به گردو خوش آمدید

نیکولاس کیج

سه شنبه 25 مهر 1391
10:46
alihoveida

نام اصلی: نیکولاس کیم کاپولا
Nicolas Kim Coppola
ملیت: آمریکایی 
تولد: ۷ ژانویهٔ ۱۹۶۴ ‏(۴۸ سال)
لانگ بیچ، کالیفرنیا
پیشه: بازیگر، تهیه کننده و کارگردان
سال‌های فعالیت: ۱۹۸۰ تا کنون
همسر(ها): پاتریشیا آرکت
لیزا ماری پریسلی

 

نیکولاس کیج (به انگلیسیNicolas Cage) (زادهٔ: ۷ ژانویه ۱۹۶۴بازیگر و تهیه کنندهٔ آمریکایی می‌باشد. در سال ۱۹۹۵ او توانست جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای فیلم ترک لاس وگاس بدست آورد.

زندگی‌نامه 
 
نیکلاس کیج با نام اصلی نیکلاس کیم کاپولا، ۷ ژانویه‌ی سال ۱۹۶۴ در لانگ‌بیچ از توابع ایالت کالیفرنیای آمریکای شمالی متولد شد. پدر او آگوست کوپولا استاد ادبیات و برادر فرانسیس فورد کاپولا کارگردان مشهور «پدرخوانده»ها بود. مادرش هم طراح رقص بود. در نتیجه کیج خانواده‌ای فرهنگی و هنری داشت. (هر چند پدر و مادرش در سال ۱۹۷۶ از هم جدا شدند. به این دلیل که مادرش از افسردگی مزمن رنج می‌برد). کیج دو برادر دارد که هر دوی آن‌ها در زمینه‌های هنری فعالیت می‌کنند: کریستوفر کاپولا کارگردان است و مارک کاپولا از شخصیت‌های رادیویی در نیویورک است.
کیج در دبیرستان بورلی هیلز درس خواند و البته بعد از مدتی از آن جا بیرونش کردند. (این همان دبیرستانی است که لنی کراویتز و راب راینر و آنجلینا جولی هم در آن درس خوانده‌اند.) و اولین فعالیت‌های نمایشی غیر حرفه‌ای‌اش را هم در همین دبیرستان انجام داد. کیج بعدها تحصیلاتش را در زمینه سینما ادامه داد. او فارغ‌التحصیل مدرسه‌ی سینما و تلویزیون و تئاتر مشهور و معتبر UCLA است.
کیج همان اوایل فعالیتش نامش را تغییر داد تا زیر سایه‌ی نام کسی قرار نگیرد و به اعتبار نام خودش شهرت کسب کند. او با بازی در نقش‌های کلاسیک و جذاب در اواخر دهه‌ی ۸۰ میلادی توانست نامش را همان‌گونه که می‌خواست در دنیا مطرح کند. او نام کیج را از کاراکتر لوک کیج، یکی از شخصیت‌های کتاب‌های مارول کمیک، الهام گرفته است. (کلا کیج علاقه‌ی ویژه‌ای به کتاب‌های کمیک دارد و کلکسیونی از آن‌ها جمع‌آوری کرده است. به عقیده‌ی او اسطوره‌شناسی شخصیت‌های کتاب‌های کمیک می‌تواند بر روی آن چه که امروز در اطراف ما می‌گذرد تاثیر بگذارد. کیج حتی اسم پسرش را هم از روی یکی از شخصیت‌های کتاب‌های کمیک انتخاب کرده است.) بعد از اولین فیلمش به نام Fast Time in Ridgemont High که در آن چند دقیقه در مقابل شان پن ظاهر شد، در فیلم‌های متعددی بازی کرد که بعضی از آن‌ها متعلق به سینمای تجاری و پرفروش و بعضی هم فیلم‌های قابل توجه و غیرمعمولی بودند. او آرزو داشت که در فیلم outsider که عمویش کارگردانی می‌کرد نقش دالاس وینستون را بازی کند اما آن نقش را به مت دیلون دادند.
کیج دوبار کاندیدای جایزه‌ی اسکار شد و سرانجام هم برای بازیدر نقش یک الکلی ناامید که می‌خواهد دست به خودکشی بزند، برای فیلم «ترک لاس وگاس» توانست اسکار را از آن خود کند. نقش دیگری که برای آن نامزد جایزه‌ی اسکار شد، نقش چارلی کافمن و دوقلوی خیالی او در فیلم «اقتباس» بود. علیرغم این موفقیت‌ها، خیلی از بازی‌های او در فیلم‌های کم خرج در مقایسه با فیلم‌های تجاریش در اکران نادیده گرفته شد. برای مثال در سال ۲۰۰۵، کیج در دو فیلم شگفت‌انگیز «ارباب جنگ» و « هواشناس» بازی خارق العاده‌ای داشت که هر دوی این فیلم‌ها در گیشه شکست خوردند و فروش خوبی نداشتند و با وجود این که نقدهای خوبی هم بر آن‌ها نوشته شده بود و اکران جهانی هم داشتند ولی در عمل در برابر مخاطبان شکست خوردند. یا تریلر تعلیقی «8mm» محصول سال ۱۹۹۹ گیشه و اکران موفقی نداشت ولی امروز یک فیلم کالت به حساب می‌آید و طرفداران خاص خودش را دارد. این هم یکی از آن نقش‌آفرینی‌های کیج است که آن طور که باید دیده نشد.
بیشتر موفقیت مالی این بازیگر از تلاشش برای نقش‌آفرینی در فیلم‌های ژانر حادثه‌ای-اکشن ناشی می‌شود. در دومین فیلم پرفروش موفقش تا امروز یعنی فیلم «گنجینه‌ی ملی»، نقش یک تاریخدان عجیب و غریب را بازی می‌کند که برای پیدا کردن گنجینه‌ای که توسط یک سازمان آمریکایی پنهان شده، وارد ماجراهای خطرناکی می‌شود. یا در فیلم دیگرش «تغییر چهره» به کاگردانی جان وو که هم نقش قهرمان و هم بدمن داستان را دارد.
نیکلاس کیج سه بار ازدواج کرده است و همسر دوم او که مشهورترین آن‌ها هم هست، لیزا مری پریسلی دختر الویس پریسلی افسانه‌ای بود. و جالب است بدانید که او دوست صمیمی جانی دپ هم هست. در حقیقت کیج، جانی دپ را وقتی در فلوریدا گروه موسیقی داشته دیده و به گفته‌ی خودش: “وقتی داشتیم با هم مونوپلی بازی می‌کردیم فورا فهمیدم که او می‌تواند هنرپیشه‌ی فوق العاده‌ای شود. پس او را پیش مدیر برنامه‌هایم فرستادم.” از این بابت هم باید از کیج ممنون بود!
در سال‌های اخیر کیج به جز بازیگری حیطه‌های دیگری را هم تجربه کرده است. او برای اولین بار تجربه کارگردانی را با یک درام کم هزینه با بازی جیمز فرانکو تجربه کرده است. او همچنین تهیه‌کنندگی چند فیلم را نیز برعهده داشته است از جمله فیلم «سایه‌ی یک خون آشام» که اولین فیلمی است که توسط کمپانی Saturn تولید شده است. این کمپانی را کیج به همراه شریکش جف لواین تاسیس کرده است. «سایه‌ی یک خون آشام» نامزد جایزه‌ی اسکار هم شد. کیج همچنین تولید فیلم « زندگی دیوید گیل» با بازی کیت وینسلت و کوین اسپیسی را هم در کارنامه‌اش دارد که یک تریلر مرگبار است. خودش درباره‌ی تجربه‌های دیگری که می‌کند می‌گوید: “احساس می‌کنم که تا همین‌جا هم در فیلم‌های متعددی بازی کرده‌ام و می‌خواهم کارهای جدیدی را شروع کنم و دنیاهای دیگری را تجربه کنم تا از قابلیت‌های دیگری هم که دارم در راه رسیدن به موفقیت استفاده کنم. حالا این قابلیت‌ها می‌تواند نوشتن باشد یا هر چیز دیگری که باعث پیشرفتم می‌شود.”
کیج در تلاش برای پیشرفت در بازیگری مدتی هم روی صدایش کار کرد. به عقیده‌ی او: “بازیگران بزرگی مانند اسپنسر تریسی دارای صداهای خاص به یادماندنی بودند.” در نتیجه او هم مدتی روی صدایش کار کرد تا لحن و صدایش ویژگی‌های منحصر به فردیپیدا کند.
نقش آفرینی آینده‌ی کیج در فیلم «آگاهانه» به کارگردانی آلکس پرویا خواهد بود که قرار است ۲۰ مارچ ۲۰۰۹ به نمایش در آید. او در این فیلم نقش یک معلم را بازی می‌کند که می‌خواهد محتویات کپسول زمانی که در مدرسه پسرش کشف شده را آزمایش کند.
چند وقتی هست که فیلم‌های نیکلاس کیج دارند به شدت در هر دو جبهه تماشاگران و منتقدان شکست می‌خورند. با نگاهی به فیلم‌های آینده او و چند پروژه‌ای که با کارگردانان بزرگی همچون جان کارپنتر، ورنر هرتزوگ و رومن پولانسکی دارد می‌توان امیدوار بود که دوباره به دوران اوجش بازگردد. البته اگر اتفاقی مثل فیلم بسیار موفق «کشتی‌گیر» (دارن آرونوفسکی) که اخیرا جایزه اصلی جشنواره ونیز را برد و قرار بود در آن نقش اصلی را بازی کند (که نکرد و میکی رورک در آن درخشید) نیافتد.
کیج درباره‌ی بازیگری می‌گوید: “برای بازیگر خوب بودن باید شبیه یک مجرم عمل کنی یعنی مشتاق شکستن قوانین باشی تا چیز جدیدی را به دست آوری.”
نیکلاس کیج
نکات جذاب:
 
- نیکلاس نوجوان عاشق بازیگری بود . تا این حد که تحصیل در دوران دبیرستان را در سن ۱۵ سالگی رها کرد و وارد کنسرواتوار جوانان سان فرانسیسکو شد . در آنجا در نقش یک قهرمان بوکس در اجرایی از نمایشنامه پسر طلایی ظاهر شد.
- پس از سان‌فرانسیسکو به بورلی هیلز رفت و در کلاس‌های آمورش بازیگری شرکت کرد. از شاگردان استادان مشهور هنرهای نمایشی (پگی فوری) بود که در سال ۱۹۸۵ در یک سانحه تصادف اتومبیل در گذشت.
- پدر کیج (آگوست کوپولا) رییس واحد هنرهای خلاق دانشگاه سن فراسیسکو تاثیر زیادی روی او داشت. از جمله دیگر شخصیت‌هایی که در این دوره از آنان تاثیر پذیرفت می‌توان به مارلون براندو، جمیز دین و جری لوییس (به تعبیر خود کیج به خاطر آزادی و دیوانگی‌هایش) اشاره کرد.
- در سال ۱۹۸۹ برای فیلم «بوسه خون آشام» یک سوسک زنده را بلعید.
- از سوی منتقدان نیویورک برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شده است،
- در سال ۱۹۹۵ به خاطر بازی در «ترک لاس وگاس» برنده جایزه بهترین بازیگر درام مرد از سوی گلدن کلوب و برنده جایزه اسکار شد.
- او در دهه نود در چند کمدی‌ سبک، نقش‌های تحسین برانگیزی ایفا کرد به ویژه با اندرو برگمان کارهای خوبی انجام داد. او در «ماه عسل در لاس وگاس» نقش مردی را که نامزدش را در بازی پوکر از دست می‌دهد و بر وحشتش از ازدواج چیره می‌شود بازی کرد.
- کیج در فیلم «می‌توانست برای شما اتفاق افتاده باشد» نقش یک پلیس متاهل را بازی می‌کند که بلیت بخت آزمایی‌اش را که برنده شده به انعام به یک پیش خدمت می‌دهد. داستان فیلم از این قرار است که این پلیس آرام وارد رستورانی می‌شود و هنگام پرداخت صورت حساب متوجه می‌شود که همسرش تمام پول‌هایش را برداشته و به پیش خدمت قول می‌دهد که هر مقدار پولی که فردا دستش برسد مقداری از آن را به او خواهد داد و از قضا همان شب در قرعه کشی ده میلیون دلار برنده می‌شود. او مجبور می‌شود مقداری از این پول را به پیش خدمت بدهد.
- در سال ۱۹۸۱ با تلاش فراوان و با نام نیکلاس کوپولا در نخستین فیلمش که کاری تلویزیونی بود و «اوقات خوش در رمانت های» نام داشت بازی کرد و پس از آن بود که این شانس را پیدا کرد که در ساخته عموی نامدارش «ماهی مهاجم» در نقش یکی از اعضای گروه جوانان یاغی (کنار بازیگرانی مثل میکی رورک و مت دیلن ) نقشی را به عهده بگیرد.
- او در همان اوایل دهه ۸۰ تصمیم گرفت نام خانوادگی‌اش را تغییر دهد و دلیل اصلی این تصمیم را تاثیرپذیری فراوانش از شخصیت پدرش دانسته که مانع از آن می‌شده تا در مقام بازیگری مستقل به ارائه درک شخصی‌اش از نقش‌ها بپردازد . (به گفته خود او این تاثیرپذیری تا حد زیادی در «ماهی مهاجم» هم مشهود است). با وجود تغییر نام، در دو ساخته دیگر عمویش هم ظاهر شد: در «کاتن کلاب» نقش برادر کوچک‌تر ریچاردگیر را ایفا می‌کرد و در «پگی سو ازدواج کرد» نقش همسر کاتلین ترنر را به عهده داشت.
- در فیلمی با نام «بردی» در کنار ماتیو موداین (که در این فیلم حسابی درخشید) در قالب دو دوست زخم خورده روانی بازگشته از جنگ ویتنام حضوری موثر داشت.
- حضور او در «پرندگان آتشین» که تقلیدی سطحی از «تاپ گان» (تونی اسکات ۱۹۸۶) در نقش یک خلبان بی‌باک هلی‌کوپتر تا حد زیادی به موقعیت هنری او لطمه زد.
- در «ترک کردن لاس و گاس» در نقش مردی الکلی اجرایی متفاوت ازاین نقش تیپیک ارائه داد، اجرایی که با تصویر ثابت و کلیشه‌ای چنین نقشی در فیلم‌های آمریکایی، به عنوان قربانی الکلیسم که با تکیه بر نیروی عشق و وفاداری محبوبه‌اش سعی در اصلاح خویش می‌کند، تفاوت بسیار داشت. او در این فیلم شخصیتی یک مرد الکلی را در واپسین روزهای زندگی‌اش تصویر کرد که این شیوه زندگی را به میل خود انتخاب کرده است. او حتی به این شخصیت (که سرنوشت محتومش را پذیرفته) ابعادی حماسی بخشید. بازی در این فیلم جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول را نصیب کیج ساخت.
- در «صخره» کیج در کنار شان کانری در نقشی مرید گونه (در این جا یک مامور امنیتی) ظاهر شد که که با کمک گرفتن از پیری مجرب و دنیا دیده سعی در به انجام رساندن ماموریتش دارد. کیج این جا در نقشی بازی کرده طیف متنوعی از هم بازی‌های کانری در سال‌های اخیر از هریسون فورد، الک بالدوین و کوین کلاستنر گرفته تا کریستیان اسلیتر، کریستوفر لامبرت و وسلی اسنایپس ایفا کرده‌اند.
- کیج در هالیوود به جدی گرفتن نقش‌ها و زندگی کردن با آن‌ها و هم‌چنین انجام تمرین‌های دشوار شهرت دارد و هر نقشی را که بپذیرد در زندگی واقعی‌اش نیز در قالب آن فرو می‌رود. شواهد این مدعا کم نیستند. گفته می‌شود که به خاطر «مسابقه با ماه» بازویش را شکافت، دو دندانش را به خاطر «بردی» کشید و در «بوسه خون آشام» یک سوسک زنده را بلعید!
- از معدود بازیگران معاصر سینمای امریکاست که از ستاره شدن پرهیز کرده و با تغییر خصایص فیزیکی‌اش (مثل فرم آرایش موها و صدا و لهجه) از فیلمی به فیلم دیگر مانع از شکل‌گیری تصویری ثابت از خود در ذهن علاقه‌مندانش بوده است.
- نیکلاس کیج از سرگیجه مزمن رنج می‌برد.
- وی عاشق بداهه‌گویی می‌باشد.
- درآمد وی از فیلم WIND TALKERS در سال۲۰۰۲ بیست میلیون دلاربوده است .
- نیکلاس کیج و لیزا ماری پریسلی (دختر الویس پریسلی) در جزیره هاوایی با یکدیگر ازدواج کردند (یک هفته قبل از بیست و پنجمین سالگرد درگذشت الویس پریسلی). البته مراسم عروسی بعد از سالگرد درگذشت الویس پریسلی برگزار شد. (الویس پریسلی ۴۲ سال داشت که در اثر حمله قلبی در سال ۱۹۷۷ درگذشت. لیزا ماری در سال ۱۹۹۴ با مایکل جکسون ازدواج و کمتر از یک سال بعد از او جدا شد, آن دو بالاخره در سال ۱۹۹۶ از هم طلاق گرفتند و بعد از آن با Danny keough (موسیقی دان) ازدواج کرد که از این ازدواج دو فرزند دارد.) نیکلاس کیج بعد از ۶ سال, در سال۱۹۹۵ با پاتریشیا آرکت که خود هنرپیشه بود ازدواج کرد. در سال ۲۰۰۱ از پاتریشیا آرکت طلاق گرفت. او همچنین یک فرزند پسر از نامزد سابقش, Kristina Fulton دارد. نیکلاس کیج به طور اتفاقی با یک گارسن که اهل کشور فیلیپین بود آشنا شد و همین آشنای باعث ازدواج آن‌ها در سال ۲۰۰۴ گردید .
نیکلاس کیج
 
فیلم‌ها 
 
فیلم‌های معروف او عبارت‌اند از:

 


بروس ویلیس(جان سخت)

سه شنبه 25 مهر 1391
10:22
alihoveida

 

 
نام اصلی: والتر بوروس ویلیس

تولد:

محل تولد:

۱۹ مارس ۱۹۵۵ ‏(۵۷ سال)

پادگان ارتش آمریکا در باوم هلدر
راینلاند-فالتز , Flag of Germany.svg آلمان غربی

سال‌های فعالیت: تا کنون-۱۹۸۰
همسر(ها): دمی مور ۲۰۰۰-۱۹۸۷
اما همینگ تا کنون-۲۰۰۹
فرزندان: رومر ویلیس
تالولا ویلیس

 

 

زندگی هنری
 
بعد از يك موفقيت در يك شو بروس براي اولين بار در روزنامه ها مطرح شد. سال 1987 هم يك سال خوب و هم يك سال بد براي بروس بود و يك كار ضعيف در فيلم « Back Edwards Blin Date » ارائه داد اما  در سال 1988 وقتي كه در فيلم «جان سخت » در نقش « مك كلين »  يك پليس بي باك بازي كرد منتقدين راساكت كرد تا يسال 1990 در فيلم جالب توجهي بازي نكرد تا اينكه روباره در فيلم « سخت جان 2 » به سمت بچه هاي بد شليك كرد بروس در نقشهاي استالونه اي و شواتزنگري گير كرده بود او سعي كرد قالبي را كه در آن قرار گرفته است در سه فيلم"Bon Fire of THE Vanities" و "Billy Bathgate" و "Hudson Hawk" بشكند.
 
در سال 1991 او دوباره با فيلم "The Last Boy Scot" به سبك فيلمهاي اكشن بازگشت تا جاني به باجه بليط  ببخشد اما دوباره سه بمب ديگر به نامهاي "Death Becomes" و "Stricking Distance" و "North" منفجر كرد.
 
زمانيكه سال 1994 فرا رسيد احتياج به يك تثبيت موقعيت حرفه اي داشت. در فيلمهاي 12 ميمون و سخت جان و انتقام بروس وزنه سنگيني در موفقيت اين فيلمها بود او آنقدر شناخته شده بود كه نمي توان گفت كه فيلم معروف « لوك بسون » يعني « عنصر پنجم » يك موقعيت بزرگ براي معروفيت او بود.
 
بروس ويليس به نظر مي رسيد كه مانند « جان تراولتا » به حاشيه رانده شده است فيلمهايي مانند  "Jackal" و "The Seige"  باعث تضعيف او شد. او چندي بعد اين خاطرات را ذهنها پاك كرد البته با فيلم حس ششم كه ركورد فروش را براي چندين هفته در دست داشت در فيلم بعدي « داستان ما » كه با استقبال خوبي روبرو نشد و « صبحانه قهرمانان » كه او در سرمايه گذاري آنها كمك كرده بود خيلي مورد توجه مردم قرار نگرفت او هنوز مي رود كه يك وزنه پر قدرت در فيلمهاي مختلف باشد از آرماگدون تا فيلمهاي تجربي مانند « صبحانه قهرمانان » نشان مي دهد كه بروس مايل به بازي در سبكهاي مختلف است.
 
 
ویلیس در اواخر دهه ۸۰ و به ویژه به خاطر بازی در نقش جان مک‌کلاین در سری فیلمهای جان سخت به شهرت رسید.
ویلیس همچنین در چندین مجموعه تلوزیونی نیز حضوری موفق داشته و چند البوم موسیقی نیز منتشر نموده. وی در مجموع در بیش از ۶۰ فیلم سینمایی حضور داشته که از این بین می‌توان به قصه عامه پسند ٬ شهر گناه ٬ جان سخت ٬ آرماگدون و حس ششم اشاره نمود. معروفترین نقش او حضور در فیلمهای جان سخت وایفای نقش جان مک‌کلاین است
اثار ویلیس در مجموع و به طور خالص بین ۲.۵۵ تا ۳.۰۴ میلیارد دلار آمریکا در گیشه‌های منطقه آمریکای شمالی فروش داشته که از لحاظ پر کردن گیشه هفتمین هنرپیشه نقش اول و هشتمین هنرپیشه نقش مکمل می‌باشد.[۱][۲]
ویلیس همچنین دو بار برنده جایزه امی، یک بار برنده جایزه گلدن گلوب و چهار بار نامزد دریافت جایزه ساترن شده است.
 
زندگی شخصی 
 
 فرزند بزرگ خانواده ارتشي بروس در يك پايگاه آمريكا در آيدار ابراشتين آلمان در مارس سال 1955 بعد از اينكه پدرش ارتش را در سال 1957 ترك كرد آنها به نيوجرسي آمريكا رفتند بروس در مدرسه بسيار فعال بود و همچنين در چندين برنامه دراماتيك ظاهر شد.
 
او تصميم نداشت كه بعد از دبيرستان مستقيماً به دانشگاه برود و يك كار رانندگي پيدا كرد اما بعد از اتفاقي كه براي يكي از همقطارانش افتاد اين كار را رها كرد و مدتي در بارهاي محلي سرگردان بود علاقه بروس به موسيقي اقزايش يافته بود همچنين شروع به زدن ساز دهني در يك گروه كه « لوز گوز » نام داشت كرد.
 
بروس مطالعاتش را در زمينه تئاتر ادامه داد و دوره هايي را در زمينه درام در كالج مونتكلر آغاز كرد بروس براي چند تست بازيگري به نيويورك نامه هايي فرستاد او بلاخره به منهتن رفت و يك آپارتمان كوچك اجاره كرد.
 
بروس براي تأمين مخارج زندگي در رستوران مركزي شروع به كار كرد در سال 1984 يك نقش مهمان در فيلم صداي ميامي بازي كرد كه نقش يك قاچاقچي اسلحه را بازي مي كرد.
 
وی در سال ۱۹۸۷ با هنرپیشه معروف هالیوود یعنی دمی مور ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر می‌باشد. ازدواج مور و ویلیس بیشتر از ۱۳ سال دوام نیافت و این دو در سال ۲۰۰۰ از یکدیگر جدا شدند.
 
فیلم‌شناسی
 
فهرست برخی از فیلم‌هایی که بروس ویلیس در آنها به ایفای نقش پرداخته است:

 


مستربین

شنبه 22 مهر 1391
19:26
alihoveida

 

 
نام در تولد روآن سباستین اتکینسون

زاده

محل تولد

۶ ژانویهٔ ۱۹۵۵ ‏(۵۷ سال)

کانست٬ کانتی دورهام٬

ملیت

Flag of England.svg انگلستان

سال‌های فعالیت ۱۹۷۹ تا کنون
ژانر کمدی کمدی سیاه , طنز
همسر سونترا ساستری (۱۹۹۰ تا کنون)
کارها و نقش‌های برجسته نه اخبار ساعت نُه
بلک اَدر پیش می تازد

 روآن سباستین اتکینسون (به انگلیسیRowan Sebastian Atkinson) (زادهٔ ۶ ژانویه، ۱۹۵۵) یک بازیگر و نویسندهٔ بریتانیایی است که برای ایفای نقش آقای بین و بلک اَدر در تلویزیون بریتانیا مشهور شده است. نام او به عنوان یکی از پنجاه نفر در میان فهرست بامزه ترین کمدین های بریتانیا در مجلّهٔ آبزرور به چشم می‌خورد.[۱] او همچنین به عنوان یک از پنجاه نقش برتر کمدی همهٔ تاریخ در نظرسنجی میان افراد کمدین در سال ۲۰۰۵ انتخاب شد.[۲]

 

شغل: بازیگر، كمدین، نویسنده.
 
تحصیلات: مهندسی الكترونیك از دانشگاه نیوكاسل و آكسفورد.
 
علت شهرت: MR..BEAN
 
قد: 183 سانتی متر.
 
پدر: ERIC ATKINSO
 
شغل: كشاورز
 
مادر: ELLA MAY ATKINSON
 
برادرها: RYBERT-RODNEY.
 
همسر: SUENTRA SASTRY--
 
شغل: آرایشگر و گریمور
 
ازدواج:1990.
 
پسر: BENJAMIN
 
دختر: LILY
 
جوایز دریافتی:
 
BRIT ACADEMY AWARDS
 
OLIVIER THEATRE AWARDS
 
 
 
* وی در دوران دبستان با تونی بلر هم كلاسی بوده است.
 
* وی از سال 1979 فعالیت هنری خود را آغاز كرد.
 
* وی از كودكی دچار لكنت زبان می باشد. وی قادر به تلفظ صحیح حرف B نمیباشد.
 
* وی صاحب چندین اتوموبیل ریسر و اسپورت می باشد. تفریح و سرگرمی وی مسابقات اتومبیل رانی سرعت می باشد. وی در این زمینه مهارت زیادی نیز داراست..
 
 
 
روان آتكینسون معروف به مستربین كمدین معروفی كه سال هاست خنده را بر لبان مردم دنیا می نشاند، در 6 ژانویه 1955 در نیوكاسل انگلیس در منطقه تینه متولد شد. پدرش اریك آتكینسون و مادرش الامی نام داشت. او دو برادر بزرگ تر به نام های روبرت و رودنی دارد. پدرش یك مزرعه دار ساده بود. روان بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در دانشگاه نیوكاسل در رشته مهندسی برق مشغول به تحصیل شد. مدتی بعد دانشگاهش را به آكسفورد منتقل كرد و تحصیلاتش را در همان رشته در دانشگاه آكسفورد به پایان رساند.
 
 
 
او از نوجوانی به بازی در نقش های كمدی علاقه فراوانی داشت و در این زمینه از استعداد خاصی برخوردار بود. روان در دانشگاه آكسفورد با فیلمنامه نویس طنز معروف ریچارد كورتس آشنا شد و فعالیت هایش را در زمینه بازیگری كمدی زیرنظر این فیلمنامه نویس آغاز كرد. او در چند نمایش كوتاه طنز كه در سالن آمفی تئاتر دانشگاه اجرا شد ایفای نقش كرد و بسیار مورد توجه تماشاچیان قرار گرفت. روان كار حرفه ای خود را در این زمینه در سن 23 سالگی و در سال 1978 با ایفای نقش در یك نمایش كمدی با نام oclock news شروع كرد..
 
 
 
این نمایش یك تقلید خبر طنزآمیز بود كه از شبكه BBC انگلیس پخش می شد. این نمایش كمدی كه پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت موفقیت چشمگیری به دست آورد و در این مدت چهار سال روان جوایز ملی و بین المللی فراوانی را از اتحادیه های مختلف از آن خود كرد. روان كه با بازی در این سریال محبوبیت خاصی در انگلیس پیدا كرده بود در سال 1980 به این ترتیب عنوان بازیگر سال BBC را از آن خود كرد و مورد تقدیر قرار گرفت.
 
 
 
روان در سال 1981 در یك نمایش تك نفره طنز در تئاتر وست اند لندن بازی كرد و بعد از اتمام یك فصل كامل بازی جایزه بازیگر كمدی سال اتحادیه تئاتر وست اند لندن را از آن خود كرد. او جوان ترین فردی بود كه تا آن زمان تئاتر تك نفره طنز بازی كرده بود. دومین نمایش تك نفره او در سال 1988 نه فقط در لندن بلكه در نیویورك، استرالیا، نیوزلند و خاورمیانه بسیار موفقیت آمیز بود و مورد استقبال قرار گرفت.او در سال 1983 با همكاری فیلمنامه نویس ریچارد كورتیس نمایش طنز Black Adder افعی سیاه را برای BBC ساخت كه این سریال نیز برنده جوایز فراوانی در سطح بین المللی شد و روان به واسطه بازی در نقش اول این سری نمایش ها برای دومین بار عنوان بهترین بازیگر سال BBC را از آن خود كرد. این سریال در چهار دوره متوالی پخش شد.
 
 
 
معروف ترین كار تلویزیونی بزرگ او در سال 1989 ساخته شد. این سریال كمدی صامت، مجموعه نمایش های مستربین بود كه برای شبكه های ITV و HBO توسط شركت تایگر اسپكت ساخته شد. در این مجموعه نمایش های طنز، روان نقش یك شهروند انگلیسی دست و پا چلفتی را بازی می كرد كه بدون كلام و بیشتر با شكلك های صورت و حركات خنده دار، خنده را بر لبان تماشاگران می نشاند. این سریال برنده جوایز بین المللی فراوانی از جمله رز طلایی مونترایكس شد و در سال 1995 نیز عنوان بهترین نمایش كمدی را از آن خود كرد.
 
 
 
این سریال از شروع ساختش بسیار مورد توجه كشورهای مختلف دنیا قرار گرفت و در بیش از دویست كشور مهم دنیا فروخته شد و از آن به بعد روان به عنوان مستربین در سطح بین الملل معروف شد. این مجموعه نمایش ها از لحاظ اقتصادی برای تلویزیون انگلیس پرفروش ترین سریال دهه نود به شمار می رفت. این مجموعه از سال 1989 تا 1995 در تلویزیون بریتانیا ساخته و پخش می شد. در سال 1997روان یك فیلم سینمایی را نیز با این نقش بازی كرد كه بین، نمایش واقعه ناگوار نام داشت و در سطح جهان موفقیت های فراوانی را از آن خود كرد...
 
 
 
روان آتكینسون نه تنها یك بازیگر بلكه یك نویسنده، تهیه كننده و دوبلر معروف فیلم های كمدی در اروپا به شمار می رود وی می گوید: یك فیلم كمدی خوب علاوه بر بازی خوب یك كمدین نیاز به یك موسیقی زیبا، یك كارگردانی خوب و یك فیلمنامه زیبا دارد.
 
او در مورد مجموعه مستربین می گوید: من هرگز دوست ندارم از مستربین كه با آن در سطح دنیا شناخته شده ام جدا شوم. من از بازی در این نقش لذت فراوانی می برم. روان علاوه بر این مجموعه های تلویزیونی، فیلم های سینمایی بسیار موفقی را هم در كارنامه هنری خود دارد.
 
 
 
روان در سال 2006 ساخت دومین مجموعه مستربین را آغاز كرده است كه در 29 مارس 2007 به سینماها آمد. این مجموعه تعطیلات مستربین نام دارد.
 
 
 
روان در فوریه 1990 با سانترا سایستی ازدواج كرد كه حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های بنیامین و لیلی می باشد. قابل ذكر است كه مستربین عاشق ماشین های سریع السیر از جمله استون مارتین است. وی در خصوص ماشین های تندرو مقالاتی را در مجلات ماشین منتشر كرده است.
 


ویل اسمیت

شنبه 22 مهر 1391
19:3
alihoveida

 

ویل اسمیت

نام اصلی ویلارد کریستوفر «ویل» اسمیت جونیور
ملیت آمریکایی
تولد ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸ ‏(۴۴ سال)
فیلادلفیا (پنسیلوانیا
پیشه بازیگر و خواننده، دوبلور
سال‌های فعالیت ۱۹۸۷- تاکنون
همسر(ها) جادا پینکت اسمیت
فرزندان جیدن اسمیت
ویلو اسمیت
وب‌گاه رسمی www.willsmith.com

 

ویلارد کریستوفر «ویل» اسمیت جونیور (به انگلیسیWillard Christopher "Will" Smith, Jr) ‏ (زاده ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸) که با نام ویل اسمیت شناخته می‌شود، بازیگر و خواننده، هیپ هاپ، دوبلور و هم چنین تهیه کنندهٔ آمریکایی است.

 
زندگینامه
 
ویل اسمیت در فیلادلفیا در ایالت پنسیلوانیای آمریکا به دنیا آمده است.
وی تاکنون دوبار نامزد جایزه اسکار برای فیلم‌های علی(۲۰۰۱)و به دنبال خوشبختی (۲۰۰۶)شده است .
او در فیلم به دنبال خوشبختی به همراه پسرش ایفای نقش کرده است .
او در سال ۲۰۰۸ پر درآمدترین بازیگر هالیوود شناخته شد.
 
 
 
ويل‌ اسميت‌ يك‌ سياهپوست‌ دوست‌ داشتني‌
 
ويل‌ اسميت‌ يكي‌ از هنرپيشه‌هاي‌ سياه‌پوست‌مطرح‌ هاليوود است‌. او با نقش‌آفريني‌ درفيلم‌هايي‌ چون‌ وصلت‌،(پسران‌ بد) و(مردان‌سياه‌پوش‌) توانست‌ به‌ موفقيت‌ بين‌المللي‌ دست‌يابد.
اين‌ هنرپيشه‌ سياه‌پوست‌ نه‌ تنها در عرصه‌ سينمابلكه‌ در صحنه‌ خوانندگي‌ نيز حضوري‌ پررنگ‌دارد. ويل‌ اسميت‌ يكي‌ از هنرپيشه‌هايي‌ است‌ كه‌با تبعيض‌ نژادي‌ در آمريكا مبارزه‌ مي‌كند و تاكنون‌چندين‌ بار دست‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ بشردوستانه‌ به‌ويژه‌ براي‌ سياه‌پوستان‌ زده است.
 
بايد افزود كه‌ همسر و پسر كوچك‌ ويل‌ اسميت‌نيز از بازيگران‌ خوب‌ هاليوود مي‌باشند. او در فيلم‌علي‌ در كنار همسرش‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كرد و در فيلم‌در تعقيب‌ خوشبختي‌ به‌ همراه‌ پسرش‌ جيدن‌اسميت‌ به‌ بازي‌ پرداخت‌. اكنون‌ نگاهي‌ به‌ زندگي‌ اين‌ هنرپيشه‌ خواهيم‌داشت‌. زندگي‌ شخصي‌ ويل‌ اسميت‌ ويل‌ اسميت‌ با نام‌ ويلارد كريستوفر اسميت‌ دوم‌25 سپتامبر 1968 در يك‌ خانواده‌ متوسطجامعه‌ در پنسيلوانيا در آمريكا چشم‌ به‌ جهان‌گشود. پدرش‌ مهندس‌ راه‌ و ساختمان‌ و مادرش‌ مديريك‌ مدرسه‌ بود.ويل‌ در كودكي‌ مي‌گفت‌:(من‌سياه‌پوست‌ نيستم‌. من‌ تاريك‌ و كثيفم‌.) در واقع‌ اواحساس‌ مي‌كرد رنگ‌ سياه‌ پوستش‌ به‌ دليل‌ كثيفي‌مي‌باشد و در دنياي‌ كودكي‌اش‌ مرتب‌ به‌ حمام‌مي‌رفت‌ و بدنش‌ را با ليف‌ و صابون‌ محكم‌مي‌شست‌ تا رنگ‌ پوستش‌ تغيير كند. اما به‌ مرورمتوجه‌ شد او كثيف‌ نيست‌ بلكه‌ از نژاد سياه‌پوستان‌مي‌باشد ويل‌ از زماني‌ كه‌ وارد مدرسه‌ شد طعم‌تبعيض‌ نژادي‌ را چشيد. وي‌ از كودكي‌ علاقه‌ به‌موسيقي‌ و نواختن‌ گيتار داشت‌. لذا در دوران‌دبيرستان‌ به‌ همراه‌ چند تن‌ از همكلاسي‌هايش‌يك‌ گروه‌ جاز كوچك‌ ترتيب‌ داد و در 18 سالگي‌وارد يك‌ گروه‌ رپ‌ شد و اولين‌ آلبومش‌ را درسال‌ 1987 يعني‌ در سن‌ 19 سالگي‌ به‌ بازارعرضه‌ كرد. چند ميليون‌ كپي‌ از اين‌ آلبوم‌ به‌فروش‌ رفت‌. يكي‌ از بهترين‌ آثارش‌ در آن‌ دوران(زمان‌ تابستان‌) و(والدين‌ نمي‌دانند) بود. در سال‌ 1990 با كمبود مالي‌ روبه‌رو شد لذابه‌دنبال‌ دريافتن‌ شغلي‌ مناسب‌ و پردرآمد بود. ازاين‌ رو با كمك‌ يكي‌ از دوستانش‌ كه‌ در گروه‌ جاز بااو آشنا شده‌ بود توانست‌ با شبكه‌ تلويزيوني‌ NBCقرارداد امضا كند و به‌ اجراي‌ موسيقي‌ وخوانندگي‌ بپردازد كه‌ خوشبختانه‌ به‌ موفقيت‌رسيد. صعود سريع‌ او در سلسله‌ مراتب‌ حرفه‌اي‌در بين‌ هم‌قطارانش‌ حتي‌ افراد با تجربه‌تر از او رانيز مبهوت‌ ساخت‌. او در تلويزيون‌ به‌ يك‌ ستاره‌ مبدل‌ شده‌ بود. اواولين‌ سياهپوست‌ تاريخ‌ سينما است‌ كه‌ نامش‌ درراس‌ فهرست‌ تيتراژ يك‌ فيلم‌ با فروش‌ 350ميليون‌ دلاري‌(روز استقلال‌) قرار گرفت‌. با ورود به‌ تلويزيون‌ راه‌ به‌ سينما پيدا كرد اماخوانندگي‌ و موسيقي‌ را كنار نگذاشت‌. دومين‌آلبومش‌ جايزه‌ بهترين‌ اجراي‌ رپ‌ را از آن‌خودش‌ كرد. با بازي‌ در فيلم‌ درجه‌هاي‌ ششم‌ جدايي‌ درسال‌ 1993 استعداد هنرپيشگي‌ خود را نشان‌داد. او از معدود سياه‌پوستاني‌ است‌ كه‌ توانسته‌است‌ در سه‌ رشته‌ محبوب‌ هنري‌ همچون‌ سينما،تلويزيون‌ و موسيقي‌ به‌ موفقيت‌ برسد. فيلم‌ مردان‌ سياه‌پوش‌ در سال‌ 1997 او را به‌اوج‌ شهرت‌ رساند در واقع‌ اولين‌ فيلم‌هاي‌ ويل‌اسميت‌ بهترين‌ فيلم‌هاي‌ او محسوب‌ مي‌شوند.مردان‌ سياه‌پوش‌ 2 نيز با حضور ويل‌ اسميت‌ساخته‌ شد. بايد متذكر شد كه‌ فيلم‌(من‌ روبوت‌) و(علي‌) كه‌ در نقش‌ محمدعلي‌ كلي‌ بازي‌ كرد ازجمله‌ بدترين‌ فيلم‌هاي‌ وي‌ به‌ شمار مي‌رود. ويل‌اسميت‌ در 2 جولاي‌ 2005 يك‌ كنسرت‌ لايو درفيلادلفيا بر پا كرد و عايدي‌ درآمد فروش‌ بليت‌آن‌ را صرف‌ كمك‌هاي‌ خيريه‌ و بشردوستانه‌ كرد. ازدواج‌  ويل‌ اسميت‌ در سال‌ 1992 با شري‌ زامپينوازدواج‌ كرد. ثمره‌ اين‌ ازدواج‌ يك‌ پسر به‌ نام‌ويلارد كريستوفر سوم‌ بود. متاسفانه‌ ويل‌ باهمسرش‌ سر سازگاري‌ نداشت‌; لذا در سال‌1995 بعد از 3 سال‌ زندگي‌ مشترك‌ از هم‌ جداشدند.
 
ويل‌ در سال‌ 1997 با جادا پينكت‌ هنرپيشه‌هاليوود نامزد شد و بعد از مدت‌ كوتاهي‌ ازدواج‌كرد و صاحب‌ 2 فرزند به‌ نام‌هاي‌ جيدن‌ كريستوفرمتولد 1998 و ويلوكاميل‌ متولد 2000 شد ويل‌اسميت‌ با بازي‌ در فيلم‌هاي‌ من‌ روبوت‌ و پسرهاي‌بد و مردان‌ سياهپوش‌ در ليست‌ فهرست‌ثروتمندان‌ 40 ساله‌ قرار گرفت‌.
ويل‌ اسميت‌ در زمينه‌ اقتصادي‌ نيز فعاليت‌دارد. در فيلادلفيا چندين‌ رستوران‌ زنجيره‌اي‌ بازكرده‌ است‌ كه‌ مشتريان‌ زيادي‌ دارد. او در سال‌2006 مي‌خواهد با فيلم‌ مردان‌ سياهپوش‌ 3ظاهر شود به‌ احتمال‌ زياد اين‌ فيلم‌ در سال‌2007 به‌ نمايش‌ در مي‌آيد در واقع‌ درست‌ 10سال‌ بعد از ساخته‌ شدن‌ اولين‌ فيلم‌ مردان‌سياهپوش‌.
البته‌ ويل‌ اسميت‌ با بازي‌ در فيلم‌ وصلت‌مي‌خواست‌ با تبعيض‌ نژادي‌ به‌ مبارزه‌ كند. او دركنار ايوامندز توانست‌ با زبان‌ بازيگري‌ عقايدتبعيض‌ نژادي‌ را سركوب‌ كرده‌ و نشان‌ دهد كه‌ درآمريكاي‌ مدرن‌ هنوز تبعيض‌ نژادي‌ به‌ وفوراحساس‌ مي‌شود.
 
فعاليت‌ بشردوستانه‌ اسميت‌
 
ويل‌ اسميت‌ بازيگر سياهپوست‌ شهرت‌ خود رادر خدمت‌ اهداف‌ انسان‌دوستانه‌ پزشكي‌ قرارداده‌ است‌. او به‌ سازمان‌ بهداشت‌ جهاني‌ كمك‌مالي‌ مي‌كند و همچنين‌ به‌ آفريقا سفر مي‌كند ومردم‌ را در زمينه‌ پيشگيري‌ و درمان‌ بيماري‌ ايدزراهنمايي‌ كرده‌ و آگاهي‌ مي‌دهد. چندي‌ پيش‌ويل‌ اسميت‌ مجري‌ يك‌ مراسم‌ ويژه‌ در آفريقاي‌جنوبي‌بود كه‌ از سوي‌ نلسون‌ ماندلا برپا شده‌ بودو ماندلا براي‌ آگاهي‌ بخشيدن‌ به‌ مردمان‌آفريقاي‌ جنوبي‌به‌ سخنراني‌ پرداخت‌. ويل‌اسميت‌ تاكنون‌ چندين‌ هزار دلار دارو براي‌بيماران‌ ايدزي‌ تهيه‌ كرده‌ و به‌ سازمان‌ بهداشت‌جهاني‌ اهدا نموده‌ است‌. 
 
 
نكته‌هايي‌ جالب‌ از ويل‌ اسميت‌ 
 
- ويل‌ اسميت‌ براي‌ ايجاد ارتباط هنري‌ بهترميان‌ هالوود و باليوود به‌ هند سفر مي‌كند. ويل‌اسميت‌ در مصاحبه‌اي‌ اظهار داشته‌ كه‌ مي‌خواهدبا كارگردانان‌ و بازيگران‌ بزرگ‌ هند همكاري‌داشته‌ باشد و آرزويش‌ بازي‌ دركنار آميتا باچان‌مي‌باشد. 
- ويل‌ اسميت‌ اوقات‌ فراغتش‌ را به‌ بازي‌شطرنج‌ مي‌گذراند. او از كودكي‌ علاقه‌ زيادي‌ به‌شطرنج‌ داشته‌ و گاه‌گاهي‌ با پدرش‌ بازي‌ مي‌كرده‌.ت به‌ راحتي‌ به‌ زبان‌ اسپانيايي‌ صحبت‌ مي‌كند. 
- از آهنگ‌هاي‌ سوئدي‌ها لذت‌ مي‌برد. اواخيرا خانه‌اي‌ بزرگ‌ در سوئد خريداري‌ كرده‌ وبه‌ هنگام‌ برگزاري‌ كنسرت‌هادر سوئد به‌ آنجامي‌رود. 
- قد او 1 متر و 80 سانتي‌ متر است‌ در حقيقت‌از 15 سانتي‌ او به‌ چنين‌ قدي‌ رسيد. 
- در سال‌ 1997 بازي‌ در فيلم‌ مردان‌سياهپوش‌ منصرف‌ شد اما به‌ اصرار همسرش‌جاداپينكت‌ دراين‌ فيلم‌ نقش‌آفريني‌ كرد و به‌ اوج‌شهرت‌ رسيد. 
- مادر او در آريزونا زندگي‌ مي‌كند. ويل‌اسميت‌ هفته‌اي‌ يكبار به‌ ديدن‌ مادرش‌ مي‌رود. اواحترام‌ به‌ پدر و مادر را بسيار واجب‌ مي‌داند.
 
- قرار بود در فيلم‌ آقا و خانم‌ اسميت‌، ويل‌اسميت‌ نقش‌آفريني‌ كند اما در لحظات‌ آخر،برادپيت‌ اين‌ نقش‌ را به‌ عهده‌ گرفت‌. 
- به‌ زودي‌ در فيلم‌ مالكيت‌ نوبتي‌ در كنارنيكلاس‌ كيج‌ ظاهر مي‌شود. نيكلاس‌ كيج‌ از اين‌ كه‌در كنار ويل‌ اسميت‌ اين‌ هنرپيشه‌ خوش‌رو وخوش‌اخلاق‌ نقش‌آفريني‌ مي‌كند بسيار راضي‌است‌. 
- ويل‌ اسميت‌ به‌ دليل‌ داشتن‌ صداي‌ صاف‌ ورسا دوبلور خوبي‌است‌ و دركارتون‌ داستان‌ كوسه‌به‌ جاي‌ ماهي‌ اوسكار صداگذاري‌ كرده‌ است‌. 
- ويل‌ اسميت‌ با تشكر از نلسون‌ ماندلا اعلام‌كرد كه‌ موفقيت‌هايش‌ در گونه‌ سينماي‌ كمدي‌ رامرهون‌ اين‌ چهره‌ سياسي‌ است‌. نلسون‌ ماندلا نيزفيلم‌هاي‌ ويل‌ اسميت‌ را دوست‌ دارد. ويل‌اسميت‌ اظهار دارد كه‌ نلسون‌ ماندلا به‌ او فهمانده‌كه‌ ايفاي‌ نقش‌ در فيلم‌هاي‌ كمدي‌ كار بيهوده‌اي‌نيست‌. 
- با بازي‌ در فيلم‌ جست‌ و جوي‌ خوشبختي‌شخصيت‌ واقعي‌ خود را نشان‌ داد. اين‌ فيلم‌درباره‌ زندگي‌ يك‌ بازيگر سياهپوست‌ و پولسازسينما است‌. 
- بيشترين‌ دستمزدي‌ كه‌ اسميت‌ تا به‌ حال‌دريافت‌ كرده‌ 28 ميليون‌ دلار براي‌ ايفاي‌ نقش‌(من‌ روبوت‌ در سال‌ 2004) بوده‌ است.
 
 
فیلم‌شناسی
 
از فیلم‌های معروف او عبارت‌اند از:


جانی دپ

شنبه 22 مهر 1391
17:6
alihoveida

 نام اصلی: جان کریستوفر دپ دوم

 
زمینه فعالیت:  بازیگر، موسیقی‌دان، تهیه‌کننده، کارگردان، نمایشنامه‌نویس
 
ملیت: آمریکایی
 
تولد: ۹ ژوئن ۱۹۶۳ ‏(۴۹ سال)
 
محل تولد: کنتاکی، آمریکا
 
والدین: سنیور جان کریستوفر دپ ، بتی سو ولز
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۸۴ تاکنون
 
همسر(ها): لوری آن آلیسون (۱۹۸۵–۱۹۸۳)
 
شریک(های)زندگی: شریلین فن (۱۹۸۸–۱۹۸۵)وینونا رایدر (۱۹۹۳–۱۹۸۹)کیت ماس (۱۹۹۸–۱۹۹۴)
ونسا پارادی (۲۰۱۲–۱۹۹۸)
 
فرزندان: لیلی رز ملودی دپ (زادهٔ ۱۹۹۹)جان کریستوفر «جک» دپ سوم (زادهٔ ۲۰۰۲)
 
وب‌گاه رسمی: http://www.deppimpact.com
 
جان کریستوفر «جانی» دپ دوم (به انگلیسی: John Christopher "Johnny" Depp II؛ زادهٔ ۹ ژوئن ۱۹۶۳) بازیگر، تهیه‌کننده، موسیقی‌دان وکارگردان آمریکایی‌است. او تاکنون توانسته‌است جایزهٔ گلدن گلوب و جایزهٔ انجمن بازیگران نمایش را برای بهترین بازیگر مرد از آن خود کند. آغاز موفّقیت‌های او به دههٔ ۱۹۸۰ میلادی و مجموعهٔ تلویزیونی خیابان جامپ شمارهٔ ۲۱ باز می‌گردد. او در این مجموعه به یک بازیگر نوجوان محبوب تبدیل شد. پس از آن در سال ۱۹۹۰ در فیلم ادوارد دست‌قیچی بازی کرد و بعد با فیلم‌هایی مانند اسلیپی هالو، چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی، سری دزدان دریایی کارائیب، سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت، آلیس در سرزمین عجایب، رنگو و سایه‌های سیاه به موفّقیت‌های بزرگی در گیشه دست یافته‌است. جانی دپ برای به تصویر درآوردن شخصیت‌هایی مانند ادوارد دی وود در اد وود، جوزف دی پیستن در دنی براسکو، هانتر اس تامپسون در ترس و نفرت در لاس‌وگاس، جورج جانگ در کوکائین و جان دلینجر در دشمنان مردم تحسین شده‌است.
فیلم‌های جانی دپ بیش از ۳٫۱ میلیارد دلار در آمریکا و بیش از ۷٫۶ میلیارد دلار در جهان فروش داشته‌است.[۲] او بارها نامزد دریافت بهترین جایزه‌ها از جمله گلدن گلوب و اسکار شده‌است و جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد را برای سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت و جایزهٔ انجمن بازیگران نمایش را برای دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه برنده شده‌است. مجلهٔ پیپل تاکنون دو بار در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۹ او را به عنوان جذاب‌ترین مرد معرفی کرده‌است.[۳] نام جانی دپ در کتاب رکوردهای گینس به عنوان گران‌ترین بازیگر با دستمزد ۷۵ میلیون دلار ثبت شده‌است.[۴] در سال ۱۹۹۵ مجلهٔ امپایر جانی دپ را به عنوان یکی از ۱۰۰ ستارهٔ تاریخ سینما انتخاب کرد و مقام ۶۷ را در بین ۱۰۰ ستارهٔ همیشگی سینما به او داد. در سال ۲۰۰۱ یکی از ۲۰ چهرهٔ دنیای سرگرمی شناخته شد.[۵] و در سال ۲۰۱۲ IMDB جانی دپ را به عنوان بهترین بازیگر سینمای جهان در ۱۰ سال گذشته معرفی‌کرد.[۶]
 
زندگی‌نامه 
 
کودکی
 
او در کنتاکی به دنیا آمد. پدرش سنیور جان کریستوفر دپ مهندس شهرسازی و مادرش بتی سو ولز یک پیش‌خدمت بود.[۷] او یک برادر به نام دنیل دارد که رمان‌نویس است و نیز دو خواهر به نام‌های کریستی (که اکنون مدیر شخصی‌اش است) و دبی دارد. خانوادهٔ او از مهاجران فرانسویپروتستان بودند که در حدود سال ۱۷۰۰ در ویرجینیا ساکن شدند. جانی دپ همچنین گمان می‌کند که یک سرخ‌پوست است و در سال ۲۰۱۱ عنوان کرد: «فکر می‌کنم کمی در درونم سرخ‌پوست هستم. مادر مادربزرگم کمی سرخ‌پوست بود و در چروکی بزرگ شد. اهل کنتاکی بودنم نیز با این قضیه جور در می‌آید. آنجا پر از چروکی و سرخ‌پوست است.»[۸]
خانوادهٔ او در دوران کودکی‌اش اغلب نقل مکان می‌کردند به طوری‌که او و برادر و خواهرانش در بیش از ۲۰ مکان مختلف زندگی کرده‌اند و در نهایت در سال ۱۹۷۰ در فلوریدا ساکن شدند.[۹][۷] در سال ۱۹۷۸ والدینش از هم جدا شدند[۹][۷] مادرش سپس با رابرت پالمر (متوفی سال ۲۰۰۰) ازدواج کرد. او همیشه از رابرت پالمر به عنوان «الهام بخش من» یاد می‌کند.[۱۰]
او در کودکی‌اش به خاطر استرس ناشی از رو به رو شدن با مشکلات خانوادگی دست به خودآزاری می‌زد و هفت یا هشت اثر زخم به جا مانده از آن زمان دارد.[۷] در مصاحبه‌ای که سال ۱۹۹۳ داشت، عنوان کرد: «بدن من نوعی مجله‌است. مانند کاری که سربازها می‌کنند، هر خالکوبی معنی خاصی دارد، چه می‌خواهد توسط خودت با چاقو صورت گرفته باشد یا توسط یک هنرمند این رشته.»[۱۱]
 
دههٔ ۱۹۸۰
 
وقتی ۱۲ سالش بود مادرش به او یک گیتار هدیه داد و او شروع به نواختن در گاراژ راک‌های مختلف کرد.[۷][۹] یک سال پس از جدایی والدینش، دبیرستان را رها کرد تا نوازندهٔ راک شود.[۹] دو هفته بعد سعی کرد به مدرسه بازگردد اما مدیر به او گفت که به دنبال رویایش برود و موسیقی‌دان شود.[۹] او با گروه بچه‌ها شروع به نواختن کرد.[۱۲] این گروه موفقیت محلی نسبتاً کمی را تجربه کرد. اعضای گروه بچه‌ها برای دستیابی به قراردادی برای ضبط موسیقی، راهی لس آنجلس شدند و نام گروه را به روش شش تیر تغییر دادند ولی پیش از ضبط آهنگ، این گروه متلاشی شد.[۱۲] او بلافاصله به گروه راک سیتی انجلز پیوست و در نوشتن آهنگ مری همکاری کرد.[۱۳] که در اولین اجرای این گروه برای شرکت نشر گفن رکوردز با نام اندوه مرد جوان ثبت شد.
در ۲۴ دسامبر ۱۹۸۳ با لوری آن آلیسون خواهر خواننده و نوازندهٔ باس گروه ازدواج کرد.[۷] در دوران تأهل، همسرش به چهره‌پردازی می‌پرداخت در حالی که او به انواع شغل‌های عجیب و غریب اشتغال داشت، از جمله این شغل‌ها می‌توان به بازاریابی از راه دور برای فروش خودکار اشاره کرد. همسرش او را به نیکولاس کیج معرفی کرد و کیج به او پیشنهاد کرد تا وارد عرصهٔ بازیگری شود.[۷][۹] او و همسرش در سال ۱۹۸۵ از هم طلاق گرفتند.[۱۴] سپس سر صحنهٔ فیلم کوتاه احمق‌ها با شرلین فن آشنا و نامزد شد. جانی دپ و شرلین فن برای فیلم تراشین در سال ۱۹۸۶ تست دادند و هر دو پذیرفته شدند. کارگردان فیلم جانی دپ را به عنوان ستارهٔ اصلی برگزید. این نقش دومین نقش اصلی او محسوب می‌شد. اما بعداً تهیه کنندهٔ فیلم با انتخاب کارگردان مخالفت و او را رد کرد.[۱۵][۱۶]
 
شغل بازیگری
 
جانی دپ در جشنوارهٔ فیلم کن۱۹۹۲
 
تلویزیون 
 
جانی دپ نقش اصلی سریال تلویزیونی خیابان جامپ شماره ۲۱ را برای شبکهٔ رسانه‌ای فاکس در سال ۱۹۸۷ بازی کرد. او به این علت بازی در این فیلم را پذیرفت تا بتواند با فردریک فورست که الهام‌بخش او بوده‌است هم‌بازی شود. نقش مکمل او، سل جنکو دوست قدیمی‌اش بود که در نقش خدمتکاری به نام بلوفیش بازی کرد. موفقیت این سریال، او را به یک بازیگر محبوب نوجوان در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ تبدیل کرد.[۹] اما با این وجود مدتی بعد احساس کرد که مجبور به بازی در این نقش شده‌است.[۱۷][۱۸] پس از آن تصمیم گرفت فقط در فیلم‌هایی که احساس می‌کند مناسب اوست بازی کند.[۱۷]
 
نقش‌های فیلم 
 
اولین نقش اصلی جانی دپ در فیلم ترسناک و کلاسیک کابوس در خیابان الم در سال ۱۹۸۴ بود. او نقش دوست قهرمان فیلم، نانسی تامپسون (با بازی هدر لنگنکمپ) و یکی از قربانیان فردی کروگر را بازی کرد.[۹] او اولین گزینهٔ کارگردان برای ایفای نقش یک اسکیت‌باز آمریکایی در فیلم درام تراشینمحصول سال ۱۹۸۶ بود، اما بعداً توسط تهیه‌کنندهٔ فیلم کنار گذاشته شد.[۱۵][۱۶] همچنین در این سال در نقش دوم فیلم جوخه به کارگردانی الیور استون ظاهر شد. در سال ۱۹۹۰ در فیلم ادوارد دست‌قیچی به کارگردانی تیم برتون بازی کرد که موفقیت فیلم به ارتباط طولانی مدت آن دو انجامید[۹] و آیندهٔ حرفه‌ای جانی دپ را تحت تأثیر قرار داد.
در سال ۱۹۹۸ جانی دپ، که طرفدار و دوست قدیمی نویسنده‌ای به نام هانتر اس تامپسون بود، در فیلم ترس و نفرت در لاس‌وگاس که بر اساس رمانی به همین نام از تامپسون ساخته شد، بازی کرد.[۱۹] در سال ۲۰۰۸ راوی فیلم مستند گونزو:زندگی و کار دکتر هانتر اس تامپسون بود. او بیشتر هزینه‌های مراسم یادبود دکتر تامپسون را پرداخت. او این مراسم را با آتش‌بازی و شلیک خاکستر تامپسون با توپ در اسپن، کلرادو، جایی که دوستش زندگی می‌کرد، کامل کرد.[۲۰] کار بعدی جانی دپ از آثار تامپسون فیلم خاطرات عجیب و غریب بود که در سال ۲۰۱۱ اکران شد که از یکی از رمان‌های تامپسون اقتباس شده بود.
منتقدین نقش‌های جانی دپ را «شخصیت‌های دوست‌دار تنهایی» توصیف کرده‌اند.[۲۱] دپ این دوره از حرفه‌اش را پر از «شکست‌های تعریف شده از طرف استودیوها» و «فیلم‌هایی که برای گیشه مثل سم بودند» ذکر کرده‌است[۲۲] اما او فکر می‌کند استودیوها هرگز فیلم‌ها را درک نکردند و بازاریابی خوبی نداشتند.[۲۱] جانی دپ نقش‌هایی را که جالب دانسته انتخاب کرده‌است نه نقش‌هایی که فکر می‌کرده پرفروش خواهند بود.[۲۱]
فیلم ۲۰۰۳ کمپانی والت دیزنی، دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه یک موفقیت بزرگ برای او بود.[۲۱] او، نقش کاپیتان جک اسپرو، دزد دریایی جذاب و مؤدب با شیوهٔ راه رفتنی خاص را ایفا کرد که بسیار مورد ستایش قرار گرفته‌است. مدیران کمپانی والت دیزنی در ابتدا دربارهٔ موفقیت این نقش تردید داشتند[۲۳] اما با اکران عمومی فیلم، این شخصیت در بین مردم محبوبیت زیادی پیدا کرد.[۲۱] طبق نظرسنجی شرکت فندنگو (شرکت فروش بلیط سینما) نقش کاپیتان جک اسپرو بیشترین جذابیت را برای مخاطبان داشته‌است.[۲۴] کارگردان فیلم گور وربینسکی گفته‌است که این شخصیت، بسیار شبیه به شخصیت خود جانی دپ است اما دپ عنوان کرد که این شخصیت را از کیت ریچاردز، گیتاریست گروه رولینگ استونز الگو برداری کرده‌است.[۲۲]
پیاده‌روی مشاهیر هالیوود، ستارهٔ جانی دپ (۱۹ نوامبر ۱۹۹۹)
او در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای ایفای نقش جی ام بری، نویسندهٔ اسکاتلندی در فیلم در جستجوی سرزمین خیالیشد.[۲۵] پس از آن، در نقش ویلی وانکا در فیلم چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی، محصول سال ۲۰۰۵، ظاهر شد که موفقیت زیادی در گیشه کسب کرد[۲] و او به خاطر ایفای این نقش نامزد جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی شد.[۲۶]
جانی دپ به نقش کاپیتان جک اسپرو در دزدان دریایی کارائیب: صندوق مرد مرده برگشت[۲۷] که در ۷ ژوئیه ۲۰۰۶ اکران شد و ۱۳۵٫۵ میلیون دلار در سه روزاول اکران در آمریکا فروش کرد و رکورد فروش گیشه را در بالاترین فروش آخر هفته شکست.[۲] دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان هم در ۲۴ مه ۲۰۰۷ اکران شد. دپ گفته‌است: «کاپیتان اسپرو بخش بزرگی از من است»[۲۸] و او دوست دارد که این نقش را در سری‌های بعد هم بازی کند.[۲۸] همچنین او صداپیشهٔ کاپیتان اسپرو در بازی کامپیوتری دزدان دریایی کارائیب: افسانهٔ جک اسپرو بوده‌است.[۲۹]
استعداد چشمگیر شمشیربازی جانی دپ که برای نقش کاپیتان اسپرو پیشرفت کرد، در فیلم مستند بازپس گرفتن شمشیر برجسته شد. در این فیلم، استاد شمشیرزنی باب اندرسون تجربیاتش را به او در طراحی حرکات شمشیرزنی برای فیلم دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه می‌آموخت.[۳۰]
جانی دپ برای ایفای هنرمندانهٔ نقش سوئینی تاد در فیلم ترسناک و موزیکال سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت به کارگردانی تیم برتون، برندهٔجایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی شد.[۳۱] او در مراسم اهدای جوایز از انجمن مطبوعات خارجی هالیوود تشکر کرد و از تیم برتون برای اعتماد زیاد و پشتیبانی‌اش تقدیر کرد.[۳۲]
در سال ۲۰۰۹ جانی دپ به همراه جود لا و کالین فارل در قسمت‌های باقی مانده از نقش هیث لجر در فیلم تخیلات دکتر پارناسوس که به دلیل مرگ ناگهانی‌اش ناتمام مانده بود، بازی کرد. هر سه بازیگر دستمزدشان را به ماتیلدا، دختر هیث لجر دادند.[۳۳] او در نقش کلاهدوز دیوانه در فیلم آلیس در سرزمین عجایب به کارگردانی تیم برتون بازی بسیار درخشانی ارائه کرده‌است و صداپیشهٔ نقش رنگو در فیلم رنگو به کارگردانی گور وربینسکی بوده‌است. فیلم رنگو برندهٔ جایزهٔ اسکار بهترین فیلم پویانمایی آکادمی اسکار در سال ۲۰۱۲ شد و گور وربینسکی در مراسم اسکار از جانی دپ تشکر کرد.[۳۴][۳۵]
در سال ۲۰۱۱ جانی دپ به نقش کاپیتان جک اسپرو در فیلم دزدان دریایی کارائیب: سوار بر امواج ناشناخته برگشت. این فیلم در اولین هفتهٔ اکران در سطح جهانی ۳۴۶٫۴ میلیون دلار در گیشه فروش کرد و رکورد زد.[۲۷][۳۶]
 
همکاری با تیم برتون 
 
او با تیم برتون کارگردان سینما و دوست صمیمی‌اش، تا کنون در ۸ فیلم همکاری کرده‌است. اولینش ادوارد دست قیچی ساختهٔ سال ۱۹۹۰ است که در آن نقش ادوارد، اختراع جدید مخترعی عجیب وغریب را بازی کرده‌است. ادوارد در ظاهر انسان است اما به دلیل مرگ ناگهانی سازنده‌اش به جای دستانش قیچی دارد. در این فیلم وینونا رایدر و وینسنت پرایس نقش‌های مقابل او را ایفا کرده‌اند. در چندین نقد، ادوارد دست قیچی یکی از بهترین فیلم‌های برتون معرفی شده‌است.[۳۷]
او دربارهٔ نقش ادوارد گفته‌است:
« من عاشق ادوارد دست قیچی بودم چون هیچ چیز بدبینانه، خسته کننده و ناپاکی در مورد او وجود نداشت. به یاد دارم وقتی برای آخرین بار برای نقش ادوارد گریم می‌شدم، به خودم در آینه نگاه کردم و با خودم فکر کردم که من دارم با ادوارد خداحافظی می‌کنم و از این فکر ناراحت شدم. اما در واقع فکر می‌کنم همهٔ نقش‌هایم هنوز یک جوری وجود دارند.[۳۸]  »
 
همکاری بعدی آنها فیلم اد وود (۱۹۹۴) بود[۹] که جانی دپ نقش اد وود، فیلمسازی که بعضی وقت‌ها از او به عنوان «بدترین کارگردان تاریخ» نام می‌برند را بازی کرده‌است.[۳۹] دپ دربارهٔ این فیلم بعداً گفت: «فقط با شنیدن ۱۰ دقیقه دربارهٔ پروژه، آن را قبول کردم.»[۴۰] آن زمان او از فیلم و فیلم‌سازی ناامید بود. این نقش برای او شانس داشتن زمانی لذت‌بخش را فراهم کرد. او در این باره گفته‌است: «کار با کالسکهٔ کروکی عشق من به بازیگری را دوباره جوان کرد.»[۴۰]
جانی دپ در افتتاحیهٔ نمایش دشمنان مردم در پاریس (۲۰۰۹)
تهیه کننده، اسکات رودین، زمانی عنوان کرد: «در واقع جانی دپ در تمام فیلم‌هایش تیم برتون را بازی می‌کند.»[۴۱]
همکاری بعدی جانی دپ با تیم برتون فیلم اسلیپی هالو (۱۹۹۹) بود. این فیلم داستانی ماورائی دارد و هنرنمایی دیگری از جانی دپ در نقش ایکابد کرین، کارآگاهی علاقه‌مند به تحقیقات جرم‌شناسی است. نقش مقابل او را کریستینا ریچی ایفا کرده‌است. اسلیپی هالو نشان دهندهٔ مبارزهٔ تیم برتون با سیستم هالیوود بود.[۴۲] جانی دپ برای این نقش از آنجلا لنسبری، رادی مک دوال و بیسیل راتبون الهام گرفته‌بود.[۴۱] او گفته‌است: «من همیشه ایکابد را شخصیتی حساس و شکننده که شاید کمی بیش از حد در تماس با شخصیت زنانهٔ درونی خود است، مثل دختربچه‌ای که ترسیده، تصور می‌کردم»[۴۳]
او دیگر با تیم برتون همکاری نکرد تا اینکه سال ۲۰۰۵ در چهارمین همکاری‌اش با برتون، در فیلم چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی در نقش ویلی وانکاظاهر شد. او مدل موی این شخصیت را از آن وینتور الگو برداری کرد. فیلم فروش موفقیت‌آمیزی داشت و نقدهای مثبتی بر آن شد.[۴۴][۴۵] جین وایلدرکه نقش ویلی وانکا را در نسخهٔ پیشین فیلم، محصول ۱۹۷۱، به تصویر کشیده‌بود، نسخهٔ جدید فیلم را مورد انتقادی تند قرار داد.[۴۶]
انیمیشن عروس مرده پنجمین همکاری او با تیم برتون است که جانی دپ در آن صداپیشهٔ شخصیت ویکتور ون دورت بوده‌است. این انیمیشن سپتامبر۲۰۰۵ به دنبال فیلم چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی که ماه ژوئیه اکران شده بود، روی پردهٔ سینما رفت.
او سپس به خاطر نقش‌آفرینی هنرمندانه در فیلم موزیکال و ترسناک سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت (۲۰۰۷) برندهٔ دومین جایزهٔ بزرگ خود یعنی جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی و برای سومین بار نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.[۳۱] او همچنین برای این فیلم برندهٔ جایزه بهترین نقش منفی از جوایز سینمایی ام‌تی‌وی در سال ۲۰۰۸ و برندهٔ جایزهٔ ملی فیلم انگلیس شد.[۳۱] در سال ۲۰۰۰ ابتدا تیم برتون یک اجرای ضبط شدهٔ موسیقی فیلم که مربوط به سال ۱۹۷۹ می‌شد را به او داد. اگرچه جانی دپ به ژانر موزیکال علاقه نداشت اما کم‌کم نسبت به داستان فیلم علاقه‌مند شد. او گفته‌است که برای این نقش از پیتر لری در فیلم عشق دیوانه (۱۹۳۵) الهام گرفته‌است. دپ آوازهای این شخصیت را در زمان فیلم‌برداری دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان تمرین می‌کرد.[۴۷] با اینکه او در گروه‌های موسیقی فعالیت کرده بود اما در ابتدا مطمئن نبود که بتواند آوازهای استفن ساندهیم را اجرا کند. او نسخه‌های نمایشی را ضبط و با بروس ویتکین تمرین می‌کرد تا بتواند آوازهایش را بدون یک مربی آواز حرفه‌ای به درستی شکل دهد.
کریس نشاویتی در نقدش در مجلهٔ انترتینمنت ویکلی به این فیلم نمرهٔ A منفی داده‌است و بیان کرد: «بالا و پایینی صدای دپ هنگام آواز خواندن باعث تحیر می‌شود و با خودت فکر می‌کنی که او دیگر چه مهارت‌هایی دارد که نشان نداده‌است. دیدن دپ در نقش آرایشگری که با تیغ کار می‌کند تو را یاد ۱۸ سال پیش می‌اندازد که ادوارد دست قیچی به سرعت درختان را به شکل‌های مختلف در می‌آورد و اگر تیم برتون و جانی دپ با هم آشنا نمی‌شدند ما همهٔ این زیبایی‌های عجیب را از دست می‌دادیم»[۴۸]
همکاری بعدی جانی دپ با تیم برتون فیلم آلیس در سرزمین عجایب بود که در نقش کلاهدوز دیوانه بازی درخشانی را ارائه کرده‌است. در این فیلم هلنا بونهام کارتر، آن هاتاوی و آلن ریکمن با او هم‌بازی بوده‌اند. او دربارهٔ این نقش گفته‌است: «کلاهدوز دیوانه شخصیت جذابی است. او دیوانه و غیر قابل پیش بینی است. بازی در نقش کلاهدوز دیوانه و جان بخشیدن به تخیل تیم مثل رویایی بود که به واقعیت پیوست.»[۴۹]
جدیدترین همکاری او با تیم برتون، فیلم کمدی-ترسناک سایه‌های سیاه است که غروب ۱۰ مه ۲۰۱۲ اکران شد. جانی دپ در این فیلم علاوه بر تهیه‌کنندگی، نقش اول فیلم یعنی خون‌آشامی ۲۰۰ ساله به نام بارناباس کالینز را نیز ایفا کرده‌است. دیگر بازیگران این فیلم هلنا بونهام کارتر، اوا گرین و میشل فایفر هستند.
جانی دپ با تیم برتون دوستی بسیار نزدیکی دارد و پدرخواندگی فرزندان او را به عهده گرفته‌است.

شرکت فیلم‌سازی
 
در سال ۲۰۰۴ جانی دپ شرکت فیلم‌سازی اینفینیتم نیهیل را برای پروژه‌هایی که خودش بازیگر و/یا تهیه کنندهٔ آنهاست تأسیس کرد.[۵۱] نام این شرکت، لاتین و به معنای «هیچِ بی‌نهایت» است.[۵۲] جانی دپ مدیرعامل شرکت است و خواهرش کریستی امور اجرایی شرکت را به عهده دارد.[۵۱]
اولین محصول این شرکت فیلم خاطرات عجیب و غریب بود که در سال ۲۰۱۱ تولید شد و از رمانی با همین نام نوشتهٔ هانتر اس تامپسون اقتباس شده بود. نویسنده و کارگردان این فیلم بروس رابینسون است.[۵۳]
دپ دربارهٔ این فیلم گفته‌است: «خاطرات عجیب و غریب عمل کردن به قولی بود که به هانتر داده بودم. من این رمان را قبل از اینکه چاپ شود پیدا کردم. هانتر آن را در آرشیوش در زیرزمین گذاشته بود. از نثر زیبای آن متعجب شدم. نمی‌توانستم باور کنم که در سن ۲۲ سالگی آن را نوشته‌است. با هم تصمیم گرفتیم که آن را به فیلم تبدیل کنیم. از اول این یک کار مشترک بود. حالا به قولم عمل کردم.»[۵۴]
فیلم بعدی این شرکت هوگو به کارگردانی مارتین اسکورسیزی در سال ۲۰۱۱ ساخته‌شد. این فیلم برندهٔ ۵ جایزهٔ آکادمی اسکار در بخش‌های: بهترین جلوه‌های ویژه، بهترین تدوین صداگذرای، بهترین صداگذاری، بهترین فیلم‌برداری و بهترین کارگردان هنری در سال ۲۰۱۲ شد.[۵۵] محصول بعدی این شرکت فیلم سایه‌های سیاه به کارگردانی تیم برتون است که ۱۰ مه ۲۰۱۲ اکران شد.[۵۳]
 
علاقه‌مندی‌های دیگر
 
جانی دپ در افتتاحیهٔ نمایش دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان (۱۹ مه ۲۰۰۷)
موسیقی
یکی از علاقه‌مندی‌های جانی دپ، موسیقی است. او از سن ۱۲ سالگی نواختن گیتار را شروع کرد.[۷]

انریکه ایگلسیاس

شنبه 22 مهر 1391
16:48
alihoveida

انریکه ایگلسیاس

نام: انریکه میگل ایگلسیاس پریسلر 

 
زادروز:  ۸ مه ۱۹۷۵
 
محل تولد:مادرید
 
اهل: کشور اسپانیایی
 
سبک‌ها: پاپ, لاتین, آر اند بی
 
کار(ها): خواننده
 
مدت کار: ۱۹۹۵ تا کنون
 
وب‌گاه: www.enriqueiglesias.com
 
انریکه میگل ایگلسیاس پریسلر (به اسپانیاییEnrique Miguel Iglesias Preyslerخواننده و ترانه سرا در هشتم ماه مه ۱۹۷۵ در مادرید(اسپانیا) از تبار اروپایی-آسیایی دیده به جهان گشود.
پیشهٔ انریکه ایگلیساس در کمپانی مستقل فنوسویا شروع شد که به او یاری کرد تا به یکی از محبوب‌ترین هنرمندان آمریکای لاتین و بازار لاتینایالات متحده تبدیل شود، با فروشی که بیش‌تر از اکثر آلبوم‌های اسپانیولی دیگر هنرمندان در آن دوره زمانی بود. پیش از سال ۲۰۰۰ او گذاری به جریان اصلی بازار انگلیسی زبان کرد و یک قرارداد منحصر به فرد را برای چند-آلبوم با شرکت یونیورسال میوزیک به مبلغ بی‌سابقهٔ ۴۸٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار امضا کرد تا بخش لاتین این شرکت آلبوم‌های اسپانیولی وی و شرکت اینتراسکپ آلبوم‌های انگلیسی او را منتشر نماید.
۵ آهنگ ایگلسیاس در جایگاه شماره یک در ردهٔ جدول بیلبورد دارد، و رکورد ارائه ۱۷ تک آهنگ شماره یک اسپانیولی را در جدول ترک‌های داغ لاتین بیلبورد را داراست. آلبوم‌های او هم اینک بیش از 100 میلیون نسخه فروخته‌اند که او را پرفروش‌ترین هنرمند موسیقی اسپانیولی‌زبان در جهان می‌گرداند.
 
آغاز فعالیت
 
ایگلسیاس پسر خوانندهٔ معروف اسپانیایی خولیو ایگلسیاس و روزنامه نگار فیلیپینی، ایزابل پریسلر است. او در مادرید اسپانیا به دنیا آمد و والدین او وقتی سه ساله بود، از هم جدا شدند. پس از خبر وسیع ربوده شدن پدر بزرگ او دکتر خولیو ایگلسیاس پوگا توسط اتا باسک (که البته دو هفته بعد بدون هیچگونه صدمه‌ای پیدا شد)، او در سال ۱۹۸۳ در سن ۸ سالگی به میامی، فلوریدا، در ایالات متحده، نقل مکان کرد تا با پدر خود زندگی کند.با این حال پدرش به ندرت در خانه بود و او توسط دایه‌ای به نام الویرا الوارز پرورش یافت. و به مادر خود در هر تابستان سر می‌زد.
در میامی، ایگلسیاس از نعمت و تجمل فرزند یک میلیونر بودن لذت می‌برد ولی بعدها ذوق و قریحهٔ خود را برای چیزهای ساده تری توسعه داد، حقیقتی که بعدها نمای کنسرت او را با ظاهر شدن در البسهٔ ساده مانند تی شرت‌های نخی سپید و جین جلوه گر شد.
 
پیشه هنری
 
در هنگامیکه در دانشگاه میامی، مشغول به تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی بود، تصمیم گرفت حرفهٔ موسیقی خود را دنبال کند اما فاقد سرمایه لازم برای ضبط یک نمونه نوار بود. چون خواسته بود که بلند پروازی خود را از خانواده‌اش پنهان نگه دارد از دایه خود، الیوارس، ۲۰۰۰ دلار قرض کرد. آزمایش خوانندگی او را، مدیر برنامهٔ آیندهٔ او، فرمن مارتی‌نز انجام داد و تحت تأثیر کار انریکه قرار گرفت. با نام مستعار «انریکه مارتی نز»، این دو ترانه نمونه او را برای شرکت‌های مختلف ضبط فرستادند. ماه‌ها بعد، ایگلسیاس قرار دادی با فونوسیوا امضاء کرد و سپس به تورنتو، کانادا رفت تا نخستین آلبوم خود را در کمال گمنامی ضبط کند.
به خواست وی برای کم اهمیت کردن نسب خانوادگی وی، ایستگاه‌های رادیو او را تنها با نام انریکه معرفی نمودند.
 
 
وضعیت شهرت
او چند بار در رسانه‌ها به‌صورت مهمان خود را نشان داده‌است. او در برنامه تلویزیونی (تاک شو) اپرا وینفری مهمان بوده که با غافل‌گیری یکی از طرفداران خود، همهٔ روز را با او گذراند. همچنین در پریمیوس یووتنود نیز حضور پیدا کرده و مهمان موسیقی آخرین پخش شوی تلویزیونی دیگو مارادونا در آرژانتین بوده‌است.
او در چندین آگهی تبلیغاتی برای عطر تامی هیلفیگر به نام True Star Man (ستارهٔ راستین مرد) ظاهر شده‌است که آن را تصدیق می‌کند در حال پخش آهنگ زمینهٔ «Ring My Bell» (صدای زنگ من ) که یکی از ترانه‌های آخرین آلبوم او می‌باشد. هم چنین در سری آخر Extreme Makeover:Home Edition (بازسازی شدید: ویرایش خانگی) با خواندن ترانه‌ای به نام «Somebody's Me» (اون یه نفر منم) باز از آخرین آلبومش حضور داشته‌است.
اخیراًٌ در کنسرت‌های یکبارهٔ خود در ایتالیا، اروگوئه و اسرائیل هم چنین در جشنی از شبکه تلویزیونی MTV در بندر مالاگا در جنوب اسپانیا همراه با پائولینا روبیو زنده خوانده‌است و سری کنسرت‌های خود را در ایالات متحده اتمام کرده‌است. «تور برای طرفداران» او شامل مجموعهٔ بسیاری از آهنگ‌های قدیمی‌تر وی و نیز ترانه‌های تازهٔ او در انگلیسی و اسپانیایی بود.
ایگلسیاس در قسمت مورخ ۷ مه ۲۰۰۷ «دوتا و نصفی مرد» (Two and a half men) با نقش یک تعمیرکار بنام«فرناندو» ظاهر شد.
نخستین تک آهنگ از آلبوم تازهٔ او اینسومنیاک به نام « آیا می‌دونی؟ (ترانهٔ پینگ پنگ)» منتشر شده در ۱۲ ژوئن ۲۰۰۷ اولین بار در رادیوی رایان سیکرستKIS-FM در ۱۰ آوریل ۲۰۰۷ پخش گردید. همچنین در کنسرت Live Earth ,German leg در هامبورگ در ۱۵ مه ۲۰۰۷ اجرا داشته‌ است. انریکه ترانهٔ «آیامی‌دونی؟» (Do you know?) و «Hero (قهرمان)» را در نوار زندهٔ سری تلویزیونی آمریکایی رقص با ستارگان (Dancing with Stars) خوانده‌است.
 
زندگی شخصی
 
او با آنا کورنیکوا تنیسور اهل روسیه دارای روابط عاطفی است، در سال‌های گذشته شایعه‌های زیادی در رابطه با رابطه این دو و ادامه و یا پایان این رابطه در رسانه‌ها مطرح گشته که به گفته آنا کورنیکوا به‌زودی قصد ازدواج با یکدیگر را ندارند و به احتمال زیاد انا باردار است. در این چند وقت هرگاه در این مورد از آنها سئوالی پرسیده می‌شود تکذیب نمی‌کنند و همه‌ی رسانه‌ها منتظرند که این خبر را انا و انریکه رسما منتشر کنند اما به احتمال زیاد آنها می‌خواهند همه را غافلگیر کنند.
 
آلبوم‌ها
  • (۱۹۹۵) Enrique Iglesias (انریکه ایگلسیاس)
  • (۱۹۹۷) Vivir (زیستن)
  • (۱۹۹۸) Cosas del Amor (چیزهایی از عشق)
  • (۱۹۹۹) Enrique (انریکه)
  • (۲۰۰۱) Escape (گریز)
  • (۲۰۰۲) Quizas (شاید)
  • (۲۰۰۳) Seven (۷) (هفت)
  • (۲۰۰۷) Insomniac (بی خواب)
  • (۲۰۰۸) Greatest Hits (بهترین عناوین)
  • (۲۰۱۰) Euphoria (خوشحالی)

ساموئل ال جکسون

پنج شنبه 20 مهر 1391
16:35
alihoveida


ساموئل ال. جکسون  

 

نام: ساموئل لروی جکسون

تولد: 21 دسامبر سال1948 

محل تولد: دستزیکت کلمبیای آمریکا

نام مستعار: سام، king of cool و Mr. Cool

قد: 1.89 متر

 

همسر(ها): لاتانیا ریچاردسون

سال‌های فعالیت: ۱۹۶۹ میلادی تا کنون

بیوگرافی 

او تا قبل از تبدیل شدن به قهرمان اکشن با کارکتر میچ هنسی در فیلم long kiss goodnight در سال 96 و در فیلم جان سخت: با یک انتقام در سال 95، معمولا نقش های منفی و معتادان مواد مخدر را داشت. ایفای نقش جولز وینفیلد در فیلم pulp fiction او را در سال 94 نامزد جایزه ی اسکار کرد. او در ده ی هفتاد به همراه مورگان فری من به کمپانی نگرو انسمبل پیوست. در دهه ی هشتاد با سه فیلم اسپایک لی: Do the right thing در سال 89، Mo' better blues در سال 90 و تب جنگل در سال 91 بسیار مشهور شد. او با نقش اردل رابی در فیلم جیکی براون در سال 97 خرس نقره ای برلین را دریافت کرد.

در سال 98 با بازیگران برجسته ای همچون شارون استون و داستین هافمن در فیلم کره و با کوین اسپیسی در فیلم مذاکره کننده(که نقش نماینده ی گروگان ها را زمانی که به اشتباه متهم به قتل و اختلاص شده بود داشت) هم بازي بود. در سال 99 او در فیلم ترسناک دریای آبی عمیق و همینطور در نقش جدی مستر میس ویندو در فیلم جرج لوکاس(جنگ ستارگان 1: The phantom menace) بازی درخشانی داشت.

در سال 2002 او در فیلم Changing Lanes نقش یک الکلی در حال ترک را بازی می کرد که حین جنگی هوشمندانه با کارکتر بن افلک سعی می کرد از فرزندانش محافظت کند. او با تبدیل نقش مکملش به نقش اصلی در اپیزود 2 جنگ ستارگان: The attack of the clone هم ایفای نقش کرد. شمشیر بنفش رنگ میس ویندو در فیلم به پیشنهاد ساموئل بود. او می خواست تا کارکترش در صحنه های شلوغ جنگ هم مشخص و بارز دیده شود. او سپس در xXx در نقش یک نماینده ی NSA به همراه وین دایسل و در فیلم The 51th State هم در نقش یک قاچاقچی مواد ظاهر شد که دامن مردانه می پوشید.

بنابر نظرات جمع آوری شده توسط روتن توماتس، او در سال 2004 هم در بهترین و هم در بدترین فیلم های دوره ی بازیگریش حضور داشت. در فیلم تریلر Twisted او مربی اشلی جود بود. این فیلم در نظرسنجیه وبسایت تنها 2% آرای مثبت بازدیدکنندگان را بدست آورد و بازدیدکنندگان بازی او را تاریک و بیهوده نامیده بودند. سپس او در فیلم انیمیشن باورنکردنی ها دوبلر «فورزون» ابرقهرمان شد. این فیلم 97% آرای مثبت بازدیدکنندگان را بدست آورد و عملکرد جکسون، نامزدی جایزه ی آنی را برای بهترین صدا به همراه داشت. او سپس به کار برجسته ی دیگری در فیلم دیگری از کوئنتین تارانتینو (کیل بیل) مشغول به كار شد.

او سال 2005 را با درام ورزشی مربی کارتر آغاز کرد که بر اساس داستان واقعی کن کارتر مربی بوده که به بازیکنانش می آموخت آموزش مهم تر از بسکتبال است. اگرچه فیلم نظرات مختلفی را به همراه داشت اما بازی جکسون برخلاف داستان فیلم مورد تحسین قرار گرفت. آخرین فیلم 2005 او فیلم مرد بود که به همراه یوژن لوی بازی کرد و در فستیوال بین المللی فیلم هاوایی در بخش جوایز بازیگران، معرفی شد.

در 30 ژوئن سال 2006 در مراسم گراما تاتر چینی جاي پا و دستانش به يادگار گذاشته شد ؛ او هفتمین آفریقا-آمریکایی و صدونود یکمین بازیگری بود که به این افتخار دست می یافت.

در 30 ژوئن 2007 او در فیلم (Farce of the penguins) به عنوان گوينده ظاهر شد. این فیلم نوعی تقلید از نقش  راوی مورگان فری من در فیلم موفق باکس آفیس March of the penguins بود.همچنین در سال 2007 او در فیلم Black snake moan نقش یک بازیگر بلوز را داشت که زن جوانی را بازداشت کرد و همینطور در فیلم ترسناک 1408 که اقتباسی از داستان کوتاه استفن کینگ بود هم بازی کرد. در سال 2008 ساموئل در فیلم The spirit نقش یک شرور را داشت که از دید منتقدان و باکس افیس بسیار ضعیف توصیف شد.وي در سال 2009 حین روایت صحنه هایی ازجنگ جهانی دوم در فیلم لعنتی های بی آبرو دوباره با کوئنتین تارانتینو کار کرد.

او طی دوران بازیگریش در خیلی از فیلم ها با رپرهای برجسته کار کرده است که از آن جمله : توپاک شاکور(جویس)، کوئین لاتیفا( جویس/اسفیر) و متدمن(187) هستند.

 

 

عملکرد او در باکس آفیس

جکسون می گوید نقش های هیجان انگیز را انتخاب می کند. نقش کارهایی که در کودکی آرزو داشته انجام دهد و حال فرصت انجام آنها را پیدا کرده است. در فیلم هایی که نقش اصلی یا مکمل اصلی را داشته است، فیلم های او در باکس آفیس آمریکای شمالی فروش 2.38 و4.48 میلیارد دلاری داشته که او را در جایگاه نهم(نقش اصلی) و دوم نقش های مکمل پرفروش تاریخ قرار می دهد( پس از فرانک واکر دوبلر). در آگست سال 2007 او در مصاحبه ای اعلام کرد که می خواهد نقش کوچکی در فیلم های ایندیانا جونز و The kingdom of the crystal skull جرج لوکاس داشته باشد تا جایگاه باکس آفیسش را بالاتر از هریسون فورد حفظ کند. ویراست 2009 کتاب گینس که محاسبه ی متفاوتی برای تعیین فروش فیلم ها داشت نوشته بود که جکسون با درآمد 7.42 میلیارد دلاری از 68 فیلم پردرآمدترین بازیگر دنیاست.

ترجمه: ميلاد خراسانيان


چارلی چاپلین

پنج شنبه 20 مهر 1391
14:14
alihoveida

 

 

 
نام در تولد: سر چارلز اسپنسر چاپلین
 
زاده: ۱۶ آوریل ۱۸۸۹
 
محل تولد:خیابان ایست، والورثلندن، انگلیس
 
مرگ: ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷(سن :۸۸ سال)
 
محل مرگ : ووی، سوئیس
 
رسانه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده
 
ملیت:  Flag of England.svg انگلستان
 
سال‌های فعالیت ۱۹۷۶ - ۱۹۱۴
 
همسر: میلدرد هریس ۱۹۲۰-۱۹۱۸لیتا گری ۱۹۲۸-۱۹۲۴پائولت گدارد ۱۹۴۲-۱۹۳۶اونا اونیل ۱۹۷۷-۱۹۴۳
 
 
امضا:  Firma de Charles Chaplin.svg
 
جایزه افتخاری: در سالهای ۱۹۲۹ و ۱۹۷۲بهترین موسیقی متن اورژینال
 
سال ۱۹۵۲ برای فیلم روشنایی‌های شهر
 
 
 
سِر چارلز اسپنسر چاپلین (۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان و همچنین آهنگساز برجستهٔ هالیوودو برندهٔ جایزه اسکار است. بیشتر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند.
چاپلین در زمینه سینما بیش از ۶۵ سال فعالیت کرد که شروع فعالیتهای وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۸۸ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ همراه با تعدادی از دوستان سینمایی خود اتحادیه سینماگران را تاسیس کرد.
چاپلین یکی از محبوب ترین و بزرگترین هنرمندان قرن بیستم میلادی و تاریخ سینما است.

 

 

 

دوران جوانی


پلیس فدرال آمریکا یا 
اف بی آی معتقد بود چارلی چاپلین در واقع یک یهودی روس با نام اصلی اسرائیل تورنشتین بوده‌است. از سوی دیگراسکاتلندیارد با ارائه اطلاعاتی از سوی یک منبع اظهار کرد که ممکن است وی در فرانسه متولد شده باشد. اما اداره اطلاعات بریتانیا هیچگاه نتوانست مدارک تولد مربوط به چنین شخصی را پیدا کند و با وجود تحقیقات وسیع، هیچ نوعی مدارک و شواهدی در جهت اثبات این ادعاها پیدا نکرد. قدیمی ترین مدرکی که از وی پیدا شده‌است، گذرنامه‌ای است که در سال ۱۹۲۰ صادر شده‌است. [۱]چاپلین خود ادعا می‌کرد که در سال ۱۸۸۹ در محله‌ای در جنوب لندن متولد شده‌است. یعنی تنها چهار روز پیش از تولد هیتلر که چاپلین وی را دردیکتاتور بزرگ مورد تمسخر قرار داد. اما سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا٬ فرانسه و آمریکا که در مورد وی تحقیق کرده‌اند تاکنون به مدرک دقیقی مبنی بر مکان و زمان تولد وی دست نیافته‌اند. خانواده چاپلین بیش از ۴۰ سال پس از مرگ وی نامه‌ای در کشویی قفل شده پیدا کردند که در آن اشاره شده بود که چاپلین در کمپ کولی‌ها در اسمسویک در نزدیکی بیرمنگام متولد شده‌است. این نامه در اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط جک هیل به چاپلین فرستاده شده‌است. در این نامه گفته شده‌است که عمه او یک ملکه کولی بوده‌است و او در کاروان عمه‌اش متولد شده‌است.

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان، اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. مشهور است که نام مادر چاپلین هنا است. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. پدرش الکلی شد و کمتر با چارلی ارتباط داشت. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی شد و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری گردید. مستخدمهٔ پدر، چارلی را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد و پدر چارلی زمانی که او ۱۲ ساله بود درگذشت.

بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز شد که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد، یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادرش برخورد کرد و مادر چاپلین خون آلود و اشک‌ریزان به پشت صحنه رفت و چاپلین پنج ساله به روی صحنه آمد تا تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کند.

با بستری شدن مادر، چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند، مشغول به کار شدند. در سال ۱۹۲۸ مادر چارلی ۷ سال پس از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود مرد. سال‌های پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تاثیر زیادی بر فضای فیلم‌های چاپلین در سال‌های بعد گذاشت. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به نام ویلر دریدن که بعدها این برادر به برادران دیگر در هالیوود و استودیو چاپلین می‌پیوندد.

چاپلین در مورد مادرش می‌گفت: اگر مادرم نبود شک دارم که می‌توانستم در پانتومیم موفقیتی کسب کنم.او یکی از بزرگترین هنرمندان پانتومیم بود که تاکنون دیده‌ام.[۲]

مهاجرت به آمریکا

چاپلین از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به همراه فرد کارنو سراسر آمریکا را دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. چاپلین در زمان همکاری با شرکت کارنو در آمریکا هم‌اتاقی استن لورل بود. استنلی به انگلیس بازگشت اما چاپلین در آمریکا ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم‌سازان قرار گرفت و از آن پس با شرکت فیلم‌سازی کی استون همکاری کرد. وی نخستین فیلم خود را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغازکرد. چاپلین در این شرکت و با این فیلم به سرعت به شهرت رسید.

بازیگر پیشرو 

در سال ۱۹۱۴ با شرکت کی استون چاپلین سه فیلم بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. خود در زندگی‌نامه‌اش چنین می‌نویسد:

من هیچ ایده‌ای دربارهٔ چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس‌خانه به این نتیجه رسیدم کهشلوار بگی گشاد بپوشم و کفش‌های بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم، پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم، اما زمانی که لباس‌ها را پوشیدم، خودِ لباس‌ها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم، کاملاً متولد شده بود.

فیلم‌های نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود، از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق شده استفاده می‌کرد. کم کم چاپلین برای این شرکت فیلم‌سازی کرد و به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم‌سازان و نویسندگان قرار گرفت.

شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبان‌های مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک شرکت تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد.

در سال ۱۹۱۶ شرکت فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم‌های که در این شرکت ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانیشد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانش آغاز کرد. چاپلین از سال ۱۹۱۸ در استودیوی خود مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین٬ دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.

شیوه فیلم‌سازی 


آنچه در بالا گفته شد یکی از دلایلی است که ساخت یک فیلم برای چاپلین نسبت به رقیبانش زمان بیشتری می‌گرفت. دلیل دیگر آن این بود که چاپلین کارگردان بسیار دقیقی بود و اصرار داشت که هنرپیشه‌ها دقیقاً همان گونه بازی کنند که منظور اوست و اصلاً هم برای او مهم نبود که چقدر طول بکشد تا بتواند بازی مورد نظرش را از هنرپیشه‌اش بگیرد. 
چاک جونز که در زمان کودکی نزدیک کارگاه فیلم‌سازی چاپلین [۳] زندگی می‌کرده گفته‌ است: به یاد می‌آورد که پدرش هنگام گرفتن یکی از صحنه‌های فیلم چاپلین در آنجا حاضر بوده و دیده که چاپلین یک قسمت را بیش از ۱۰۰ بار تکرار کرده تا در نهایت از کار هنرپیشه‌اش راضی شده و آن قسمت را پذیرفته‌ است.چاپلین همیشه بسیار اشاره‌وار در مورد روش‌های فیلم‌سازی خود سخن می‌گفت، اگر غیر از این عمل می‌کرد مانند این بود که یک شعبده‌باز حقه‌های خود را افشا کند. در واقع تا قبل از ساخت فیلم‌های صدادار مانند دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۰، او هیچ وقت یک فیلم‌نامهٔ کامل از ساخت فیلم در اختیار نداشته‌ است. روش چاپلین این گونه بود که طرحی در ذهنش پرورانده می‌شد و بر اساس آنچه ارائه می‌کرد با او قرارداد بسته می‌شد و در این مسیر او می‌توانست آزادانه بنویسد و خود کارگردان فیلم خود باشد. بعد چاپلین گروه همکاری خود را تشکیل می‌داد و محیط داستان و شخصیت‌های آن را می‌ساخت و تقریباً در طول فیلم بود که ابتکارها و ظرافت‌های داستان به ذهنش می‌رسید و آن‌ها را به طرح خود اضافه می‌کرد. گاهی با قسمت‌هایی از فیلم که قبلاً پذیرفته شده بود مخالفت می‌شد یا در روایت داستان ضرورتی ایجاد می‌شد و چاپلین مجبور می‌شد قسمت‌هایی را که قبلا فیلم‌برداری کرده را تکرار کند؛ مگر قسمت‌هایی که با کل مجموعه داستان در تناقض بود. روش فیلم‌سازی یکتای چاپلین تنها پس از مرگش شناخته شد، زمانی که صحنه‌های بریده شدهٔ فیلم‌ها و خروجی‌های نهایی آن‌ها بوسیله گروه بریتانیایی «مستند چاپلین ناشناخته» در سال ۱۹۸۳ بررسی شد.

ترکیب هم زمان داستان‌پردازی و میل به کمال‌گرایی در چاپلین که منجر می‌شد به روزها تلاش و هزاران فوت فیلم گرفته شدهٔ بی‌استفاده، باعث می‌شد تا فیلم‌سازی برای او بسیار پرهزینه تمام شود و کلافگی او باعث پراکندگی و دلگیری هنرپیشه‌ها و سایر عوامل فیلم‌هایش شود و یا باعث شود آن‌ها ساعت‌ها انتظار بکشند و یا حتی در مواردی کل کار تعطیل شود.

مقایسه با سایر طنزهای صامت 
این سه طنزپرداز هریک سبک خاص خود را داشت: چاپلین تاکید زیادی بر عواطف و گیرایی فیلم داشت (به همین دلیل در دههٔ ۱۹۲۰ بسیار معروف بود)؛ لوید به داشتن شخصیت‌های عامه‌پسند در فیلم‌هایش شناخته شده بود و کیتون به خاطر داشتن بردباری همراه با لحنی غرغرو در میان مخاطبان خود مورد پذیرش بود.از دههٔ ۱۹۶۰ به بعد فیلم‌های چاپلین با فیلم‌های دو طنزپرداز دیگر، باستر کیتون و هارولد لوید، مقایسه می‌شده‌اند، این مقایسه به خصوص در میان طرفداران وفادار دو گروه مطرح بود.

از نظر تجاری، تعدادی از سودآورترین فیلم‌های صامت اثر چاپلین است، فیلم جویندگان طلا، با فروش ۴٫۲۵ میلیون دلار آمریکا پنجمین فیلم پرسود وسیرک با فروش ۳٫۸ میلیون دلار آمریکا هفتمین فیلم پرفروش بود. درحالی که فیلم‌های چاپلین در مجموع ۱۰٫۵ میلیون دلار امریکا سود کردند، هارول لوید، درآمدی در حدود ۱۵٫۷ میلیون دلار داشت همچنین لوید تعداد فیلم‌های بیشتری می‌ساخت؛ او دز طول دههٔ ۱۹۲۰، ۱۲ فیلم منتشر کرد درحالی که چاپلین در این مدت تنها ۳ فیلم را منتشر کرد. فیلم‌های باستر کیتون به اندازهٔ فیلم‌های چاپلین و لوید از نظر تجاری موفق نبود. وی حتی در زمانی که در اوج شهرت خود بود در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰، تنها دست آوردش، تشویق دیرهنگام منتقدان بود.

واضح است که چاپلین و کیتون که هر دو از Vaudeville کار خود را شروع کردند زیاد به یکدیگر توجه داشته‌ باشند. کیتون در سرگذشت خود از چاپلین با نام بزرگترین طنزپرداز که تا به حال زندگی کرده و بزرگترین کارگردان طنز یاد کرده‌ است. چاپلین نیز در ۱۹۲۵ از کیتون در United Artists استقبال کرد و او را از رفتن به مترو گلدن مایر در سال ۱۹۲۸ برحذر داشت و برای آخرین فیلم او با نام «شهرت»[۵] متنی ویژه برای کیتون نوشت و از او با عنوان شریک طنزپرداز خود از سال ۱۹۱۵ یاد کرد.

کار خلاقانه 

دیکتاتور بزرگ 

دیکتاتور بزرگ نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل میلادی، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به کشتار یهودی‌ها می‌زند و اروپا را درگیر جنگ می‌کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را هم‌چنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.

 

عصر جدید 

موضوع فیلم عصر جدید در مورد کارگرانی است که از آن‌ها زیاد کار می‌کشند و در فکر افزایش ساعت کاری آنان است ولی با تعطیل شدن کارخانه‌ها بیکاران زیادی در شهر هستند که برای گذراندن زندگی خود مجبور به دزدی می‌شوند. این فیلم یکی از زیباترین فیلم‌های چارلی است.

جویندگان طلا 

چاپلین فیلم جویندگان طلا را در مورد رنج‌های کسانی ساخت که در آن زمان به دنبال طلا در معادن بودند. چارلی فقیر در این فیلم برای برگزار کردن یک مهمانی شام به خاطر دختر مورد علاقه‌ٔ خود و دوستان او دچار مشکلات بی‌شماری شد. هیچ یک از مهمان‌ها نمی‌آیند. نقطه اوج فیلم رقص نان‌های استوانه‌ای٬ توسط چاپلین است که در آن نبوغ فوق‌العاده‌اش را به‌نمایش در می‌آورد. نقطه اوج دیگر فیلم٬ پختن و خوردن یک چکمه توسط چاپلین است.

سیاست 

دوره مک کارتی 

در حدود سال ۱۹۵۰ جنگ سرد به اوج خود رسیده بود و در آمریکا ترس شدیدی از کمونیست‌ها بوجود آمده بود. در آن سال سناتوری به نام جوزف مک کارتی (به انگلیسیJoseph Mc Carthy) اعلام کرد لیستی بلند بالا از چند کمونیست معروف دارد. نام چارلی چاپلین نیز در آن لیست بود. او زمانی که برای اولین نمایش فیلم لام لایت (به انگلیسیLime Light) به لندن سفر می‌کرد از اخراج خود از آمریکا با خبر شد. به این ترتیب چاپلین به همراه خانواده‌اش از ژانویهٔ ۱۹۵۳ در خانهٔ زیبایی در کورسیر-سور-ووی (به انگلیسیCorsier - Sur -Vervey) در کشور سوئیس زندگی کرد.

چاپلین در جواب اتهام‌ها گفت: «من یک هنرپیشه هستم نه سیاست‌مدار»

در سال ۱۹۵۴ مک کارتی و همراهانش رسوا شدند. زیرا مشخص شد مدارکی که برای افشای کمونیست‌ها به کار برده بودند جعلی بود. آن سال، سال بازگشت شکوهمند چارلی به آمریکا بود و در نیویورک هدیه باران شد و مدال ارزشمند هندل به او اهدا گردید. [۶]

در اوایل سال ۲۰۱۲، اداره اطلاعات داخلی بریتانیا (MI5) گزارشی را منتشر کرد که نشان می‌داد چارلی چاپلین به درخواست آمریکا و به خاطر «گرایش‌های کمونیستی» در دوره‌ای توسط این اداره تحت نظر و بازرسی قرار داشته‌است. اما هیچ‌گاه نتوانستند مدرکی دال بر ارتباط چارلی چاپلین و گروه‌های کمونیستی بیابند. همچنین در این مدارک عنوان شده که اداره ام‌آی‌فایو، موفق نشده که محل اصلی تولد چارلی چاپلین را کشف کند. [۷] همچنین جمع‌بندی MI6 این بود که چاپلین ممکن است از طرفداران کمونیست‌ها باشد ولی در این مورد رادیکال نیست. اما نام چاپلین به نفعکمونیزم و به عنوان یکی از قربانیان مک کارتیزم مورد سوء استفاده قرار گرفته‌است. [۸]

زندگی شخصی 

چاپلین در زندگی شخصی چندین بار ازدواج کرد. اولین ازدواج چارلی در اکتبر سال ۱۹۱۸ با میلدرد هریس (به انگلیسیMildred Harris) بود. دختر بانمکی که چارلی را یاد عشق نافرجامش٬ هتی کلی (به انگلیسیHetty Kelly) می‌انداخت که در سال ۱۹۰۸ عاشق او شده بود. عشقی که از همان ابتدا مورد مخالفت خانوادهٔ هتی قرار گرفت. ازدواج چارلی با میلدرد پس از دوسال یعنی در آوریل ۱۹۲۰ به جدایی کشیده شد. نتیجهٔ این ازدواج یک فرزند پسر بود که تنها سه روز عمر کرد.

چارلی در نوامبر ۱۹۲۴ با هنرپیشهٔ نقش اول فیلم جویندگان طلا (به انگلیسیGold Rush) یعنی لیتا گری (به انگلیسیLita Grray) ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام‌های سیدنی و چارلز بودند. اما تنها بعد از دو سال این ازدواج نیز به جدایی کشیده شد.

در سال ۱۹۳۶ چاپلین بار دیگر با یک بازیگر ازدواج کرد. پائولت گودارد (به موضوعات مرتبط: بیوگرافی هنرمندان خارجیچارلی چاپلین

جکی چان

چهار شنبه 19 مهر 1391
14:30
alihoveida

 جکی چان

نام اصلی: چان کونگ-سانگ 陳港生
 
زمینه فعالیت: بازیگر، کارگردان، تهیه‌کننده، بدل‌کار و خواننده
تولد: ۷ آوریل ۱۹۵۴ (میلادی)
محل تولد: هنگ کنگ
نام(های)دیگر: فُونگ سی لونگ، یوئن لو
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۶۲ تاکنون
همسر(ها): لین فونگ جیائو
فرزندان: جیسی چان
تأثیرات: بروس لی ، باستر کیتون ، هارولد لوید و جیم کری
 
 
 
وب‌گاه رسمی www.jackiechan.com
 
چان کُونگ سانگ (به چینی: Chan Kong Sang، 陳港生) مشهور به جکی چان متولد هفت آوریل سال ۱۹۵۴ یک هنرپیشه، کارگردان،تهیه‌کننده، فیلم‌نامه نویس، بدل‌کار و خواننده هنگ‌کنگی است. او بخاطر فیلم‌های کمدی-اکشن خود مشهور است.
 
زندگی‌نامه 
 
«جکی چان» بازیگر معروف فیلم‌های اکشن درسال ۱۹۵۴ در هنگ کنگ به‌دنیا آمد. پدرش«چارلز چان» و مادرش «لی‌لی چان» در سفارت فرانسه درهنگ‌کنگ کار می‌کردند. جکی از هفت‌سالگی به مدت ده سال، یعنی تا سال ۱۹۷۱ نزداستادی به‌نام «یوشان یوان» عملیات آکروبات، کونگ‌فو، اپرای چینی، پانتومیم و آواز راآموخت. ۸ ساله بود که در فیلم «هفت شانس‌کوچولو» نقش کوتاهی را بازی کرد. سپس‌به‌عنوان بازیگر خردسال در فیلم‌های موزیکال‌هنگ کنگی فعالیت داشت.
کارها
 
او در دوران کودکی‌در ۱۱ فیلم بازی کرد. اولین تجربه بازیگری وی در بزرگسالی در سال ۱۹۷۱ بود که فیلم «ببرکوچولوی کانوتن» نام داشت. او در سال ۱۹۷۲ در فیلم «مشت خشم» که‌یکی از فیلم‌های مشهور بروس‌لی بود، به‌عنوان‌بدل کار بازی کرد. البته درصحنه‌ای که‌مرتفع‌ترین سقوط سینمایی آسیا بود، جان سالم به‌در برد. او در این سال در فیلم پرفروش «مار در سایه‌عقاب» و کمدی کونگ‌فوی «استادمست» رابازی کرد و خود را به‌عنوان مشهورترین ستاره‌هنرهای رزمی آسیا پس از بروس‌لی تثبیت کرد. در سال ۱۹۸۰ برای اولین بار در یک فیلم‌آمریکایی به نام «دعوای بزرگ» ظاهر شد.
درسال ۱۹۸۶ سومین فیلم پرفروش دهه ۸۰هنگ کنگ را با نام «زره خدا» بازی کرد. درهمین فیلم بود که هنگام یک بدل‌کاری در زمان‌فیلمبرداری در یوگسلاوی سقوط کرد و استخوان‌جمجمه‌اش خرد شد و تحت عمل جراحی مغزقرار گرفت. جکی چان در سال ۱۹۹۵ در هنگام بازی درفیلم «غرش در برانکس» مچ پایش شکست. او تاکنون در بیش‌از ۱۵۰ فیلم بازی کرده است. جکی چان هنرپیشه فیلم‌های اکشن سینمای‌آمریکا، از سوی سازمان ملل متحد به‌عنوان سفیرحسن نیت صندوق حمایت از کودکان‌بی‌سرپرست (یونیسف) و انجمن کمک به کودکان‌مبتلا به بیماری ایدز این سازمان انتخاب شد.
جکی چان یک شرکت تولیدی پیراهن و بلوزمردانه تاسیس کرده است. نام خط تولید لباس‌مردانه وی متشکل از دو حرف نام خود او می‌باشدو برروی پیراهن‌های شرکت تولیدی جکی چان‌طرحی از اژدهای چینی حک شده است. او در روز افتتاح شرکت تولیدی‌اش چندین‌پیراهن به هنرمندان هالیوودی هدیه داد. جکی‌چان می‌گوید: می‌خواهد همه طرح‌های‌بلوزهایش برگرفته از معیارها و آداب و سنن چینی‌باشد و از تصاویر غربی استفاده نکند.
 
فیلم‌شناسی
 
فیلمهای مهم
 

سیلوستر استالونه

چهار شنبه 19 مهر 1391
14:4
alihoveida

 

سیلوستر استالونه
 
نام اصلی: سیلوستر گاردنز استالونه
 
زمینه فعالیت: سینما
 
ملیت: آمریکایی
 
تولد: ۶ ژوئیه ۱۹۴۶
 
محل تولد:نیویورک سیتی
 
پیشه: بازیگر ,کارگردان و تهیه کننده
 
سال‌های فعالیت: تاکنون-۱۹۷۰
 
همسر(ها): ساشا چاک (۱۹۷۴-۱۹۸۵)بریجیت نیلسون (۱۹۸۵-۱۹۸۷)جنیفر فلیون (۱۹۹۷-تاکنون)
 
 وب‌گاه رسمی:  www.sylvesterstallone.com

سیلوستر اِستالونه یا سیلوستر استالون (در آمریکا و سایر کشورها سیلوستر استالون گفته می‌شود) (زادهٔ ۶ ژوئیه ۱۹۴۶) متولد نیویورک،بازیگر و کارگردان و تهیه‌کننده مشهور آمریکایی است .

 

زندگی 
سیلوستر گاردنز استالونه در نیویورک سیتی به دنیا آمد. نام پدرش فرانک استالونه و مادرش جکی لابوفیش می باشد. پدر استالونه یک مهاجرسیسیلی است و مادرش آمریکایی می‌باشد ولی یکی از مادربزرگ‌های مادری استالون، اوکراینی‌تبار است. وقتی پانزده ساله بود، هم‌کلاسی‌هایش می‌گفتند در بین بچه‌ها از همه بیشتر احتمال دارد که با صندلی الکتریکی اعدام شود! استالونه در دهه شصت وارد دانشگاه میامی شد و سه سال در آنجا تحصیل کرد ولی پس از مدتی درس را رها و به بازیگری روی آورد.
تقریبا تمام خانواده سیلوستر استالونه هنرمند هستند . برادرش فرانک جونیور استالونه، خواننده و بازیگر می باشد، مادرش بازیگر و فالگیر است و پسر ارشدش که سیج استالونه نام دارد، بازیگر و کارگردان است . سیج در فیلم راکی ۵ در نقش پسر راکی بازی کرده است .
ازدواج 
استالون سه بار ازدواج کرده است. همسر اولش ساشاچاک ( از ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۵ ) که یک عکاس بود و در نگارش فیلمنامه راکی، کمک‌های شایانی به استالون کرد. ساشا پس از قبول شدن در تست بازیگری در نقش اول فیلم play it as it lays با مخالفت استالونه رو به رو شد . استالونه به او اجازه خروج از نیویورک را نداد! و بهانه‌اش هم این بود که برای تایپ فیلمنامه‌هایش به او نیاز دارد...!
 
همسر دوم استالونه بریجیت نیلسون ( از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ ) نام داشت که یک بازیگر بود . او در فیلم راکی ۴ و سپس کبری با استالونه هم‌بازی بود. این ازدواج همانند ازدواج های دیگر بریجین نیلسون خیلی زود به طلاق منجر شد . ازدواج اول بریجیت با کاسپر ونیرنیگ موزیسین، دانمارکی بود. او پس از جدایی از استالونه نیز با مارک گاستینو فوتبالیست آمریکایی نامزد شد و یک پسر از او دارد. بریجیت پس از آن با سباستین گوپلند ، کارگردان و عکاس که پسرعموی اوراندو بلوم ( یکی از بازیگران سری ارباب حلقه ها و دزدان دریایی کارائیب ) محسوب می شود، زناشویی کرد و در ماه مارس ۲۰۰۵ و در ازدواج پنجم خود با ماتیا دسی، که یک کافه دار بیست و هشت ساله ایتالیایی تبار بود ازدواج کرد. ولی این ازدواج هیچ‌گاه رسمی قلمداد نشد زیرا در آن هنگام او رسما از همسر چهارمش طلاق نگرفته بود.
همسر سوم استالونه جنیفر فلیون ( از ۱۹۹۷ تا کنون ) نام دارد یک مدل می باشد و آمریکایی ایرلندی است . فلیون در چهارده اگوست سال ۱۹۶۸ در شیکاگو به دنیا آمده و مدرک دانشگاهی وی در رشته اقیانوس‌شناسی می‌باشد. او دو خواهر بازیگر به نام‌های جولی فلیون و تریشیا فلیون دارد . استالونه و فلیون در قصر بلنهایم واقع در آکسفورد شایر انگلستان ازدواج نمودند.
فرزندان 
استالونه پنج فرزند دارد. سیج استالونه و سرجو استالونه از همسر اولش ساشا چاک هستند و در سال‌های ۱۹۷۶ و ۱۹۷۹ به دنیا آمدند. دختران استالونه سوفیا رز - که بیماری قلبی مادرزادی دارد و یک سوراخ در قلب اوست -، سیستین رز و اسکارلت رز از همسر سومش جنیفر فلیون می‌باشند که به ترتیب در سال‌های ۱۹۹۶، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ متولد شدند. استالونه فرزندی از بریجیت نیلسون ندارد .
بازیگری 

Flickr - nicogenin - 66ème Festival de Venise (Mostra) - Sylvester Stallone (26).jpg

اولین کار سینمایی او بازی در فیلم مهمانی در خانه کیتی نام داشت . سالها بعد، زمانیکه استالون به شهرت رسید، سازندگان این فیلم آن را با نام جدید مرد ایتالیایی - اشاره به نام مستعار کاراکتر راکی بالبوآ در فیلم راکی - روانه بازار کردند.
نقش‌های اولیه استالونه بسیار کوتاه و کم اهمیت بودند که از آنها می توان به فیلم موزها ساخته وودی آلن اشاره کرد که استالون در یک پلان در نقش یک جیب بُر ظاهر شده است .
راکی 
استالونه بعد از بازی در چند فیلم ضعیف دیگر، شبی با دیدن مسابقه بوکس محمد علی کلی به فکر نوشتن فیلمنامه راکی افتاد. همان شب شروع به نوشتن فیلمنامه راکی کرد و آن را سه روزه به پایان رساند. استالونه تلاش بسیاری کرد فیلمنامه راکی را بفروشد ولی برای فروش آن شرطی هم داشت . شرط استالون این بود تا خودش نقش اصلی را بازی کند ولی جان آویلدسن (کارگردان) و تهیه‌کننده مایل بودند برای بازیگر نقش راکی از یک هنرپیشه مطرح استفاده کنند . کاندیدای این نقش برت رینولد و یجیمزکان بودند اما استالونه سرانجام موفق شد آنها را متقاعد کند و خودش نقش راکی بالبوآ را بازی کند .
موفقیت بی‌نظیر

سرمایه فیلم ۱ میلیون دلار بود ولی فروش خیره کنندهٔ ۲۱۳ میلیون دلاری آن، استالون را یک شبه به عرش رساند. راکی نه تنها از لحاظ تجاری بلکه از لحاظ هنری یک موفقیت بی‌نظیر بود. راکی در سال ۱۹۷۶ جایزه اسکار بهترین فیلم را کسب کرد.
نامزدی جایزه اسکار

استالونه در جوایز اسکار ۱۹۷۸
بعد از اکران فیلم راکی، راجر ایبرت منتقد سرشناس سینمای جهان، استالونه را مارلون براندو ی جدیدسینما خواند . استالونه برای این فیلم نامزد جایزه اسکار شد . قسمت های دوم، سوم و چهارم راکی را خود استالون کارگردانی کرد.
اوج موفقیت این سری (از لحاظ فروش) قسمت چهارم بود که به فروش فوق العاده ۳۰۰ میلیون دلار دست یافت. اما قسمت پنجم را که جان آویلدسن(کارگردان قسمت نخست) کارگردانی کرد، در گیشه شکست سختی خورد.
در سال ۲۰۰۶ استالون قسمت ششم راکی را تحت عنوان راکی بالبوآ کارگردانی کرد که مورد توجه منتقدین قرار گرفت.
در میان بهترین قهرمانان فیلم‌های هالیوود نام استالونه در نقش راکی بالبوآ پس از گریگوری پک در نقش آتیسوس فینچ، هریسون فورد در نقش ایندیانا جونز، شان کانری در نقش جیمز باند، همفری بوگارت در نقش ریک بلین، گری کوپر در نقش ویل کین و جودی فاستر، در نقش کلاریس استارلینگ، درمقام هفتم قرار دارد.
رمبو 
او در سال ۱۹۸۰ در فیلم اولین خون نقش جان رمبو را که یک سرباز جنگ ویتنام بود بازی کرد . نقشی که قرار بود در ابتدا استیو مک کوئین آن را بازی کند که با مرگ مک کوئین، این نقش به استالون رسید . این فیلم و دنباله هایش ( به خصوص قسمت دوم ) به موفقیت بی نظیری دست یافتند . رمبو: اولین خون قسمت دوم سیصد میلیون دلار و رمبو ۳ صد و نود میلیون دلار در جهان فروش رفتند . استالونه در سال ۲۰۰۸ قسمت چهارم این سری را تحت عنوان جان رمبو کارگردانی کرد .
کارگردانی
استالونه کارگردانی را با فیلم کوچه بهشت محصول سال ۱۹۷۸ آغاز کرد در حالیکه فیلمنامه‌نویس و بازیگر آن نیز بود. پس از آن فیلم‌های زنده ماندن ( دنباله ای بر فیلم تب شنبه شب )، راکی ۲،راکی ۳، راکی ۴، راکی بالبوآ (راکی ۶)، جان رمبو (رمبو ۴) و یکبار مصرف ها را کارگردانی کرد.
رد پیشنهادهای بزرگ
استالونه پیشنهاد بازی در فیلم های نابودگر و جان سخت را رد کرده است .
سیاره هالیوود
علایق 
استالونه یکی از طرفداران سینمای بالیوود است . او در یک فیلم هندی نیز در سال ۲۰۰۹ به ایفای نقش پرداخت .
از گفته های او 
"مردم فکر میکنند من عقل چندانی ندارم، پس چرا تصورشان را بهم بزنم؟!"
 
فیلم‌ها
 
فیلمهای مهم
- * همچنین نویسنده فیلمنامه
 
گفتاورد 
موفقیت معمولاً خانهٔ آخر کنترل شکست‌خوردن است.
 

 


بروس لی

سه شنبه 18 مهر 1391
19:59
alihoveida

 بروس لی

زمینه فعالیت استاد هنرهای رزمی، بازیگر فیلم‌های رزمی
ملیت امریکایی-چینی
تولد ۲۷ نوامبر ۱۹۴۰ (میلادی)
چیناتون سانفرانسیسکو
والدین لی هو چون
گریس هو
مرگ ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳ (۳۲ سال)
هنگ کنگ
مدفن سیاتل آمریکا
نام(های)
دیگر جون فان
پیشه استاد هنرهای رزمی، بازیگر، فیلسوف، کارگردان، مبدع جیت کاندو
شریک(های)
زندگی لیندا اِمِری
فرزندان براندون , شانون
 
بروس لی (۲۷ نوامبر ۱۹۴۰ - ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳) استاد هنرهای رزمی، بازیگر فیلم‌های رزمی، نظریه‌پرداز و بنیانگذار سبک رزمی جیت کان دو است. بسیاری او را یکی از تاثیرگذارترین رزمی‌کاران قرن بیستم و نماد فرهنگی شناخته شده‌است.[۱] او همچنین پدر دو بازیگر به نام‌های براندون لی وشانون لی بود.
لی در محله چینی‌های سانفرانسیسکو در کالیفرنیا به دنیا آمد اما در هنگ کنگ بزرگ شد و در ۱۸ سالگی دوباره برای تحصیل در دانشگاه به سانفرانسیکو بازگشت. فیلم‌های رزمی که او در سینمای هالیوودی و سینمای هنگ کنگ بازی کرد موجب ارتقای سطح فیلمهای رزمی هنگ کنگ شده و تحسین عامه را برانگیخت و موجی از علاقه‌مندی به فیلم‌های هنرهای رزمی چینی را در جهان غرب به وجود آورد. کارگردانی و جو فیلم‌های او هم بر روی هنرهای رزمی و هم بر روی فیلم‌های رزمی چه در هنگ کنگ و چه در بقیه جهان تاثیر گذاشت.
لی به یک چهره نمادین تبدیل شد به خصوص برای چینی‌ها، زیرا در فیلم‌هایش به عنوان افتخار ملی برای چین و ملی‌گرایی چینی ظاهر شد.[۲]
بروس لی از ۱۳ سالگی شاگرد ییپ من استاد وینگ چون کونگ‌فو شد. پس از ورود به آمریکا آموزش هنر رزمی خود با نام جان فن کونگ‌فو را آغاز کرد. او هرچند در وینگ چون آموزش دیده بود اما به پیروی از یک سبک اعتقاد نداشت و معتقد به استفاده از بهترین تکنیک‌ها از سبک‌هخای مختلف رزمی بود.
 
مراحل اولیه زندگی 
بروس لی در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۰ ساعت اژدها بین ساعت ۷ تا ۹ صبح در سال اژدها طبق تقویم طالع‌بینی چینی در یک بیمارستان چینی در محله چینی‌های سانفرانسیسکو به دنیا آمد.[۳] پدرشلی هو چون (Lee Hoi-Chuen) (李海泉) چینی بود. مادر کاتولیکش گریس هو یک چینی آلمانی تبار بود.[۴][۵][۶][۷][۸][۹] وقتی بروس لی سه ماه داشت والدینش به هنگ کنگبرگشتند.[۱۰][۱۱][پیوند مرده]
 
تحصیلات و خانواده 
 
نام ها 
 
نام کوچک کانتونی بروس لی، جان فان (Jun Fan) بود. وقتی بروس لی متولد شد، نام انگلیسی بروس (Bruce) به نظر می‌رسد توسط پزشک یا پرستار بیمارستان، دکتر ماری گلاور برروی بروس لی گذاشته شد. اگرچه خانم لی در بدایت امر چندان به فکر گذاشتن اسم انگلیسی روی نوزادش نبود ولی این نام را متناسب انگاشت و با نام دکتر گلاور موافقت کرد.[۱۲] به هر حال نام انگلیسیاو هرگز به همراه نام فامیلی او استفاده نشد تا این که در یک دبستان که یکی از بخش‌های کالج لاسال(یک دبیرستان در هنگ کنگ) بود در سال ۱۰ یا ۱۲ سالگی ثبت نام کرد و بعدا در دبستانی دیگر. (کالج فرانسیس خاویر در کولون) که در آنجا لی به نمایندگی تیم بوکس در مسابقات بین مدارس برگزیده می‌شود.
 
حرفه بازیگری 
 
پدر بروس لی هوی چون یک ستاره مشهور اپرای کانتون بود. لذا بروس لی از طریق پدرش وارد سینما شد و وقتی کودک بود در چند فیلم سیاه و سفید کوتاه بازی کرد. لی اولین نقشش را به عنوان نوزاد در کالسکه بازی کرد. وقتی که او ۱۸ سال داشت ۱۲ فیلم بازی کرده بود.[۳]
در ۱۹۵۹–۱۹۶۴ در ایالات متحده بروس لی سودای بازی کردن در فیلمها را از سر به در کرده و هنرهای رزمی را پی گیری کرد.
 
آغاز کار و ورود به هنرهای رزمی 
 
اولین آشنایی بروس با هنرهای رزمی توسط پدرش - لی هوی چون- صورت گرفت. او در ابتدا مهارتهای پایه‌ای در سبک تای چی را از پدرش فرا گرفت.سی فوی بروس لی یعنی استاد بزرگ وینگ چون - ییپ من - همکار و دوست پدر او بود. بروس از سن ۱۳ تا ۱۸ سالگی تحت تعلیم استاد هنگ کنگی خویش ییپ من بود.
مانند اکثر مدارس هنرهای رزمی چینی در آن زمان، کلاس‌های سیفو ییپ من توسط شاگردان ارشد و درجه بالا اداره می‌شد. یکی از شاگردان ارشد ییپ من «وانگ شون لئونگ» بود. بر طبق گفته‌ها او بیشترین تأثیر را بر کونگ فوی وینگ چونِ بروس لی داشته‌است. پس از اینکه تعدادی از شاگردان پپپ من به دلیل بعضی آداب و رسومات چینی از آموزش به بروس لی خودداری کردند، ییپ من به طور خصوصی شروع به آموزش بروس لی کرد. بروس همچنین بوکس غربی را نیز یاد گرفت و مسابقه فینال قهرمانی بوکس در سال ۱۹۵۸ را با ناک اوت کردن «گری الم» که قهرمان سه بارهٔ مسابقات بود، در راند سوم به پایان رساند. قبل از مسابقهٔ نهایی بروس سه حریف قبلی اش را مستقیماً در همان راند اول ناک اوت کرده بود. بعلاوه بروس تکنیکهای شمشیرزنی غربی را از برادرش «پیتر لی»- که قهرمان شمشیرزنی در زمان خودش بود- یاد گرفت.
 
ورود به آمریکا 
 
بروس لی در سن ۱۹ سالگی به منظور ادامه تحصیل و تنها با ۱۰۰ دلار با کشتی وارد ایالات متحده آمریکا شده و در مدرسه فنی ادیسون ثبت نام کرد. سپس به تحصیل در رشته فلسفه مشغول گردید.
 
آموزش کونگ فو به غیر چینی‌ها
 
بروس لی در ابتدای ورودش به آمریکا و برای تامین هزینه تحصیلش ناگزیر در رستوران کار می‌کرد اما چون احساس می‌کرد این کار در شان وی نیست این کار را رها کرده و تصمیم به آموزش کونگ فوگرفت و با استقبال فراوان دوستانش مواجه شد.
 
جان فان کونگ فو 
 
بروس لی آموزش هنرهای رزمی در آمریکا را از سال ۱۹۵۵ شروع کرد. در آغاز کار او وینگ چون آموزش می‌داد. هنری که بر پایه برداشت‌ها و آموخته‌هایش در هنگ کنگ بود. جان فان کونگ فو (که معنای لغوی آن کونگ فوی بروس لی است.)در واقع نامی بود که بروس لی بر روی هنر رزمی خودش گذاشته بود، که اساساً روش تعدیل یافته او در وینگ چون بود. اولین شاگرد بروس یک جودو کار به نام «جس گلاور» بود که بعدها دستیار او شد. قبل از نقل مکان به کالیفرنیا، لی اولین مدرسهَ هنرهای رزمی اش را در سیاتل با نام «موسسهٔ جان فان کونگ فوی لی»را افتتاح کرد. لی همچنین روش لگد زنی اش، که شامل لگد مستقیم وینگ چون و لگد قدرتی کونگ فوی شائولین شمالی می‌شد را ارتقا بخشید.
اما بعد از مدتی با مخالفت چینی‌های مقیم آمریکا مواجه گشت و آنها از وی خواستند دست از آموزش به خارجی‌ها بر دارد اما بروس لی در تصمیمش مصمم بود و آنها برای تعطیل کردن باشگاه وی مبارزی ماهر به نام «وانگ جک مان» را به منظور مبارزه با بروس لی فرستادند که در این مبارزه وانگ به سختی شکست خورد و دندانهای جلویش را از دست داد.
 
اجرای چند حرکت نمایشی و مقدمه‌ای بر مطرح شدن بروس لی در ایالات متحده 
 
بروس لی بعد از آموزش تصمیم به شرکت در مسابقات کاراته و نشان دادن توانایی‌های خود در هنرهای رزمی گرفت. بدین منظور در سال ۱۹۶۴ در میدان ورزشی لانگ بیچ با اجرای چند حرکت نمایشی با سرعت و قدرتی خیره‌کننده نامش بر سر زبان‌ها افتاد.
 
ورود به سینما
 
بعد از نمایش لانگ بیچ یک کارگردان که اتفاقاً در سالن حضور داشت به ملاقات بروس لی رفت و از وی خواست در سریال «زنبور سبز» به ایفای نقش بپردازد و بروس هم پذیرفت و این مقدمه‌ای شد برای ورود بروس لی به سینما.(البته بروس لی در کودکی نیز در چند فیلم ایفای نقش کرده بودچون پدر او بازیگری هنگ کنگی بود او در ۶ ماهگی گریم شد و نقش شاهزاده را بازی کرد و در ۶ سالگی نقش کودک دزدی را و در ۱۱ سالگی فیلم غازهای وحشی را بازی کرد)
 
ابداع سبک جیت کان دو 
 
به دلیل عدم دسترسی به سیفو «ییپ من» که در هنگ کنگ زندگی می‌کرد، بروس لی نمی‌توانست وینگ چون را ادامه دهد، هنر اصیلی که حالا تنها در اختیار استادش بود، اما بروس هنوز مشتاقانه به دنبال یادگیری وینگ چون بود تا جاییکه او حتی پس از باز گشت به هنگ کنگ به استاد ییپ من پیشنهاد خرید یک آپارتمان شخصی داد... در مصاحبه استاد بزرگ وینگ چون «لو مان کام» که یکی از همرزمان بروس لی در کلاس استاد ییپ من بوده، می‌خوانیم:
بروس لی در حال تمرین چی سائو با استاد فقیدییپ من
شما این شانس را داشتید که در کنار بروس لی باشید، چه ارتباطی با او برقرار کرده بودید؟
- اغلب با هم تمرین می‌کردیم، بویژه در چی سائو. بروس لی از من جوان تر بود. وقتی هنگ کنگ را ترک کرد، کار آموزی خود را نزد ییپ من به پایان نرسانده بود. یک روز که دیگر معروف شده بود به هنگ کنگ برگشت و از ییپ من خواست تا کار آموزی اش را به پایان برساند، اما چون خیلی مشغول بود نمی‌توانست در هنگ کنگ بماند.
بروس لی از ییپ من خواست به او نشان دهد که چگونه می‌تواند با آدمک چوبی تمرین کند، زیرا او می‌خواست در فیلم‌هایش از آدمک چوبی استفاده کند. در عوض او پیشنهاد یک آپارتمان را به ییپ من -که آدم پولداری نبود- داد. اما ییپ من پیشنهاد او را رد کرد و گفت:
اگر می‌خواهی کونگ فوی مرا یاد بگیری به کلاسم بیا (منبع مجله رزم آور شماره ۱۳۵)
{البته بعدها بروس لی ضعف‌هایی از این سبک اصیل پیدا کرد. پی بردن به این ضعف‌ها و اصلاح آنها مقدمه‌ای شد بر ابداع سبک مخصوص خودش:جیت کان دو}
ایده‌های جیت کان دو در سال ۱۹۶۵ در ذهن بروس لی متولد شد. مبارزه با وان جک مان تأثیر بسزایی بر فلسفه مبارزه بروس لی گذاشت. با آن که بروس حریفش را به طرز فجیعی شکست داد، اما معتقد بود که آن مبارزه بیش تر از حد معمول طول کشیده و او نتوانسته‌است آنطور که انتظار دارد از تکنیکهای وینگ چون استفاده کند، بعلاوه او دیگر نمی‌توانست به یادگیری و تکمیل هنر رزمی وینگ چون بپردازد چون فرسخها از استادش دور بود.
او به سیستمی احتیاج داشت تا به شکوفایی هرچه بیشتر داشته‌هایش بپردازد. به همین خاطر با تاکید بر «کاربردی بودن، انعطاف پذیری، سرعت و کارآمدی» به توسعهٔ سیستم جدیدی پرداخت. او شروع به استفاده از روش‌های آموزشی متفاوتی کرد: بدنسازی برای افزایش قدرت، دویدن برای افزایش استقامت، تمرینات کششی برای انعطاف پذیری و بسیاری از روش‌های دیگر که او دائماً در حال منطبق کردن با سیستمش بود.
لی بر آنچه که «روش بی روشی» می‌نامیدش بسیار تاکید داشت. ایده‌ای که بیانگر رهایی از روشهای فرمالیته -همان سبکهای سنتی- بود. بروس لی احساس می‌کرد سیستمی که او «جان فان کونگ فو» نامیده‌است، محدود کننده‌است و به همین خاطر آن را به آنچه که با نام جیت کان دو توصیفش کرد، تغییر شکل داد. نامی که بعدها از مطرح کردن آن اظهار پشیمانی کرد چون از نام جیت کان دو نیز ویژگی‌های خاصی برداشت می‌شد که هر سبکی به نوبه خود ادعا می‌کرد، درحالیکه ایدهٔ هنر رزمی او خروج از هر گونه عوامل محدود کننده بود.
 
بازگشت به هنگ کنگ و تصمیم در ایفای نقش در چند فیلم 
 
مجسمه بروس لی در هنگ کنگ
بروس لی بعد از بازی در چند سریال و فیلم سینمایی مانند سریال زنبور سبز، فیلم سینمایی مارلو، مجموعه تلویزیونی لانگ استریت و.... در آمریکا تصمیم گرفت به هنگ گنگ بازگردد و برای هم میهنانش نیز چند فیلم بازی کند که بلافاصله با استقبال شرکت‌های فیلم سازی روبه رو شد اول فیلم راهب کوهتانگ و توسط استدیوگلدن هاروست و کارگردانی «لو وی» کارگردان معروف چینی به ایفای نقش در فیلم‌های رئیس بزرگ و ضربه نهایی پرداخت که این فیلم‌ها رکورد فروش تمامی فیلم‌های هنگ کنگی را شکست.
بعد از این فیلم‌ها همه به این نتیجه رسیدند که بدون شک بروس لی برترین رزمی کار دنیاست. سپس بروس لی خود تصمیم گرفت فیلم بسازد بدین منظور در سال ۱۹۷۲ شرکت فیلمسازی خود به نام «شرکت فیلمسازی کنکورد» را دایر کرد و خود کارگردانی فیلم «راه اژدها» یا <<بازگشت اژدها>> را به عهده گرفت. این فیلم در هنگ کنگ مجدداً رکورد فروش فیلم‌های قبلی بروس را شکست.
در این دوران بروس لی با موج پیشنهادهای شرکت‌های فیلم سازی مواجه گشت و وی در چهارمین فیلم معروف خود «بازی مرگ» به ایفای نقش پرداخت. در این فیلم توسط دشمنانش زخمی گشت اما درهنگ کنگ به دلیل فوت ناگهانی بروس لی از دنیا رفت و فیلم نا تمام باقی ماند.
 
مطرح شدن در سراسر جهان و ایفای نقش در هالیوود 
 
بعد از موفقیت بروس لی در هنگ کنگ هالیوود به سراغ بروس لی آمد و کمپانی برادران وارنر از وی خواست در فیلم «اژدها وارد می‌شود» به ایفای نقش بپردازد به همین دلیل بروس لی «بازی مرگ» را رها کرده و در «اژدها وارد می‌شود» که اولین فیلم جهانی وی به شمار می‌رفت به ایفای نقش پرداخت.
آرامگاه بروسلی در کنار پسرش براندون لی
 
مرگ 
 
بروس لی به تومور مغزی دچار شده بود و هنگامی که می‌خواسته برای تمرین فیلم بازی مرگ برود بی هوش شده و تلاش پزشکان بی نتیجه بود و تیم پزشکی بروس لی ۵ دلیل برای مرگ نابهنگام او ارائه دادند. یکی از دلایل اصلی مرگ زودرس بروس تورم و رشد یک غده در مغز او بود. به گفته همسرش لیندا، بروس با تهیه کننده فیلم ریموندجو در ساعدت ۲ بعدازظهر قرار داشت.
آن دو در مورد ساخت فیلم بازی مرگ با یکدیگر مشورت کردند و تا ساعت ۴ بعدازظهر با هم صحبت کردند و بعد به خانه بتی تینگچی بازیگر تایوانی الاصل که نقش اصلی زن فیلم بازی مرگ را داشت رفتند. بعد از ساعتی چو آنجا را ترک می‌کند و بروس و بتی با هم شام می‌خورند.
در آنجا بروس احساس سردرد می‌کند و بتی یک قرص Eguagesic (آسپرین قوی) به او می‌دهد. حدود ساعت ۷ شب بروس به خواب می‌رود. چو به خانه بتی تلفن می‌زند تا با بروس حرف بزند اما بتی می‌گوید بروس به خواب عمیقی رفته و نمی‌تواند او را بیدار کند. بلافاصله او را به بیمارستان می‌رسانند. پزشکان به معاینه دقیق می‌پردازند. او به کما رفته بود بعد از مدت کوتاهی نیز حتی نفس هم نمی‌کشید. پزشکان متوجه شدند که مغزش تورم دارد. وزن مغز او از ۱۴۰۰ به ۱۵۷۵ گرم رسیده بود.
هیچ یک از رگهای خونی بسته یا پاره نشده بود. تمام اعضا و جوارح بدن مورد معاینه قرار گرفته و کالبد شکافی شد. در معده اش همان قرص آسپرین قوی بود که بتی به او داده بود. علاوه بر این چند دانه شاهدانه در معده اش یافت شد که مشخص نشد این شاهدانه‌ها را از دست چه کسی خورده‌است. عده‌ای از پزشکان معتقد بودند که شاهدانه‌ها به زهر آغشته شده بود و همین امر سبب مرگ وی شده‌است. اما پزشک اصلی او معتقد بود که به دلیل خوردن آسپرین قوی، تومور فعال شده و مرگش فرار رسیده بود. در واقع چنین فردی با داشتن تومور مغزی نباید چنین آسپرینی مصرف می‌کرد.
چاک نوریس در سال ۱۹۷۵ با اشاره به شایعات مربوط به این موضوع مرگ بروس لی را در اثر تورم مغزی و ناشی از مصرف قرص‌های مسکنی می‌داند که وی پس از آسیب دیدگی در ناحیه کمر (به هنگام تمرینات بدن سازی) از آنها استفاده می‌کرد.[۱۳]
همسرش لیندا می‌گفت: او هیچ گاه دوست نداشت عمر طولانی داشته باشد. زیرا او نمی‌توانست تحمل کند که قدرت بدنیش با کهولت سن روز به روز تحلیل رود. بروس لی می‌گفت اگر من باید فردا بمیرم هیچ شکایتی ندارم. من به آرزوهایم دست یافته‌ام و در دنیا آنچه را که می‌خواستم انجام داده‌ام. از زندگی انتظار بیشتری ندارم.[۱۴] قبر او در سیاتل آمریکا در خیابان گارفیلد می‌باشد در هنگام مرگ بروس لی پسرش براندون لی ۸ سال داشت که ۲۰ سال بعد از مرگ پدرش یعنی در سن ۲۸ سالگی او به طرز مشکوکی در گذشت. قبر او در کنار قبر پدرش است.
 
فیلمشناسی
 
سینمایی 
 
سال نام فیلم کارگردان نقش نکات مهم
۱۹۶۹ مارلو Winslow Wong
۱۹۷۱ رئیس بزرگ لو ووی چنگ چائو-آن تحت عنوان مشت های خشم نیز شناخته میشود
۱۹۷۲ ضربه نهایی لو ووی چن زن تحت عنوان ارتباط چینی نیز شناخته میشود، همچنین در ایران معروف به خشم اژدها
راه اژدها بروس لی تانگ لونگ تحت عنوان بازگشت اژدها نیز شناخته میشود
۱۹۷۳ اژدها وارد می‌شود رابرت کلوز لی تحت عنوان عملیات اژدها نیز شناخته میشود
۱۹۷۳ بازی مرگ بروس لی لی به دلیل مرگ بروس ، ناتمام باقی ماند
۱۹۷۸ بازی مرگ رابرت کلوز بیلی لو از برخی از سکانس های بازی مرگ استفاده و در باقی صحنه ها از بدل برای بروس استفاده شد
تلویزیون [ویرایش]

آرنولد شوارتزنگر

سه شنبه 18 مهر 1391
19:15
alihoveida

 آرنولد شوارزنگر

 
نام: آرنولد آلویس شوارزنگر
القاب Arnie , Austrian Oak , Conan the Republican , Styrian Oak , The Governator , The Running Man , Conan the Governor
ملیت اتریش-آمریکاییFlag of Austria.svg
زادروز: ۳۰ ژوئیهٔ ۱۹۴۷ ‏(۶۵ سال)
زادگاه: Thal, اشتایرمارک ,  اتریش
قد:  ۱.۸۸ سانتی متر
وزن:  ۱۰۸ کیلوگرم
همسر: ماریا شرایور کندی (۲۰۱۱-۱۹۸۶)
فرزندان: کاترین (۱۹۸۹)کریستینا (۱۹۹۱)پاتریک (۱۹۹۳)کریستوفر (۱۹۹۷)ژوزف (۱۹۹۷)
والدین: گوستاو  آئورلیا
فعالیت ها: بدنساز، بازیگر، سیاست‌مدار نویسنده، تهیه کننده و کارگردان
سال‌های فعالیت سینما: (تاکنون-۱۹۶۹)
دین:  مسیحی کاتولیک
مدرک تحصیلی: کالج سانتامونیکا دانشگاه ویسکانسین-سوپریور
 
حزب سیاسی: حزب جمهوری‌خواه
امضاء:Arnold Schwarzenegger Signature.svg
۳۸ مین: فرماندار کالیفرنیا(۲۰۱۱-۲۰۰۳)پس از گری دیویس و پیش از جری براون
 
آرنولد آلویس شوارزنگر (به آلمانیArnold Alois Schwarzenegger) (زاده ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۷) بدن‌ساز اتریشی-آمریکایی، برنده جایزه گوی طلاییبازیگری، و سیاست‌مدار جمهوری‌خواه آمریکا است و فرماندار سابق ایالت کالیفرنیا می‌باشد.
 
زندگینامه 
 
زندگی ورزشی 
او ۷ بار قهرمانی در مسابقات مستر المپیا(معتبرترین مسابقات پرورش اندام)در سالهای ۱۹۷۰-۱۹۷۱-۱۹۷۲-۱۹۷۳-۱۹۷۴-۱۹۷۵-۱۹۸۰ را دارد و یکی از پرافتخارترین قهرمانان جهان است.
او بدنسازی را از ۱۴ سالگی شروع کرد و در ۲۳ سالگی اولین قهرمانی خود را در مستر المپیا بدست اورد. البته در سال ۱۹۶۹ و در ۲۲ سالگی در مستر المپیا مقام دوم را بدست اورد.
طبق گفته ی خود آرنولد او زیاد طعم شکست را در مسابقات نچشیده است و واقعا نیز همچین است زیرا از ۲۵ مسابقه ی رسمی و بین المللی که داشته است فقط ۲ مسابقه را اول نشده است و در ان دو مسابقه به مقام ۲ رسیده است. نام او در کتاب رکورد های گینس به عنوان بهترین و کاملترین بدن انسانی امده است..اندازه ی بدن او در زمانیکه در اوج شهرت و قهرمانی بود بدین شرح است:
بازوها: ۵۷ سانتی متر سینه: ۱۴۶ سانتی متر کمر: ۸۵ سانتی متر رانها: ۷۴ سانتی متر ساق پا: ۵۰ سانتی متر وزن بدن: ۱۰۸ کیلوگرم قد: ۱۸۸ سانتی متر
عناوین قهرمانی 
  • سال ۱۹۶۳ مسابقه استرهاف اتریش نفر دوم
  • سال ۱۹۶۵ مسابقه جونیور (المان) نفر اول و مستر اروپا
  • سال ۱۹۶۶ عنوان بهترین بدنساز اروپا (المان)
  • سال ۱۹۶۶ قهرمان مستر اماتور اروپا
  • سال ۱۹۶۶ مسابقه NABBA (مستر یورنیوس) نفر دوم
  • سال ۱۹۶۷ مسابقه NABBA نفر اول
  • سال ۱۹۶۸ نفر اول مسابقات پاورلیفتینگ المان
  • سال ۱۹۶۸ نفر اول مسابقه IFBB مستر اینترنشنال (مکزیک)
  • سال 1970 نفر اول مستر المپیا در نیویورک
  • سال 1971 نفر اول مستر المپیا در فرانسه
  • سال 1972 نفر اول مستر المپیا در آلمان
  • سال 1973 نفر اول مستر المپیا در نیویورک
  • سال 1974 نفر اول مستر المپیا در نیویورک
  • سال 1975 نفر اول مستر المپیا در آفریقای جنوبی
  • سال 1980 نفر اول مستر المپیا در استرالیا
زندگی شخصی 

 
آرنولد و همسرش
او هم اکنون ۴ فرزند دارد (۲ دختر و ۲ پسر) و همسر او نیز ماریا شرایور کندی (خواهر زاده ی جان.اف. کندی) است..
از بهترین دوستان او میتوان به فرانکو کلمبو - فرانک زین - چارلز گینز و جورج باتلر اشاره کرد که در دوران ورزشی زندگی او خیلی تاثیرگذار بودند..
زندگی سیاسی 

ArnoldSchwarzeneggerSDJun10.jpg

او در هفتم اکتبر ۲۰۰۳ فرماندار کالیفرنیا به جای گری دیویس شد و در هفدهم نوامبر ۲۰۰۳ سوگند خورد تا راه گری دیویس را ادامه دهد. در شانزدهم سپتامبر ۲۰۰۵ اعلام کرد که می‌خواهد درسال ۲۰۰۶ دوباره فرماندار کالیفرنیا شود. او در سال ۲۰۰۵ بهترین و محبوبترین سیاست‌مدار سال انتخاب شد.
مردم از او به عنوان فرشته نجات کالیفرنیا نام می‌بردند که همانند ترمیناتور با مشکلات مبارزه می‌کرد.
مردم به او القابی چون «درخت زیتون اتریشی»، «نابودگر»، «گاورنِیتور» (واژه مشتق از کلمات انگلیسی «گاورنِر» به معنای فرماندار و «ترمینِیتور» به معنای نابودگر) داده‌اند، او در جوانی در پرورش اندام شهرت زیادی کسب کرد.
زندگی هنری 
 
فیلم‌شناسی 

 


استیون سیگال

سه شنبه 18 مهر 1391
17:33
alihoveida


استیون سیگال

سال عنوان سریال نقش نکات مهم
 
نام اصلی استیون فردریک سیگال
زمینه فعالیت بازیگر
موسیقی‌دان
تهیه‌کننده فیلم
استادورزش 
آیکیدو(دان۷)
ملیت لنسینگ، میشیگان، پرچم ایالات متحده آمریکاآمریکا
تولد ۱۰ آوریل ۱۹۵۲ ‏(۶۰ سال)
لنسینگ، میشیگان
سال‌های فعالیت ۱۹۸۷-تاکنون
وب‌گاه رسمی http://www.stevenseagal.com

 

 

 

 استیون فردریک سیگال (به انگلیسیSteven Frederic Seagal) (متولد ۱۰ آوریل ۱۹۵۲ در لنسینگ، میشیگانتهیه‌کننده فیلم، گیتاریست وبازیگر حرفه‌ای آمریکایی است.

اولین فیلم سیگال با نام «Above the Law» در سال ۱۹۸۸ که یک فیلم موفق بود. در دهه نود زمانی بود که سیگال با بازی در فیلم‌های «Hard to Kill»، «Under Siege» ،«The Patriot» در بین مردم مشهور شد.
سیگال در سال ۲۰۰۹ در فیلم «ماشته» در کنار افرادی چون جسیکا آلبا به ایفای نقش پرداخت.
همچنین برنامه‌ای با نام «Steven Seagal: Lawman» از سال ۲۰۰۹ تا کنون پخش می‌شود که در مورد وی می‌باشد.

استيون سيگال يكي از كم كارترين هنرپيشه هاي هاليوود محسوب مي شود. او عليرغم محبوبيت و شهرت زيادي كه در ميان مردم به ويژه جوانان اكشن پسند دارد، در فيلم ها كمتر ظاهر مي شود. استيون سيگال تنها يك هنرپيشه نيست او يك ورزشكار و موسيقيدان نيز هست. او در زمينه كاراته و چند ورزش رزمي ژاپني به درجه حرفه اي رسيده و كمربند مشكي گرفته و استاد كاراته شده است. او دوست دارد در فيلم هايي نقش بازي كند كه كاملا پليسي و اكشن است و بسياري از فيلم هاي او شباهت زيادي به فيلم هاي جيمز باند دارد. در اين مقاله به شرح حال زندگي اين هنرپيشه رزمي كار مي پردازيم.

 
● كودكي سيگال
استيون سيگال در ۱۰ آوريل ۱۹۵۱ در لانسينگ ميشيگان آمريكا چشم به جهان گشود. پدرش كنتارو سيگال انگليسي و مادرش پاتريشيا با اصليت ايرلندي، كاتوليك بودند. پدر استيون معلم رياضي دبيرستان و مادرش تكنسين اتاق عمل بود.
استيون كوچك پسري خوش زبان و زيرك و با اعتماد به نفس بود. وقتي هفت سال داشت به تقاضاي دوست پدرش در يك فيلم ايفاي نقش كرد. او از همان دوران كودكي به ورزشهاي رزمي ژاپني علاقمند شد.
استيون در عين حال كه كم سن و سال بود اما رفتاري بزرگانه داشت و همچون يك فرد عاقل فكر مي كرد و حرف مي زد.
 
 
او در مدرسه نيز از بهترين شاگردان
كلاس به شمار مي رفت. مادر و پدرش براي ايجاد يك زندگي بهتر تصميم گرفتند به لس آنجلس كاليفرنيا نقل مكان كنند. از اين رو استيون دوران دبيرستانش را در لس آنجلس گذراند و همانجا نيز تحت تعليم استاد هنرهاي رزمي رود كوباياشي قرار گرفت و چند ورزش رزمي ژاپني از جمله كاراته و آبكيدو را آموخت. در حقيقت با ورود به كلاس اين استاد، گويي وارد فرهنگ آسيايي شد و تحت تاثير سنتهاي ژاپني قرار گرفت.
در سال ۱۹۷۴ در حاليكه ۲۳ سال بيشتر نداشت به درجه حرفه اي در ورزش آبكيدو رسيد.پس از فارغ التحصيلي از مدرسه براي يافتن شغل به هر كجا سر زد تا بالاخره در رستوران كينگ برگر كاري پيدا كرد.او به دانشگاه رفت و در رشته تاريخ به تحصيل پرداخت و بعد از پايان تحصيلاتش راهي ژاپن شد. در آنجا با دختري به نام آياكو فوجيتاني آشنا شد. پدر آياكو مدرسه تعليم هنرهاي رزمي داشت.
 
 ● ازدواج با آياكو
استيون با آياكو ازدواج كرد و صاحب دو فرزند دختر و پسر شد. او تحت تعليم پدر آياكو قرار گرفت و چند هنر ورزشي ژاپني را آموخت. متاسفانه پدر همسرش قمارباز و مشروب خوار بود و استيون از رفتار و اخلاق او ناراحت مي شد، لذا تصميم گرفت به آمريكا بازگردد. آياكو نيز حاضر به زندگي در آمريكا نبود و از استيون جدا شد. او به نيومكزيكو رفت و يك مدرسه هنرهاي رزمي ژاپني در آنجا باز كرد.
بعد از مدتي دوباره براي كسب تجربيات بيشتر به اوزاكاي ژاپن رفت و اين بار ورزش هاي ديگري را از رشته كاراته آموخت. او درباره آن روزگار مي گويد: به خود افتخار مي كردم كه در ژاپن به آموزش هنرهاي رزمي مي پردازم.
او علاقه زيادي به فرهنگ و سنت ژاپني ها پيدا كرده بود. سيگال به آمريكا بازگشت و در بوربانك كاليفرنيا به بازگشايي يك مدرسه ورزشي اقدام كرد. او اولين فيلمش را با نام فراتر از قانون يا نيكو در همان دوران بازي كرد و مورد توجه كارگردانان مشهور قرار گرفت و به او لقب (هنرمند قهرمان) دادند. او دستمزدهاي بالايي دريافت مي كرد زيرا بدل نداشت و خودش كارهاي سخت و خطرناك را يك تنه در فيلم ايفا مي كرد.پس از مدتي با (آدريان لاراسا) هنرپيشه هاليوود ازدواج كرد. اما اين ازدواج دوامي نداشت. بعد از مدتي با كلي لبروك هنرپيشه و مدل هاليوود آشنا شد و عليرغم اينكه حاصل اين ازدواج سه فرزند بود اما اين ازدواج نيز فرجام خوشي نداشت و به جدايي ختم شد. سيگال براي فرزندانش يك پرستار گرفت. آريساولف فقط پرستار فرزندان سيگال نشد بلكه به همسري او درآمد و صاحب يك فرزند شدند. دو فرزند سيگال كه ثمره ازدواج اول وي بودند بعد از بزرگ شدن تصميم گرفتند نزد مادرشان به ژاپن بروند. آنان دين بودايي را برگزيدند و به ژاپن بازگشتند. اما بقيه فرزندان سيگال در لس آنجلس مشغول به زندگي هستند. سيگال در طول سالهاي ۱۹۹۸ به بعد در چند فيلم اكشن و پليسي ايفاي نقش كرد. مدتي نيز به تبليغ چند نوشابه انرژي زا و روغن هاي مكمل ورزشي پرداخت.
 
كمپاني موبايل اورنج SA آمريكا نيز از چهره سيگال براي تبليغات محصولاتش استفاده كرد.سيگال كم كم بازيگري را كنار گذاشت و وارد تجارت شد. بعد از طوفان مصيبت بار نيواورلئان، استيون سيگال تصميم به باز سازي اين شهر گرفت. او مي خواهد يك فيلم در نيواورلئان بازي كند و به اين ترتيب موجب بازسازي اين سرزمين طوفان زده شود.پروژه جديد او (شاهزاده هفت تيركش) نام دارد. موضوع فيلم كمي غم انگيز است از اين رو استيون سعي دارد از صحنه هاي غم بار اين شهر استفاده كند و فيلم خود را بسازد و در آن ايفاي نقش داشته باشد. حتي موسيقي اين فيلم هم قرار است توسط سيگال تنظيم شود و عايدي فروش بليت اين فيلم صرف مردم نيواورلئان شود.
● كوتاه از زندگي سيگال
▪ او اولين آمريكايي بود كه ورزش آبكيدوجودو را در ژاپن آموخت.
▪ صاحب كمربند مشكي در كاراته و آبكيدو است.
▪ گياه خوار است و گوشت نمي خورد.
▪ او علاقه زيادي به نواختن موسيقي با گيتار دارد و چند سبك موسيقي را با گيتار ابداع كرده است. او يك معلم موسيقي داشته كه جامائيكايي بوده و آموزش موسيقي خود را مديون معلمش است.
▪ خانه اي در سانتا اينز با دويست هكتار مساحت دارد و در حياط خانه اش به پرورش درخت انگور پرداخته است.
▪ مدتي بادي گارد بوده و به كارهاي بدلكاري مي پرداخته.
▪ استيون سيگال در حين تمرين با شون كانري، مچ دست وي را شكست و به وي آسيب رساند.
▪ از دوستان صميمي جكي چان و پادشاه كارل گوستاو سوئدي است.
▪ در سال ۲۰۰۵ آلبوم موسيقي خود با نام (از دل غار كريستال بخوان) را وارد بازار كرد.
▪ علاقه زيادي به حيوانات دارد و حامي حمايت از حقوق حيوانات است. او در گوشه اي از حياط خانه اش انواع حيوانات خانگي را نگهداري مي كند.
▪ چند مدرسه زنجيره اي آموزش هنرهاي رزمي در ايالتهاي مختلف آمريكا بر پا كرده است.
▪ علاقه زيادي به جمع آوري گيتار در مدل هاي مختلف و شمشيرهاي سامورايي دارد.
▪ به او استاد استيون و يا استاد آبكيدو نيز مي گويند.
▪ تسلط كامل به زبان ژاپني دارد.
▪ به نظريه تناسخ بوداييان معتقد است.
▪ كتابي در زمينه نكته هاي هنرهاي رزمي ژاپن به رشته تحرير درآورده است.
 
فيلم ها
 
نيمه جان، نفوذناپذير، ساعت، آتش زير خاكستر، خارجي، امروز خواهي مرد، ماموريت در تايلند، زخم هاي التيام ناپذير، خروج براي يك قتل، بيل وحشي، نيكو، جاسوس بيگانه، ميهن پرست و خارج از دسترس از جمله فيلم هاي استيون سيگال است
 
فیلم شناسی
 
سال نام اثر نقش
1988 Above the Law Nico Toscani
1990 Hard to Kill Mason Storm
علامت مرگ John Hatcher
1991 در جستجوی عدالت Det. Gino Felino
1992 Under Siege Casey Ryback
1994 On Deadly Ground Forrest Taft
1995 Under Siege 2: Dark Territory Casey Ryback
1996 Executive Decision Lt. Colonel Austin Travis
The Glimmer Man Lt. Jack Cole
1997 Fire Down Below Jack Taggart
1998 The Patriot Dr. Wesley McClaren
1999 بروس را بگیرید (himself)
2001 Exit Wounds Orin Boyd
Ticker Frank Glass
2002 Half Past Dead Sasha Petrosevitch
2003 The Foreigner Jonathan Cold
Out for a Kill Prof. Robert Burns
Belly of the Beast Jake Hopper
2004 Out of Reach William Lansing
Clementine Jack Miller
2005 Into the Sun Travis Hunter
Submerged Chris Cody
Today You Die Harlan Banks
طلوع سیاه جاناتان کولد
2006 Mercenary for Justice John Seeger
مرد سایه ای (فیلم)مرد سایه ای جک فاستر
Attack Force Cmdr. Marshall Lawson
2007 Flight of Fury John Sands
Urban Justice Simon Ballister
2008 Pistol Whipped Matt Conlin
The Onion Movie Cock Puncher
Kill Switch Jacob
2009 Against the Dark Tao
Driven to Kill Ruslan
The Keeper Roland Sallinger
2009– Steven Seagal: Lawman (himself)
2010 A Dangerous Man Shane Daniels
ماشته تورز
2011 Born to Raise Hell Samuel Axel
2012 Maximum Conviction Tom Steele
TBA Tip Of The Spear Unknown
TBA بی ارزش ها ۳ Unknown

 


ژان کلود ون دم

سه شنبه 18 مهر 1391
17:8
alihoveida

 ژان کلود ون دام

 
ژان کلود ون دام، ۲۰۰۷
نام اصلی ژان-کلود کمیل فرانسوا ون ورنبرگ
زمینه فعالیت بازیگر، ورزشکار
ملیت بلژیک
تولد ۱۸ اکتبر ۱۹۶۰ ‏(۵۱ سال)
سنت آگاتا برخم، بروکسل، بلژیک
همسر(ها) کاتلین تریدو
وب‌گاه رسمی www.jeanclaudevandamme.be
 
JEAN CLAUDE CAMILLE FRANCOIS VAN VARENBERG- معروف به فرانکی متولد 18 اکتبر 1960 (26 مهر 1339) در بروکسل پایتخت بلژیک می باشد. بدلیل داشتن اسنعداد خیره کننده در ورزش کیک بوکسینگ علاوه بر بدست آوردن عناوین ملی وی توانست به فیلمهای رزمی اروپا وارد شود اما این تمام افتخارات  جان کلود نیست وی در رشته های ورزشی همچون ژیمناستیک و مشت زنی دارای مفامهایی است. جان با عضلاتی ورزیده و اندامی متناسب لقب عضلات بروکسل را به خود اختصاص داد و با راهیابی به سینمای حرفه ای امریکا و بازی در فیلمهای بین المللی به پادشاه بلژیک مشهور شد. با وروذ وی به عرصه سینما و مشغله ی فراوان جان نتوانست ورزش حرفه ای را ادامه دهد.با بازی در فیلمهایی ماننده شیردل و کیک بوکسور وی موفق شد رقیبی سرسخت برایجیسون اسکات لی و جو بو فت از ستارگان فیلمهای رزمی به سبک شرقی باشد. همچنین با بازی در فیلمهای ماجرایی اکشن ماننده سرباز جهانی و بدل توانست خود را در حد آرنولد شوارتزنگر و سیلوستر استانلونه(راکی) برساند. وی همچنین در فیلمهایی به سبک استیون سیگال ماننده حادثه در ترن و راهی برای نیستنیز موفق بود. فرانکی با جهره ای آرام و لبخده زیبایش خیلی زود خود را در هالیبود تثبیت کرد. در ضمن وی با نقش آفرینی بیادماندنی در فیلم دوقلوها هنر بازیگری خود را به رخ همگان کشید.در فیلمهای فرانکی یک نوع روح انسان دوستانه موج میزند و همیشه خوبها در مقابل بدی و پلیدی ایستادگی میکنند.جان کلود ون دام با بازی در فیلمپلیس مرزی نشان داد در سن 47 سالگی هم میتواند اون نشاد و تحرک را در آثارش به مخاطب القا کند.
 
فیلمشناسی 
سال نام فیلم نقش  
1984 Breakin' Guy dancing in the background  
Monaco Forever Karate Man
Missing in Action Car Driver  
1986 نه سازش، نه تسلیم Ivan Krushensky  
1988 رینگ خونین Frank Dux  
عقاب سیاه Andrei
1989 سیبورگ Gibson Rickenbacker
کیک بوکسور Kurt Sloane  
1990 حکم مرگ Louis Burke
شیردل Lyon Gaultier  
1991 ضربه دوجانبه Alex Wagner/Chad Wagner
 
1992 سرباز جهانی Luc Deveraux/GR44
1993 هدف سخت Chance Boudreaux  
Nowhere to Run Sam Gillen  
آخرین حرکت قهرمان Himself  
سیبورگ ۲ Gibson Rickenbacker  
1994 مبارز خیابانی Colonel William F. Guile  
پلیس زمان Max Walker  
کیک بوکسور ۴ Kurt Sloane  
1995 مرگ ناگهانی Darren McCord
1996 نهایت خطر Alain Moreau/Mikhail Suverov  
جستجو Christopher Dubois
 
1997 تیم دونفره Jack Quinn  
1998 لژیونر Alain Lefevre  
گرمای بیابان Marcus Ray
1999 سرباز جهانی: بازگشت Luc Devereaux  
Inferno Eddie Lomax  
2001 The Order Rudy Cafmeyer/Charles Le Vaillant  
بدل Edward "The Torch" Garrotte/Replicant  
2002 Derailed Jacques Kristoff
2003 در جهنم Kyle LeBlanc
2004 بیداری مرگ Ben Archer
نارکو Jean's ghost by Lenny
2006 The Hard Corps Phillip Sauvage
Second in Command Sam Keenan
The Exam Charles
2007 تا دم مرگ Anthony Stowe
2008 The Shepherd: Border Patrol Jack Robideaux  
جی‌سی‌وی‌دی JCVD  

آنجلینا جولی

سه شنبه 18 مهر 1391
16:29
alihoveida

 

آنجلینا جولی
نام اصلی: آنجلینا جولی ویت
 
تولد: ۴ ژوئن ۱۹۷۵(سن:۳۷ سال)
 
محل تولد: لس آنجلس، کالیفرنیا
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۹۳ - تا کنون
 
همسر(ها): جان لی میلر (۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹)بیلی باب تورنتون(۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳)
 
 
شریک(های)زندگی: برد پیت(۲۰۰۵-تاکنون)
 
فرزندان: شیلو، ناکس لئون، ویوین مارشلین مدوکس، پکس، زهرا ( فرزند خوانده )
 

 

آنجلینا جولی ویت (به انگلیسیAngelina Jolie Voight) زادهٔ ۴ ژوئن ۱۹۷۵ بازیگر و مدل آمریکایی و " سفیر حسن نیت " سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است . او بارها و بارها توسط مجله‌ها و مراسم‌های مختلف به عنوان زیباترین، سکسی‌ترین و بهترین مادر بازیگر و ... انتخاب شده است. هم‌چنین او توانسته سه بار جایزه گلدن گلوب، دو بار جایزه اتحادیه بازیگران سینما و یک بار جایزه اسکار را تصاحب کند. 

زندگی‌نامه 

وی در شهر لس آنجلس متولد شد.پدر وی اصالتی آلمانی اسلواک ,[۱][۲]و مادرش اصالتی هلندی و فرانسوی کانادایی دارد.[۱]او فعالیت به عنوان مدل را از دوازده سالگی شروع کرد و در شهرهایی مثل لندن و لس‌آنجلس مدل مشهوری شد. او در جوانی در کلیپ‌های خوانندگانی چونرولینگ استونز، میت لوف، لنی کراویتز، انتولینو وندیتیو بازی کرد، اولین نقش سینمایی وی در فیلم «هکرها» بود که داستان پنج دانش‌آموز هکر را روایت می‌کند.
آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آوارگان و پناهندگان مشغول است.
وی آخرین بار در روز ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ با حضور در کمپ پناهندگان سوری در شهر آلتین اوزو از توابع ترکیه با پناهندگان سوریه ای دیدار کرد. [۳]
ازدواج 

 
همسر اوّل وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد، همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند، ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.
پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه‌شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.آنحلینا جولی به همراه براد پیت علاوه بر سه فرزند طبیعی خود سرپرستی مدوکس پسر بچه یتیم اهل کامبوج، پکس کودک ویتنامی و یک دختر یتیم اهل اتیوپیبه نام زهرا را بر عهده دارند.
براد پیت در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۲ رسماً اعلام کرد که او و جولی تصمیم به ازدواج دارند. او گفت: «ما تصمیم گرفته بودیم ازدواج نکنیم تا زمانی که برای هیچ زوجی منع ازدواج وجود نداشته باشد ولی گمان نمی‌کنم دیگه بتوانیم بیش از این مقاومت کنیم. ازدواج ما برای بچه هایمان خیلی مهم است و همیشه در این باره از ما سؤال می‌کنند. برای من هم مهم است. دوست دارم آن نوع تعهد ایجاد بشود.» در ادامه گفتگو زمانی که از او پرسش شد آیا رسماً از جولی خواستگاری کرده یا نه، وی جواب داد: «دیگر از این فراتر نمی‌روم... ولی زمانی که عاشق کسی هستی و با او یک خانواده تشکیل بدهی و خودت هم دوست داری یک تعهد بین‌تان ایجاد بشود و نتوانی خیلی خنده‌دارست، فقط مضحک.گفته می شود آنجلینا جولی از زن های معروف آمریکا است »[۴]
 
5نکته جالب و خواندنی درمورد آنجلینا جولی!
 
آنجلینا در دوران نوجوانی وقتی نتوانست در کار مدل شروع به فعالیت کند، افسردگی پیدا کرد و وقتی این افسردگی‌اش به اوج رسید اقدام به خودکشی و بریدن رگ دستش کرد...
 
آنجلینا در دوران نوجوانی وقتی نتوانست در کار مدل شروع به فعالیت کند، افسردگی پیدا کرد و وقتی این افسردگی‌اش به اوج رسید اقدام به خودکشی و بریدن رگ  دستش کرد. همانطوریکه خودش می‌گوید: به خاطر بعضی دلایل زمانیکه من در حال انجام مراسم خودکشی بودم! و درد را حس می‌کردم می‌توانستم زنده بودن را حس کنم و می‌توانستم نوعی از آزادی را احساس کنم و به هرجهت این کار خودش نوعی درمان برای من به حساب می‌آمد.
 
آنجلینا 13 تاتوی مشهور را روی بدنش خاکوبی کرده. دو تا ازخالکوبی‌ها جمله‌های زیبای تنسی ویلیامز می‌باشد و همین طور مکان تولد بچه‌هایش را هم روی بازویش چپش خالکوبی کرده است.
 
وقتیکه با بیلی باب ترونتون بازیگر ازدواج کرد، هردو خون یکدیگر را داخل شیشه‌ای کوچک به گردنشان آویزان می‌کردند و آن را نمادی از عشقشان به یکدیگر می‌دانستند.
 
آنجلینا اصلا از جلب توجه کردن و عجیب بودن خجالت نمی‌کشد. در سال 1996 وقتیکه با جانی لی میلر بازیگر بریتانیایی ازدواج کرد، یک شلوار چرم مشکی و تی شرتی سفید را برای لباس عروسی انتخاب کرد و با خون خودش روی تی شرتش اسم شوهرش را نوشت.
 
وقتیکه شیلو به دنیا آمد عکاسی که اولین عکسها را از شیلو انداخت مجموعا از این عکسها 10 میلیون دلار سود کرد و خود آنجلینا و پیت هم سهم خودشان را تماما به موسسات خیریه بخشیدند. 
 
 
در رسانه‌ها 
 
در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۸۹، سایت spoof در خبری طنزآمیز اعلام کرد که مطابق اسناد افشا شده توسط ویکی لیکس آنجلینا جولی جاسوس سازمان سیایوده‌است. با وجود تاکید سایت spoof در مورد طنز بودن خبر خود، رسانه‌ها این خبر را به عنوان یک خبر جدی منتشر کردند.[۵]

فیلم‌ها
 
تندیسهای زوج آنجلینا جولی و برد پیت در موزه مادام توسو لندن.

 

جوایز
 
چپ‌دستان سرشناس
 
بازیگران برنده جایزه ساترن نقش اول زن

 


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 22 صفحه بعد