دو نقش متضاد در مقابل یکدیگر، کار آسانی نیست و هرکسی نیز از پس آن بر نمی‌آید.


جوایز

برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره NBR برای "Saturday Night Fever" در سال 1977.
نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد، برای فیلم "Saturday Night Fever" در سال 1978. 
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای ""Saturday Night Fever در سال 1978. 
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره Golden Apple در سال 1978.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای Grease"" در سال 1979.
برنده جایزه مرد سال، از Hasty Pudding Theatricals در سال 1981.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای Staying Alive"" و ""Two of a Kind" در سال 1984.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای "Perfect" در سال 1986.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد دهه، از جشنواره Razzie برای ""The Experts ، "Perfect" ، "Staying Alive" و Two of a Kind"" در سال 1990.
نامزد جایزه بدترین بازیگر نقش مکمل مرد، از جشنواره Razzie برای ""Shout در سال 1992.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره فیلم استکهولم برای "Pulp Fiction" در سال 1994.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره LAFCA برای "Pulp Fiction" در سال 1994.
نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد، برای Pulp Fiction"" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره فیلم BAFTA برای Pulp Fiction"" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره CFCA برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد خارجی، از جشنواره David di Donatello برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره ALFS برای Pulp Fiction"" در سال 1995.
برنده جایزه بهترین رقص، از جشنواره فیلم MTV برای Pulp Fiction""، به همراه Uma Thurman، در سال .1995 
نامزد جایزه بهترین اجرای بازیگر مرد، از جشنواره فیلم MTV برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین اجرای بازیگر نقش اول مرد، از جشنواره Screen Actors Guild برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
برنده جایزه بامزه ترین اجرای بازیگر نقش اول مرد، از جشنواره American Comedy برای ""Get Shorty در سال 1996. 
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره SEFCA برای ""Get Shorty در سال 1996.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره ShoWest در سال 1996.
نامزد جایزه بهترین مبارزه، از جشنواره فیلم MTV برای "Broken Arrow" در سال 1996.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای "Get Shorty" در سال 1996.
برنده جایزه محبوبترین بازیگر مرد فیلم‌های درام، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "Phenomenon" در سال 1997.
نامزد جایزه بهترین اجرای بازیگر مرد، از جشنواره فیلم MTV برای "Phenomenon" در سال 1997.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره ساترن برای "Face/Off" در سال 1998.
نامزد جایزه محبوبترین بازیگر مرد فیلم‌های اکشن، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "Face/Off" در سال 1998.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره Golden Apple در سال 1998. 
نامزد جایزه محبوبترین بازیگر مرد، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "A Civil Action" در سال 1999. 
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای ""Primary Colors در سال 1999.
نامزد جایزه محبوب‌ترین بازیگر مرد، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "The General's Daughter" در سال 2000. 
برنده جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای ""Battlefield Earth: A Saga of the Year 3000 و Lucky Numbers"" در سال 2001.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای Domestic Disturbance" و "Swordfish در سال 2002.
نامزد جایزه فرد موثر در سینمای هفته، از جشنواره TV Land برای "The Boy in the Plastic Bubble" در سال 2006.
برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، از جشنواره فیلم هالیوود در سال 2007.
برنده جایزه بهترین اجرای دسته جمعی سال، از جشنواره فیلم هالیوود برای "Hairspray" به همراه Nikki Blonsky، Michelle Pfeiffer، Queen Latifah، Christopher Walken، Amanda Bynes، James Marsden، Brittany Snow، Zac Efron، Elijah Kelley و Allison Janney، در سال 2007.
نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، از جشنواره Golden Globe Hairspray در سال 2008.
نامزد جایزه بهترین ترانه، از جشنواره Critic's Choice برای ""Bolt (نام ترانه "I Thought I Lost You" )، به همراه Miley Cyrus و Jeffrey Steele، در سال 2009.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای Old Dogs"" در سال 2010.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد دهه، از جشنواره Razzie برای "Battlefield Earth: A Saga of the Year 3000"، Domestic Disturbance""، Lucky Numbers""، "Old Dogs" و Swordfish"" در سال 2010.

[Only admins are allowed to see this image][Only admins are allowed to see this link] border="0" alt="" />

فیلموگرافی

فیلمهای سینمایی
:

The Tenth Level (1975)
The Devil's Rain (1975)
The Boy in the Plastic Bubble (1976)
Carrie (1976)
Saturday Night Fever (1977)
Moment by Moment (1978)
Grease (1978)
Urban Cowboy (1980)
Blow Out (1981)
Staying Alive (1983)
Two of a Kind (1983)
Perfect (1985)
Basements (1987)
Look Who's Talking (1989)
The Experts (1989)
Look Who's Talking Too (1990)
Shout (1991)
Eyes Of An Angel (1991)
Chains of Gold (1991)
Boris and Natasha: The Movie (1992)
Look Who's Talking Now (1993)
Pulp Fiction (1994)
Get Shorty (1995)
White Man's Burden (1995)
Michael (1996)
Phenomenon (1996)
Orientation: A Scientology Information Film (1996)
Broken Arrow (1996)
Off the Menu: The Last Days of Chasen's (1997)
Mad City (1997)
Face/Off (1997)
She's So Lovely (1997)
A Civil Action (1998)
The Thin Red Line (1998)
Junket Whore (1998)
Primary Colors (1998)
The General's Daughter (1999)
Our Friend, Martin (1999)
Welcome to Hollywood (2000)
Lucky Numbers (2000)
Battlefield Earth (2000)
Domestic Disturbance (2001)
Swordfish (2001)
Austin Powers in Goldmember (2002)
Basic (2003)
Ladder 49 (2004)
A Love Song for Bobby Long (2004)
The Punisher (2004)
Magnificent Desolation: Walking on the Moon 3D (2005)
Be Cool (2005)
Lonely Hearts (2006)
Wild Hogs (2007)
Hairspray (2007)
Bolt (2008)
The Taking of Pelham 123 (2009)
Old Dogs (2009)
From Paris with Love (2010)
The Expendables 2 (2012)

کارهای تلویزیونی:

Emergency! (1972)
Owen Marshall: Counselor at Law (1972)
The Rookies (1973)
Medical Center (1974)
Welcome Back, Kotter (1975 – 1979)
 
آلبوم‌ها 
  • The Best of John Travolta (۱۹۹۶)
  • Grease (movie soundtrack) (۱۹۷۸)
  • Grease Lighting (۱۹۷۰)
  • John Travolta Sings (۱۹۹۶)

ژان رنو

دو شنبه 17 مهر 1391
14:30
alihoveida

 

ژان رنو

 
تاریخ تولد: 30 جولای 1948
 
محل تولد: کازابلانکا
 
● دور از وطن 
(ژان مورینو جیمننز رنو) در ۳۰ جولای ۱۹۴۸ در كازابلانكا از والدین اسپانیایی - فرانسوی به دنیا آمد.والدینش برای فرار از جنگ حكومت فاشیستی فرانسیسكو فرانكو به مراكش مهاجرت كردند. عده‌ای از اعضای خانواده آنان در جنگ كشته شدند، لذا آنان برای نجات از جنگ به مراكش رفتند. در آن هنگام مادر )ژان> باردار بود و ژان در مراكش به دنیا آمد. 
ژان زیرنظر مادرش زبان فرانسه و تحت تعلیمات پدرش زبان اسپانیایی را آموخت. علاوه بر این در مدرسه نیز به آموزش زبان انگلیسی پرداخت.)ژان> دوران دبستان را در مراكش به پایان رساند. او به توصیه مادرش به سوی فرانسه عزیمت كرد تا در آنجا بتواند پله‌های ترقی را یكی پس از دیگری طی كند. 
در ۱۲ سالگی به فرانسه مهاجرت كرد و برای دریافت تابعیت فرانسه به اجبار وارد ارتش شد. او در آنجا احساس كرد كه به بازیگری در تئاتر علاقمند است، لذا در بخش نمایشی ارتش مشغول به اجرای نمایش‌های متعدد شد و روز به روز علاقه‌اش به بازیگری فزونی پیدا كرد. او توانست تجربیات زیادی در زمینه نمایش در ارتش مارسی فرانسه كسب كند.
 
● ورود به سینما 
بعد از اتمام خدمت سربازی به پاریس رفت و در سال ۱۹۷۰ نقشهای كوچكی در تئاتر و تلویزیون در دست گرفت. چند كارگردان تلویزیونی به استعداد وی پی بردند و او را تشویق به تحصیل در زمینه بازیگری كردند. ژان روزها در استودیوی تلویزیون كار می‌كرد و عصرها به كلاس آموزش بازیگری می‌رفت، تا سرانجام در سال ۱۹۷۱ با ایفای نقش كوچكی در فیلمی كوتاه به دنیای سینما راه یافت. این نقش كوتاه و پیش پا افتاده سبب ایجاد اعتماد به نفس در وی شد. از سویی دیگر شانس به او روی آورد و )لوك بسون‌> یكی از كارگردانان و بازیگران معروف آن دوران با وی دوست شد و(ژان) را در فیلم‌هایش قرار داد. فیلم (گربه‌ها)، (زیرزمین) یا (مترو) را در سال ۱۹۸۵ با همكاری لوك‌بسون بازی كرد و ستایش فراوانی را برای خود به همراه داشت. در سال ۱۹۸۸ بار دیگر (بسون) در فیلم 
(آبی بزرگ) ژان رنو را به كار می‌گیرد. در واقع این اولین نقش بزرگ رنو محسوب می‌شد. 
رنو به شهرت رسید. بعد از بازی در (آبی بزرگ) دیگر كارگردانان گویی رنو را كشف كرده باشند به او چند پیشنهاد دادند. وی در سال ۱۹۹۰ فیلم (نیكیتا) را بازی كرد. به دنبال آن در فیلم (صدا) به سال ۱۹۹۲ و (پرواز از محكمه) هنر خود را نشان داد. 
● موفقیت بزرگ 
فیلم(لئون) در سال ۱۹۹۴ موفقیت بزرگی را به دنبال داشت. این فیلم یكی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین فیلمها در تاریخ سینمای فرانسه محسوب می‌شد. البته این فیلم طیف خشونت را به دنبال داشت و ۲۳ دقیقه از فیلم حذف شد تا خشونت آن كم شود. 
رنو در سال ۱۹۹۵ با بازی در فیلم (ماموریت غیرممكن) مورد نقد منتقدان زیادی قرار گرفت اما موفقیت فیلم در نظر مردم چشمگیر بود. 
● بسوی هالیوود 
رنو در سال ۱۹۹۷ به سوی هالیوود راه افتاد و سعی كرد تا تماشاگران آمریكایی را با ذوق و استعداد خود در زمینه‌های فیلمهای كمدی جلب كند. اما تماشاگران او را در نقش‌های اكشن می‌پذیرفتند. 
از این رو در سال ۱۹۹۸ با بازی در (گودزیلا) علاقه همگان را به خود جلب كرد، یكی از شانس‌هایی كه در هالیوود آورد همكاری با رابرت دنیرو در فیلم )رونین> بود. 
او دوباره به فرانسه بازگشت ولی هالیوود به دنبالش بود، بدین ترتیب در سال ۲۰۰۰ فیلم (رودخانه ارغوانی) را در هالیوود بازی كرد. 
رنو می‌خواست استعداد خود را در نقشهای كمدی بیازماید. او در سال ۲۰۰۲ در كنار (ژرار دیاردیو) اسطوره بازیگری در سینمای امروز فرانسه قرار گرفت و حاصل آن یكی از بهترین كمدی‌های فرانسوی به نام )روبی و كوئنتین> بود. این فیلم نه تنها در فرانسه، بلكه در آمریكا مانند بمب صدا كرد و جزو پرفروش‌ترین فیلمهای دنیا قرار گرفت. 
یكی از فیلمهای جدید (رنو) را می‌توان )پلنگ صورتی> نامید. همچنین او با بازی در فیلم (كد داوینچی) در نقش بازرس بزوفاچی براساس كتاب جنجال‌برانگیز(دن براون) امسال به نمایش در آمد، او در این فیلم همبازی (تام هنكس) خواهد بود.از فیلمهای اخیر )ژان رنو> كه به نمایش در آمد (امپراطوری گرگها) در سال گذشته بود، رنو برای بازی در آن یك و نیم میلیون یورو دستمزد گرفت.گفتنی است یكی از بهترین فیلم‌های رنو بازی در فیلم (ببر و برف) به كارگردانی (روبرتو بنینی) كه كمدین معروف ایتالیایی نیز در آن حضور داشته بود. همچنین وی اخیرا موافقتش را برای ایفای نقش در فیلم (پسران پرواز) اعلام كرده است. بودجه این فیلم ۱۰ میلیون دلار است و در زمان جنگ دوم جهانی اتفاق افتاده است. 
او چهار فرزند دارد. 
(ژان رنو) دو بار ازدواج كرد و ثمره هر ازدواج او دو فرزند است ... 
اولین ازدواجش در سال ۱۹۷۶ با (جنویو) بود كه در سال ۱۹۷۸ صاحب یك دختر به نام ساندرا و یك پسر به نام مایكل در سال ۱۹۸۰ شد.این ازدواج پایان خوشی به همراه نداشت. مسافرت‌های متعدد (ژان رنو) به ایتالیا و فرانسه شكایت همسرش را در پی داشت، لذا این ازدواج به جدایی ختم شد.ژان در سال ۱۹۹۴ با (ناتالی دیسكیویز) مدل ایتالیایی ازدواج كرد و در سال ۱۹۹۶ پسرش (تام) و دو سال بعد دخترش (سرنا) به دنیا آمد.ژان یك خانه مجلل و باشكوه در پاریس و یك خانه در بهترین نقطه لس‌آنجلس دارد. 
▪ گفتگو با لس‌آنجلس تایمز 
چندی پیش لس‌آنجلس تایمز گفتگویی با وی انجام داد كه در ذیل خواهید خواند. 
● نظر شما درباره نقشهای اكشن چیست؟ 
رنو: من شخصا انسانی رومانتیك هستم و روحیه‌ای طنزگونه دارم. حتی همیشه ترجیح می‌‌دهم در فیلمهای كمدی ایفای نقش كنم. به نظرم بازی در فیلمهای كمدی مشكل‌تر از بازی در فیلمهای اكشن است اما این روزها فیلمهای اكشن طرفدار بیشتری میان مردم دارد به ویژه آمریكایی‌ها، فیلمهای اكشن را بهتر می‌‌پسندند. من هم یك هنرپیشه هستم و باید طبق دیالوگها عمل كنم. 
حتی از دست زدن به اسلحه هم خوشم نمی‌آید. البته باید بگویم كه تیراندازی و هدف گرفتنم بسیار خوب است، زیرا در ارتش چندین دوره را گذرانده‌ام اما نه از اسلحه خوشم می‌آید و نه از شكار كردن. 
● آیا حقیقت دارد كه در فیلم ماتریكس نقش پیشنهادی را نپذیرفتید... 
رنو: بله، زیرا برای فیلمبرداری مجبور بودم، همراه چهار فرزندم به استرالیا بروم و مدتی را در آنجا زندگی كنم كه این برایم غیرممكن بود. لذا بازی در نقش مامور مخفی در فیلم ماتریكس را نپذیرفتم. 
● نظرتان درباره بازی با تام كروز و رابرت دنیرو چیست؟ 
رنو: من از رابرت دنیرو آموخته‌های زیادی یاد گرفتم و تجربیات زیادی كسب كردم. وقتی یك بازیگر ناشی با عده‌ای ماهر و حرفه‌ای بازی كند واقعا لذت می‌‌‌‌برد و كار به سرعت و با موفقیت به پایان می‌‌‌‌رسد. بازی در فیلم با عده‌ای هنرمند حرفه‌ای همچون بازی در میدان تنیس است. اگر بازیكن طرف مقابل خوب و حرفه‌ای باشد، آن بازی برای تماشاگران دلچسب خواهد شد. 
● نظرتان درباره مطالعه چیست؟ 
رنو: مطالعه كتب در زمینه‌های مختلف بستگی به ذائقه و معلومات فرد دارد، به نظر من مطالعه كتاب، انسان را به بالاترین مقام‌ها خواهد رساند. همین كه با علم روز آشنا شوی بهترین و والاترین ارزش را دارد.كتاب می‌تواند رسانه مكتوب خوبی باشد و سینما و تئاتر نیز می‌تواند یك رسانه تصویری مفید، به شرطی كه مفهوم و متن كتاب و یا فیلمنامه غیراخلاقی نباشد. 
● قدم بعدی در زندگی شما چیست؟ 
رنو: می‌‌‌خواهم از بازیگری كنار بكشم چون به اندازه كافی پول دارم. می‌‌‌خواهم بقیه عمر خود را در كنار خانواده‌ام باشم. امروزه سیل پیشنهادها به سوی من سرازیر است از هالیوود، فرانسه و ایتالیاا اما خسته شده‌ام می‌‌خواهم به استراحت بپردازم. شاید مدتی بعد از استراحت و فارغ بودن از كار بار دیگر خواهان فعالیت در عرصه سینما شوم اما اكنون نیاز به استراحت دارم. 
 
● فیلم‌شناسی ژان رنو 
 
از فیلم‌های مشهوری که وی در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته‌است می‌توان به :
مارگارت، ببر و برف،كدداوینچی،هتل رواندا، ماموریت غیرممكن،رودخانه كریسمون، پرواز از محكمه، صدا، آبی بزرگ، زیرزمین یا مترو و گربه‌ها. نیکیتا، لئون، رونین، گودزیلا، راز داوینچی، پسران پرواز، پلنگ صورتی و بوسه فرانسوی و امپراتوری گرگها اشاره کرد.
همچنین ژان رنو در ساخت، تهیه و صداگذاری فیلمهای (پلی‌استیشن)۲ نیز فعال بوده است.
از چهره او برای کاراکتر جک بلانک در بازی کامپیوتری اونیموشا ۳: محاصره اهریمن الگوبرداری شد .
 
افتخارات تلویزیونی و سینمایی 
 
سال عنوان نقش توضیحات
۱۹۸۰ The Moroccan Stallion
۱۹۸۲ La Passante du Sans-Souci
۱۹۸۳ Le Dernier Combat
۱۹۸۵ Le téléphone sonne toujours deux fois!! Marraine 's confidence man
Subway The Drummer
۱۹۸۸ Le Grand Bleu (The Big Blue) Enzo Molinari Nominated - César Award for Best Supporting Actor
۱۹۹۰ L'Homme au masque d'or Father Victorio Gaetano
دختری بنام نیکیتا ویکتور
۱۹۹۱ Loulou Graffiti Pique la Lune
L'Opération Corned-Beef Capitaine Philippe Boulier, dit 'Le Squale'/Captain Philippe
۱۹۹۲ Kurenai no buta Porco Rosso Voice
۱۹۹۳ La Vis Monsieur K
Paranoïa Short Subject
Flight from Justice Charlie Bert TV
Les Visiteurs Godefroy de Papincourt, Comte de Montmirail Nominated - César Award for Best Actor
۱۹۹۴ Léon (The Professional) Leon Nominated - César Award for Best Actor
۱۹۹۵ Les Truffes Patrick
بوسه فرانسوی بازرس ژان-پائول کاردن
Al di là delle nuvole Carlo
۱۹۹۶ مأموریت غیر ممکن فرانک کریگر
Le Jaguar Jean Campana
۱۹۹۷ Roseanna's Grave Marcello
Un amour de sorcière Molok
Les Soeurs Soleil Un spectateur
۱۹۹۸ Les Visiteurs II: Les Couloirs du temps Comte Godefroy de Montmirail, dit Godefroy
گودزیلا Philippe Roaché
رونین Vincent
۲۰۰۰ Les Rivières pourpres (Crimson Rivers) Pierre Niemans Nominated - European Film Award for Best Actor
۲۰۰۱ Just Visiting Count Thibault of Malfete
Wasabi Hubert Fiorentini
۲۰۰۲ Décalage horaire Felix
Rollerball Alexis Petrovich
۲۰۰۰۳ Tais-toi! Ruby
۲۰۰۴ Onimusha ۳: Demon Siege
(کپ‌کام-based popular franchise)
Jacques Blanc Voice
Videogame
Les Rivières pourpres II: Les anges de l'apocalypse
(Crimson Rivers II: Angels of the Apocalypse)
Commissaire Niemans
هتل رواندا Mr. Tillens Uncredited
L'Enquête Corse Ange Leoni
۲۰۰۵ L'Empire des loups (Empire of the Wolves) Jean-Louis Schiffer
ببر و برف Fuad
۲۰۰۶ پلنگ صورتی Gilbert Ponton
پسران پرواز Captain Thenault
رمز داوینچی Captain Bezu Fache
بر آب رفته Le Frog Voice
۲۰۰۸ Ca$h Maxime - Dubreuil
۲۰۰۹ پلنگ صورتی ۲ Gilbert Ponton
Le Premier Cercle Milo Malakian
Couples Retreat Marcel
Armored Quinn
۲۰۱۰ بچه‌های پاریس Dr. Sheinbaum awaiting release
The Immortal Charly Matteï
۲۰۱۱ Margaret Ramon awaiting release

 


نیکول کیدمن

دو شنبه 17 مهر 1391
14:6
alihoveida

 زندگی نامه نیکول کیدمن

 
 
نيكول در بيستم ژوئن سال 1967 در هاوايي بدنيا آمد. او يك ستاره سينماست و داراي شهرت فراواني است.پدر او یک ایرلندی و مادرش یک اسکاتلندی بود، که هر دو در استرالیا به دنیا آمده بودند. اما نیکول در هونولولو هاوائی (ایالات متحده آمریکا) متولد شده‌است و به همین دلیل دارای دو ملیت آمریکایی و استرالیایی می‌باشد. پدرش «آنتونی» (به انگلیسی: Dr. Antony David Kidman) متخصص شیمی بالینی بود و مادرش "جانل آن (به انگلیسی: Janelle Ann) آموزشیار پرستار بود.

در سال ۱۹۷۳ میلادی یعنی در ۶ سالگی نیکول، آنها به واشنگتن دی.سی جهت ادامه تحقیقات پدر نیکول درباره سرطان سینه سفر کردند که نیکول در آنجا اولین نقش خود را در جشن کریسمس تجربه کرد

او تاکنون دو بار ازدواج کرده نخست با تام کروز (به انگلیسی: Tom Cruise) در سال ۱۹۹۰ بود آنها دو فرزند به نام‌های ایزابلا جین (۱۹۹۲) و کانر آنتونی (۱۹۹۵) را به فرزند خواندگی قبول کردند. این ازدواج در سال ۲۰۰۱ به جدایی کشیده شد.دومین ازدواج وی با کیث اربن (به انگلیسی: Keith Urban) در ۲۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ است. پدرش يك متخصص شيمي و مادرش استاد پرستاري بود نيكول از سن 4 سالگي در سيدني استراليا پرورش يافت و اين علت شهرت او به لهجه منحصر به فردش است.
دوران كودكي او به شدت با فعاليتهاي اجتماعي پدر و مادرش آميخته بود مادرش كه يك فيمينيست تند و تيز بود و حتي حاضر نبود براي او عروسك بخرد پدرش او را با خرك ورزشي تمرين مي داد. ورزش يك قسمت از زندگي او در خانه بود نيكول مجبور بود در پايان روز با والدينش درباره يك نشريه سياسي يا اتفاقات روز بحث و گفتگو كند.

نيكول به شدت از اين اوضاع احساس بدي داشت همينطور كه بزرگ مي شد اولين تجربه بازيگري او در سن 6 سالگي بوقوع پيوست زمانيكه او در يك نمايش مدرسه اي در كريسمس ظاهر شد در سنين نوجواني آموزش رقص، تئاتر و پانتوميم ديد بخصوص علاقه شديد به رقص باله داشت.
امروزه اندام متناسب او بخشي از زيبايي اوست. اما در كودكي بخاطر قد بلندش نسبت به همكلاسيهايش خيلي متناسب نبود و چهره رنگ پريده او در جواني امتيازي براي او محسوب نمي شد.
او معمولاً در تئاتر « فيليپ استريت » در سيدني شركت مي كرد. علاقه اش به باله و هنرهاي نمايشي براي نيكول كافي بود
تا به هنرپيشگي علاقه مند شود. در سال 1983 نيكول اولين نقش خود را در فيلم استراليايي"Bush Christmas" بازي كرد. او يك اثر به ياد ماندني در پيشينه استراليايي خود آفريد به طوريكه هنوز هر دسامبر تلوزيون آن را پخش مي كند. در سال 1985 زمانيكه او فقط 17 سال داشت به عنوان هنرپيشه زن سال در استراليا برگزيده شد. زمانيكه در آمريكا در فيلم پر هيجان"Dead Calm" ظاهر شد خيلي زود به عنوان يك هنرپيشه شناخته شده در كل دنيا پذيرفته شده بود نيكول بزرگ شده بود و زيبايي خاص خودش را پيدا كرده بود همانطور كه امروزه مي شناسيمش فيلم بعدي نيكول "Days of Thunder" نام داشت كه در زندگي آينده او اثر گذار بود. در فيلم ماشين مسابقه او دل تام كروز را دزديد و بالاخره در سال 1990 نيكول و تام در كلرادو ازدواج كردند. در چند سال بعد از آن نيكول در تقلا براي براي اين بود كه خود را نه فقط به عنوان همسر تام كروز بلكه به عنوان يك هنرپيشه مطرح كند. نيكول در سال 1995 جايزه بهترين هنرپيشه زن Golden Globes را ازان خود كرد. در فيلم بعدي نيكول به عنوان زن بتمن در فيلم پرطرفدار آن زمان «بتمن براي هميشه» بازي كرد.

نيكول در فيلم  "Eyes Wide Shut" با همسرش تام كروز روبرو شد كه به كارگرداني استنلي كوبريك ساخته شد. مقاله هاي متعددي در مورد اين فيلم نوشته شد و اين دو به عنوان يك زوج موفق در هاليوود سلطنت مي كرند. فيلم قابل توجه بعدي نيكول «مولن روج» بود و بخاطر صدمه ديدن زانويش در اين فيلم از فيلم  "The Panic Room" كنار گذاشته شد. نيكول و تام سرپرستي دو كودك به نامهاي ايزابل جين و كونور آنتوني را به عهده گرفتند. تام و نيكول بعد از 10 سال زندگي مشترك در فوريه 2001 از يكديگر جدا شدند و سخنگوي نيكول اين را يك ماه بعد رسماً‌ اعلام كرد و طلاق در يكم آگوست 2001 رسماً انجام شد.نیکول بعد جدایی غم انگیز و مبهمش از تام با مردان زیادی رابطه داشت.وی سرانجام با "کیت اوربان" برترین خواننده ی پاپ و ثروتمند ترین مرد استرالیا ازدواج کرد.وی مدتها قبل از ازدواج با نیکول معتاد به الکل بوده و نیکول هم از این قضیه اطلاع داشته است . نیکول هم اکنون از اعتیاد همسرش بسیار ناراحت است و هردو می کوشند تا اعتیاد را از زندگی خود ریشه کن کنند .نیکول هم اکنون برای هر فیلم خود حدود 17 میلیون دلار دستمزد میگیرد.او با ثرمایه ای بالغ بر 400 میلیون دلار ثروتمند ترین زن استرالیاست.
 
فیلم‌ها

 
تندیسی از نیکول کیدمن در موزه مادام توسو لندن.
جوایز 
  • اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۲)
  • خرس نقره‌ای بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره برلین برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۳)
  • جایزه بهترین نقش اول زن در جشنواره فیلم انگلستان برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۳)

جنیفر لوپز

یک شنبه 16 مهر 1391
17:36
alihoveida

 

جنیفر لین لوپز (به انگلیسیJennifer Lynn Lopez) با نام مستعار جِی لو (به انگلیسیJ. Lo) زاده ۲۴ ژوئیه ۱۹۶۹ خواننده، بازیگر،رقصنده، تهیه‌کننده موسیقی، تهیه‌کننده تلویزیونی و طراح مد پورتوریکویی تبار اهل آمریکاست. جنیفر لوپز توسط مجله اقتصادی آمریکایی فوربزعنوان ثروتمندترین بازیگر لاتین تبار اهل هالیوود را به خود اختصاص داد. جنیفر لوپز در فهرست ۱۰۰ شخص پرنفوذ و اثرگذار آمریکایی لاتین تبار، توسط مجله پیپل اِن اسپانول به عنوان نفر نخست برگزیده شد.
او تا به حال با توجه به شهرت و محبوبیتش به عنوان یک ستاره برتر هنری در آگهی‌های پولساز نظیر تبلیغ ادکلن و مدهای گوناگون شرکت کرده و سودهای هنگفتی را به دست آورده‌است. علاوه بر آن او به عنوان یک حامی حقوق بشر و همچنین در رابطه با واکسیناسیون اطفال در بیمارستان کودکان لس آنجلس فعال بوده‌است. جنیفر لوپز کار شغلی خود را به عنوان رقصنده با بازی در مجموعه طنز تلویزیونی لیوینگ کالر[۱]آغاز کرد. پس از آن با ظهور در فیلم هیجانی و اکشن قطار پول در سال ۱۹۹۵ به سر زبان‌ها افتاد.
نخستین فیلمی که او به عنوان یک بازیگر کلیدی، ایفای نقش کرد فیلم با ژانر زندگینامه به نام سلنا بود که به سال ۱۹۹۷ ساخته شد، در این فیلم جنیفر لوپز به عنوان یک بازیگر برجسته و متمایز موفق شد جایزه آلما[۲] را دریافت کند. فیلم خارج از دید[۳] به سال ۱۹۹۸ فیلمی بود که او توانست دومین جایزه آلما را به خاطر نقش آفرینی در آن کسب نماید. پس از آن در فیلم‌های طنز برنامه‌ریز ازدواج[۴] خدمتکاری در منهتن[۵]مایلید برقصیم؟[۶] و مادرشوهر هیولا[۷] به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۱، ۲۰۰۲، ۲۰۰۴، ۲۰۰۵ نقش آفرینی باکرد. فیلم‌های مایلید برقصیم؟ و مادرشوهر هیولا برای جنیفر لوپز از لحاظ اقتصادی دستاوردی بزرگ محسوب می‌شدند.
در سال ۱۹۹۹ لوپز به عنوان نخستین کار، آلبوم آن دِ سیکس[۸] را روانه بازار موسیقی کرد. که تک آهنگ برتر و مشهور «اگر تو عشق من را داشته باشی»[۹] را در بر داشت. دومین آلبوم استودیویی جنیفر لوپز با نام J.Lo در سال ۲۰۰۱ با فروش هشت میلیون نسخه در کل دنیا، یک دستاورد بزرگ مالی برای او محسوب می‌شد. آلبوم J To Tha L-O! The Remixes نیز در سال ۲۰۰۲ دومین آلبوم پیاپی جنیفر بود که در صدرفهرست ۲۰۰ آلبوم برتر موسیقی آمریکا قرار گرفت. سومین و چهارمین آلبوم استودیویی این ستاره آمریکایی موسوم به این منم... خوب حالا[۱۰] در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۲ و میلادی دوباره[۱۱] در اول مارس ۲۰۰۵ ردیف شماره ۲ فهرست بیلبورد ۲۰۰ را به خود اختصاص دادند. در سال ۲۰۰۷ او نخستین آلبوم تمام اسپانیایی‌زبانش به نام آنطور که یک زن دل می‌بازد[۱۲] را روانه بازار کرد، او همچنین در ششم اکتبر همان سال پنجمین آلبوم انگلیسی و در مجموع ششمین آلبوم خود را با نام شجاع[۱۳] در دسترس هواداران خود قرار داد. او در سال ۲۰۰۳ برنده جایزه «American Music Award for Favorite pop/rock female Artist» که مخصوص خوانندگان زن در سبک پاپ و راک بود، گردید و همچنین در سال ۲۰۰۷ جایزه «American Music Award for Favorite Latin Artist»، که مخصوص هنرمندان لاتین‌تبار می‌باشد را از آن خود کرد. با توجه به آخرین آمار، جنیفر لوپز بیشتر از ۲۵ میلیون نسخه از آلبوم‌های خود را در تمام دنیا فروخته‌است. در مسابقه تلویزیونی آمریکن آیدل که مربوط به کشف استعدادهای درخشان در زمینه تک خوانی است، جنیفر لوپز در هیئت داوران فعال می‌باشد. در کانال